تست ایستادگی
بازار امروز را در حالی آغاز کردیم که دیروز و امروز، پرمعاملهترین روزهای تاریخ اخیر بازار را تجربه کردیم؛ بهخصوص دیروز. علاوه بر این تجربه، بازار آزمون ایستادگی را نیز تجربه میکرد و همانطور که میبینید، حتی با وجود عرضههای سنگین، بازار اسیر صفوف فروش نمیشود که هیچ، صف خرید مجدد را شکل میدهد!
به گزارش آوای آگاه؛ بازار امروز با برتری تقاضا در اکثریت نمادها به ویژه بزرگان دنبال شد و در نهایت با سبزپوشی 68 درصدی و صف خرید بودن 381 نماد به ارزش 10 همت به کارش خاتمه داد.
شاخص کل بورس تحت تأثیر منفی نمادهای فملی، شبندر و وپاسار بیش از 94 هزار واحد رشد کرد و تا سطح ۵ میلیون و 654 هزار واحد پیشروی کرد. در سمت مقابل افق، دعبید و غکورش بیشترین تلاش را در جهت رشد شاخص کردند.
شاخص هم وزن هم صعودی بود و با افزایش ارتفاع 13,324 واحدی به کارش خاتمه داد.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر مثبت نمادهای کگهر و بپاس، 380 واحد رشد کرد و در ارتفاع 45 هزار و 433 واحد ایستاد. نیشکر و غصینو نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند.
امروز نیز تراز نقدینگی حقیقی ها مثبت و بالغ بر 2.4 همت از بازار خارج شد.
ترین های معاملات بورس
فرآوردههای نفتی، بانکیها و فلزات اساسی بیشترین ارزش معاملات را داشتند و سه صنعت بانک، خودرو و فلزات میزبان بیشترین حجم معاملات بودند. امروز نمادهای وتجارت، وبملت و خودرو بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز فلزات اساسی و بانکها بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقی ها جذب کردند و در مقابل غذاییها و محصولات شیمیایی بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای وتجارت و فولاد بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای شپنا و فارماکیان بیش از همه در حمایت حقوقیها بودند.
و اما بازار امروز
چه روزی بود امروز؛ امروز بسیاری منتظر بودند ببینند بازار چه میکند. حتی خود ما فکر میکردیم منفی به مثبت شویم، ولی نه مثبت قوی؛ اما اتفاقات جور دیگری پیش رفت. البته به واقع، بعد از عرضههای دیروز، همین که بازار امروز منفی نشد، یک پیروزی بزرگ است. در طول بازار هم انصافاً دو خبر، یعنی نامه پالایشیها و رفتن قالیباف و عراقچی به پاکستان، مؤثر بود. ولی انصافاً بازار عجیبی بود و بار دیگر فروشندهها را پشیمان کرد و نشان داد اوضاع میتواند متفاوت باشد.
نکته بسیار مهم این است که دلار هم بهعنوان بازاری هوشمند، در حال کاهش است، ولی دلار نیما در حال افزایش است و این اتفاق مثبتی برای بازار خواهد بود. آتشبازی حجم و جریان پول دیروز و سونامی خوشبینی امروز، بازار خوبی را رقم زد و دست فروشندهها را سوزاند...
و اما بازار، بازار امروز را در حالی آغاز کردیم که دیروز و امروز، پرمعاملهترین روزهای تاریخ اخیر بازار را تجربه کردیم؛ بهخصوص دیروز. علاوه بر این تجربه، بازار آزمون ایستادگی را نیز تجربه میکرد. ساختمانسازها چیزی به نام تست مقاومت دارند که فکر میکنیم در بتن و... انجام میدهند و گاهی اوقات هم با نرمافزارها، به شکل آزمایشی، یک سازه را میلرزانند تا استحکام و مقاومت آن را تست کنند. به نظر میرسد بازار هم در این روزها در حال گذراندن همین تست ایستادگی است و صدالبته معتقدیم به واسطه بنیاد قوی، پایههای این سازه مستحکم بنا شده است و همانطور که میبینید، حتی با وجود عرضههای سنگین، بازار اسیر صفوف فروش نمیشود که هیچ، صف خرید مجدد را شکل میدهد!
امروز چند بحث را با هم دنبال میکنیم که به بازار این روزها مربوط است و یکی از مهمترین آنها این بوده که اسب خوشبینی و دور شدن سایه جنگ از سر بازار، از هفته قبل چهارنعل میتاخت و پیش میرفت. روزهای این هفته هم تا حدودی سرعتش نرمال و خوب بود، اما رفتهرفته خسته شد و انرژی و انگیزه جدیدی هم نرسید و همین شد که فعلاً کمی، فقط کمی، سرعتش کم شده است. البته انصافاً باز هم خوب است، ولی به نظر بیشتر در حال رصد کردن اتفاقات و رویدادهاست.
در روزهای تیر و ابتدای مرداد، بازار با انرژی خوب گزارشها و اصلاحی که صورت گرفته بود، آماده یک رشد بود؛ اما تحولات سیاسی و تهدیدات و زدن زیرساخت، پای او را بسته بود و پر پروازش را شکسته بود. به محض برطرف شدن آن، این پرنده پرید و اوج گرفت و حالا در این اوج، شاید کمی ارتفاع گرفته و در حال مدیریت این ارتفاع است. مدیریت گاهی اوقات به معنی کم کردن ارتفاع نیست؛ همین که حجم خوبی در این محدوده زده شود، کافی است.
وضعیت بازار این روزها نیز همین است. دیروز دیدیم که بسیاری از سهمها عرضه شدند و امروز هم این عرضه در ابتدای بازار وجود داشت. بسیاری از سهمها دیگر صف خرید خاصی نداشتند، ولی هرچه پیش رفت، اوضاع بهتر شد. نکته مهم این است که طی این دو روز، حجم معاملات افزایش یافته و جریان پول درگیر شده است. اینجاست که به نظر میرسد به نقطه جالبی برای بررسی بازار میرسیم.
امیدواریم که این اتفاق رخ ندهد، ولی معتقدیم ممکن است چند روزی به بهانه تعطیلات و عرضهها، بازار کمی درجا بزند و عرضه شود و بیشتر حجم بخورد و دستبهدست شود؛ ولی این اتفاق برای بازار شیرین است... این حجم خوردن، استاپ کردن و نفس گرفتن، میتواند انرژی جدید بازار برای روزهای پیش رو باشد.
نکته بسیار مهم دیگری که بارها آن را نوشتهایم و از آن بهعنوان یک مبنا و پایه استفاده میکنیم، این است که اگر اتفاق عجیبی رخ ندهد و در حوزه سیاستهای کلان اقتصادی اتفاقات تلخی نداشته باشیم و با فرض ادامه فضای فروش شرکتها، حتی در صورت عرضه و اصلاح بازار، اگر کمی پایینتر بیاید یا ۷ تا ۱۰ درصد اصلاح کند، دوباره نقطه جذابی را خواهد دید. قیمتها و سهمها و بازاری که با این حجم اصلاح در نقطه خرید دوباره قرار میگیرد، جای ترس ندارد...
این کلیت آن چیزی است که باید بدانیم؛ یعنی از این استراحت و ریزش و عرضهها بهعنوان فرصت خرید یا اصلاح پرتفوی یاد شود، اما نگران بازار نباشیم؟! خوشبین و خوشخیال؟! خیر...
بازار فقط ۳ نقطه نگرانکننده دارد و به واقع، اگر این ۳ نقطه با چالش مواجه شود، میتوانیم بگوییم که کمکم باید کمی از بازار دور باشیم. البته این نقطهنظر ماست و هر کسی ممکن است نظر دیگری داشته باشد.
نقطه اول، اوج تنش سیاسی است؛ یعنی اگر دوباره ما در همین روزها و در همین تعطیلات، شاهد بالا گرفتن تنشهای سیاسی باشیم و دوباره تهدید به زد و خورد و زدن زیرساخت را بشنویم، با توجه به اینکه بازار طی این مدت رشد کرده، نقطه موقت استراحت و اصلاح بازار میشود.
نقطه دوم، ادامه وضعیت محاصره اقتصادی است؛ یعنی در همین حالت و در همین فضا، حتی اگر تنشی رخ ندهد و شرایط همینطور بماند و ما در محاصره دریایی باشیم، به نظر خیلی زود بازار تبعات منفی آن را در گزارشها نشان داده و عقبنشینی خواهد کرد. یعنی اگر افق و چشماندازی از رفع محاصره و تحریم نباشد، بازار هم جای خاصی نمیتواند برود و ممکن است حتی سایر بازارها از این نقطه به بعد شرایط بهتری را تجربه کنند.
و در نهایت، نقطه سوم، غافلگیری از سوی کدال است. یعنی آنچه تا به امروز بهعنوان نوار پیروزیهای کدالی شرکتها بیان شده، پایههای بنیادی بازار بوده است. اگر این پایهها دچار ترک و آسیب و خدشه شود، خیلی زود این بنا با رشدی که داشته و بازدهی که داشته، فرو میریزد. اصلاً هم نباید این رویدادها را دور دانست، چرا که هر چیزی ممکن است به وقوع بپیوندد.
اما در حال حاضر و در این لحظه که با هم صحبت میکنیم، کدال گزارش خاصی ندارد، وضعیت دلار و فروش شرکتها نگرانکننده نیست و چشمانداز توافق و رفع تحریم و دور شدن جنگ وجود دارد. پس در فاز فعلی، اگر قصد تصمیمگیری دارید، این دو وجه را کنار هم قرار دهید و تصمیمگیری کنید؛ وجه خوشبینی در کنار نقاط احتمالی عرضه...
نکته بعد شاید همین فردا یا هفته بعد، بازار کمی در این نقاط استراحت کند یا درجا بزند یا موج عرضه قویتری داشته باشد، اما به نظر هنوز به پایان مسیر نرسیدهایم. روز گذشته نیز گفتیم که چارتیستها بر این عقیدهاند که وقتی گذر از شاخص و سقف قبلی آن اتفاق میافتد و بهخصوص وقتی این گذر با سونامی حجم معاملات بالا همراه است، برای تثبیت آن زمان نیاز دارد.
یعنی ممکن است حتی چند روز دیگر هم بازار در همین فضای یکی مثبت و یکی منفی قرار گیرد و انرژی لازم برای رشد را نداشته باشد، اما خیلی زود دوباره آن را به دست خواهد آورد.
برخی هم یک سناریوی جالب و جذاب و زیبا را مینویسند که میتواند محقق شود و دور نیست. بسیاری بر این عقیدهاند که بازار طی چند روز عادی درگیر این حجم و منفی و مثبتها خواهد بود و حتی یک اصلاح کوتاه را هم ممکن است تجربه کند، اما در نهایت و پس از اصلاح قیمتها، بازار دوباره با ترکیبی از اخبار سیاسی، رفع تحریم، برگشت به تفاهم، ادامه روند دلار حواله و گزارشهای خوب، رالی بعدی را آغاز میکند.
البته این سکه دو رو دارد و روی دیگر آن، سناریویی است که همه از آن واهمه دارند و فرار میکنند؛ یعنی نقطهای که دوباره چالشهای سیاسی اوج میگیرد یا یکی از آن سه رویداد بالا به وقوع میپیوندد. آنجاست که فشار فروش، با توجه به رشدی که بازار در این مدت داشته، بازار را رها نخواهد کرد.
البته باز هم این را تأکید میکنیم که بازار در نقطه نگرانکننده نیست و جایی نیست که بخواهد یک نزول عجیب و سریع را تجربه کند. اما این روزها عدهای معدود، برخی از ترس تکرار تاریخ و تجربه سالهای خاص ۹۹ و با ترس از آن رویدادها و اتفاقات، اقدام به فروش میکنند که مبادا دوباره به آن حالت دچار شویم.
در بخش دوم امروز و فردا به بازخوانی نکاتی میپردازیم که در آن سالها وجود داشت و شاید طی این مدت کمتر به آن پرداخته شده است، ولی برای مرور بسیار آموزنده است...
ذیل تمام این رویدادهای سال ۹۸ و ۹۹، دو جریان وجود داشت؛ ۱. جریان طمع و رفتار گلهواری و جوزده مردم و ۲. رفتار احمقانه دولت. این دو دست در دست هم، فاجعه و بحران سال ۹۹ را به وجود آوردند. قطعاً در آن مقطع، مردمی که میخواستند از تورم فرار کنند و اسیر کرونا بودند، بازار سرمایه و اعتماد به حرف مسئولین و دیدن اینکه این بازار میتواند بازدهی خوبی داشته باشد و به اصطلاح آن روز، «شغل دوم و درآمد اول» باشد، مردم را تشویق کرد و بعد، بدون هیچ برنامهای، آن اتفاقات افتاد.
اما اگر بخواهیم کمی جلوتر برویم، ماجرا از آنجا آغاز شد که با آمدن کرونا، سیاستهای مالی و پولی دولت هم تغییر کرد. با کاهش دستوری نرخ بهره، P/E بازارها افزایش پیدا کرد و تمایل مردم به حضور در بازار سرمایه بیشتر شد. ما یک رالی کوتاه، منطقی و نسبتاً بر مبنای بنیاد از دی ۹۸ تا انتهای ۹۸ داشتیم و یک نکته بسیار جالب اینکه بسیاری از اهالی بازار در این رالی از اسب قیمتها پیاده شدند و باقی مسیر را خیلیها یا تماشاچی بودند یا جرأت خرید سنگین نداشتند.
اگر به گزارشهای بازار قبل نگاه کنید، به کرات در مورد درگیر شدن جریان پول صحبت کردیم و معتقدیم این جریان سه مرحله دارد. مرحله اول، مرحلهای است که اسمارتمانیها، اهالی بازار، حقوقیها و صندوقها در بازار حضور دارند و روند را شکل میدهند. مرحله دوم، پولهای بزرگتر و قویتر، برخی نهادها و افراد حقیقی و حقوقی هستند که به واسطه بازدهی ایجادشده ترغیب شده و راهی بازار میشوند. و مرحله سوم، مرحلهای بود که در اردیبهشت تا مرداد ۹۹ تجربه کردیم؛ هجوم مردم کوچه و خیابان به سمت بازار سرمایه، شبیه تبی که همین چند وقت پیش در کریپتوها به راه افتاد و از هر ۱۰ نفر، ۸ نفر تریدر شده بودند. در آن مقطع نیز از هر ۱۰ نفر، ۸ نفر در بازار فعالیت میکردند و با گوشی آنلاین به دست برای شما تحلیل میزدند...
بگذارید به خاطرهای بپردازیم... درست در همین روزهای ۱۸ و ۱۹ مرداد بود که سیستم کولر اتاق خراب شده بود و تعمیرکاری با دستهای پینهبسته و قیافه نهچندان شیک، با لباسهایی خاکی راهی دفتر شده و در حال تعمیر کولر بود که موبایلش چند بار زنگ زد و او هم سیگنال خرید وساپا و دارا و پالایش و شپنا و گزینههای دیگر را میداد. بارها به دوستان خود عرض کردم که او یک نشانه از سمت خدا برای پورتفوی من بود؛ یک هشدار که کار به کجا رسیده است.
ما در چنین فضایی سال ۹۹ قرار داشتیم. تعجب میکنم از کسانی که در مورد روند فعلی بازار و مقایسه آن با سال ۹۹ صحبت میکنند. ما حتی هنوز در مرحله اول جذب جریان پول هم نیستیم و هنوز اهالی بازار به خود این بازار اعتماد و اعتقاد ندارند و جریان پول را راهی بازار نکردهاند. چه انتظاری از تکرار مراحل دوم و سوم دارید؟
پس مقایسه فعلی بازار، با توجه به شرایط و فضا، با سال ۹۹، مقایسهای نسبتاً احمقانه است که توسط برخی صورت میگیرد و مدام نتیجهگیری میشود و همه حالات نیز غلط است.
البته این را هم باید اضافه کرد که عملکرد بسیار بد و ضعیف دولت در آن سالها با مردم و بحث ارزندگی بازار هم وجود داشت که فردا در مورد رفتار دولت و موضوع ارزندگی صحبت خواهیم کرد تا بر همگان اثبات شود که مقایسه این دو مقطع تاریخی با هم، مقایسهای اشتباه و به دور از رویدادهای واقعی است.
روی کار خودتان متمرکز باشید و تاریخ را شخم نزنید...
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید