هفته سرنوشتساز!
به هفته سرنوشتساز آبان نزدیک شدیم و ابتدای این هفته را آغاز کردیم. هفتهای که در آن پاییز به میانه میرسد، چله پرچالشی که از آن در ابتدای پاییز صحبت کردیم به انتهای خود نزدیک میشود و بهواقع، به عقیده بسیاری، تحولات و اتفاقات سیاسی که این روزها تمام تن و روح بازار را تسخیر کرده، به نقطه عطف و حساس خود خواهد رسید که به هر حال باید تعیین تکلیف شود.
به گزارش آوای آگاه، معاملات روز جاری با افت 128 هزار واحدی شاخص کل به اتمام رسید و در نهایت این نماگر در ارتفاع 7 میلیون و 838 هزار واحد به کار خود پایان داد. شاخص هموزن هم کاهش 13 هزار واحدی را تجربه کرد و به سطح 2 میلیون و 196 هزار واحد رسید. نمادهای فملی و فارس نیز بیشترین اثر منفی را بر شاخص کل داشتند.
در پایان بازار امروز، 70درصد نمادها سرخپوش و 30درصد سبزپوش بودند و ارزش صفوف خرید 5/6 همت و ارزش صفهای فروش حوالی 7 همت ثبت شد. همچنین در این روز ارزش معاملات به 30 همت رسید و از سوی حقیقیها 4/8 همت نقدینگی از بازار خارج شد.
در این میان؛ شاخص کل فرابورس تحت تأثیر منفی نمادهای کگهر و فزر 256 واحد کاهش یافت و در سطح 66,127 واحد قرار گرفت.
ترینهای معاملات بورس
فلزات اساسی، فرآوردههای نفتی و شیمیایی بیشترین ارزش معاملات را به خود اختصاص دادند. از نظر حجم معاملات نیز گروههای خودرو، بانک و فلزات اساسی در صدر قرار گرفتند.
ورود و خروج پول حقیقی
در معاملات امروز؛ بیشترین خروج پول از گروه محصولات شیمیایی، فلزات اساسی و فرآوردههای نفتی رخ داد و در سمت مقابل بیشترین ورود پول در گروه حمل و نقل و لاستیک و پلاستیک رخ داده است. در میان نمادها نیز پکرمان، شسپا و سیمکات بیشترین استقبال را از سوی حقیقیها داشتند و فولاد، شپنا و تاپیکو بیشترین حمایت حقوقیها را تجربه کردند.
امروز بازار لباس رزمی و شلوار جنگی پوشیده بود و همهجوره خود را برای جنگ آماده میکرد. بازار این هفته، در یک هفته سرنوشتساز و آغاز روزی خاص، با چنان منفیای آغاز کرد که گویی همین حالا جنگ در پیش است. نکته بسیار جالب این بود که در میانه خبرها، اتفاقات مثبت مذاکرات و خبرهای مثبت هم به چشم میخورد، ولی اندک حاضران در بازار ترجیح میدادند به خبرهای سوخترسانها وزن بدهند تا خبر مذاکرات! و نتیجه همین شد که امروز دیدیم و میبینیم ...
به هفته سرنوشتساز آبان نزدیک شدیم و ابتدای این هفته را آغاز کردیم. هفتهای که در آن پاییز به میانه میرسد، چله پرچالشی که از آن در ابتدای پاییز صحبت کردیم به انتهای خود نزدیک میشود و بهواقع، به عقیده بسیاری، تحولات و اتفاقات سیاسی که این روزها تمام تن و روح بازار را تسخیر کرده، به نقطه عطف و حساس خود خواهد رسید که به هر حال باید تعیین تکلیف شود.
این هفته سایه جنگ بیش از هر چیزی روی سر بازار قرار دارد و مهمترین اتفاق و تحول، انتخابات میاندورهای آمریکاست که آن هم نه به خاطر نتیجه آن، بلکه به این دلیل که پس از آن احتمالاً شاهد رویدادهای مهمی در این حوزه باشیم. ببینید، در ظاهر ماجرا بازار اینطور فکر میکند که این هفته و بهطور کلی این روزها باید شاهد تغییراتی در فضای سیاسی باشد. این تغییرات یا باید در فاز مثبت مذاکره و توافق دوباره باشد و یا احتمالاً جنگ. همین موضوع باعث میشود ما هرچه به رویداد انتخابات نزدیکتر شویم، بازار محافظهکارانهتر و با جو تردید بیشتری در بازار حاضر شود؛ شبیه آنچه در بازار امروز شاهد بودیم. بسیاری هم که این روزها میبینید در سمت فروش فعال هستند، اصلاً نمیخواهند ریسک این تحول را بردارند و ترجیح میدهند در این مدت تماشاچی باشند.
طی روزهای گذشته، این موضوع بیش از همیشه به چشم میآمد که فروشندههای بازار عزم جدیتری برای فروش داشتند و بدون تعارف، اگر چهارشنبه نقش صندوقهای تثبیت و توسعه در معاملات نبود، بازار فرقی با امروز نمیکرد و شاید فرق بازار امروز با روزهای قبل، همین عدم حضور این صندوقها یا حضور کمرنگ آنها بود.
درمورد تحولات صندوق تثبیت و توسعه دوباره مفصل صحبت خواهیم کرد، اما همین را بدانیم که طی این مدت، دست فروش، دست قویتر و محکمتری در بازار بود و کمک صندوق تثبیت و توسعه به این توازن کمک کرد. به هر حال، ما بازار را و بهطور کلی این هفته را با این شرایط و این چالش آغاز میکنیم که قرار است اتفاقات مهمی برای بازار و تصمیمگیری در مورد سیاستهای کلان سیاسی رخ دهد.
یک نکته را هم اعتراف کنیم؛ انصافاً بازار پویاتر و عالیتر شده است. اگر چند سال قبل در مواجهه با چنین رویدادی قرار داشتیم، بازار از دو هفته قبل خود را باخته بود، ولی امروز میبینیم که شجاعانه در چند روز قبل از یک تحول خاص سیاسی، نه اینکه منفی نباشد، ولی خود را نباخته، هنوز مقاومت میکند و شرایط را پیش میبرد. این شجاعت بازار است که البته معتقدیم بخشی از این شجاعت از دل گزارشها و کدال بیرون میآید که امروز سوت پایان رالی سنگین گزارشها در کدال را شاهد بودیم و مرحله بعد این گزارشها به روزهای ابتدای آذر موکول خواهد شد.
طی این چند روز اول هفته بیشتر در مورد گزارشها صحبت خواهیم کرد، اما بهطور کلی، گزارشهای ماهانه، گزارشهایی بود که چند مؤلفه مهم را نشان داد: از میانگین بهار بهتر بود، در حد میانگین تابستان ظاهر شد و اندکی از شهریور عقبتر مانده بود، ولی بهطور کلی میتوان گفت که گزارشهای بسیار خوبی در شکل ماهانه گزارشهای مهر منتشر شد که بخشی از نگرانی بازار را به واسطه ترس از محاصره اقتصادی از بین برد.
البته تأکید میکنیم که کاهش و افت تولید در بسیاری از شرکتها روشن و مشهود است. اصلاً طبیعی است که زیر چنین فشاری هر اقتصادی کلاپس میکرد و انصافاً خوب پیش رفتیم که تا به امروز به چنین اعدادی رسیدیم، اما بخشی از این کاهش تولید و فروش با افزایش نرخ، اعم از نرخ فروش و نرخ ارز و نرخ تسعیر، جبران شده و ما شاهد این بودیم که گزارشها از بعد ریالی، گزارشهای قابل قبولی بودند و اکثر شرکتها توانستند طی گزارشهای میاندورهای و ماهانه دو چراغ سبز را دریافت کنند که اگر میبینید بازار شجاعت نصفهونیمهای در سمت خرید دارد و شرایط خوبی را در انتخاب سهمها روی تابلو و سبز بودن برخی از آنها میبینیم، به همین دلیل است.
یک نکته دیگر را هم بیان کنیم؛ از امروز تا قبل از انتخابات آمریکا، به نظر راند آخر جدال بین گزارشها و شرایط بنیادی و همچنین تحولات سیاسی است. پس از آن است که بازار، چه در این راند پیروز باشد و چه مغلوب، خود را به دنیای سیاست میسپارد و احتمالاً منتظر تعیین تکلیف دوگانه جنگ و صلح خواهد شد.
کمتر به این شکل و با این شدت به این موضوع اشاره کردهایم، اما فکر میکنیم اگر بخواهیم مسیرهای پیش روی بازار را ترسیم کنیم، دو مسیر شفاف و روشن و یک مسیر مبهم وجود دارد. ابتدا از مسیر مبهم صحبت کنیم؛ مسیری است که سایه جنگ روی سر ما حفظ میشود. هر شب و هر روز از ترس آن شبها میخوابیم و صبح از خواب بیدار میشویم، اما اتفاقی رخ نمیدهد یا مذاکره میکنیم و سایه جنگ هم است. این مسیر مبهم، فشار اقتصادی و محاصره اقتصادی را احتمالاً تنگتر میکند، اما جنگی رخ نمیدهد. البته در این فضا بازار خیلی نگران نیست و به نظر با کمک دلار و فضای افزایش نرخها، مسیر گاماسگاماس مثبت خود را پیش میبرد، ولی نیاز داریم سایه جنگ دور شود.
اما دو مسیر دیگر که تقریباً همه در مورد آن صحبت میکنند، یک طرفش جنگ است و یک طرفش صلح. طرف صلحش که روشن است؛ کوچکترین اتفاق و رویدادی در سمت توافق و برطرف شدن سایه جنگ مطرح شود و یا منجر به برداشته شدن محاصره اقتصادی گردد، بدون هیچ تعارفی، یک رالی تمامعیار کوتاهمدت طلایی را در پاییز رقم میزند که اولین هدف آن فتح ۱۰ میلیون خواهد بود. کوچکترین زمزمههایی از این موضوع و اجرایی شدن آن، رویدادی است که بازار را به سمت بهبود و برنده شدن در این فضا پیش میبرد و البته بازاری که فنرش جمع شده و گزارشهای خوب را نیز در دل خود دارد، با شتاب قویتری میتواند این برگشت را تجربه کند.
پس مسیر زیبای صلح، اگر اتفاق بیفتد که امیدواریم بیفتد، روزهای شیرینی در انتظار اهالی بازار است. اما آن طرف ماجرا، مسیر تلخ جنگ هم وجود دارد؛ مسیری که اگر منجر به جنگ زیرساختی شود، نمیدانیم با این شدت بگوییم یا نگوییم، اما احتمالاً یک مرگ مغزی و یک کمای موقت را برای بازار رقم میزند و صنایع مختلف را به واسطه این جنگ زیرساختی به حاشیه میبرد. کار بازار در این صورت بسیار سخت است. به کسانی که این روزها در بازار فروشنده هستند حق میدهیم که از ترس این رویداد و دیوانههایی مثل ترامپ و نتانیاهو، تماشاچی بوده و محافظهکارانهتر و با احتیاط پیش بروند.
این سه مسیر پیش روی بازار است و معتقدیم هر روز که میگذرد و هرچه جلوتر میرویم، چشمانداز این مسیرها و قرار گرفتن بازار در هر یک از آنها روشنتر میشود. روز قبل و هفته گذشته در مورد سناریوهای سیاسی صحبت کردیم و سعی میکنیم روزهای بعد هم با روشنتر شدن فضا این موضوع را داشته باشیم، اما باید فقط و فقط امیدوار بود که اتفاقات منفی برای بازار رخ نداده و چالش منفی را در بازار نداشته باشیم. این روزها بازار به اندازه کافی چوب ریسکهای سیاسی را خورده و امیدواریم در این چند صباح باقیمانده، حرکت در مسیر صلح و توافق را پیش ببریم.
در هر صورت، ما هستیم و بازاری که با گزارههای مختلف ابهامآمیز سیاسی مواجه است و اتفاقاً همین ابهامات و غیرقابلپیشبینی بودنها منجر به سودهای قوی و شناسایی فرصتهای طلایی میشود. شک نکنید که در دل این بحران و این احتیاط، سودهای بزرگی نهفته است که امیدواریم با بهبود اوضاع سیاسی، روی خوش خود را به بازار نشان دهد.
اما چرا این حجم از خوشبینی را به بازار در صورت توافق و فضای سیاسی داریم؟ روزهای گذشته موضوعی را نوشتیم که مورد سؤال برخی از دوستان بود. نوشتیم حتی اگر جنگی رخ بدهد، اما زیرساختی در آن آسیب نبیند، بازار بعد از این اتفاق میتواند مسیر صعود را در پیش بگیرد. پس از این گفتمان، گزارشها تا حدودی منتشر شد و به بازار رسید. پیبهای بازار از حوالی ۱۰ به حوالی ۷ رسید، پیبهاس بازار اصلاح شد و با گزارشهای ماهانه جدید اعداد پایینتری را گرفت، پیبهای فوروارد که همیشه چراغ راه آینده است هم با این گزارشها اصلاح شد و زیر ۵ است.
شاید حالا توضیح دلیل خوشبینی ما روی اعداد و ارقام بتواند شکل دقیقتری به خود بگیرد. وقتی ما جنگ را آغاز کردیم، پیبهای تیتیام بازار حوالی ۶.۶ و همین دور و بر بود. هیچ افق و چشماندازی از پیبهای فوروارد وجود نداشت و بسیاری آن را حتی کمتر از ۶ نمیدانستند، اما ورق چرخید و بازار به این شکل پیش رفت و در هر ماه گزارشها این موضوع را پیش بردند و حالا به نقطهای رسیدهایم که وقتی میگوییم بازار ۱۰درصد پایینتر دوباره نقطه خرید و جای امن و کمریسک میشود، بهخوبی از روی نمودار و اعداد قابل دفاع است.
با این نرخ نیما، با این فضای افزایش نرخها، چشمانداز سود سال ۱۴۰۶ شرکتها روشن است. نمیگوییم دو برابر، ولی حداقل ۵۰درصد از اعداد فعلی بالاتر خواهند بود؛ بهخصوص اگر ریسک محاصره و شرایط جنگ برطرف گردد که حتی این اعداد بالاتر هم خواهد بود. در پیبهای تیتیام هم ۳ الی ۴ روز منفی بازار را به نقطهای میرساند که از بعد نموداری انگار روزهای پس از بازگشایی بعد از جنگ است. در پیبهاس هم به همین شکل، ارزش دلاری همین را تأیید میکند و ... همه و همه نشان میدهد که بازار در نقطه مهم تصمیمگیری قرار دارد.
بسیاری اگر میخواهند موضوع را سادهسازی کنند، باید به این موضوع بپردازیم که اگر از دل این جنگ و این زد و خورد و افزایش ریسکها، جنگ زیرساختی بیرون نیاید و صلح، مذاکره، توافق، رفع حصر و محاصره اقتصادی ایجاد شود، ما نمیگوییم رالی شبیه این چند ماه فضایی نزدیک به این روزها را تجربه خواهیم کرد. گفتن این حرف بعد از این حجم رشد و بعد از این اتفاقات، کمی سخت و عجیب است، اما مبنای ما گزارشهاست و جمعبندیای که از دل این گزارشها بیرون میآید. اگر نظری بیان میشود، مبنای آن این گزارشها و کدال است. و صدالبته طی این مدت اثبات شد که بیکلکترین و قویترین ابزاری که میتواند به بازار ما کمک کند، همین کدال خواهد بود.
قطعاً ما پیشگوی سیاسی نیستیم و در پیشبینی تحولات سیاسی هم خیلی ماهر و دقیق عمل نکردهایم، اما از دل آنچه تا به اینجا گفته شد، یک نکته بیرون میآید: اگر بتوانید تحولات پیش رو را با علم و مختصات علمی خود و آنچه میگذرد پیشبینی کنید و گارد خود را در بازار هم مشخص نمایید، به یک سؤال میلیوندلاری پاسخ دادهاید.
از دید ما، هر یک از اتفاقات و رویدادها رخ بدهد، واکنش بازار روشن است و اینجا دیگر ریسکپروفایل و قدرت ریسکپذیری و پیشبینی شماست که استراتژی شما روی پورتفو را مشخص میکند. و این را هم بگوییم: نه باید و نه میتوان به این ماجرا خوشبینانه نگاه کرد و همهچیز را نادیده گرفت و نه باید از ترس مرگ، خودکشی کرد. گذر زمان همهچیز را روشن میکند، اما باتوجه به روشن شدن ابعاد اتفاقات، جوری برنامهریزی کنید که تحولات پیش رو، پورتفوی شما و زندگی شما را غافلگیر نکند. این شاید مهمترین استراتژی پیش رو میتواند باشد.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید