• اخبار

فولاد ایران در آستانه بازنگری؛ از توهم توسعه تا واقعیت تولید

|
تصویر فولاد ایران در آستانه بازنگری؛ از توهم توسعه تا واقعیت تولید

محسن مصطفی‌پور، مدیرعامل شرکت فولاد آلیاژی ایران، در سومین سمینار اندیشکده فولاد صنایع ایران با اشاره به چالش‌های پیش‌روی صنعت فولاد کشور، نکات مهمی را مطرح کرد.

به گزارش آوای آگاه؛ محسن مصطفی‌پور، مدیرعامل شرکت فولاد آلیاژی ایران، در سومین سمینار اندیشکده فولاد صنایع ایران با اشاره به چالش‌های پیش‌روی صنعت فولاد کشور، نکات مهمی را مطرح کرد. متن سخنان وی به شرح زیر است:

اقتصاد کاغذی و ضرورت بازنگری

حدود 6 ماه است که صنعت فولاد با وضعیتی روبه‌روست که نشانه‌های آن برای همه فعالان مشخص است؛ روند تولید سود در شرکت‌های فولادی رو به کاهش است. اگر بخواهم عنوانی برای بحث امروز انتخاب کنم، مناسب‌ترین عنوان «توهم‌زدایی از صنعت و اقتصاد» است.

ما در کشور با یک اقتصاد کاغذی مواجه هستیم، نه اقتصاد واقعی. از آنجا که نمایندگان محترم دولت و مجلس نیز در این نشست حضور دارند، لازم است این مباحث به‌صورت دقیق‌تر بررسی شود تا بتوان با شکل‌گیری یک گفتمان واحد، به نقشه‌ راهی منسجم برای آینده صنعت دست یافت.

سه عامل مؤثر بر وضعیت فعلی فولاد

علل شرایط فعلی صنعت فولاد را می‌توان در سه محور بررسی کرد؛ عوامل درونی، عوامل بیرونی و سیاست‌گذاری‌ها.

در بعد بیرونی، واقعیت این است که صنعت فولاد ایران ناچار است خود را با تحولات جهانی سازگار کند. افزایش تولید چین و هند، مازاد عرضه و در نتیجه کاهش قیمت جهانی فولاد را در پی داشته است. در سفر اخیر به چین، محور اصلی گفت‌وگوهای ما همین موضوع بود.

نگاه تازه به مفهوم توهم‌زدایی

برنامه‌ریزی برای تولید ۵۵ میلیون تن فولاد و اجرای پروژه‌هایی که ظرفیت کشور را به بیش از 100 میلیون تن می‌رسانند، در حالی انجام شده که تولید واقعی حدود ۳۲ میلیون تن است؛ بنابراین رقابت مستقیم با کشورهایی مانند چین با ظرفیت تولید ۱.۲ میلیارد تن نه منطقی است و نه ضروری.

در بخش فولاد آلیاژی نیز با ظرفیت ۲.۵ میلیون تن در برابر 100 میلیون تن چین، مسیر ما باید هم‌افزایی و تکمیل زنجیره ارزش باشد، نه رقابت مستقیم. باید از شعارهای تکراری عبور کنیم و بپذیریم که در صورت دامپینگ چند میلیون تنی از سوی رقبا، بازار داخلی ما به‌راحتی آسیب‌پذیر است.

عوامل درونی و سیاست‌گذاری‌های ناپایدار

عوامل درونی فراوان‌ هستند و سیاست‌گذاری‌ها بیشترین تأثیر را بر آن‌ها دارند. یکی از مشکلات اساسی، تغییر مکرر نرخ بهره، گاز و سایر حامل‌های انرژی است که موجب بی‌ثباتی در برنامه‌ریزی سازمان‌ها می‌شود. این بی‌ثباتی باعث می‌شود مدیران در تصمیم‌گیری‌های بلندمدت دچار تردید شوند.

شرایط ویژه کشور و تناقض در انتظارات

امروز، کشور در وضعیتی است که از آن با عنوان «شرایط جنگی» یا حتی «شرایط تعلیق» یاد می‌شود؛ وضعیتی که از شرایط جنگی نیز پیچیده‌تر است. اگر تصمیمات مدیران در چنین شرایطی اتخاذ می‌شود، ارزیابی عملکرد آن‌ها نیز باید با همان منطق انجام شود. نمی‌توان از مدیران خواست با رویکرد جنگی تصمیم بگیرند، اما با رویکرد صلح و ثبات از آن‌ها بازخواست کرد. مدیری که مسئولیت یک بنگاه را در شرایط پرنوسان اقتصادی می‌پذیرد، باید اختیار و زمان کافی برای اجرای برنامه‌هایش داشته باشد، نه اینکه هر ماه و هر فصل مورد ارزیابی جزئی قرار گیرد.

نتایج تصمیم‌های گذشته و آسیب‌های انباشته

کاهش بهره‌وری و افت بنیه مالی شرکت‌های فولادی نتیجه تصمیمات چند ماهه اخیر نیست، بلکه محصول سیاست‌هایی است که در چند سال گذشته اجرا شده‌اند. وقتی چند سال درآمد ارزی شرکت‌ها با فاصله‌ای حدود 60درصد از نرخ واقعی محاسبه می‌شود، طبیعی است که امروز آثار مخرب آن نمایان شود. این آثار ممکن است حتی یک یا دو سال بعد نیز ادامه یابد. خوشبختانه وزارت صمت و انجمن فولاد در حال پیگیری جدی موضوع هستند و انتظار می‌رود رویکرد کارشناسانه در تصمیم‌گیری‌ها حاکم شود.

ضرورت تصمیم‌گیری به‌موقع

ترس از اتخاذ تصمیم‌های مهم، خسارت‌بارتر از خود تصمیم اشتباه است. تعلل در تصمیم‌گیری گاهی زیان‌هایی به‌مراتب سنگین‌تر از ریسک تصمیم دارد. ضروری است از روزمرگی فاصله بگیریم و با بازنگری در نقشه راه، مسیر آینده را روشن کنیم.

طرح جامع فولاد؛ نقشه راهی که نادیده گرفته شد

«طرح جامع فولاد» حاصل سال‌ها کار کارشناسی بود که در آن تمام حلقه‌های زنجیره از استخراج تا نورد تعریف شده بود. با این حال، در سال‌های اخیر به دلیل تغییر مدیران و فشارهای مختلف، این طرح دستخوش تغییرات متعدد شده است. در حالی که در اسناد بالادستی از جمله ابلاغ مقام معظم رهبری برای افق ۱۴۰۴ تولید ۵۵ میلیون تن فولاد هدف‌گذاری شده بود، اما زیرساخت‌های مورد نیاز آن مانند آب، برق، گاز و حمل‌ونقل هنوز تأمین نشده است. با وجود این کمبودها، صنعت فولاد به‌جای حمایت مورد هجمه قرار گرفته است.

صنعت فولاد؛ ستون فقرات اقتصاد

صنعت فولاد یکی از پایه‌های اصلی اقتصاد کشور است؛ سهم آن از مصرف برق کمتر از 7درصد، از گاز کمتر از 10درصد و از آب کمتر از 1درصد است. با وجود این کارایی بالا، همواره در معرض فشار و انتقاد قرار دارد. شاید لازم باشد منشأ این هجمه‌ها را جست‌وجو کنیم. همان‌گونه که رئیس‌جمهور آمریکا در سال 2018 گفت: «کشوری که فولاد ندارد، اقتدار ندارد.» ممکن است بخشی از فشارها بر صنعت فولاد ایران نیز در چارچوب همین جنگ اقتصادی معنا پیدا کند.

ضرورت واقع‌بینی و هم‌افزایی بین‌المللی

تحریم‌ها ارتباط صنعت فولاد ایران را با جهان، چه در بعد فناوری و چه در زیرساخت‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری، دشوار کرده است. با این حال نباید نگاه خود را صرفاً به غرب محدود کنیم. امروز، ایران شرکای استراتژیک جدیدی دارد و فرصت‌های تازه‌ای در حال شکل‌گیری است که باید از آن‌ها بهره گرفت.

جمع‌بندی و درخواست نهایی

رویکرد به صنعت فولاد باید واقع‌بینانه و مبتنی بر توهم‌زدایی باشد. بخش مهمی از اصلاح نیز برعهده خود فعالان صنعت است. رکوردشکنی‌ها و آمارهای تبلیغی نباید جای هدف اصلی یعنی پایداری تولید و توسعه واقعی را بگیرد. نمی‌توان از شرکت‌ها انتظار داشت همزمان سود تولید کرده، سود تقسیم کنند و توسعه را نیز پیش ببرند. این پارادوکس میان «تولید سود» و «توسعه» باید در سطح کلان حل شود؛ در غیر این صورت، هیچ برنامه‌ای در صنعت فولاد به ثبات نخواهد رسید.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید