• اخبار

لزوم اتخاذ رویکرد محافظه‌کارانه و منعطف در دوران جنگ

تصویر لزوم اتخاذ رویکرد محافظه‌کارانه و منعطف در دوران جنگ

مدیر سرمایه‌گذاری شرکت مدیریت سرمایه‌گذاری ملی ایران در گفت‌وگو با آوای آگاه گفت: لازم است درک دقیقی از مختصات فضای سرمایه‌گذاری در دوران جنگ داشته باشیم.

به گزارش آوای آگاه؛ سلمان نصیرزاده، مدیر سرمایه‌گذاری شرکت مدیریت سرمایه‌گذاری ملی ایران در گفت‌وگو با آوای آگاه گفت: لازم است درک دقیقی از مختصات فضای سرمایه‌گذاری در دوران جنگ داشته باشیم. در چنین شرایطی، بازارها نه‌ تنها با نوسان‌پذیری شدید مواجه می‌شوند، بلکه نااطمینانی عمیق، تغییرات سریع در سیاست‌گذاری، ریسک‌های سیستمی، اختلال در زنجیره تأمین و حتی کاهش عمق بازارها به ویژگی غالب تبدیل می‌شود. در این فضا، شوک‌های ژئوپلیتیکی می‌توانند به ‌سرعت تحلیل‌های بنیادی را تحت‌الشعاع قرار دهند و کارایی آنها را به طور موقت کاهش دهند؛ در نتیجه محیطی کاملاً متفاوت از دوران ثبات شکل می‌گیرد.

بر این ‌اساس، هدف سرمایه‌گذاری نیز تغییر می‌کند. برخلاف دوره‌های عادی که تمرکز بر رشد سرمایه است، در دوران جنگ اولویت با «حفظ قدرت خرید»، «حفظ نقدشوندگی» و «ایجاد انعطاف در تصمیم‌گیری» است. به بیان دیگر، بقا و مدیریت ریسک بر کسب بازدهی حداکثری تقدم پیدا می‌کند.

در چنین چارچوبی، ترکیب پرتفوی باید به سمت دارایی‌هایی متمایل شود که هم نقدشوندگی بالایی دارند و هم نقش ‌پوشش ریسک ایفا می‌کنند.

در نهایت، همین سطح بالای نقدشوندگی یک مزیت استراتژیک ایجاد می‌کند؛ سرمایه‌گذار این امکان را دارد که در مقاطع بروز پنیک در بازار، از فرصت‌های موقتی استفاده کند. در این شرایط، بسیاری از دارایی‌ها به زیر ارزش ذاتی خود سقوط می‌کنند و سرمایه‌گذار دارای نقدینگی می‌تواند با رویکردی فرصت‌طلبانه و حتی کوتاه‌مدت، بازدهی مناسبی کسب کند؛ بدون آنکه اصل استراتژی محافظه‌کارانه خود را به خطر بیندازد.

بر این ‌اساس در این دوره طلا یکی از بهترین انتخاب به‌عنوان پوشش ریسک تورم و عدم قطعیت عمل می‌کند و به‌صورت تاریخی در دوران جنگ و تنش عملکرد قوی داشته است. نقدشوندگی بالا و قدرت حفظ ارزش در بلندمدت از مهم‌ترین ویژگی‌های این دارایی محسوب می‌شود.

دارایی مناسب دیگر، صندوق‌های درآمد ثابت است که بیشتر از آنکه ابزار کسب بازدهی واقعی باشند، نقش مدیریت نقدینگی و کاهش ریسک پرتفوی را ایفا می‌کنند و می‌توانند امکان استفاده از فرصت‌های مقطعی در شرایط هیجانی بازار را فراهم کنند.

در مقابل، بازار مسکن اگرچه در بلندمدت می‌تواند به‌عنوان یک دارایی ضد تورمی عمل کند، اما در دوران جنگ به دلیل نقدشوندگی پایین، وابستگی به موقعیت جغرافیایی و ریسک‌های فیزیکی، گزینه‌ای کم‌انعطاف برای سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود.

بازار خودرو نیز بیش از آنکه مبتنی بر ارزش ذاتی باشد، تحت ‌تأثیر اختلال در عرضه، محدودیت واردات و انتظارات تورمی قرار دارد که بیشتر در قالب تشدید حباب قیمتی خودنمایی خواهد کرد؛ بنابراین افزایش قیمت در این بازار را نمی‌توان به‌عنوان یک فرصت سرمایه‌گذاری پایدار تلقی کرد و این بازار بیشتر کارکرد مصرفی یا پوشش تورمی محدود دارد.

در مجموع، سرمایه‌گذار در دوران جنگ باید با رویکردی محافظه‌کارانه و منعطف عمل کند؛ به‌گونه‌ای که ضمن حفظ سرمایه و قدرت خرید، همواره آمادگی ورود به دوران ثبات را داشته باشد. هدف اصلی این است که پرتفوی به شکلی مدیریت شود که در زمان بازگشت آرامش و کاهش نااطمینانی‌ها، امکان چرخش سریع به سمت دارایی‌های مولد و بهره‌مندی از موج اصلی بازدهی فراهم باشد. در نهایت، این استراتژی نه ‌تنها به مدیریت ریسک در کوتاه‌مدت کمک می‌کند، بلکه سرمایه‌گذار را در موقعیتی قرار می‌دهد که از فرصت‌های بزرگ دوران پساجنگ بیشترین بهره را ببرد؛ با این امید که ثبات و امنیت هرچه زودتر به اقتصاد و کشور بازگردد.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید