خبر هراسی!
بازار امروز عجیب بود؛ اول خوب آغاز کرد و رفتهرفته با شایعات و خبرهای سیاسی، کمی پرعرضه پیش رفت و آخر وقت هم فشار فروشها بیشتر شده بود. وقتی دیتای جدید مالی به بازار نرسد و همه را برای روز آخر و لحظات آخر نگهداری، چنین اتفاقاتی هم ممکن است رخ دهد؛ اما در هر صورت، بازار امروز دوباره کمی ریسک جنگ را به خود نزدیک میدید، ولی احتمالاً چند روز بعد، با عدم اتفاق خاصی، دوباره این جریان پول راهی بازار میشود.
به گزارش آوای آگاه، معاملات روز جاری با افزایش ۱۸ هزار واحدی شاخص کل به اتمام رسید و در نهایت این نماگر در ارتفاع ۸ میلیون و ۲۷۲ هزار واحد به کار خود پایان داد. شاخص هموزن نیز با رشد ۲۸ هزار واحدی در سطح ۲ میلیون و ۲۵۱ هزار واحد به کار خود پایان داد.
ارزش معاملات خرد ۴۳/۲ همت ثبت شد و حدود ۳۴۷ میلیارد تومان ورود نقدینگی از سوی حقیقیها رخ داد. در پایان معاملات ۶۰۶ نماد در محدوده مثبت و ۳۴۴ نماد منفی به کار خود خاتمه دادند.
در این میان نمادهای فارس و وبملت بیشترین اثر مثبت را بر شاخص کل داشتند.
شاخص کل فرابورس نیز تحت تأثیر مثبت نمادهای کگهر و آریا ۹۳۲ واحد افزایش یافت و در سطح ۶۷ هزار و ۱۹۰ واحد قرار گرفت.
ترینهای معاملات بورس
محصولات شیمیایی، فلزات اساسی و بانکها بیشترین ارزش معاملات را به خود اختصاص دادند. از نظر حجم معاملات نیز گروههای بانک، فلزات اساسی و خودرو در صدر قرار گرفتند.
ورود و خروج پول حقیقی
در معاملات امروز؛ بیشترین خروج پول از گروه فلزات و شیمیایی رخ داد و در سمت مقابل بیشترین ورود پول در گروه کانههای فلزی و دارویی رخ داده است. در میان نمادها نیز شکیمیا، تاصیکو و کگل بیشترین استقبال را از سوی حقیقیها داشتند و فولاد، مبین و فارس بیشترین حمایت حقوقیها را تجربه کردند.
بازار امروز عجیب بود؛ اول خوب آغاز کرد و رفتهرفته با شایعات و خبرهای سیاسی، کمی پرعرضه پیش رفت و آخر وقت هم فشار فروشها بیشتر شده بود. وقتی دیتای جدید مالی به بازار نرسد و همه را برای روز آخر و لحظات آخر نگهداری، چنین اتفاقاتی هم ممکن است رخ دهد؛ اما در هر صورت، بازار امروز دوباره کمی ریسک جنگ را به خود نزدیک میدید، ولی احتمالاً چند روز بعد، با عدم اتفاق خاصی، دوباره این جریان پول راهی بازار میشود.
اگر به خاطر داشته باشید، در ابتدای مهر چند موضوع را یادآور شدیم. دو تا از مهمترین آنها این بود که چهره بازار در پاییز، با گزارشها و اتفاقات و ریسکها، چهره متفاوتتری است و رشد و ریزشها یکسان نیست و فرق میکند. نکته دوم هم این بود که اتفاقات سیاسی و تاریخهای انتخاباتی، عطش خرید بازار را میگیرد. به نظر، فعلاً بر همین مدار پیش رفتیم و امروز هم حال همه بازار منفی نبود و برخی خوب عمل کردند.
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که در وزنکشی دوباره بین عوامل مختلف بنیادی و سیاسی قرار داشت. از یک سو، خبرهای سفر لاوروف و حضور عاصم منیر در تهران، کاهش حجم تنش را حکایت میکرد و در سوی دیگر، تهدیدات دوباره نتانیاهو و ترامپ و تحولات منطقه، کار را برای روزهای آخر هفته سخت میکرد. بازار معمولاً سهشنبه و چهارشنبه که میشود، تن و بدنش از آخر هفته و تعطیلات میلرزد و سعی میکند با احتیاط رفتار کند. البته حجم خبرها هم نشان میدهد که احتیاط لازم است و دیروز هم این موضوع را عنوان کردیم که احتیاط، شرط عقلانی حضور این روزها در بازار است؛ منتها فرق بزرگی بین احتیاط و خارج شدن از بازار وجود دارد. بازار ما به واسطه دامنه نوسان ۳، این روزها تصمیمات رنجگونه زیادی را میگیرد و ناگهان در سمت خرید یا فروش میرود؛ اما به هر حال، موج سیاست امروز بار دیگر پررنگ شد.
درست در آن سوی این تحولات سیاسی که خیلی نمیخواهیم در مورد آن صحبت کنیم، ماجراهای بنیادی قرار دارد که البته هنوز سر و شکل جدی به خود نگرفته و ما گزارشهای خاصی را شاهد نیستیم. در نبود این بستر بنیادی، خبرهای سیاسی هم جولان میدهند. در کل، ولی گزارشهایی که رسیدهاند، فضای نسبتاً خوشبینانهای را برای بازار رقم زدهاند. روزهای گذشته مدام از اثر گزارشها در بازار صحبت کردهایم؛ از تغییر ذائقه بازار، حرکت به سمت سهمهای کوچک و مواردی از این دست. امروز درمورد یک نکته دیگر هم صحبت خواهیم کرد و آن هم رویداد مهمی به نام بسته شدن کف بازار است، بهخصوص وقتی بازار اینچنین منفی و صف فروش میشود. این نکته اهمیت پیدا میکند که تا کجا؟!
این بسته شدن کف بازار را بهعنوان یک عامل و آیتم میشود تا مدتها رویش صحبت کرد؛ اما این را بگوییم که هدف از گفتن این موضوع، بررسی ریسک به ریوارد بازار است که مثلاً کف قیمت یا ریسک افت قیمت کجا است. اما وقتی درمورد این موضوع صحبت میکنیم، یک اتفاق باید به وقوع بپیوندد و آن هم بحث تداوم است؛ یعنی تداوم شرایط را باید داشته باشیم. این روزها حرف تمام کسانی که میفروشند و میروند، این است که در جنگ بعدی، این تداوم زیر سؤال میرود و دلیل فروش آنها همین است. وقتی ما از گزارشها و کدال صحبت میکنیم، آنها به چشمانداز عدم تداوم این موضوع و فروش شرکتها اشاره کرده و تمام این مبانی را زیر سؤال میبرند. یعنی آنها که میفروشند هم قبول دارند اگر فضا بر تداوم باشد، بازار مفت است و هنوز نقطه فروش نیست.
البته این عزیزان از روزهای پس از جنگ همواره در پی همین استدلال بودند و بازار هم تقریباً چند برابر شده، اما استدلال آنها هنوز تغییر نکرده است. به هر حال، هر کسی استراتژی خاص خود را دارد؛ اما در فضای فعلی معتقدیم گزارشها، حتی اگر خیلی خاص و مثبت نباشند، حتی اگر فقط در سطح بهار گزارشها منتشر شود، بهنظر یک کفسازی محکم در بازار صورت خواهد گرفت که نشان میدهد قیمتهای کمتر از ۱۰درصد بسیاری از سهمها، اگر افت داشته باشند، با تقاضای خرید نسبی مواجه میشوند و ترس زیادی ندارند.
و برای همین است که شما مشاهده میکنید اصلاحهای بازار به دو الی سه روز ختم میشود و هنوز روز چهارم نرسیده، تقاضای قوی از راه میرسد و بازار را میخرد. یکی از دلایل مهم آن همین ماجرا است. البته باز هم میگوییم اگر کسی فکر میکند جنگ میشود و این تداوم روند فروش و سودآوری ادامه نخواهد یافت، فروش طبیعی است؛ اما به هر حال، در فضای فعلی و با شرایط فعلی، نوبت گزارشهاست که احتمالاً امروز و فردا و شنبه آثار نسبی را در بازار داشته باشند و یکشنبه کمکم باد گزارشها هم خوابیده و وارد مرحله جدیدی از تحولات میشویم که نقش ماهانهها در کنار گزارشهای دیگر تا آخر هفته کمی بازار را بازی میدهد.
هفته بعد که به پایان رسید، تقریباً میتوانیم بگوییم سوت پایان تحولات بنیادی بازار زده شده و ما وارد فاز اتفاقات و تحولات سیاسی خواهیم شد؛ جایی که انتخاباتهای اسرائیل و آمریکا و همه آنچه طی این مدت وجود داشته، با سایهای پررنگ روی سر بازار قرار میگیرد.
یک نکته را نیز در کنار تمام این موارد مثبتی که مینویسیم، در نظر داشته باشید: هیچکس از یک خوشبینی و بایاس ذهنی بیش از اندازه مثبت صحبت نمیکند. شما بهتر است علاوه بر اینکه احتیاط را دستور کار قرار میدهید، یک نوع واقعگری و محاسبهگری در فضای قیمتگذاری خود نیز داشته باشید. به این شکل که فرض کنیم چالش قطعی گاز، دو ماه شرکتها را درگیر خواهد کرد و فضا برای آنها سخت خواهد شد؛ همه موارد را باید در نظر بگیرید. یکی میگفت آن حجم عظیم تقاضایی که برای شمش در بورس کالا وجود دارد، بیدلیل نیست؛ آنها احتمالاً از توقفهای احتمالی در ماههای پیش رو مطلع هستند. بهنظر، آنچه در حال حاضر وجود دارد، این است که با یک نگاه توأم با احتیاط به صورتهای مالی و جریانهای سودساز و ریسکها نگاه کرده و تارگتهای قیمتی را با این شرایط بسنجیم. اگر نگاه ما به شکل منطقی و عاقلانه بررسیها، نگاه منطقی باشد و کمی محافظهکاری ششماهه دوم را نیز لحاظ کنیم، به قیمتهایی میرسیم که تارگتهای تابلوی اکثر سهمها خواهد بود و درست اینجا نقطه تصمیمگیری شما است.
اگر این تارگتها و این قیمتها با قیمت فعلی روی تابلو اختلاف آنچنانی ندارند و یا به نرخ بازدهی اوراق نزدیک باشند، به نظر راهی جز فروش باقی نمیماند و اگر این اختلاف بزرگ و زیاد است، به نظر بهتر است همچنان در این دست نمادها باقی بمانید. این مهمترین داستان فعلی ما برای دو هفته آتی است که به این بررسی رسیده و در مورد نمادهای مختلف بازار تصمیمگیری کنیم. پس صرف صف فروش و صف خرید تصمیم نگیرید؛ دامنه ۳درصد این صفوف را ایجاد میکند.
البته این میان، داستانهای سیاسی را کنار گذاشتیم و اصلاً به آن توجه نمیکنیم؛ ولی دو نکته دیگر را در کنار این نگاه باید در نظر گرفت. یا بهواقع میتوانیم اینطور بگوییم که دو رویداد دیگر نیز در کنار سایر رویدادها میتواند در تعیین مسیر بازار مؤثر باشد و تارگتهای قیمتی را تحت تأثیر قرار دهد. از دید ما، اولین آن تحولات بورس کالا و دومی مقوله بسیار مهم سیاستهای ارزی و دلار حواله و نیما است.
درمورد بورس کالا میشود به آنچه بهعنوان معاملات رخ میدهد توجه کرد که یک نکته عمیق و مهم را در پیش دارد و آن هم این است که اگر واقعاً این نرخها ادامه داشته باشد، اعداد صورت سود و زیان شرکتها اعداد جالبی خواهد شد و این همان چیزی است که از آن بهعنوان سورپرایزهای گزارشی در هفتهها و ماههای آتی یاد میکنیم. مثلاً حتی در گزارش مهر هم میتوانیم رد پای این اتفاقات را ببینیم.
اما موضوع مهم که از دید ما یک فضای پایدار و مثبت را برای بازار رقم میزند، موضوع نرخ دلار نیما یا حواله است. فعلاً موضوع دلار حواله برای بازار عادی شده؛ هر روز همه میدانند عددی به نرخ اضافه میشود و از کنار آن میگذرد. اما روزهای قبل هم نوشتیم افزایش ۳ هزار تومانی نرخ دلار نیما در دوره دولت اسب زینشده و استاد سیبیلوی بانک مرکزی، ۶ماهه رخ میداد و امروز طی یک هفته ... در زمان آن بزرگواران! نرخ دلار آزاد کیلوکیلو رشد میکرد و نرخ دلار نیما گرمگرم اضافه میشد؛ اما حالا شاهد تغییر این سیاست هستیم، به شکلی که بانک مرکزی هیچ پلنی برای سرکوب نرخ ارز نداشته و قیمت نرخ حواله را همگام با دلار آزاد و در دامنهای از آن افزایش میدهد. جالب است؛ ابتدا بسیاری از کسانی که دل در گرو همین سفره و اختلاف داشتند، اعتراض میکردند؛ اما حالا کمکم همه از تبعات این ماجرا آگاه شده و کسی دیگر خیلی به این موضوع اعتراض نمیکند و از این رانت دفاع نمیکند. دولت هم بهخوبی از تصمیم گرفته شده دفاع میکند و معتقدیم این رویداد جالبی برای بازار است.
شما ببینید، احتمالاً با این دست فرمان، ما در انتهای آبان نرخ نزدیک به ۱۹۵ هزار تومان را برای نرخ دلار حواله خواهیم داشت و حتی برخیها آن را نزدیک به ۲۰۰ هزار تومان میدانند. عدد شوخی نیست؛ بسیاری از تحلیلگران بازار محاسبات خود را برای دلار نیما در حدود ۱۷۰ هزار تومان قرار میدادند و حالا با این نرخ مواجه شدهاند. این همان چیزی است که معتقدیم ذرهذره بر فضای بنیادی بازار اثر گذاشته و کفسازی محکمی از شرایط بنیادی کرده، اجازه افت بیشتر بازار را نمیدهد و حتی هرچه میگذرد، کف بنیادی بازار را بالا میآورد.
بارها نوشتیم آن چیزی که بازار را حفظ میکند و در بازار میماند، اثر ماندگار ارزندگی است. به چه معنا؟ به این معنا که آنچه قیمتها را حفظ میکند، هدایت میکند و پیش میبرد، ولو با ریسک جنگ، ارزندگی است و نرخ ارز حواله و نیما تأثیر بسیار زیادی بر این عامل ارزندگی دارد. شما فرض کنید همین فملی که زمین و زمان این روزها به آن فحش میدهند یا فولاد که این مدت رشد کرده، وقتی چند گزارش متوالی از این شرایط را منتشر کنند که بازار با دو دو تا چهار تا به ارزندگی آن پی ببرد، همه این موارد را فراموش کرده و سراغ سهم میروند. البته معکوس این ماجرا هم وجود دارد و در سمت فروش ممکن است فعال باشند. آنچه دست فرمان فعلی نشان میدهد، این است که نرخ دلار حواله و نیما با حرکت در دامنه دلار آزاد، ارزندگی بازار را به واسطه تحولات ارزی که پیش از این سرکوب میشد، حفظ کرده و جذابیتهای بنیادی بازار را افزایش میدهد. این اتفاقی است که در سنوات قبل نبوده و حالا با آن مواجه هستیم.
گزارشها میآیند و میروند، اما دو جریان بورس کالا و تحولات آن و دلار نیما، مدام و هر روز همراه بازار قرار دارد. برای همین است که هر روز آنها را پوشش میدهیم و گزارش میکنیم. وقتی چنین موضوعی با چنین درجه اهمیتی وجود دارد، قاعدتاً کمکم بازار هم به آن وزن خواهد داد و معتقدیم هنوز بسیاری از تحلیلگران که این روزها بازار را در نقاط خطرناک و حساس و مقطع کنونی و هیجانی میبینند، آثار این نرخ را لحاظ نکردهاند. به نظر، هنوز ابعاد این سیاستهای ارزی بهخوبی برای بازار روشن نشده و طی سنوات آتی، تحولات گزارشی و سود و زیانی این موضوع را روشن خواهد کرد.
درست شبیه روزهای دی و بهمن که اتفاقات ارزی رخ داد و روی اکسل، با نرخ دلار نیمای مثلاً ۱۵۰ تومانی سال ۱۴۰۵، بسیاری از سهمها پیبهای ۲ میشدند، اما بازار میفروخت. چرا؟ چون اولاً به این موضوع اعتقاد نداشت، دوماً از جنگ میترسید. همین شرایط انگار در حال وقوع است. بازار انگار اعتقادی به این تداوم سیاست ارزی ندارد، ولی اگر رخ دهد، چون یک بار مزه شیرین بازدهی را به بازار داده، رفتار بازار این بار متفاوتتر خواهد بود. این چیزی است که معتقدیم در روزهای سخت پیش رو، روزهایی که بازار احتمالاً گرفتار عرضهها و اصلاح میشود، از شدت اصلاح کاسته و کنار بازار قرار میگیرد.
بهطور کلی معتقدیم هر چیزی که مدار ارزندگی بازار را تقویت کند، اثر بلندمدتی در بازار داشته و میتواند ما را در کفسازی بسیاری از سهمها و قیمتها همراهی کند. برای همین است که معتقدیم اگر جنگی در زیرساخت رخ ندهد، با فضای فعلی و سیاستهای فعلی، همچنان بازار سرمایه میتواند مهمترین بازار برای کسب بازدهی طی ماههای آتی باشد. البته فراز و فرود داریم، سرعت کم و زیاد میشود و حتی ممکن است جایی متوقف شویم، اما برآیند آن طی این مدت، در مقایسه با سایر بازارها، برآیند مثبتی خواهد بود ... باز هم تأکید میکنیم اگر جنگ و سایه تهدیدات خاص روی سر بازار نباشد یا کمرنگ باشد.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید