• اخبار

پناه می‌بردم به ناامید شدن...

تصویر پناه می‌بردم به ناامید شدن...

بازار شبیه بوکسورهایی شده که چند راند دوام آورده بودند و مبارزه می‌کردند تا پیروز شوند و بالاخره بر حریف غلبه کنند، اما حریف با مشتی آهنین چنان ضربه‌ای به صورت او نواخت که حالا گوشه رینگ افتاده و نفس نفس می‌زند. نه انگیزه دارد و نه نای بلند شدن! آن صدای سوت و هیجان و تشویق‌ها هم انگار کم شده و همه فقط و فقط تماشاچی هستند و روند ناامید شدن را می‌بینند.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید