سونامی آبی! طوفان سبز
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که آن جو خوب و قاطعی که بسیاری از عدم وقوع جنگ پیشبینی میکردند، رفتهرفته در حال پیش بردن بازار بوده و رنگ غالبی را در بازار رقم زده است. البته هنوز تردید نسبت به اتفاقات و رویدادها وجود دارد، چراکه دوباره اخبار جنگی سر برآورده و میتواند ترس را افزایش دهد.
به گزارش آوای آگاه؛ معاملات امروز با برتری تقاضا کار خود را آغاز کرد و شاخص کل بورس پس از چند روز غلبه فشار عرضه، موفق شد بار دیگر به کانال ۸ میلیون واحد بازگردد. در این راستا؛ اولین روز معاملاتی هفته با افزایش ۱۷۰ هزار واحدی شاخص کل به اتمام رسید و درنهایت این نماگر در ارتفاع ۸,۰۸۳,۶۷۲ واحد قرار گرفت.
در روز جاری 84درصد نمادها در محدوده مثبت و 16درصد در محدوده منفی معامله شدند. در پایان بازار امروز، 428 نماد صف خریدی به ارزش 12/5 همت و 40 نماد صف فروشی به ارزش بالغ بر یک همت ثبت کردند. همچنین در این روز ارزش معاملات به 33/4 همت رسید و از سوی حقیقیها 4/4 همت نقدینگی به بازار تزریق شد.
در این میان؛ شاخص هموزن هم با رشد ۳۱ هزار واحدی در ارتفاع ۲,۲۵۹,۸۶۸ واحد به کار خود پایان داد. شاخص کل فرابورس نیز تحت تأثیر مثبت نمادهای آریا، کگهر و مارون با افزایش 951 واحدی مواجه شد و به سطح 67,964 واحد رسید.
ترینهای معاملات بورس
فلزات اساسی، شیمیایی و فرآوردههای نفتی، بیشترین ارزش معاملات را به خود اختصاص دادند. از نظر حجم معاملات نیز گروههای بانک، خودرو و فلزات اساسی در صدر قرار گرفتند.
ورود و خروج پول حقیقی
در معاملات امروز؛ بیشترین ورود پول در گروههای فلزات اساسی، محصولات شیمیایی و فرآوردههای نفتی رخ داده است. همچنین بیشترین خروج پول نیز در گروههای ماشینآلات و تجهیزات، زراعت و خدمات فنی و مهندسی رخ داده است. همچنین در روز جاری؛ نمادهای فباهنر، شپنا و فولاد بیشترین استقبال را از سوی حقیقیها داشتند و احیا، فکور و انتخاب بیشترین حمایت حقوقیها را تجربه کردند.
بازار امروز هم نان سونامی آبی را میخورد که چند روز پیش ایجاد شد و جو خوشبینی ناشی از کاهش ریسک جنگ را رقم زد، ولی هنوز رد پای احتیاط بین معاملات بسیاری از سهامداران به چشم میخورد و همین عاملی شد که فضای بازار امروز کمی با جو تردید آغاز شود و رفتهرفته بهتر شود. بازار کمی سردرگم است و وقتی روند میگیرد، چه در سمت خرید و چه در سمت فروش، دنبالهروی و جوزدگی را تشدید میکند و همین میشود که اول روند کمی کار حساس و متفاوت است و اگر مثبت پیش برود، با سرعت بالایی این مثبت تکثیر میشود و البته جو خوب بازار و بنیاد شرکتها هم در این موضوع مؤثر است.
اما امروز نیمه دوم پاییز را آغاز میکنیم و روزهای خاص و متفاوتی پیش روی ماست. حقیقت امر این است که بازار این روزها به ما میگوید نه از مثبت ایجاد شده باید پایان احتیاط را اعلام کرد و نه با خبرهای فعلی نباید بیگدار به آب زد.
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که آن جو خوب و قاطعی که بسیاری از عدم وقوع جنگ پیشبینی میکردند، رفتهرفته در حال پیش بردن بازار بوده و رنگ غالبی را در بازار رقم زده است. البته هنوز تردید نسبت به اتفاقات و رویدادها وجود دارد، چراکه دوباره اخبار جنگی سر برآورده و میتواند ترس را افزایش دهد. روزهای مختلف پیش رو با چاشنی جنگ و صلح میآیند و میروند و همه مشغول ارزیابی و تماشا هستند. درست است که بعد از انتخابات و سونامی آبی دموکراتها و جریان سبز، بازار کمی انگیزهها برای رشد و ترس از بازار را کمتر کرده، اما هنوز هیچچیز مشخص نیست و هنوز ترس از رویدادهای غیرمنتظره روی سر بازار است، ولی با شدت کمتر. امروز هم با همین اتفاق و همین رویداد، کار پیش رفت و آغاز شد.
ما در حالی نیمه دوم آبان را آغاز میکنیم که بهنظر میرسد رویدادهای مهمی میتواند در نیمه دوم پاییز پیش روی سهامداران قرار گیرد. ما دو رویداد کدالی را داریم که یکی در انتهای آبان و آن یکی در ابتدای آذر است که گزارشهای آبان را روایت میکند و دیگری که البته به زمستان و اوایل زمستان موکول میشود. در این میان، گزارشهای حسابرسیشده و تلفیقی زیرمجموعهها نیز میتواند رویداد مهمی باشد، اما بهواقع اگر بخواهیم در یک نیمه ۴۵ روزه از کدال حرف بزنیم، این بار وزن کمتری را به کدال میدهیم و قاعدتاً وزن جریانهای سیاسی و اقتصادی، بهخصوص سیاسی، روی سر بازار زیاد است.
پس اگر بخواهیم در یک تقسیمبندی کلی، سه دسته رویداد برای نیمه دوم پاییز ترسیم کنیم، ضعیفترین آن کدال خواهد بود که کمخبر پیش میرود و قویترین آن رویدادهای سیاسی است که مشخص شدن و تعیین تکلیف جنگ یا صلح در مدت کوتاه این مقطع رخ خواهد داد. البته این را هم در نظر داشته باشید که در نیمه دوم آبان، ما با یک چالش دیگر هم مواجه میشویم که از الآن زود است درمورد آن صحبت کنیم، اما به هر حال احتمالاً از اواخر آبان و بهخصوص در آذر سراغ بازار خواهد آمد و آن هم چالش انرژی است. ما احتمالاً آذر و دی پرچالشی را از این موضوع داریم و ممکن است اخبار توقف صنایع، یکی در میان، اوضاع را تغییر دهد. البته در کنار این موضوع، رویدادهای اقتصادی سومین اتفاق مهم نیمه دوم پاییز است؛ رویدادهایی نظیر تغییرات نرخ ارز آزاد و نیما، بودجه، بورس کالا، بازارهای جهانی و مواردی از این دست که در طبقهبندی کلانتری از اقتصاد قرار میگیرد.
به این موضوع معتقدیم که نرخ ارز میتواند و قابلیت این را دارد که یک مسیر دوباره خوب و قوی برای بازار ایجاد کند و دستش را بگیرد و پابهپا پیش ببرد. البته همه اینها را بیان میکنیم و باز هم تأکید میکنیم که در نیمه دوم، آنچه تعیین کننده است، جریانهای سیاسی است. جریانها و خبرهای سیاسی به نقطهای رسیده که هم قابلیت برهم زدن این بازیها را دارد و هم میتواند یک بازی جدید را ایجاد کند و از همین روست که معتقدیم نیمه دوم پاییز میتواند سرمنشأ اتفاقات و تحولات بزرگی برای کلیت بازار شود.
از بعد نموداری هم شاید بازار در محدودههای فعلی، محدوده متعادلی باشد، اما بهنظر میرسد اتفاق عجیبوغریبی رخ ندهد. ما در نیمه دوم پاییز به ۱۰ میلیون نزدیک میشویم. کف بازار در قیمتهای فعلی تا حدودی بسته شده و میتواند نقطه خوبی برای بازار و سهامداران باشد، اما از این موضوع غافل نشوید که دو ریسک سیاسی و انرژی، ریسکهای اثرگذار در فضای پیش روی بازار خواهند بود.
با این مقدمه، نیمه دوم پاییز را آغاز کردیم که بهنظر، برخلاف نیمه اول، باید رویدادهای سیاسی را با اهرم و وزن بیشتری مدنظر قرار دهیم.
درمجموع، آنچه مشخص است، این است که در نیمه دوم، ما وزن خبرها و اتفاقات سیاسی را بیشتر و وزن جهتدهی کدال به بازار را کمتر میبینیم. نیمه دوم، نیمه حرکت قویتر خبرهای سیاسی و اقتصاد کلان برای بازار است که همهچیز را درگیر خواهد کرد و البته یکی از سختیهای این حوزه این است که قابلیت پیشبینی را از بازار گرفته و حرکات آن را محدود میکند. این اتفاقی نیست که خوشایند بسیاری در بازار باشد و همین باعث میشود احتمالاً هرچه جلوتر میرویم، اگر این ابهامات حل نشود، شاهد خواهیم بود که حجم معاملات آرامآرام از بازار قهر کرده و بیشتر تماشاچی خواهد شد.
پس در جمعبندی باید اذعان کرد که تحولات سیاسی، رویدادهای اقتصادی، فضای انرژی و در نهایت کدال، چهار عاملی هستند که مسیر نیمه دوم پاییز را مشخص خواهند کرد. سعی کردیم چهار مورد بالا را به ترتیب پررویداد بودن در نیمه دوم پاییز ذکر کنیم. فراموش نکنید که هنوز هیچچیز در دنیای سیاست و ریسکهای سیاسی به پایان نرسیده و با خیال این موضوع نباید از رفتارهای پرهیجان پیشروی کرد و احتیاط را کنار گذاشت. شاید بشود حالا با گامهایی قویتر و شجاعانهتر در بازار حرکت کرد و ریسکهای بزرگتری برداشت، اما هنوز جنبه احتیاط را باتوجه به این فضا باید در نظر گرفت.
شاید کمی زود باشد درمورد این موضوع صحبت کرد، اما از دید ما دو کلیدواژه مهم روزهای ادامهدار پاییزی میتواند مهم باشد؛ یکی محاصره و دیگری دلار. معتقدیم این دو میتوانند سرمنشأ حرکات بسیار مهم و جالبی در بازار شوند که در روزهای آینده در مورد اثر هر یک در بازار صحبت خواهیم کرد، اما شک نکنید که ما در نیمه دوم پاییز با اتفاقات و رویدادهایی مواجه هستیم که میتواند یک مسیر قوی در صعود یا متوقف شدن در روند را رقم بزند. روزهای بعد مفصل در مورد همه این عوامل صحبت میکنیم.
میخواستیم به موضوعات متعددی بهخصوص روند اهرمیها، بپردازیم و از اتفاقات و رویدادهای آنها صحبت کنیم، اما حیفمان آمد که در نیمه دوم گزارش امروز به این نکته اشاره نکنیم. اگر دیده باشید، طی این چند روز در تعطیلات بازار ما، بازارهای جهانی حسابی پرنوسان بودند و ما شاهد افتوخیز عجیب بازارهای جهانی بودیم. بهخصوص کاهشی که در این بازارها شاهدش بودیم، در دو کشور چین و آمریکا، بهعنوان بزرگترین اقتصادهای دنیا، خود را نمود میداد. از این دو که بزرگتر نداریم؟! داریم... یکی شرق و دیگری غرب است؛ یکی با تفکرات کمونیستی و دیگری با تفکرات سرمایهداری، اما هر دو در یک چیز مشترک حرکت کردند. پس از ریزش و افت اخیر، اعلام کردند که پشت بازار ایستادند و از آن حمایت کردند تا اعتماد دوباره به بازار بازگردد. البته این را هم بگوییم که این نوع حمایت روانی در کشور کمونیستی چین بیشتر به چشم خورد تا مهد سرمایهداری دنیا.
حرف ما چیست؟ حرف ما این است که این کشورها بهخوبی از اهمیت بازار سرمایه در اقتصادشان مطلع هستند. میدانند که اول و آخر حرکت درست اقتصادی و تشکیل سرمایه از مسیری به نام مسیر بازار سرمایه میگذرد و از همین روست که هر روز این بازارها را بهعنوان آینه تمامعیار اقتصاد دنبال میکنند و بسیار مراقب هستند تا سرمایههای مردم که در واقع به دولتها اعتماد کرده و اینجا حضور دارند، دچار خدشه نشود. تا به اینجای کار روشن است، اما بحث ما چیست؟ بله، بحث ما این است که این طرف، درست در قلب خاورمیانه، در بازار سهامی که ادعا میکند پرتنوعترین بازار این منطقه است و البته ارزش آن بهزحمت به ۱۰۰ میلیارد دلار میرسد، عدهای پیدا میشوند و سر برمیآورند و بهجای حمایت از بازار، مدام به دنبال این هستند که سیاستهایی در پیش بگیرند که سرعت رشد آن کنترل شود. دقت کنید، نمیآیند از این رشد و از این اقبال استفاده کرده و رویدادهای مثبتی را روی آن تعریف کنند، بلکه نگران رشد و این موج صعودی و سبز هستند.
این اوج تفاوت و بیتعارف، اوج بیسوادی مدیران و مسئولان ما نسبت به بازار سرمایه است. البته که مدرک، سواد مالی نمیآورد و نمونه آن را شاهدیم. وقتی کارکردهای درست این بازار را نتوانی شناسایی کنی و ندانی که چه کارکردهایی دارد، این تصمیمات هم طبیعی است که گرفته خواهد شد و امروز بخشی از چوبی که بازار از این روندها میخورد، ناشی از همین فشارهاست. تازه تصمیمات غیرعقلانی اقتصادی هم بماند که آثار بالقوهای را در بازار میگذارد. همه این روزها میدانند که اوضاع و احوال مملکت چگونه است. هیچ دلیلی نمیشود که بهواسطه این شرایط، همهچیز را زیر پا بگذاری.
البته باز در این دولت تصمیمات کمی منطقیتر پیش میرود، اما وقتی اتفاقاً از همین منطق ناگهان به سمت رفتارهای غیرمنطقی سوق پیدا میکنیم، تعجب از این چرخش و گردش بیشتر میشود. انتظار همه ما این است که بهجای زخم زدن و کم کردن مدام سرعت این بازار، به فکر این باشید که از دل این تحولات و این جریان نقدی ایجاد شده چطور میتوان بازی برندهـبرنده ایجاد کرد. هرچند خیلی وقت است که دیگر امیدی به عاقل شدن و تصمیمات عاقلانه از این بعد موارد در حوزه بازار سرمایه ناامید شدیم و فقط امیدواریم کمک که نمیکنند، هیچ، حداقل زخم کمتری به بازار بزنند. درمان که نمیشوید، حداقل درد مضاعفی روی دردهای دیگر اهالی بازار نگذارید.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید