آتش پالایش در نیستان بازار!
امروز شنبه، بازار را در حالی آغاز کردیم که تبوتاب و طوفان گزارشهای ماهانه تا حدودی فرو نشسته، اما همچنان تاختوتاز دلار، تتر و نیما ادامه دارد و بازار را با خود میبرد.
به گزارش آوای آگاه؛ اولین روز معاملاتی هفته با رشد 21,811 واحدی شاخص کل و قرار گرفتن این نماگر در ارتفاع 7 میلیون و 788 هزار واحد به پایان رسید. شاخص هم وزن هم با رشد 1413 واحدی به کارش خاتمه داد.
فملی، فارس و فولاد بیشترین تاثیر مثبت را بر شاخص گذاشتند و در سمت مقابل نوری، شستا و وپاسار بیشترین تلاش را در جهت افت شاخص کردند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر مثبت نمادهای فزر و مارون با رشد 194 واحدی همراه شد و در ارتفاع 62 هزار و 53 واحد ایستاد. آریا و نیشکر نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی ها منفی و 4100 میلیاردتومان از بازار خارج شد.
ترین های معاملات بورس
صنایع شیمیایی، فلزات اساسی و خودرو سه صنعت با بیشترین ارزش و حجم معاملات بودند. طی روز جاری نمادهای خودرو، خساپا و وبملت بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز صنایع خودرو و استخراج کانههای فلزی بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقی ها جذب کردند و در مقابل گروه محصولات شیمیایی و بانک بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای تاصیکو و خودرو بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای تابان و پارس بیش از همه در حمایت حقوقیها بودند.
یاد شعر «آتش در نیستان» میافتیم؛ آتش شایعات و حرفوحدیثهای گروه پالایش، امروز کل بازار را تحتتأثیر قرار داد و فضا را منفی کرد. البته نباید از نظر دور داشت که تحولات و ریسکهای سیاسی نیز در کنار این اخبار مؤثر بودند، اما آنچه بهانهای برای افت و اصلاح بازار شد، خبرهای پالایشیها بود.
حتماً وقتی این متن را میخوانید، ممکن است شفافسازیها هم از راه رسیده باشند؛ اما اصل ماجرا به اختلاف بین وزارت نفت و بخشهای دیگری از دولت برمیگردد؛ اختلافی بر سر اینکه کمی و کسری بودجه را از جیب پالایشیها جبران کنند! تازه از دولت تعریف کرده بودیم و امیدواریم حکایت عروس تعریفی نشود...
در هر صورت، پیشنهادی از سوی وزارت نفت تدوین شده بود که بر اساس آن، تخفیفها از ۵ به ۲ دلار کاهش پیدا کند یا در برخی موارد، از جمله میعانات، شرایط حتی بهتر شود. با این حال، یکی، دو سازمان دیگر دیدگاههای متفاوتی دارند و طبق معمول، درست زمانی که سودآوری در بخشی از بازار شکل گرفته، بحثهایی برای محدود کردن آن مطرح میشود.
این اعتمادی که ایجاد شده، بهزحمت به دست آمده است و امیدواریم با چنین تصمیماتی برهم نخورد. البته هنوز هیچچیز قطعی نیست و اثر این تغییرات نیز با کرکاسپردهای فعلی، چندان بااهمیت به نظر نمیرسد؛ اما به هر حال، خبر پالایشیها همان آتشی بود که امروز در خرمن بازار افتاد.
و اما بازار امروز...
امروز شنبه، بازار را در حالی آغاز کردیم که تبوتاب و طوفان گزارشهای ماهانه تا حدودی فرو نشسته، اما همچنان تاختوتاز دلار، تتر و نیما ادامه دارد و بازار را با خود میبرد. همه هم انگشتبهدهان و هاجوواج، آتشبازی دلار را نظارهگر نشستهاند!
در معاملات امروز، سه عامل اصلی یعنی تحولات سیاسی، متغیرهای بنیادی و اخبار گروه پالایش، فضای بازار را شکل دادند. تقابل این عوامل را بهوضوح روی تابلو شاهد بودیم؛ با این تفاوت که بهواسطه آخر هفته کمخبرتر و کمچالشتر، بازار تا حدودی سیگنال تحولات بنیادی را بیشتر دریافت میکرد. در همین شرایط، حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ نماد خوشگزارش وضعیت نسبتاً خوبی داشتند و به جو معاملات کمک میکردند. واقعاً اگر گروه پالایش نبود، «خودرو»، «تابان»، «فولاد» و اهرمیها ظرفیت بهبود چرخه معاملات را داشتند.
اما بیایید کمی گروه پالایش را کنار بگذاریم و به سایر ابعاد بازار بپردازیم؛ هرچند آثار این گروه را نمیتوان نادیده گرفت.
روند نرخ ارز و تتر در این مقطع جالب شده و سهامدار مدام از خود میپرسد که اصلاً سهم بفروشم که چه کنم؟ چه داراییای را بخرم؟ به هر حال، داراییهای فعلی او نیز با تغییر ارزش دلار، قابلیت تغییر ارزش خواهند داشت و همین موضوع یکی از عوامل مؤثر بر رفتار بازار است.
در روزهای گذشته، مفصل درباره گزارشها صحبت کردیم؛ اما امروز میخواهیم به دو رویداد مهم بپردازیم که به نظر میرسد طی سه هفته آینده، نقش قابلتوجهی در نبض و جو بازار داشته باشند.
احتمالاً این هفته را با آرامش نسبی در کدال پشت سر میگذاریم و تکلیف پالایشیها نیز روشنتر خواهد شد. اما از هفته آینده و در نیمه دوم مهر، شاهد تقابل دو رویداد مهم خواهیم بود که امروز صرفاً مقدمهای برای پرداختن به آنهاست و ادامه بحث را به روزهای آتی موکول میکنیم.
نکته مهم این است که ممکن است بازار برخلاف بسیاری از پیشبینیها عمل کند و مسیر متفاوتی در پیش بگیرد؛ بنابراین بد نیست سهامداران این رویدادها را بهعنوان سناریوهای محتمل در ذهن داشته باشند.
احتمالاً از حدود ده روز تا یک هفته آینده، انتشار گزارشهای میاندورهای شرکتها آغاز خواهد شد. همانطور که در روزهای اخیر دیدیم، گزارشهای ماهانه در کفسازی و بهبود قیمت بسیاری از سهمها مؤثر بودند. معتقدیم اگر اثر گزارشهای ماهانه را ۵ از ۱۰ در نظر بگیریم، اثر گزارشهای میاندورهای ۱۰ از ۱۰ است؛ چراکه این گزارشها تصویر روشنتری از کارنامه شرکتها و وضعیت تحقق سود آنها ارائه میکنند و میتوانند مستقیماً بر قیمتگذاری سهام در تابلو اثر بگذارند.
حتی همین گروه پالایش را هم گزارشهای میاندورهای میتوانند نجات دهند.
به نظر میرسد با فضای نسبتاً مثبتی از سمت گزارشها مواجه باشیم و برآیند عملکرد شرکتها در گزارشهای ماهانه، بهزودی در گزارشهای میاندورهای نمایان شود. با روشنتر شدن وضعیت تحقق سود شرکتها، میتوان درباره افق قیمتی یا حداقل کفسازی قیمت بسیاری از سهمها با دید دقیقتری صحبت کرد.
ما این اتفاق را رویدادی مثبت برای نیمه دوم مهر میدانیم؛ عاملی که حتی در صورت برقراری آرامش سیاسی، میتواند در کنار رشد دلار، همچنان بازار را به سمت بالا و جلو هدایت کند.
همانطور که بازار در شرایط فعلی و زیر سایه ریسکهای سیاسی، مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است، امیدواریم در نیمه دوم مهر نیز این جریان ادامه پیدا کند؛ البته با در نظر گرفتن تفاوتهایی که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت...
به صفحه اخبار نگاه کنید؛ ترامپ و نتانیاهو، بهواسطه انتخابات پیشرو در آبانماه، از هر فرصتی برای ملتهب نشان دادن فضا استفاده میکنند. از سوی دیگر، ترامپ با رویکردی متفاوت، تحولات و وعدههای آتی را به نتیجه انتخابات گره زده است. بارها شنیدهاید که گفته بعد از انتخابات، این اتفاق میافتد و آن اتفاق رخ خواهد داد.
بحث ما از همینجا آغاز میشود. فعلاً نمیتوان درباره هیچ اتفاق منفی با قطعیت صحبت کرد؛ موضوع فقط یک رفتار است که ما بهعنوان سهامدار باید در ۱۵ تا ۲۰ روز کاری آینده مدنظر داشته باشیم تا غافلگیر نشویم.
شرایط مشابهی را در روزها، ماهها و سالهای گذشته و پیش از تحولات مختلف سیاسی تجربه کردهایم؛ از انتخابات ریاستجمهوری گرفته تا انتخابات آمریکا. در چنین مقاطعی، بازار معمولاً نوعی صبر استراتژیک و محافظهکاری را در پیش میگیرد و تلاش میکند با احتیاط بیشتری رفتار کند. نتیجه این رویکرد میتواند کاهش فعالیت بخشی از جریان پول و تماشاچی ماندن طیف وسیعی از سرمایهگذاران باشد.
البته ممکن است تحولات بنیادی باعث شود این رفتار کمتر به چشم بیاید، اما بخشی از جریان پول با توجه به اخبار لشکرکشی آمریکا، تهدیدات و انتخابات پیشرو، ترجیح میدهد محتاطانه عمل کند.
از همین رو، در چله پُرچالهای که از ابتدای مهر تا نیمه آبان برای بازار ترسیم کردیم، طی روزهای منتهی به انتخابات آمریکا با چالشی مواجه خواهیم شد که میتوان از آن بهعنوان چالش تاریخ یاد کرد. بازار، تاریخ انتخابات را بهعنوان یک نقطه حساس پیش روی خود میبیند و ممکن است نسبت به آن واکنش نشان دهد. در چنین شرایطی، ضعیف شدن دست تقاضا میتواند فشار فروش را تشدید و اثرگذاری آن را بیشتر کند.
این موضوع، چه بخواهیم و چه نخواهیم، یکی از سناریوهای محتمل پیش روی بازار است. هدف از بیان آن نیز این است که بدانیم بهزودی جدال تمامعیار گزارشها با نگاه محتاطانه و تاریخمحور بخشی از بازار آغاز خواهد شد. ممکن است بخشی از سرمایهگذاران، شجاعت فعلی خود را به محافظهکاری و احتیاط تبدیل کنند؛ موضوعی که میتواند بر روند بسیاری از نمادها و شرکتها اثرگذار باشد.
در واقع، طی یک ماه آینده کارتهای متفاوتی روی میز بازی بازار قرار خواهد گرفت و همین موضوع پیشبینی روند را دشوار میکند. از یک سو، گزارشهای شرکتها، تحولات دلار آزاد و نیما و نرخهای بورس کالا را داریم. تصمیمگیریهای دولتی، نظیر همین اتفاقات پالایشی، نیز ممکن است با پیچیدگی و هیجان بیشتری همراه شود.
در سوی دیگر، تحولات مربوط به محاصره اقتصادی، تصمیمات ایران برای مقابله با آن و حفظ اهرم تنگه هرمز و واکنش طرف مقابل برای تغییر این شرایط قرار دارد. در نهایت نیز دو انتخابات آمریکا و اسرائیل را پیش رو داریم که بخشی از بازار به آنها وزن داده و چشمانتظار نتایجشان است.
البته همه بازار چنین نگاهی ندارند و بخشی دیگر رفتار متفاوتی خواهد داشت که در ادامه به آن میپردازیم.
هدف از طرح این مسائل در بخش نخست گزارش، توجه به این نکته است که احتمالاً در روزهای آتی وزن اخبار و رویدادهای سیاسی در تصمیمگیری بخشی از سرمایهگذاران افزایش خواهد یافت و بازار با رفتارهای متفاوتتری مواجه میشود.
و اما در بخش دوم، به یک رویداد تاریخی، یک اتفاق تاریخی و یک اعتراف تاریخی خواهیم پرداخت...
مکانیسم ماشه رویدادی است که در سالگرد آن قرار داریم. اگر فرصت داشتید، روند شاخص و تحولات بازار را در آن مقطع روی نمودار دنبال کنید. بخش دوم دقیقاً به همین موضوع میپردازد؛ اینکه پس از فعال شدن مکانیسم ماشه چه اتفاقی افتاد و بازار چه واکنشی نشان داد.
قبل از هر چیز، فضای آن روزها را به خاطر بیاورید. ما پس از جنگ ۱۲ روزه قرار داشتیم؛ شرایط بهشدت متفاوت بود، سایه جنگ همچنان بر سر بازار قرار داشت، قیمتها اصلاح سنگینی را تجربه کرده و در محدودههای بسیار جذابی قرار گرفته بودند. ارزندگی بازار بهوضوح مشخص بود، اما ترس از تحولات سیاسی مانع از ورود و رفتار متفاوت بسیاری از سرمایهگذاران میشد. با این حال، بازار پس از تصویب مکانیسم ماشه، روند صعودی قابلتوجهی را آغاز کرد و یکی از رالیهای جذاب سال ۱۴۰۴ را رقم زد.
نقش چند عامل در شکلگیری آن روند بسیار مهم بود؛ اصلاح سنگین قیمتها و رسیدن به محدودههای جذاب، رشد نرخ ارز بهخصوص دلار نیما، تغییر سیاستهای بانک مرکزی و ورود برخی جریانهای نقدینگی. مجموعه این عوامل باعث شد بازار با وجود ریسک سیاسی، مسیر صعودی خود را دنبال کند.
اما چرا از یک اعتراف تاریخی صحبت میکنیم؟
بدون هیچ واهمهای باید بگوییم که بارها نوشتهایم و گفتهایم بورسیها در تحلیل تحولات سیاسی و پیشبینی نتایج آن، عملکرد چندان دقیقی ندارند. شخصاً طی یک سال گذشته سه پیشبینی سیاسی داشتم که بر اساس آنها جهتگیری معاملاتی خود را تنظیم کردم؛ اما عجیب اینکه هر سه پیشبینی اشتباه از آب درآمدند و با این حال، نتیجه معاملات شیرین شد! در واقع، پیشبینیها غلط بود، اما نتیجه به نفع ما تمام شد.
اولین مورد، همین ماجرای مکانیسم ماشه بود. در ذهن خوشبین ما اینطور میگذشت که مکانیسم ماشه فعال نخواهد شد. بازار در نقاط بسیار جذاب و ارزندهای قرار داشت و بر همین اساس، در سمت خرید بودیم. گزارشهای شرکتها و ارزندگی بازار نیز اطمینان بیشتری به این دیدگاه میداد. اما نتیجه چه شد؟ مکانیسم ماشه فعال شد، ولی بنیاد بازار کار خودش را کرد و مسیر را در دست گرفت و بازدهی قابلتوجهی رقم خورد.
دومین پیشبینی به جنگ مربوط میشد. در روزهای پیش از جنگ، بسیاری از عزیزان و بزرگان، با وجود پیبهایهای پایین و ارزندگی سهام، بهدلیل احتمال وقوع جنگ، سهمهای خود را فروخته و به صندوقهای طلا تبدیل میکردند.
اما پیشبینی ما این بود که جنگی رخ نخواهد داد و اگر هم اتفاق بیفتد، کوتاهمدت خواهد بود و به زیرساختها آسیب جدی وارد نمیشود. نتیجه کاملاً متفاوت بود؛ جنگ رخ داد، طولانی شد و زیرساختها نیز آسیب دیدند. با این حال، بازار رفتار متفاوتی از خود نشان داد و باز هم نتیجه معاملات شیرین شد، در حالی که پیشبینی ما اشتباه بود. دلیل این اتفاق نیز روشن بود؛ جو مثبت گزارشهای بنیادی شرکتها و فضای دلار، فرمان بازار را در دست گرفتند و قیمتها را به سمت ارزندگی خود هدایت کردند.
سومین پیشبینی به مقطع اخیر و محاصره دریایی مربوط میشد. به بسیاری از دوستان گفته بودیم که آغاز محاصره دریایی میتواند نقطه شروع ریزش و افت بازار باشد. اگر تاریخ تحولات را روی نمودار بررسی کنید، شاید در مقطعی اثر کوتاهمدت این اتفاق بر قیمتها دیده شود، اما پس از آن بازار دوباره مسیر خودش را ادامه داد.
اما هدف از بیان این تجربهها چیست؟!
دو هدف عمده را دنبال میکنیم؛ نخست اینکه تا این اندازه درگیر پیشبینی فضای سیاسی و ارتباط دادن مستقیم آن با رفتار بازار نباشیم. تجربه نشان داده است که حتی اگر یک اتفاق سیاسی دقیقاً مطابق پیشبینی ما رخ دهد، لزوماً نتیجه آن در بازار نیز همان چیزی نخواهد بود که انتظار داریم.
نکته دوم اینکه آنچه در نهایت بازار را به پیش برده، نه صرفاً جریان سیاسی، بلکه ارزندگی و گزارشهای شرکتها بوده است. شاید این مسیر با تأخیر همراه شود و صبر بیشتری بطلبد، اما قیمتها در مقاطعی به محدودههای متناسب با ارزندگی خود بازگشتهاند؛ اتفاقی که طی یک سال اخیر، از مکانیسم ماشه و جنگ گرفته تا محاصره و مذاکرات، بارها شاهد آن بودهایم. بنابراین، اگر انتخابات پیشرو را بهعنوان یکی از چالشهای بازار مطرح میکنیم، خودمان نیز بهخوبی میدانیم که پیشبینی سیاسی ما ممکن است درست از آب درنیاید.
هدف از کنار هم قرار دادن بخش اول و دوم این گزارش، توجه به دو رفتار متفاوت در بازار است: احتمالاً بخش قابلتوجهی از جریان پول در روزها و هفتههای آتی تماشاچی این رویدادها خواهد بود، اما در نهایت، آنچه میتواند مسیر قیمتها را تعیین کند، جریان ارزندگی است.
از یک ماه پیش رو، یعنی همین مقطع تا حدود ۳۰ روز آینده، بهعنوان فرصتی برای انتخابهای مهم و حتی تاریخی استفاده کنید. اینکه مدام منتظر بمانیم ببینیم در دنیای سیاست چه اتفاقی میافتد و بازار چه واکنشی نشان میدهد، رویکردی است که دستکم تجربه جنگ اخیر، ضرورت بازنگری در آن را نشان داده است.
اخبار سیاسی را بشنوید و ریسکهای آن را در نظر بگیرید، اما تمام تمرکز و مبنای تصمیمگیری خود را به آنها گره نزنید. به نظر میرسد یک ماه پیش رو، مقطع مهمی برای تفکیک مسیرها و انتخابهای بازار باشد و حرکت هوشمندانه میان این متغیرها، چالش اصلی سهامداران در این دوره خواهد بود.
یک بار دیگر جملات روزهای قبل را تکرار میکنیم؛ دستفرمان پاییز و مهر و آبان با آنچه در مرداد و شهریور و تابستان گذشت، متفاوت است. در این مقطع، حفظ دستاوردهای قبلی و اضافه کردن تدریجی به آنها، حتی با سرعت کمتر، باید در اولویت مدیریت پرتفوی قرار گیرد.
معاملات امروز نیز بهخوبی اهمیت این رویکرد را نشان داد...
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید