سبز در سایه سیاست! 

تصویر سبز در سایه سیاست! 

معتقدیم در شرایط فعلی کمی احتیاط لازمه‌ی کار است، اما آن‌ طرفِ ماجرا هم رویدادها را ببینید که احتمالاً اثر گزارش‌ها و فاز مثبت آن‌ها به قیمت‌ها می‌تواند شرایط خوبی را ایجاد نماید.

به گزارش آوای آگاه؛ اولین روز معاملاتی هفته با رشد ۱۳۴ هزار واحدی شاخص کل و قرار گرفتن این نماگر در ارتفاع ۸ میلیون و ۲۶۵ هزار واحد به پایان رسید. شاخص هم‌وزن هم با رشد ۲۲ هزار واحدی به کارش خاتمه داد.
فملی، فارس و تابان بیشترین تأثیر مثبت را بر شاخص گذاشتند و در سمت مقابل، وپاسار، رمپنا و غکورش بیشترین تلاش را در جهت افت شاخص کردند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تأثیر مثبت نمادهای فزر و آریا با رشد ۷۱۲ واحدی همراه شد و در ارتفاع ۶۵ هزار و ۱۶۱ واحد ایستاد. ددانا و کاسپین نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی‌ها مثبت و ۲۲۰۰ میلیارد تومان وارد بازار شد.
ترین‌های معاملات بورس
صنایع شیمیایی، بانک‌ها و فلزات اساسی سه صنعت با بیشترین ارزش و حجم معاملات بودند. طی روز جاری نمادهای خودرو، وبملت و خساپا بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز صنایع فلزات اساسی و استخراج کانه‌های فلزی بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقی‌ها جذب کردند و در مقابل گروه دارویی و سیمان بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای دوایکس و اهرم بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای وبملت و دارو بیش از همه در حمایت حقوقی‌ها بودند.

1.JPG

2.JPG

3.JPG

امروز بازار را سرِ صبح با گیجی و ابهامِ ناشی از اتفاقات مختلف آغاز کردیم و البته فضای بازار زیر سایه‌ی سیاست، همچنان سبز بود. بسیاری بر این عقیده‌اند شرایط بنیادی، رشد ادامه‌دارِ نیما و حواله، و کدال‌خوانی‌های خوش‌آهنگ در روزهای پیش‌ رو، انگیزه‌ی قوی برای سبز بودن و سبزپوشی بازار شده و این فضا را برای بهبود قیمت‌ها فراهم کرده است. صد البته بازار هم ابهامات و گیج‌ و ویجی‌های خود را دارد، ولی هرچه هست، فضای امروز منطقی و مثبت پیش رفت و برای فردا شاید کمی عرضه‌ها بیشتر شود. البته امروز رد پای برخی عرضه‌ها دوباره سر و کله‌اش در بازار پیدا شد که در بخش دوم گزارش کمی در مورد آن صحبت می‌کنیم.
و اما سراغ بازار و روند پیش‌ رو برویم. باید بدانیم و آگاه باشیم که این سردرگمی، گیجی و هاج‌و‌واجی در بازار برای شخصِ شما نیست؛ همه در این شرایط و در این فضا، شبیه بندبازهایی که روی یک طناب بلند زیر یک پرتگاه راه می‌روند، نفس‌ها در سینه حبس شده و با انبوهی از حس شجاعت در بازار حضور دارند. قدیم‌ها ضرب‌المثلی بود که می‌گفتند: «نه دل دارد یار بگیرد و نه دل دارد قرار بگیرد!»؛ طرف نه می‌تواند یار خود را نگه دارد و با بالا و پایین‌های او بسازد و نه می‌تواند تنها باشد. بسیاری هم در بازار همین‌گونه‌اند؛ نه دل دارند که از این بازار و رشد دل بکنند و نه دل دارند که در آن بمانند و از ریسک‌هایش در امان باشند. خلاصه اینکه این روزها ماندن و رفتن در بازار، خود یک قصه‌ی هزارتو و تصمیم‌گیریِ هزار‌مسیر است؛ یا باید طمع را بکشی یا دل به دریای مواج بازار بسپاری.
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که تحولات خاص سیاسی به همراه تحولات اقتصادی و کدالی، شبیه ماشین‌کورسی‌های مسابقه با هم استارت زدند و فضای متفاوتی را آغاز کردند؛ فضایی که به نظر می‌رسد این‌ بار با اتفاقات و رویدادهای متفاوتی در روزهای پایانی مهر همراه شود؛ جایی که یک آغاز ویژه و متفاوت را خواهیم داشت و می‌تواند مسیر جالبی را هم برای این روزهای بازار ترسیم کند.
اما بیایید کمی به عقب برگردیم تا برای پیش‌بینی و چشم‌اندازِ این روزها و روزهای بعد، نکات ریز و درشت مختلف را بدانیم. اگر به خاطر بیاورید، در ابتدای مهر از یک چله‌ی پرچالش، یک ۴۰ روزِ ویژه و یک تقسیم‌بندی خاص از عوامل مثبت و منفی صحبت کردیم؛ یعنی جایی که در ۲۰ روز اول آن، تحولات شکل دیگری می‌گیرد و در نیمه‌ی دوم ناگهان ماجرا تغییرات ویژه‌ای خواهد داشت. حالا که به آن پیش‌بینیِ ابتدای مهر برمی‌گردیم، معتقدیم فضا در نیمه‌ی دوم از آنچه فکر می‌کردیم عجیب‌تر است. ما چند روز دیگر استارت رویدادی را می‌زنیم به نام گزارش‌های میان‌دوره‌ای که آثار بنیادی آن همین حالا نیز روی تابلو روشن است، اما هم‌زمان با این تحولات، ماشینِ پرسرعتِ ریسک‌های سیاسی هم همراه این رویداد حرکت خواهد کرد؛ ماشینی که فکر می‌کردیم از اواخر مهر و اوایل آبان سراغ بازار بیاید، اما خبرهای فعلی و نوع گفتمان و گفتار طرفین نشان می‌دهد این ریسک هم همراه تحولات بازار آغاز شده و به نظر کار آسانی را نخواهیم داشت.
اینکه در مورد یک نقطه‌ی اکسترمم و یک نقطه‌ی عطف، بسیاری حالا اتفاق‌نظر پیدا کرده‌اند، هم رویداد جالبی است؛ هم طرف مقابل و هم این طرف، دو انتخابات آمریکا و اسرائیل را نقاط حساسی می‌دانند و حالا هرچه به این دو نقطه نزدیک‌تر می‌شویم، فضا شکل دیگری به خود می‌گیرد و کمی اوضاع متفاوت‌تر پیش می‌رود. معتقدیم در شرایط فعلی کمی احتیاط لازمه‌ی کار است، اما آن‌ طرفِ ماجرا هم رویدادها را ببینید که احتمالاً اثر گزارش‌ها و فاز مثبت آن‌ها به قیمت‌ها می‌تواند شرایط خوبی را ایجاد نماید؛ همین حالا اثرات خوب بنیادی را روی تابلو می‌بینید.
ولی این را هم در ذهن داشته باشید که هر گامی که به سمت این نقاط عطف و رویدادها برمی‌داریم، پای بازار لغزان‌تر و با احتیاط بیشتری پیش می‌رود. پس این‌طور نیست که ما مثبت نداشته باشیم، خیر؛ اما احتیاط بازار در این فضا کمی بیشتر خواهد شد و به نظر می‌رسد جنبه‌های احتیاطیِ آن برجسته‌تر می‌شود و می‌توانیم رد پای برخی عرضه‌ها را نیز این وسط بین برخی حقوقی‌ها و حقیقی‌ها جستجو کنیم. البته نوع عرضه‌ی حقوقی‌ها کمی فرق می‌کند؛ برخی از سر اثرات سود و زیان و تحلیلی است و برخی هم دستوری. فعلاً این را کنار می‌گذاریم و به بازار می‌رسیم.
احتیاط فقط در عرضه نیست؛ در سمتِ عدم خرید هم بسیاری محافظه‌کار می‌شوند، مگر اینکه گزارش‌های میان‌دوره‌ای آن‌قدر شجاعانه، قوی و درخشان ظاهر شود که یک فاز متفاوت را برای بازار ایجاد نماید. این چیزی است که از امروز معتقدیم همه باید چشم به آن داشته باشیم. فکر می‌کنیم آنجایی که گزارش‌ها برسد و اگر در آن مقطع اوضاع قاطی اتفاقات و تحولات سیاسی شود و نتواند واکنش آن‌چنانی نشان دهد، بازار یک اصلاحِ «پی‌به‌ای» جذاب کرده و این فنر دوباره جمع می‌شود و شرایط بهتری را رقم می‌زند. این یک سناریو بود؛ برخی به سناریوی دیگر هم معتقدند که این گزارش‌ها یک رالی ۱۰ تا ۱۲ روزه را برای بازار رقم می‌زنند و بعد استاپ می‌کند. فعلاً بازار روی این فاز پیش می‌رود. هرچه که هست، جنب‌وجوش بازار در طول این گزارش‌ها بیشتر است و کار سهامداران هم بیشتر خواهد بود. روزهای پرخبری را داریم، روزهای پرچالش؛ امیدواریم از دل این فضای پرچالش و پرخبر، اتفاقات منفی برای بازار رخ ندهد. تا اینجای کار، پاییز برای بازار فصل زیبایی بوده؛ شاید سرعتِ تابستان و جنب‌وجوش آن را نداشته باشد، اما با حسی مرموز و رمزآلود، با لوندی‌های خاص خود که آرام و آهسته کار را پیش می‌برد، در مسیر رشد قرار گرفته و همچنان رو به جلو حرکت خواهد کرد.
هنوز بزرگ‌ترین نگرانی بازار، ریسک‌های سیاسی است و هنوز بزرگ‌ترین چالش برای اهالی بازار، جنگ است. البته این طرف هم شرایط بنیادی، دلار، گزارش‌ها و جریان پول کمک خواهند کرد، اما یک نکته را در نظر داشته باشید: با این دست‌فرمانِ خبرها که هرچه جلوتر می‌رویم اوضاع عجیب می‌شود، در وزن‌کشی بین این عوامل، وزنِ جنگ جایی بیشتر خواهد شد. البته هنوز دوریم، ولی اگر برسد، آن نقاط، نقاطی است که بازار هرچه خبر خوب می‌شنود همچون غصه‌ی پر‌قصه در دل خود می‌ریزد و تن به رشد قیمت قوی نمی‌دهد. بازار خیلی افتی نخواهد کرد اما رشد هم نمی‌کند و آنجاست که این فضا منجر به ارزنده ماندن قیمت‌ها خواهد شد که این نقطه‌ی مهمی برای بازار خواهد بود. به واقع، مقطع ۱۰ تا ۱۲ روزِ پیش‌ رو، مقطع مهمی از نظر کدالی و بنیادی است و معتقدیم بازار در یک بسترِ آرامِ سیاسی، یک بازدهی خوب را می‌دهد؛ اگر هم اوضاع به‌هم بریزد اصلاح قویِ «پی‌به‌ای» می‌شود و اگر آن‌قدر بد به‌هم بریزد که بوی جنگ بیاید، آن‌وقت شاید قهرِ جریان پول را داشته باشیم که مرحله‌ی جذابی نخواهد بود. فعلاً همه تماشاچی این بازی بوده و دل کندن از آن سخت است.
اما در بخش دوم به نکته‌ای اشاره می‌کنیم که روز چهارشنبه نیز بیان شد و امروز هم معتقدیم باید در مورد آن صحبت شود؛ چرا که احساس می‌کنیم نوعی زیاده‌روی در برخی تفکرات و دیدگاه‌ها وجود دارد که می‌تواند فضای فعلی را تحت تأثیر قرار دهد. البته قبل از هر چیز از نقش ضعیف سازمان بورس در این میان بسیار گلایه داریم که فقط تماشاچی دستورات و اوامر شده است. اخیراً بخشنامه‌ای ابلاغ شده که بله، سهم‌ها عرضه شود! تو‌دلی و…؛ این فقط برای خودرویی‌ها نیست، لیست قوی‌تری را در بر می‌گیرد و صد البته روی تابلو رد پای برخی از آن‌ها حتی همین امروز روشن و پیدا بود. نظیر چنین بخشنامه‌ای را چند وقت پیش، آن‌ها که خوب در جریان ماجرا بودند می‌دانند، که از سمت برخی از دست‌اندرکاران دولتی برای عرضه‌ی سهام بانک‌ها به شکل خرد در بازار صورت گرفت و در انتهای شهریور بازار تا حدودی درگیر آن بود. حالا هم انگار چیزی از همین جنس از همان وزارتخانه با همان شرایط در حال تکرار شدن است.
ببینید، ما با عرضه‌ی سهام مشکلی نداریم؛ هیچ مشکلی نیست و معتقدیم وقتی سهمی ارزنده باشد در بازار جذب می‌شود. خیلی هم نگران این عرضه نیستیم و اتفاقاً معتقدیم دولت پای کار بایستد و عرضه کند، ولو در قیمت‌های زیرِ ارزندگی؛ چه اشکال دارد؟ مگر هدف او واگذاری نیست؟ اگر واقعاً هدف واگذاری است، بسم‌الله! هم می‌شود نقد و اقساط فروخت و هم در قیمت‌های پایین‌تر؛ هیچ اشکالی ندارد. اما احساس می‌کنیم هدف دیگری پشت این ماجرا قرار گرفته که ما را از آن بخش اصلیِ ماجرا دور می‌کند.
بارها روی این موضوع تأکید کردیم؛ بخش‌هایی در دل دولت به واسطه‌ی رفتار، مشورت و گفتمانِ افرادی در بازار سرمایه که به هر دلیلی یا جامانده‌اند، یا از این رشد بازار خوشحال نیستند، یا در صندوق‌های طلا دل در گرو این دارایی دارند، چشم و گوش خود را به این مشورت‌ها سپرده و مدام در گوش آن‌ها این زمزمه خوانده می‌شود که: «مراقبت بازار باشید! بازار حبابی نشود! کنترل کنید! اتفاقات سال ۹۹ تکرار نشود!» این حرف‌ها و زمزمه‌ها مدام در گوش دولتمردان خوانده می‌شود و آن‌ها هم از ترسِ اتفاقات مختلف، مسیرهای این‌چنینی را انتخاب می‌کنند.
به جد معتقدیم که پشت بسیاری از این بخشنامه‌ها و اتفاقات، فرار از این ترس نهفته است، نه عرضه‌ی سهام به واسطه‌ی اصلاح ساختار یا جریانِ کسری بودجه. به واقع درک نمی‌کنیم اینکه بسیاری در این شرایط و در این فضا نگران حبابی شدن بازار هستند، چطور فکر می‌کنند؟! اصلاً مانده‌ایم که این افراد چرا فقط نگران رشد بازار هستند؟ چرا در بقیه‌ی بخش‌ها نگران نیستند؟
آن وقت‌ها که کل بیلبوردهای شهر را خالی‌فروشانِ طلا پر می‌کردند، آن‌ها نگرانیِ خود را کجا فریاد زدند؟! آن وقتی که جیب شرکت‌ها را خالی می‌کردند؟! آنجایی که مالیات اضافه از سهام‌دار و غیرسهام‌دار می‌گیرند؟! آنجا که اختلاف نرخ ارز را از جیب صادرکننده به جیب واردکننده می‌برند؟! چرا این‌ها نگران نمی‌شوند و چرا فقط یک رشد مقطعی بازار، آن‌ها را نگران کرده است؟ این چه حکایتی است که هر بار در حال تکرار شدن است؟به واقع معتقدیم این ماجرا باید جایی بلند و با صدای قوی مطرح شود که: «آی آدمی که آنجا نشسته‌ای، فکر می‌کنی و تصمیم می‌گیری! کمی با اعداد و ارقام همه‌چیز را بالا و پایین کن؛ انقدر رشد شاخص طی این مدت را برای خود بزرگ نکنید. بازار مسکن، خودرو و بازارهای دیگر از ۵ سال پیش تا الان منفجر شده‌اند؛ چرا هیچ‌کس به فکر کنترل آن بازارها نبوده است؟»
و نکته‌ی آخر؛ چند بار تکرار کردیم و باز هم تکرار می‌کنیم: از این سیلِ رحمت، از این بارانِ توجهِ مردم و جریانِ پول به بازار، استفاده‌ی درست کنید. مهار کردنش را در مسیر درست هدایت کنید. اگر عرضه‌ی وارد کردنِ سهامِ پروژه‌ها و هدایت درستِ نقدینگی را ندارید، راهش این نیست که مدام نهیب بزنید و تفکرات این‌چنینی را پیاده کنید. کماکان معتقدیم بازاری که ارزنده باشد، از همه‌ی این موارد رد می‌شود؛ اما دلمان از این می‌سوزد که از این فرصت استثنایی می‌شود بهره گرفت و استفاده کرد. به قول خیام: هنگام سپیده‌دم خروس سحری / دانی که چرا همی‌کند نوحه‌گری؟ یعنی که نمودند در آیینه‌ی صبح / کز عمر شبی گذشت و تو بی‌خبری.
و از بازار هم دمی گذشت و می‌گذرد؛ شما تماشاچی خواهید بود و در همین حالتِ بی‌خبری، کج‌فهمی و کج‌تحلیلی احتمالاً پیش خواهید رفت. یک صبح و یک دولتِ دیگر هم در این فضا می‌آید و می‌رود، و این بازار سرمایه است که می‌ماند؛ بازاری و اقتصادی که در نهایت اگر قرار است شکل بگیرد، باید روی پایه‌های بازار سرمایه شکل بگیرد. آقای خلیلی، مالک بوتان، حرف جالبی می‌زد؛ گفت: «نجات اقتصاد ایران فقط با صنعتی شدن ممکن است.» و حالا این را هم اضافه کنیم که این صنعتی شدن جز با دخیل شدنِ اعتماد و سرمایه‌های مردم در مسیر درستِ خود، امکان‌پذیر نخواهد بود. از دلِ بازارهای سفته‌بازی نظیر سکه، دلار، خودرو و مسکن، اقتصاد این مملکت پیشرفت نخواهد کرد. حالا خود دانید و مملکت خودتان و این ایده‌ها و نگرانی‌هایی که دارید!

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید