سبز در ترس
معتقدیم وقتی در چنین حجمی گزارشها نرمال و خوب به بازار میرسد، قدرت اصلاح بازار کمتر میشود و به اصطلاح، زیر بازار سفت شده و با کوچکترین اصلاحی، جریان پول میتواند خریدهای قویتری را در بازار داشته باشد.
به گزارش آوای آگاه؛ دومین روز معاملاتی هفته با رشد 129,583 واحدی شاخص کل و قرار گرفتن این نماگر در ارتفاع 6 میلیون و 516 هزار واحد به پایان رسید. شاخص هم وزن هم با رشد 25177 واحدی به کارش خاتمه داد.
فملی، فارس و شپنا بیشترین تاثیر مثبت را بر شاخص گذاشتند و در سمت مقابل سیسکو، شیران و رمپنا بیشترین تلاش را در جهت افت شاخص کردند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر مثبت نمادهای کگهر و سامان با رشد 683 واحدی همراه شد و در ارتفاع 51 هزار و 362 واحد ایستاد. ددانا و وهور نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی ها مثبت و 1000 میلیاردتومان وارد بازار شد.
ترین های معاملات بورس
صنایع فراوردههای نفتی، دارویی و فلزات اساسی سه صنعت با بیشترین ارزش و حجم معاملات بودند. طی روز جاری نمادهای خودرو، وبملت و خساپا بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز صنایع بانک و محصولات شیمیایی بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقی ها جذب کردند و در مقابل گروه دارویی و زراعت بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای وبملت و وبصادر بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای شبندر و کگل بیش از همه در حمایت حقوقیها بودند.
ترس از تحولات و اتفاقات سیاسی دوباره کمی گوشهذهن بازار جا خوش کرده است؛ با این حال، بین این ترس، سبزیِ چمنزاری برقرار بود تا یک روز بینتعطیلی را پشت سر بگذاریم و بازار هم خوب باشد. بازار امروز هم فراتر از انتظار همه بود و با وجود اینکه این حسِ ترسها وجود داشت، بازار با شجاعتِ خاصی در صفهای خرید جاخوش کرده بود و باز هم بانک و پالایش لیدرهای بازار بودند و البته نمادهایی با گزارشهای خوب هم خوش میدرخشیدند…
امروز شنبه، ابتدای هفته متفاوتی را شاهد بودیم و این تفاوتها خود را در چند موضوع نشان میداد؛ اول از همه اینکه در یک بینتعطیلی قرار داشتیم و فردا دوباره تعطیل است و عرضه هم دارد. تحولاتِ خبرهای مختلف دست بازار را برای واکنش بسته است. تحول دیگر اینکه آن خوشبینی و جو خوبِ سیاسی که هفته قبل شاهد بودیم، در انتهای این هفته با اتفاقات و رویدادهای مختلف کمی به حاشیه رفته است و نکته جالب و عجیب اینکه از آنچه انتظار نداشتیم، یعنی گزارشهای خوبِ کدال، نمایان شده و ما دقیقاً شنبه را در حالی آغاز میکنیم که تحولات سیاسی بر خلاف آنچه فکر میکردیم منفی پیش رفت و تحولات کدالی هم درست بر خلاف انتظار ما، بسیار خوب و جالب جلو رفته است. امروز در مورد این اتفاقات و رویدادها مفصلتر صحبت خواهیم کرد، اما کماکان باید گفت سه جریانِ «تحولات و اخبار سیاسی»، «گزارشهای کدال» و «خبرهای اقتصادی» و همچنین «جریان پول»، گلادیاتورهای این میدان نبرد هستند که صحنه خونین زد و خورد آنها امروز هم روی تابلو پدیدار بود. امروز بازار با احتیاط گام برمیداشت؛ چرا که یکی از دو بال پرواز بازار، یعنی آرامش سیاسی، کمی با چالش و خدشه مواجه شده بود.
امروز سعی خواهیم کرد در مورد این موارد صحبت کنیم و نکات مهم را یادآوری نماییم. ابتدا به سراغ چالش این روزهای بازار برویم؛ یعنی سردرگمی و ابهام در فضای سیاسی. اگر به خاطر داشته باشید روزهای گذشته روی چند موضوع تأکید میکردیم و باز هم قبل از بیان همه اینها تکرار میکنیم که ما تحلیلگر سیاسی نیستیم. موضوع اول این بود که این فضای باز بودنِ تنگه برای بقیه و بسته بودن برای ما و فضای محاصره، نمیتواند به شکل طولانی ادامهدار باشد و باید به سمت یکی از دو طرفِ تقابل یا تفاهم پیش برود. بعد از این بود که سناریوسازیهای سهگانهای را نوشتیم که اگر به خاطر داشته باشید، یک طرف آن توافق، یک سناریوی دیگر افزایش تنش و سناریوی سوم ادامه محاصره بود که به نظر بازار فکر میکرد به سمت تفاهم میرویم، اما انگار واکنشها در سمت ادامه محاصره و تحریم است.
چیزی که کمی ذهن همه را نگران کرده، این است که اگر فضا به سمت عدم رفع محاصره پیش برود، احتمالاً واکنشِ ایران میان چیزی خواهد بود که دیشب تکوتوک خبرهای آن را شنیدیم و دوباره در تنگه همیشه تنگِ هرمز زد و خوردهایی صورت گرفته است و این موضوع نمیتواند برای بازاری که رشد کرده و امید به رفع محاصره دارد، قابلتوجه باشد و بهطور کلی در این نقاط، افزایش ریسکها خبر جالبی برای بازار نیست. از همین رو کمی احتیاط و نگرانی در چهره بازار امروز به چشم میخورد که طبیعی بود بعد از شنیدن این خبرها این اتفاق رخ دهد؛ البته کماکان امیدواریم و معتقدیم رفتن به سمت یک سناریوی توافق و تفاهم منطقیتر است و فعلاً زد و خورد و جنگ از سر بازار دور شده…
اما اتفاق مهم دیگری که امروز چهره بازار را تحت تأثیر قرار داده بود، انتشار گزارشهای ماهانه کدال بود که همچنان ادامه دارد و سعی خواهیم کرد طی این چند روز در مورد برآیند و کلیات آن صحبت کنیم. اما یک نکته را به عنوان کلیت ماجرا بیان کنیم و آن هم این است که گزارشها از انتظار بازار و انتظار ما واقعاً فراتر بود. فکر میکردیم محاصره اقتصادی و شرایط عدم فروش نفت، خود را به عنوان اولین واکنش در گزارشهای مرداد نشان دهد و بازار هم با تردید نسبت به این موضوع برخورد کند، اما چیزی که شاهد بودیم، این بود که فروشها از آنچه انتظار میرفت بهتر بود و میرود که یک تابستان خوب و قوی را برای بازار ثبت نماید. گزارشهای ماهانه نکات مثبت و منفی خاصی هم داشت؛ مثلاً نکات مثبت این بود که در عین محاصره بودنِ کشور، شاهد افزایش چشمگیر صادرات در برخی شرکتها بودیم که این نکته را یادآور میشود که محاصره نه اینکه بیتأثیر باشد، اما نمیتواند به صفر کردن برخی فروشها منجر شود و ایرانی یا راهی خواهد یافت یا راهی خواهد ساخت!! نکته مثبت دیگر در فروش شرکتها، نشستنِ اثر افزایش نرخ ارز و افزایش نرخها در فروش بود. ما با اینکه در بسیاری از شرکتها با افت تولید و مقدار فروش مواجهایم، اما نرخها بهخوبی جبرانکننده این موضوع بودند و در نهایت با حفظ حاشیه سود گزارشهای سهماهه، اگر فروشهای مرداد و تیر برای شهریور هم تکرار شود، ولو اعداد پایینتری هم باشد، به نظر گزارشهای خوبی را در ششماهه و میاندورهای پیشِ روی شرکتها خواهیم داشت.
این آن چیزی بود که نکته مهم و مثبتِ بازار شده و معتقدیم وقتی در چنین حجمی گزارشها نرمال و خوب به بازار میرسد، قدرت اصلاح بازار کمتر میشود و به اصطلاح، زیر بازار سفت شده و با کوچکترین اصلاحی، جریان پول میتواند خریدهای قویتری را در بازار داشته باشد. در تکمیل بحثهای بالا این را هم اضافه کنیم که گزارشها چراغ راه ما در روزها و هفتههای پیشِ رو خواهند بود و به نظر بهتر است با دقت آنها را دنبال کنید. معتقدیم گزینههای برتر و خوبِ بازار از دل همین گزارشها بیرون میزند و فکر میکنیم اگر قرار باشد زیر ریسکها و اتفاقات سیاسی منفی هم رشد کنیم، گزینههایی در کانون توجه و رشد خواهند بود که بتوانند از دل این گزارشها سربلند بیرون بیایند.
ادامه انتشار این گزارشها میتواند بازار را از جنبه بنیادی تقویت کرده و بهاصطلاح پایههای او را قوی کند و وقتی چنین اتفاقی رخ داد، دو واکنش را در دو شکل متفاوت شاهد خواهیم بود: واکنش اول در فضای منفی است که در صورت بروز و وقوع ریسکها، جریان پول با قلبی آرام و مطمئن، منفیهای بازار را میخرد و بهنوعی ریسک به ریوارد بازار را کاهش داده و پایین بازار را کوتاه میکند و اجازه اصلاحات عمیق را به بازار نمیدهد و درست در نقطه مقابل، در صورت برداشته شدن ریسکها و پاره شدنِ غل و زنجیر از پایه بازار، سرعت رشد او را افزایش خواهد داد و دقیقاً این حرف ماست که انتخاب درستِ نمادها از دل گزارشها هم شما را در حالت اول در محدوده سیفساید قرار میدهد و هم در حالت دوم به پرش و رشد قیمت کمک میکند. پس فارغ از هر صنعت، چشمانداز آینده را در نظر داشته باشید و با کمک این گزارشها به دل بازار بزنید. معتقدیم کماکان میشود اتفاقات خوب و مثبتی را از دل بازار با این گزارشهای خوب شکار کرد.
و اما در بخش دوم سراغ اتفاق خاص یا حلقه مفقودهای میرویم که در نگاه بسیاری از اهالی بازار دور مانده، اما اثرات و ردپای آن ملموس و روشن است. در روزهای گذشته سعی کردیم خط و خطوطی از این رویدادها را برای شما عزیزان ترسیم کنیم که یکی از مهمترین آنها این بود که اشاره کردیم طی دو هفته گذشته، ورود جریان پولی خاصی که تا به امروز در بازار نبوده و یا قبلتر بوده و فرار کرده بود و حالا فعال شده، در بازار حضور دارد. این جریانات پولی به چند دسته تقسیم میشود: بخشی از آنها پولهای بزرگی هستند که با مشورت اهالی بازار و تفکر خود آنها و البته به دلیل رکود بازارهای تجاری، طلا و موازی، راهی بازار سرمایه شدند که حجم برخی از آنها کم هم نیست. دسته بعدی، دسته پولهای متوسط و کوچکی هستند که قبلتر در بازار فعال بوده و کمی به سراغ بازارهای موازی نظیر طلا و ارز رفته بودند و حالا دوباره وسوسه بازدهی این بازار آنها را برای حضور ترغیب کرده است. ما طی این دو هفته شاهد حضور قویِ این دو دسته جریان پول در بازار بودیم که نشانهها و علائم آن بهوضوح روشن است، اما هنوز جای دو دسته در بازار بهخوبی احساس میشود: دسته اول، بخش عظیم و بزرگی از طیف اهالی خود بازار است که همچنان به بازار اعتقاد ندارند و تماشاچی نشسته و دل در گرو نوسانات بازار طلا و کمریسک بودنِ اوراق دارند؛ و دسته دوم، خیل عظیم مردم است که آنها هم همچنان به امید بازدهی در طلا، نقدینگی را آنجا قفل کردهاند.
دسته اولِ محرومان، خیلی زود سر بهراه شده و راهی بازار میشوند و خیلی نگران آنها نیستیم؛ بحث اصلی ما روی دسته آخر است که دولت هم بدش نمیآید به نحوی در بازار حضور داشته باشند. بحثهای عرضه اولیه سهمهای بزرگ، تشویق مردم به حضور در بازار و رویدادهای نظیر این، همه و همه نشانههای مثبتی از فعال شدنِ احتمالی این جریان پول است؛ اما یک نکته را در نظر داشته باشید: به نظر شبیهسازی این رویدادها با سالهای ۹۸ و ۹۹ اشتباه است. مطلع و معتقدیم که همین حالا سازمان بورس برگهای مختلفی را برای زمانهای مختلف روی میز گذاشته است که بهمحض آغاز بازی، برگها رو میشود که ماجرای تضمین ارزشِ اعتباریها که چند روز گذشته رو شد یکی از آنهاست؛ سهام عدالت و عرضه حقوقیهای بانکها و موارد مختلف دیگر هم هست، اما آن چیزی که مهم است، به نظر سمتِ عرضه نیست؛ ما هنوز باید به فکر تحریک سمتِ تقاضا باشیم و یک بازی «برنده-برنده» را برای همه طرفها اینجا تعریف کنیم.
انقدر در مخ و مغز شما این نگذرد که آیا شبیه ۹۹ میشویم یا نمیشویم؛ اصلاً چرا باید این دوران را با آن دوران مقایسه کرد؟ چرا کسی نمیگوید یک مسیر متفاوت از آنچه در ۹۹ رخ داد ایجاد شود؟ چرا همه منتظر حبابی شدنِ دوباره دارایی هستند؟ به جد معتقدیم اتفاقاً این بار رخدادهای سال ۹۹ تکرار نخواهد شد و برای این موضوع دلایل متعددی داریم و لازم است تا برای عدم وقوع چنین رویدادهایی اتفاقات مختلفی رخ دهد که مهمترین آن در سمتِ عرضه ماجرا میگذرد؛ یعنی جایی که بازار آنقدر جذاب باشد که جریان پول هرچه وارد میشود، کماکان از جذابیت بازار کم نشده و دروازههای جدیدی از جریان پول پیشِ روی او قرار داشته باشد.
این مستلزم یک برنامهریزی دقیق است؛ اگر قرار است جریان پول اینجا حاضر باشد، به نظر هم دولت و هم سازمان بورس باید آماده این پذیرایی باشند و امیدواریم و باز امیدواریم این بار آدم بوده و از این جریان پول بهخوبی استقبال کنند. معتقدیم در حال حاضر فرصتهای بینظیر و خوبی پیشِ روی بازار قرار دارد که میتواند بار دیگر بازار سرمایه را به کانون توجهِ جریانهای پولی بیاورد؛ بازاری که انصافاً هنوز نسبت به بقیه بازارها ارزانتر و عقبافتادهتر است و قابلیتها و پتانسیلهای زیادی برای رشد دارد.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید