آتش پالایشی ها!
با وجود تداوم ریسکهای سیاسی و ترس از جنگ، انتشار گزارشهای بنیادی و حفظ تعادل میان نقد بودن و سهامداری میتواند مسیر منطقیتری برای عبور از بلاتکلیفی بازار و شناسایی فرصتهای سرمایهگذاری باشد.
به گزارش آوای آگاه، بازار امروز در فضایی متعادل آغاز شد، اما در نیمه دوم معاملات و همزمان با بازگشایی نمادهای پالایشی، فشار عرضه افزایش یافت. با این حال، در مجموع، جو معاملاتی بازار نسبت به روز گذشته بهبود داشت. در نهایت، معاملات روز جاری با افت ۲۹ هزار واحدی شاخص کل به پایان رسید و این نماگر در ارتفاع ۸ میلیون و ۱۵ هزار واحد قرار گرفت. شاخص هموزن نیز با کاهش ۲ هزار واحدی، در سطح ۲,۲۳۳,۴۸۸ واحد به کار خود پایان داد.
در پایان معاملات امروز، ۶۰ درصد نمادها منفی و ۴۰ درصد مثبت بودند. همچنین، در این روز، سهامداران حقیقی حدود ۲.۷ همت از بازار خارج کردند و ارزش معاملات خرد نیز به ۴۵.۳ همت رسید.
در این میان، نمادهای فملی، شپنا و شستا بیشترین اثر منفی را بر شاخص کل داشتند.
شاخص کل فرابورس، تحت تأثیر مثبت نمادهای کگهر و آریا، ۸۵ واحد افزایش یافت و در سطح ۶۷,۱۱۵ واحد قرار گرفت.
ترینهای معاملات بورس
گروههای فلزات اساسی، محصولات شیمیایی و کانههای فلزی بیشترین ارزش معاملات را به خود اختصاص دادند. از نظر حجم معاملات نیز گروههای بانک، خودرو و فلزات اساسی در صدر قرار گرفتند.
ورود و خروج پول حقیقی
در معاملات امروز، بیشترین خروج پول از گروههای بانک و فلزات اساسی رخ داد. در مقابل، بیشترین ورود پول به گروههای فرآوردههای نفتی و محصولات شیمیایی رقم خورد.
در میان نمادها نیز شراز، تاپیکو و وغدیر بیشترین ورود پول حقیقی را به خود اختصاص دادند. در سمت مقابل، نمادهای وبملت، فملی و ومعادن بیشترین حمایت را از سوی حقوقیها تجربه کردند.
امروز بازار برخلاف روز قبل خود رفتار کرد و البته در یک ساعت پایانی معاملات، درگیر بازی بازگشایی نمادهای پالایشی شد و کمی پرزدوخوردتر رفتار کرد. با این حال، آرامش نسبی اخبار سیاسی دیشب و کاهش فشار فروش فروشندگان جنگزده بازار، باعث شد معاملات امروز بهتر پیش برود.
برخی معتقدند روز شنبه بسیاری از کسانی که فروشنده بودند، از ابتدای کار آمده بودند که بفروشند و برایشان فرقی نمیکرد در چه قیمتی، با چه نرخی و کجا! فقط میخواستند زیر سایه جنگ سهمی نداشته باشند. اما امروز رفتار معقولتر و منطقیتری را در بازار شاهد بودیم؛ با اینکه هیچ اتفاق جدیدی نسبت به روز قبل در اخبار رخ نداده بود.
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که آرامش نسبی سیاسی و آرایش جنگی اهالی بازار، شب گذشته در فضایی آرامتر و بهدور از تنش قرار داشت. همچنین کاهش حجم اخبار جنگی باعث شد بازار امروز با فضای نسبتاً بهتری پیش برود.
البته کماکان تمام عواملی که در روزهای گذشته موجب فشار فروش در بازار شده بودند، همچنان وجود دارند. هنوز تهدیدات جنگی بازار را رها نکردهاند. وقتی درباره موضوعات مختلف صحبت میکنید، بخشی از فروشندگان و فعالان بازار، جنگ پیشرو را قطعی میدانند و آن را عاملی برای عرضه در بازار تلقی میکنند. آنها دلیل فروش خود در این روزها را نیز همین موارد بیان میکنند. جالب اینکه در میان دیدگاههای فروشندگان، عوامل بنیادی نقش حداقلی دارند؛ درست برعکس خریدارانی که دل به بنیاد و ارزندگی بستهاند!
نکته بسیار جالب این است که تقریباً همه فروشندگان، یا دستکم اکثر آنها، به این موضوع اعتقاد دارند که بازار از نظر بنیادی ارزنده است، مشکلی ندارد و قیمتهای منطقیای پیش روی آن قرار دارد. با این حال، فضای اخبار سیاسی همچون وزنههای سنگین در لباسهای غواصی، بازار را به پایین میکشد و اتفاقات بنیادی فقط دستوپا زدنهای بازار را بیشتر میکنند و کمی سرعت و زمان را میگیرند.
اما در این بین، اتفاقات مهم دیگری هم در حال وقوع است. میتوانیم اینطور بیان کنیم که فنر ارزندگی بازار دوباره در حال جمع شدن است و ممکن است در جایی آزاد شود. یکی از نکات بسیار مهم فعلی بازار، همین تکیه بر گزارشها و اطلاعات مالی منتشرشده است. همه طی این چند روز شاهد بودیم که این گزارشها، نسبت P/E بازار را در منطقهای امن قرار دادهاند و حتی این موضوع در حال اصلاح شدن است.
حالا مرحله دیگری از انتشار گزارشها پیش روی بازار قرار دارد که دیروز درباره آن نوشتیم. این گزارشها میتوانند نقش بنزین را روی آتش نیمهخاموش فعلی بازار داشته باشند. به این شکل که اگر در این مدت بتوانیم گزارشهای قوی و خوبی را در کدال ببینیم، بازار در وزنکشی بین عوامل بنیادی و سیاسی، وزن عوامل بنیادی را افزایش میدهد. حداقل میتوانیم بگوییم که اگر این اتفاق موجب رشد بازار نشود، سرعت ریزش آن متوقف خواهد شد و در حالت متوسط، کمکم توجه به نمادهای بنیادی مختلف افزایش مییابد.
امروز به گزینههایی مانند باهنر یا قاسم نگاه کنید. این نمادها در ترکیب گزارشهای میاندورهای و ماهانه عملکرد موفقی داشتند و این موفقیت، خود را روی تابلو و در رشد قیمت نشان میدهد. مگر جنگ روی سر این شرکتها نیست؟! جنگ که نمیتواند روی یک شرکت باشد و روی دیگری نباشد! این شرکتها توانستند در وزنکشی بین فروشندگان ناشی از جنگ و خریداران متکی بر عوامل بنیادی، به پیروزی دست پیدا کنند و تابلو را مثبت کنند.
این اتفاقی است که معتقدیم در کوتاهمدت برای برخی و شاید بسیاری از نمادها رخ میدهد، اما اثر مداوم و چند هفتهای نخواهد داشت و به اثری چندروزه محدود میشود.
بستر اصلاح صورتگرفته در بازار، روند ادامهدار رشد نرخ نیما و تحولات خوب بورس کالا نیز به این موضوع کمک میکنند. در واقع، ما در حال تجربه دورانی هستیم که شاید با شدتی بسیار ضعیفتر، در مدتی کاملاً کوتاهتر و فشردهتر، شباهتهایی به دی و بهمن سال قبل داشته باشد؛ ماههایی که گزارشهای بنیادی، نسبت P/E شرکتها را کاهش میدادند، ارزندگی آنها را تقویت میکردند و فنر قیمتشان را فشردهتر میساختند.
البته باید این را هم بگوییم که با توجه به شدت اخبار و اتفاقات، نمیتوان به موضوع جنگ وزن نداد؛ اما بهتر است وزن آن را طوری تنظیم کنیم که بیمحابا دست به فروش نزنیم و سعی کنیم بین نقد بودن و سهم داشتن تعادل برقرار کنیم.
البته از دیروز که درباره موضوعات مختلف نوشتیم، برخی عزیزان نکتهای را به ما یادآوری کردند که میتواند نکته درستی باشد؛ آن هم حس ترس است.
ببینید سال گذشته، حس ترس از جنگ چه بلایی بر سر بازار آورد. همه به گزارشها و شرایط خوب شرکتها در دی و بهمن ایمان و اشراف داشتیم. گزارشهای میاندورهای، شرایط خوب آنها را نشان میدادند و گزارشهای فروش ماهانه دی و بهمن نیز همهچیز را روشن کرده بودند؛ اما ترس از جنگ باعث شده بود بازار جایی نرود و این فنر هر روز فشردهتر شود.
اما پس از آن، در واقع وقوع جنگ و آن رویداد و ریخته شدن ترس بازار، شرایط را تغییر داد. حالا موقعیتی شبیه به آن شرایط را با کمی تفاوت تجربه میکنیم. منتها فرقش این است که بازار کمی رشد کرده، اما اینطور نیست که دیگر ارزنده نباشد. تفاوت این بار با دفعه قبل این است که این بار تهدیدات علیه کشور بیشتر است.
پس اگر کسی این روزها در سمت فروش ظاهر میشود، خریدار بازار نیست یا فروشنده است، به هر حال طبیعی است که از اخبار، حس جنگ را دریافت کند و این حس ترس از جنگ، چنین اثری بر بازار، میل به فروش و پرتفوی او بگذارد.
بسیاری این روزها بدون در نظر گرفتن تحولات و عوامل بنیادی، اقدام به فروش سهم میکنند. اتفاقی که دیروز در نیم ساعت اول بازار رخ داد؛ یعنی برخی از سهامداران با علم به گزارشهای خوب و آگاهی از شرایط مناسب بنیادی، با اینکه میدانستند دارایی در اختیارشان دارایی قوی، خوب و بنیادیای است، باز هم چشم خود را بستند، معطل نکردند و از ترس جنگ، سر سهمها را بریدند! این اتفاقی است که امروز هم تا حدودی رخ داد و شاهد آن بودیم.
این را هم بگوییم که اگر فرض کنیم تمام حرفها، لفاظیها و صحبتها درست باشد و جنگ هم رخ بدهد، اگر این جنگ به درگیری زیرساختی کشیده نشود، مطمئن باشید که پس از آن، بازار دوباره میتواند در مسیر خوبی قرار بگیرد. البته به هر حال باید تکلیف این فضا روشن شود.
دیروز پزشکیان حرف جالبی میزد. میگفت نمیتوانیم در شرایط نه جنگ و نه صلح باشیم و باید از بلاتکلیفی خارج شویم. به نظر میرسد بازار در این دو ماه دقیقاً درگیر همین موضوع بوده است؛ یعنی با بلاتکلیفی احتمالی مواجهیم که فرصتهای شیرین و جذابی در دل خود دارد، اما ترس از فضای جنگ، مانعی جدی برای خرید است.
یک نکته دیگر را هم بگوییم؛ اگر کسی در بازار سهم میفروشد، نباید به او خرده گرفت. به هر حال، در ذهن خود تصوراتی از یک جنگ دارد. بارها نوشتیم که اگر فکر میکنید جنگ زیرساختی رخ میدهد و قرار است با اتفاقی دردناک و پیچیده مواجه شویم، خیال خود را راحت کنید و شبها راحت بخوابید. اما راحت خوابیدن در شب، حسرت روزهای معاملاتی را هم به همراه دارد.
احتمالاً بد نیست حالوروز بچههای طلاباز را در این مدت بپرسید؛ همانهایی که صبح و شب در شیپور جنگ میدمیدند تا شاید آتش این دمیدن، قیمت طلا و بازارهای مشابه را داغتر کند. اما چه شد؟! دریغ از اینکه نه اونس جهانی با آنها همراه شد و نه دلار داخلی!
آنها شاید از بابت تحولات سیاسی و داشتن یک دارایی امن که دستکم ممکن است ناگهان با چالش مواجه نشود، خیالشان راحت باشد؛ اما به این نکته توجه کنید که آنها تقریباً ۹ ماه است طلاییترین دوران بازار را از دست دادهاند، تماشاگر یک رالی شیرین بودهاند و فقط شبها راحت خوابیدهاند و روزها حسرت خوردهاند!
این تفاوتی است که با آن مواجهیم. شما یا باید این ریسک را به جان بخرید و با پذیرش ریسک جنگ در بازار بمانید؛ ریسکی که قطعاً بازدهی مورد انتظار از آن باید به صرف ریسک شما بیارزد؛ یا فروشنده باشید و فعلاً تماشاچی بمانید!
البته دیروز پیشنهادی را مطرح کردیم که فکر میکنیم راهحل اصلی این روزهاست و آن هم حفظ تعادل بین این موقعیتهاست. حفظ تعادل یعنی با احتیاط حرکت کردن؛ یعنی نه کند رفتن و نه پرسرعت حرکت کردن. به نظر میرسد این رویکرد بتواند ویژگی این روزهای بازار را بهخوبی توضیح دهد.
این احتیاط باید در همه جوانب رعایت شود، اما نباید شما را به آن طرف بام بیندازد؛ یعنی آنقدر احتیاط کنید که اتفاقات و رویدادهای خوب بنیادی بازار را هم نبینید.
اما اگر بخواهیم دوباره به عواملی برگردیم که میتوانند کمی این جنبه احتیاط را بهبود ببخشند و شرایط را تغییر دهند، باید به اثر گزارشها اشاره کنیم.
ببینید، ما در دورهای حساس و پرریسک حضور داریم. گزارشهای مهمی در حال انتشار است که سوخت بازار برای سه هفته آینده خواهد بود. ادامه روند و شرایط خوب فروش و سودسازی شرکتها به این دو دسته گزارش بستگی دارد که در حال انتشار هستند. به نظر میرسد شرکتهایی که از این دو رویداد، دو چراغ سبز بگیرند، به نمادهای پیشرو روزهای پرچالش آینده تبدیل شوند.
این دو دسته گزارش، یعنی گزارشهای میاندورهای و ماهانه، در کنار هم سهمهای برنده را مشخص میکنند. خروجی آنها، همان سهمهایی است که دیروز دربارهشان نوشتیم. حداقل نتیجه این است که کف قیمت آنها تثبیت میشود؛ اما نکته دیگری هم وجود دارد: بسیاری از این نمادها حتی در همین شرایط نیز رشد قیمت خواهند داشت. حتی اگر ریسک اتفاقات کمی تندوتیزتر شود، همچنان پتانسیل ارزندگی آنها وجود دارد، فنر قیمتشان فشردهتر میشود و میتواند عاملی برای رشد پس از این اتفاقات باشد.
و اما درباره بازار؛ این گامشماری و مشخص کردن روزهای هفته، مورد استقبال بسیاری از عزیزان قرار گرفته است. حالا بار دیگر به این موضوع میپردازیم که چه رویدادهایی پیش روی بازار قرار دارد و قرار است چه اتفاقاتی را شاهد باشیم. تقویم ما روی دیوار چه چیزی را نشان میدهد؟
باید چند روز را در تقویم خود علامتگذاری کنیم. اولین روز، چهارشنبه است؛ بله، چهارشنبه همین هفته! در این روز، تکلیف انتخابات اسرائیل روشن میشود. البته از دید ما خیلی فرقی نمیکند کدامیک از این جانورها در رأس کار باشند، اما به هر حال بخشی از ذهن بازار به این موضوع وابسته است.
در هر صورت، چهارشنبه این موضوع تا حدودی تعیین تکلیف میشود. البته از دید ما، اتفاق مهم دیگری هم رخ میدهد و آن انتشار گزارشهای ماهانه است. در نتیجه، تصویری کلی از فضای بنیادی بازار در اختیار خواهیم داشت. این رویداد مهمتری است.
برای ما که به عوامل سیاسی وزن زیادی نمیدهیم و آنها را مبنای کار خود قرار نمیدهیم، مهمتر این است که بدانیم اوضاعواحوال بنیادی شرکتها در چه شرایطی قرار دارد. بنابراین، روز چهارشنبه یکی از مهمترین رویدادها رقم میخورد و ما به جمعبندیای از فضای بنیادی بازار خواهیم رسید. معتقدیم اگر این فضای عدم رشد و اصلاح قیمت ادامه داشته باشد، بازار و سبد ارزندگی آن جمعوجورتر شده و شرایط بهتری پیدا میکند.
اما اگر به خاطر داشته باشید، معتقدیم پایان این چله پرچالش با انتخابات آمریکا رقم خواهد خورد؛ انتخاباتی که بسیاری در هر دو طرف، مناسبات سیاسی و نظامی خود را به آن گره زدهاند. در اخبار و اتفاقات میشنویم که انواع ادوات نظامی در اطراف ایران جمع شدهاند و همه چشم به همین تاریخ دوختهاند؛ یعنی تاریخ بسیار مهم ۱۲ آبان که انتخابات آمریکا در آن برگزار میشود.
طبیعی است که بازار پیش از این تاریخ، با شدت بیشتری محافظهکارانه رفتار کند، دست نگه دارد و شرایط را بسنجد.
اگر تاریخ اول را تاریخی نسبتاً بنیادیتر در تقویم بدانیم، تاریخ دوم، یعنی ۱۲ آبان، قطعاً سیاسیترین و یکی از خاصترین تاریخهای مقطع فعلی بازار است؛ تاریخی که احتمالاً بسیاری از تصمیمات به آن گره میخورند. اینکه نتیجه انتخابات چه میشود، اصلاً مهم نیست؛ مهم این است که احتمالاً تصمیماتی که قرار بود گرفته شوند، پس از این تاریخ پیش خواهند رفت.
این موضوع را برای چه مینویسیم؟ برای اینکه احتمالاً بازار در روزهای پس از تاریخ اول، یعنی چهارشنبه همین هفته، نوعی انجماد و یخزدگی معاملاتی را تجربه خواهد کرد؛ وضعیتی که شاید حتی نمادهای بنیادی هم از آن در امان نمانند.
این چیزی است که پیش روی ما قرار دارد و تا نیمه آبان با آن درگیریم. دیروز هم نکتهای را نوشتیم و آن اینکه فضای ذهنی همه افراد، اعم از معاملهگران، خریداران و فروشندگان، مملو از اخبار جنگی است و هیچکس به آن سوی سکه، یعنی عدم وقوع جنگ یا مذاکره، وزن نمیدهد. دیروز هم عرض کردیم و باز هم میگوییم که اگر اتفاقی در این راستا رخ دهد، رالی رشد بعدی بازار را تجربه خواهیم کرد.
البته چند روزی است که سؤال بسیاری از عزیزان این است: خب، اگر روی دیگر سکه، یعنی جنگ، رخ داد، چه میشود؟ اصلاً سؤال اصلی این است که در چنین فضایی، بازار خواهیم داشت یا نه؟
نمیخواهیم درباره این موضوع خیلی صحبت کنیم، اما به نظر میرسد بازار، بسته به تحولات و اتفاقاتی که جنگ پیشرو ممکن است رقم بزند، تعیین تکلیف خواهد شد. اینکه بازار متوقف بماند یا باز باشد، احتمالاً به شدت و ضعف جنگ بستگی دارد و تحولات آن، وضعیت بازار را روشن میکند.
با این حال، تجربه یک توقف، بازگشایی و روزهای معاملاتی موفق پس از آن، احتمالاً باعث خواهد شد وقفهای کوتاه داشته باشیم و بعد، با آرام شدن فضا، دوباره کار را پیش ببریم.
اما آنچه اهمیت دارد، دلیل فروش در این روزهای بازار است. اگر جنگ زیرساختی را تجربه نکنیم، نتیجه آن، هرچه که باشد، با توجه به این صورتهای مالی و شرایط بنیادی، میتواند به رشد بازار پس از جنگ منجر شود. اگر هم میبینید که بازار با وجود این فضا، این شرایط و این نسبتهای P/E، همچنان فروشنده دارد، به این دلیل است که برخی وقوع جنگ زیرساختی را محتمل میدانند و حاضر به پذیرش ریسک و قیمتهای فعلی بازار نیستند.
و اما مهمترین توصیه ما برای این روزها چیست؟ همان چیزی که خودمان هم در حال انجام آن هستیم: تمرکز را بهجای اخبار جنگ و تحلیلهای سیاسی، روی موضوعی بگذاریم که دستکم یک تکیهگاه قوی برای ذهن ما ایجاد کند؛ یعنی بررسی گزارشهای شرکتها.
این موضوع را برای خود هضم کردهایم که نمیتوانیم تحولات جنگ و ریسکهای آن را بهدرستی شناسایی و پیشبینی کنیم. نمیتوانیم پیشبینی کنیم جنگ چه زمانی و چگونه رخ میدهد. اگر کسی میتواند، دمش گرم و سرش خوش باشد! اما میتوانیم ببینیم که دستکم با توجه به آنچه پیش روی ماست و منتشر میشود، میتوانیم انرژی بیشتری روی بررسی نمادها و انتخاب گزینهها بگذاریم و حداقل فهرستی از نمادها و شرکتهایی را که گزارشهای خوبی داشتهاند و میتوانند در آینده شرایط مناسبی را تجربه کنند، برای خود ذخیره کنیم.
اگر قرار است با احتیاط حرکت کنیم، میتوانیم در این دوران بخشی از همین فهرست را در اختیار داشته باشیم، از میان آنها خرید کنیم و پیش برویم و بخشی دیگر را برای روزهایی نگه داریم که همهچیز روشنتر شده است.
حقیقت امر این است که ما جزو آن دستهای نیستیم که بتوانیم مانند بسیاری از عزیزان، تماشاچی بازار باشیم. از همین رو، مرز تعادل را انتخاب کردهایم؛ یعنی با احتیاط بیشتری حرکت میکنیم، اما همچنان در بازار حضور داریم.
معتقدیم در این روزها میتوان با کمی احتیاط پیش رفت و در اولویت، آنچه را به دست آوردهایم حفظ کرد و ذرهذره، ولو با سرعت کمتر، به آنچه داریم اضافه کرد.
نه حرکت عجیبوغریب و ریسکهای آنچنانی را که طی این مدت داشتهایم انجام میدهیم و نه بیکار و تماشاچی میمانیم. با کمک همین فهرست، سعی میکنیم آرام، آهسته و گاماسگاماس حرکت کنیم تا زمان سپری شود و فضا روشنتر شود.
با این حال، بر این عقیدهایم که در نیمه آبان، این فضا و شرایط روشنتر خواهد شد. در نهایت، فراموش نکنید آن چیزی که طی این مدت و در چند سال گذشته، از دل سنگینترین بحرانهای سیاسی و جنگ بیرون آمده، چیزی جز همین شرایط و سهمهای بنیادی نبوده است.
در کوتاهمدت، شاید زدوخوردها و اتفاقاتی را شاهد بوده باشیم، اما حتی از دل موشکی که به فولاد خورد هم اتفاقات و تحولات بنیادی شکل گرفت و بیرون آمد. پس سعی میکنیم ذهن خود را روی کدال متمرکز کنیم، نه تلگرام!
با اخبار جنگی، جنگندهها و ناوها راه به جایی نمیبریم. قطعاً سرنوشت بازار با سرنوشت مسائل سیاسی گره خورده است، اما میتوان با تکیه بر این اتفاقات، تا حدودی از دل بحرانها و سردرگمیها مسیر باریکتر و روشنتری برای پرتفوی خود انتخاب کرد.
در پایان، باز هم تأکید میکنیم که هر کسی پروفایل ریسک خود را دارد و دامنه تحمل افراد در برابر این ریسکها متفاوت است. ممکن است فردی حتی با ۱۰ درصد سهم داشتن در این شرایط، از نظر روحی و جسمی تحت فشار باشد و ترجیح بدهد تماشاچی بماند؛ در حالی که فرد دیگری حتی تحمل ۱۰ درصد نقد بودن را هم نداشته باشد.
به هر حال، این دقیقاً پروفایل ریسک شخصی هر فرد است که فضای معاملاتی او را مشخص میکند. اما این موضوع را فراموش نکنید: بیایید دستکم در این دو هفته پیش رو، بهجای وزن دادن بیش از حد به تحولات سیاسی، اخبار و اتفاقات بنیادی شرکتها را با دقت بیشتری بررسی و مرور کنیم. دستکم خشاب انتخابهای متعدد را برای خود پر کنیم تا به وقتش از آنها استفاده کنیم.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید