• اخبار

تردید در نیویورک، فروش درتهران! 

تصویر تردید در نیویورک، فروش درتهران! 

در پس فضای فعلی اخبار سیاسی، یک آرامش نسبی دیده می‌شود که همین باعث شده فضای فکری بازار تا حدودی آرام باشد و این آرامش در فضای فکری او، باعث شده وزن عوامل دیگر بنیادی کمی تقویت شود.

به گزارش آوای آگاه؛ اولین روز معاملاتی هفته با افت 104,000 واحدی شاخص کل و قرار گرفتن این نماگر در ارتفاع 7 میلیون و 153 هزار واحد به پایان رسید. شاخص هم وزن هم با افت 9344 واحدی به کارش خاتمه داد.
تاصیکو، پارس و دعبید بیشترین تاثیر مثبت را بر شاخص گذاشتند و در سمت مقابل فملی، فارس و شپنا بیشترین تلاش را در جهت افت شاخص کردند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر مثبت نمادهای مارون و فزر با رشد 48 واحدی همراه شد و در ارتفاع 57 هزار و 660 واحد ایستاد. کگهر و ارفع نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی ها منفی و 6400 میلیاردتومان از بازار خارج شد.
ترین های معاملات بورس
صنایع شیمیایی، فلزات اساسی و بانک سه صنعت با بیشترین ارزش و حجم معاملات بودند. طی روز جاری نمادهای وتجارت، وبملت و خودرو بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز صنایع استخراج کانه‌های فلزی و دارویی بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقی ها جذب کردند و در مقابل صنایع محصولات شیمیایی و فراورده‌های نفتی بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای تاصیکو و نارنج اهرم بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای تابان و شتران بیش از همه در حمایت حقوقی‌ها بودند.

1.JPG

2.JPG

3.JPG

بازار امروز از آن روزهای عجیب، خاص و جالب بود و به نظر می‌رسد هنوز بوی فروش شهریور، فصل مهر را رها نکرده است. برخی جو فروش امروز را ناشی از ابهام و تردید دقیقه‌ ۹۰ نیویورک و رد شدن پیشنهاد ایران می‌دانند و برخی دیگر کماکان معتقدند بازی بازار کمی سخت شده و این زد و خوردها را داریم؛ ولی هر چه که بود، بازار هم فروشنده‌ی بدبین و مردد دارد، هم خریدار خوش‌بین و امیدوار. به نظر جدال امروز را بیشتر فروشنده‌ها بردند، ولی برای روزهای آتی مشخص نیست کدام دستِ بالاتر را دارند. شاید قوای کمکیِ گزارش‌ها و کدالِ فردا و روزهای دیگر به داد خریداران برسند؛ ولی انصافاً حجم خوردن‌ها و دست‌به‌دست شدن‌های عجیبی در بازار در جریان است و این موضوع هر چه قوی‌تر و بیشتر شکل بگیرد، کف‌سازی بازار محکم‌تر و انگیزه و انرژی برای رشد بعدی بیشتر می‌شود؛ البته همه چیز به همین سادگی هم نیست و بهتر است دقیق‌تر نگاه کنیم.
برخی، منفیِ بازارِ امروز را گردن بزرگ‌ترها می‌انداختند و برخی دیگر جو سیاسی؛ ولی هر چه بود، می‌شود اذعان کرد که زهر فشار فروش امروز تا حدودی گرفته شد و به امید فردای بهتر، بازارِ امروز را تمام کردیم. امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که مهر به‌طور رسمی و قوی کار خود را آغاز کرد و همان‌طور که قبل‌تر گفته بودیم، روزهای نسبتاً پرچالشی را نشان می‌دهد و البته بیش از آنکه بتوان در مورد خوب و بد بودن مهر صحبت کرد، باید از تحولات و پرخبر بودن آن گفت؛ جایی که همین ابتدا مشخص است که روزهای پرتلاطمی در انتظار بازار است و احتمالاً فضای متفاوتی را در مهر شاهد باشیم. سعی کردیم روز چهارشنبه به‌طور مفصل در مورد رویدادها و اتفاقات مهم ماه مهر صحبت کنیم و تیتروار به هر یک اشاره کردیم و امروز خیلی از آن‌ها را، به‌خصوص در حوزه‌ی گزارش‌ها، بیشتر بررسی خواهیم کرد و در مورد آن و اثرات و شرایط آن بیشتر صحبت می‌کنیم. ولی این موضوع را دست‌کم نگیرید که نقش گزارش‌ها در مرزبندی بازار و جهت آن‌ها مؤثر است؛ هرچند نقش خبرهای سیاسی، ولو با ایجاد یک هیجان زودگذر، کم نیست.
قبل از هر چیز باید اعتراف کرد که آخر هفته‌ی پرخبر و پرنوسانی را داشتیم و یاد آن شعر معروف می‌افتیم که می‌گفت: «چو تخته‌پاره بر موج رها و رها و رهااا»، که حالا حکایت بازار و اخبار سیاسی شده که بازار ما چو تخته‌پاره‌ای روی موج خبرهای سیاسی بالا و پایین می‌رود و چه عجیب که تا همین چند ساعت قبلِ بازار، کسی نمی‌دانست جهت بازار چیست و اوضاع از چه قرار است و چه اتفاقی قرار است رخ بدهد! در یک سو بازار با خوش‌بینی، پیشنهاد جدید ایران و تحولات نسبتاً مثبت از احتمال شکل‌گیری یک توافق ۷ روزه صحبت می‌کرد؛ اما قبل از آغاز بازار این موضوع تکذیب شد و گویا پیشنهاد ایران رد شده است. هنوز هم نمی‌دانیم موضوع چیست و نمی‌شود نتیجه‌گیری کرد.
بازار هم همچنان با دیده‌ی تردید و ابهام به این موضوع نگاه می‌کند؛ اما در پس فضای فعلی اخبار سیاسی، یک آرامش نسبی دیده می‌شود که همین باعث شده فضای فکری بازار تا حدودی آرام باشد و این آرامش در فضای فکری او، باعث شده وزن عوامل دیگر بنیادی کمی تقویت شود. البته فردا سعی می‌کنیم در مورد این موضوع سیاسی باز هم حرف بزنیم؛ ولی در کل در این آرامش نسبی، ما از چهار عامل مهم برای این روزها صحبت می‌کنیم که در بستری از اصلاح صورت‌گرفته و آرامش سیاسی، مسیر بازار را پیش می‌برند؛ چهار عاملی که همیشه از آن‌ها صحبت کردیم و حالا نقش محوری‌تری را این روزها شاهد هستیم.
یک وجهِ این چهار عامل، اصلاح و اتفاقاتی است که صورت گرفته؛ وجه دوم جریان پولی است که معتقدیم هنوز به پایان نرسیده ولی کمی زورش کم شده و دستِ فروشش زیاد! وجه سوم، دلار و شرایط دلار و تحولات و آثار آن است که به‌خصوص این روزها در دلار نیما خود را به رخ سهامداران می‌کشد. داخل پرانتز این را بگوییم امروز نیما تغییر نداشت و چشم همه به فرداست؛ ثبات این نرخ در فضای تورمی، سیگنال خوبی نیست؛ ببینیم فردا چه می‌شود… امااااا یار غارِ همیشه بازار و عامل اصلی تغییر شرایط احتمالی، اتفاق و عامل چهارمی است که معتقدیم نبض بازار را این روزها و به‌زودی در دست گرفته و پیش می‌برد. هر چه نقش تحولات سیاسی کم‌رنگ‌تر شود، میزان اثرگذاری این عامل در بازار بیشتر خواهد شد؛ هر چه بازار آرامش بیشتری داشته باشد، عوامل این حوزه بیشتر خودنمایی می‌کند و آن هم چیزی نیست جز گزارش‌های ماهانه‌ی کدال که در گاه‌شمار تقویم ابتدای مهر، به‌عنوان اولین رویداد مهم ماه مهر برشمردیم. البته رویداد سیاسی را هم نوشتیم؛ اما این رویداد سیاسی چیزی نیست که تمام شود، همیشه همراه بازار است. آن چیزی که در این هفته بازار با جدیت با آن درگیر خواهد بود، همین گزارش‌های ماهانه است که چندتایی از آن‌ها که منتشر شده، بازار را به وجد آورده و آثار خوب آن‌ها را در بازار می‌بینیم؛ وضعیت امروز ونوین، دارویی‌ها، برخی پتروشیمی‌ها و سایر نمادها، به‌خوبی نشان‌دهنده‌ی میزان اثرگذاری این گزارش‌ها در بازار است.
اگر به خاطر داشته باشید، چهارشنبه از تقویمی مهم برای ۴۰ روز پرچالش بازار یا به‌اصطلاح خودمان «چله‌ی پرچاله» سخن گفتیم و دو رویداد مهم حاشیه‌های سازمان ملل و انتشار گزارش‌های ماهانه از مهم‌ترین آن‌ها بود. تا وقتی حاج‌عباس آنجاست و در حال مذاکره، به نظر موضوع سیاسی کماکان ادامه دارد؛ اما گزارش‌ها سه‌شنبه‌ی این هفته تمام می‌شود و هر روز می‌توانیم آثار آن را در بازار مشاهده کنیم.
معتقدیم اثرگذاری این گزارش‌ها در مقطع فعلی، با توجه به یک آرامش نسبیِ سیاسی و اصلاحی که صورت گرفته، می‌تواند اثر مهم و قوی در بازار باشد. قبل‌تر هم نوشتیم این گزارش‌ها می‌توانند پل قوی برای رسیدن به قیمت‌های بالاتر باشند و البته اگر به خاطر داشته باشید، قبل‌تر در مورد اهمیت گزارش‌ها نوشتیم که انتشار این گزارش‌ها در بازار می‌تواند نقشه‌ها و خط‌ و‌ خطوط‌های بسیاری از صنایع را تغییر دهد؛ چیزی که از امروز معتقدیم آغاز شده و سؤال بسیاری از عزیزان بود که منظور شما از این موضوع چیست؟
ببینید، منظور واضح است؛ چطور یک گزارش ۱۲ ماهه از شستایی که قفلِ صف خرید بود، او را به این وضعیت انداخت؟ معتقدیم انتشار گزارش‌های ماهانه از سوی برخی از شرکت‌ها در صورتی که انتظارات بازار را برآورده نکند، رفتاری شبیه شستا را رقم می‌زند و بازار را مدتی درگیر خود خواهد کرد و درست برعکس، انتشار گزارش‌های خوب و قوی که احتمالاً شش‌ماهه‌ی خوبی را هم نوید می‌دهد، بازار را روی آن سهم تغییر خواهد داد.
دقیقاً این تغییر فازبندی بازار بود که از آن صحبت می‌کردیم و می‌نوشتیم هر آنچه در مرداد و شهریور گذشته را فراموش کنید و با دست‌فرمان جدید به استقبال مهر و پاییز بروید و به این موضوع نیز معتقدیم بازار کم‌کم نقش کاهش فروش احتمالی را در برخی سهم‌ها لحاظ کرده و استقبال کمتری از آن‌ها می‌کند و این تغییر فاز را ناگهان این‌طور می‌بینید که سهم‌های با گزارش ضعیف درجا می‌زنند و باقی پیش می‌روند…
این موضوع استارتش از امروز زده شده و امروز با شدت کمتر و روزهای بعد احتمالاً با شدت بیشتر رخ خواهد داد؛ مگر اینکه یک اتفاق عجیب رخ دهد و آن هم این است که همه گزارش‌ها در اکثر صنایع و شرکت‌ها با وضعیت بسیار خوبی مواجه شوند. فراموش نکنید ما گزارش‌های سه‌ماهه‌ی بسیار خوبی را داشتیم و بسیاری از شرکت‌ها اگر بتوانند حتی اعداد سه‌ماهه‌ی اول را تکرار کنند، دست به کار بزرگی زده‌اند. به این موضوع دقت کنید؛ وقتی گزارش‌های میان‌دوره‌ای ۳ ماهه منتشر شد، بسیاری آن را قبول نداشتند؛ معتقد بودند این گزارش‌ها با موجودی ارزان و حاشیه‌سودهای مصنوعی ایجاد شده و به‌زودی تعدیل می‌شود. این طرز فکر و نگاه هنوز هم در بسیاری از تحلیلگران وجود دارد و چشم را روی واقعیت‌های صورت‌های مالی بسته‌اند. گزارش‌های شش‌ماهه و ادامه‌ی روند دلار نیما، دو گزاره‌ی مهمی است که این چشم‌ها را هر روز بازتر خواهد کرد. به واقع اگر بتوانند شرکت‌ها آنچه در سه‌ماهه رخ داد را در شش‌ماهه نیز تکرار کنند، یک‌بار دیگر بازار را با خط‌کش ارزندگی اندازه‌گیری کرده و شاید کمتر کسی دیگر از قیمت‌های عجیب و غریب و هیجان و این موارد صحبت کند…
یک نکته‌ی دیگر را هم بگوییم که البته هنوز زود است در مورد آن صحبت کنیم اما مهم است و آن هم اینکه انتشار گزارش‌های شش‌ماهه و ماهانه‌ی قوی، یک کارکرد مهم دیگر هم برای بازار دارد و آن هم بستنِ کف بازار در قیمت‌هایی است که بسیاری منتظر ریزش آن هستند. طیف وسیعی از فعالان بازارِ بیرون‌نشسته، آماده و منتظر ریزش بازار هستند تا در این افت و ریزش، خریدهای خود را انجام دهند. انتشار گزارش‌های ماهانه و پس از آن میان‌دوره‌ای، تیر خلاصی به این عزیزان است که اگر می‌خواهند در بازار فعال باشند، به دنبال قیمت‌های غیرمنطقی نباید گشت. فضای سودسازی شرکت‌ها تثبیت‌کننده‌ی قیمت‌های تابلو شده و این دستاورد مهمی برای بازار خواهد بود؛ البته در نمودار هم اصلاح نمودارِ پی‌به‌ئی و پی‌به‌اس، از دیگر فرایندهای مهم بازار خواهد شد و معتقدیم همه، خود را در خط‌کشی به نام «ارزندگی» نشان می‌دهد که می‌تواند شرایط بازار را در دست گرفته و مسیر جریان پول را نیز تغییر دهد. در عوامل چهارگانه، جریان پول یکی از مواردی بود که به آن اشاره داشتیم؛ برخی معتقدند طی این روزها این پول از بازار خارج شده، اما معتقدیم با آرامش نسبیِ سیاسی و چراغ چشمک‌زنِ گزارش‌ها، دوباره سر و کله‌ی این پول در بازار پیدا شده و شاهد حجم‌های قوی و جولان حرکت برخی سهم‌ها در بازار می‌شویم.
با این مقدمه سراغ بخش دوم گزارش می‌رویم… که می‌خواستیم در مورد تحولات مختلف دلاری، پلتفرم‌های طلا، نرخ بهره و مواردی نظیر این صحبت کنیم؛ اما یک انتشار و یک گزارش نظرمان را تغییر داد که فعلاً به این موضوع بپردازیم که البته فعالان بازار هم روی آن کم‌وبیش مانور دادند و آن هم انتشار گزارش‌های سودسازی صندوق تثبیت بود…
صندوق‌هایی که تأسیس شده، بسیاری معتقدند برای آرامش بخشیدن و متعادل کردن و کمک به بازار ایجاد شده؛ اما این جریان سودسازی، بسیاری را به این فکر فرو برده که ای وای! این صندوق‌ها احتمالاً دارند از بازار نوسان می‌گیرند که این سود را ایجاد کرده‌اند! حقیقت ماجرا چیست؟! حقیقت این است که کارکرد این صندوق در این مدت و طی سال ۱۴۰۴ که وقوع دو جنگ را داشته که یکی مستقیم با این نوع عملکرد صندوق در ارتباط بوده، این است که در فضای منفی پس از جنگ، احتمالاً روزهای تیر و مرداد و شهریور خریدار سنگین بازار بوده و پس از آن هم در روزهای آبان و آذر و یا دی فروشنده، و این رفتار منجر به شناسایی سود چشمگیری برای او شده است؛ در واقع او یک سودسازی ناخواسته را تجربه کرده است. شاید عملکرد این دوستان حتی تحلیلی هم نبوده؛ یعنی فقط صفوف فروش را به‌واسطه‌ی «پنیک سل» خریدند و بعد هم که صف خرید شد و رشد کرده، فروخته‌اند. این کار را نه در چند سهم، که در پهنه‌ی گسترده‌ای از نزدیک به ۱۵۰ سهم تکرار کردند. پس اگر به دنبال زیر بغل مار می‌گردید، پیدا نمی‌کنید! موضوع به همین سادگی است که بیان شده؛ آن‌ها صف‌های فروش را خریدند و در صف‌های خرید، عرضه‌کننده‌ی سهم در بازار شدند که حتی احتمال می‌دهیم این موضوع برای ۱۴۰۵ هم با شدت بیشتری رخ داده باشد؛ چرا که در روزهای انتهای سال و ابتدای روزهای پس از بازگشایی، خریدار بازار بودند.
ما با چند موضوع این داستان مشکل داریم؛ قبل از هر چیز، وقتی صندوقی با این شرایط و این شکل در بازار فعالیت می‌کند، به نظر گزارش‌دهی آن باید ماهانه باشد نه سالانه. نکته‌ی بعد اینکه اتفاقاً برخلاف بسیاری از دوستان، معتقدیم عملکرد این صندوق‌ها، چه تثبیت و چه توسعه، عملکرد قابل قبولی بوده. چرا این حرف را می‌زنیم؟! این صندوق‌ها چند سال است که به وجود آمده و چند سالی است که در چشم سهامداران افتاده؛ دلیل این بولد شدن، ضعیف شدن بسیاری از حقوقی‌های ماست. قبلاً این کار روی دوش این حقوقی‌ها بود؛ ۲۰ الی ۳۰ حقوقی بزرگ بازار در روزهای منفی مدام پای بازار بودند و در روزهای مثبت، عرضه‌کننده‌ی بازار…
به واقع بعد از سال ۹۹ کتف آن‌ها در رفته و کشیده شده و این جرئت خرید و فروش از آن‌ها گرفته شده است و آن‌ها تبدیل به تماشاچیان منفعل بازار شده‌اند که نه در ریزش پای بازار هستند و نه در رشد، فروشنده‌ی آن…
آن‌ها فقط تماشاچی این بازی بودند؛ هیچ‌کس از تماشاچی سؤال نمی‌پرسد و دیکته‌ی نانوشته است که غلط ندارد! در نبود این جریان، عملکرد این صندوق‌ها در کوچک‌ترین بُعد خود به چشم بازار آمده و سودهای آن‌ها در چشم همه بزرگ جلوه می‌کند؛ این بزرگی سود این صندوق‌ها اتفاقاً کوچکی عملکرد سایر حقوقی‌ها را نشان می‌دهد…
نکته‌ی بعد اینکه با یک موضوع دیگر ماجرا نیز کمی زاویه داریم و آن هم اینکه عملکرد این صندوق‌ها، اینکه چه کسی تصمیم‌گیرنده‌ی آن است و فرایند بررسی خرید و فروش چگونه است، برای همه جای سؤال بوده؛ بسیاری بر این عقیده‌اند دست‌هایی در دل سازمان بورس که باید ناظر و داور این بازی باشد، گاهی اوقات به شکل بازیکن درآمده و در این فرایند بازی می‌کند و این باعث شده جریان سلیقه‌ی افراد و اشخاص در بسیاری از اوقات در معاملات این صندوق‌ها لحاظ شود. مثلاً اگر نظر ما بود، باید در روزهای مثبتِ قبل، این صندوق‌ها تماماً فروشنده می‌شدند، ولی گویا نشدند و سلیقه‌ی افراد در این موضوع مؤثر بود… به نظر، این یکی از نقاط بزرگ، تیره و مبهم این صندوق‌ها بوده و به نظر باید حتماً مورد توجه قرار گیرد؛ اما اگر بخواهیم به شکل کلی صحبت کنیم، قبل‌تر هم بیان کردیم و باز هم می‌گوییم به دلیل اینکه با عملکرد حقوقی‌های بسیار زیادی در بازار آشنا هستیم و پس‌پرده‌ی معاملات بسیاری از آن‌ها را می‌دانیم، این را عرض می‌کنیم که خرید و فروش این حقوقی‌ها از بسیاری از حقوقی‌های بزرگ ما بهتر و منطقی‌تر بوده و تنها حقوقی‌هایی که در منفی‌ها پای خرید بازار بودند، عمدتاً این صندوق‌ها و چند نهاد دیگر بوده و الا باقی فقط به دنبال فرصت برای فروش می‌گشتند تا گویی جبران تمام کم‌وکاستی‌های مجموعه‌های زمین‌خورده‌ی دولتی و شبه‌دولتی را بتوانند در بازار جبران کنند.
حقوقی‌های ما طی این چند سال ضعیف و بدون تعارف بی‌عرضه شدند و اگر این عدد صندوق تثبیت بزرگ به نظر می‌رسد، به دلیل این است که اتاق کوچک است و عملکرد حقوقی‌ها آن‌قدر ضعیف و منفعل بوده که بار این خرید و فروش‌ها و جمع کردن صفوف فروش‌ها به دوش این صندوق‌ها افتاده و آن‌ها هم به‌راحتی از جمع کردن صفوف فروش و سپس فروش به صفوف خرید، این سودها را ایجاد می‌کنند…
باز هم می‌گوییم این سود ناشی از تحلیل و یا حتی دستکاری و جهت‌دهی و زیرورو کشیدن و اطلاعات نهانی این دوستان نبوده؛ این سودِ ناخواسته و توفیق اجباری است که از جو بازار می‌گیرند. خیلی به دنبال تحلیل و اینکه چه شد و چه خریدند و چطور فروختند نباشید؛ بسیار ساده عمل کردند: در پنیک‌سل‌ها صفوف فروش را در چند روز متوالی خریده و بعد هم در صفوف خرید عرضه کردند؛ کاری که باید سهامداران عمده و سایر حقوقی‌های ما می‌کردند و نکردند. آن‌ها به‌واسطه‌ی یک وظیفه‌ی ذاتی پیش برده و بازار هم پاداش آن‌ها را داده است…

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید