برتری بازدهی صنعت کاشی و سرامیک نسبت به شاخص بورس
در کشور حدود 150 واحد فعال تولید کاشی و سرامیک داریم که از این 150 واحد، 8 واحد در بورس پذیرش شدهاند. به طور کلی ظرفیت اسمی تولید در این صنعت، 700 تا 750 میلیون متر مربع است که با نرخ ۶۰ تا ۶۵درصدی ظرفیت عملیاتی در حال فعالیت هستند و ۴۵۰ میلیون متر مربع تولید دارند.
به گزارش آوای آگاه؛ مهرداد حقگو، کارشناس تحلیل شرکت کارگزاری بانک صنعت و معدن در گفتگو با آوای آگاه درخصوص وضعیت صنعت کاشی و سرامیک و کارنامه 3ماهه گفت: از لحاظ میزان تولید، رتبه پنجم را در دنیا داریم که این رتبه تا پایان سال 1401 است. طی دو سه سال اخیر، رتبه هفتم یا هشتم در دنیا را به خود اختصاص دادیم که این رتبه براساس مقدار تولید است.
وی افزود: در سال 1401، تولید کاشی و سرامیک در کشور بهبود یافت و به ۴۵۸ میلیون متر مربع رسید. از این میزان تولید، حدود 60درصد در داخل کشور مصرف و 40درصد آن صادر میشود. از لحاظ صادرات نیز میتوان گفت که رتبه پنجم جهان را در اختیار داریم.
حقگو تصریح کرد: در کشور حدود 150 واحد فعال تولید کاشی و سرامیک داریم که از این 150 واحد، 8 واحد در بورس پذیرش شدهاند. به طور کلی ظرفیت اسمی تولید در این صنعت، 700 تا 750 میلیون متر مربع است که با نرخ ۶۰ تا ۶۵درصدی ظرفیت عملیاتی در حال فعالیت هستند و ۴۵۰ میلیون متر مربع تولید دارند.
وی اضافه کرد: تولید کاشی و سرامیک در کشور به ساخت مسکن وابسته است و ساخت و ساز در کشور نیز به رونق اقتصادی وابستگی دارد. برای ساخت هر واحد مسکونی به طور میانگین حدود ۶۰ متر مربع کاشی و سرامیک نیاز داریم و با توجه به نهضت ملی مسکن که طی دو سال گذشته اعلام شد، سالانه نیاز به ۶۰ میلیون متر مربع کاشی و سرامیک داریم که با توجه به وعدههایی که داده شد، تنها حدود 400 تا 420هزار واحد مسکونی ساخته شد.
حقگو در ادامه به بررسی گروه کاشی و سرامیک در مقایسه با سایر صنایع وابسته به صنعت ساختمان پرداخت و گفت: در سایر صنایعی که وابسته به صنعت ساختمان مانند سیمان و گچ هستند، شاهد افزایش نرخها تا حدود 18 الی 19 برابر نیز هستیم. بنابراین صنعت کاشی و سرامیک از نظر نرخ نسبت به صنایع مشابه در صنعت ساختمان عقبتر است و چنانچه یک رونق را در صنعت ساختمان داشته باشیم، میتوانیم بگوییم رشد نرخها در صنعت کاشی و سرامیک به طور حتم بیشتر خواهد بود. چراکه هزینههای این صنعت چندان قابل توجه نیست و با توجه به اینکه هزینههای آن در ساختمانسازی هم بهداشتی و تزیینی است، معمولاً سازندگان میتوانند هزینه بیشتری را برای کاشی و سرامیک تقبل کنند تا بتوانند واحدهای ساختهشده را با قیمتهای بهتری به فروش برسانند. از لحاظ قیمتگذاری نیز میتوانیم بگوییم که قیمتگذاری کاشی و سرامیک از لحاظ صادرات با توجه به عرضه و تقاضا صورت میگیرد. از لحاظ داخلی هم معمولاً انجمن صنفی پیشنهادی را ارائه میکند و هیئت مدیره شرکتها با توجه به کشش بازار تصمیم نهایی را درخصوص نرخ محصولات اتخاذ میکنند.
این کارشناس بازار سرمایه اظهار داشت: چنانچه بخواهیم این صنعت را طی 10 سال اخیر مورد بررسی قرار دهیم، یک حاشیه سود ۲۰ تا ۳۰درصدی را در این صنعت شاهد هستیم. حاشیه سود ناخالص 20درصدی را تقریباً طی سالهای ۹۲ تا ۹۶ داشتیم و پس از این سالها که تورم بالایی را طی سالهای اخیر در اقتصاد شاهد بودیم، حاشیه سود ناخالص صنعت بهبود یافت و به حدود ۳۳ الی ۳۴درصد رسید.
وی افزود: به طور مثال، نرخهای فروش از سال 92 را در نظر بگیرید. به طور میانگین، این نرخها حدود هر متر ۱۴هزار تومان بوده که در سال ۱۴۰۱ به ۱۳۰هزار تومان در هر متر مربع رسیده است. افزایش نرخهای خوبی را در این صنعت شاهد بودیم که موجب بهبود حاشیه سود صنعت نیز شده است. از طرفی مبلغ فروش صنعت کاشی در ۸ شرکت حاضر در بازار سرمایه هم تقریباً به صورت دلاری طی 10 سال اخیر و به طور میانگین چیزی حدود ۱۰۰ میلیون دلار بوده است. از لحاظ سود خالص هم طی سالهای 92 تا 96، این 8 شرکت در یک زیان محدودی قرار داشتند، اما طی سه سال اخیر به سود خالص حدوداً ۳۰ میلیون دلاری رسیدند و در ادامه نیز چنانچه بخواهیم ساختار بهای تمامشده این صنعت را مورد بررسی قرار دهیم، چیزی حدود ۵۰ تا ۶۰درصد بهای تمامشده مربوط به هزینه مواد اولیه بوده و حدود ۲۰ الی ۲۵درصد نیز مربوط به حقوق و دستمزد است که عمده هزینههای بهای تمامشده را این دو مورد به خود اختصاص میدهد.
این فعال بازار سرمایه در ادامه بیان داشت: از سوی دیگر چنانچه بخواهیم وضعیت صنعت را در صورت توافقات برجام مورد ارزیابی قرار دهیم، میتوان انتظار داشت که از لحاظ صادراتی، مقدار صادرات و همچنین رویه صادرات بهبود یابد و احتمالاً حاشیه سود شرکتها نیز بهبود خواهد یافت؛ به این دلیل که برخی از مواد اولیهای که شرکتها استفاده میکنند برای ساخت کاشی وارداتی بوده و با توجه به تحریمی که وجود دارد، هزینه واردات و هزینه تمامشده مواد بالا است. در صورتی که توافقی حاصل شود، احتمالاً این هزینهها کاهش خواهد یافت و موجب بهبود حاشیه سود صنعت میشود.
حقگو گفت: از لحاظ نرخها نیز با توجه به صحبتها و بحثهای کارشناسی که وجود دارد، در صورت توافق، نرخ دلار کاهش چندانی نخواهد داشت و احتمالاً در سطوح بالای ۴۵هزار تومان تثبیت خواهد شد. از همین رو میتوانیم محصولات خود را به کشورهای اروپایی صادر کنیم و احتمال اینکه افزایش نرخ داشته باشیم هم در این صنعت وجود دارد و در کل اتفاقی مانند توافقات بینالمللی میتواند باعث بهبود عملکرد این صنعت شود. اگر بخواهیم پتانسیلها و ریسکهای این صنعت را مورد بررسی قرار دهیم، میتوانیم بگوییم که بومی بودن صنعت کاشی و سرامیک و فراوانی، تنوع مواد اولیه از جمله خاک رس در کشور، بهبود صادرات با توجه به گشایشهای برجام و توافقاتی نظیر آن میتواند جزء پتانسیلهای این صنعت باشد.
وی خاطرنشان کرد: از جمله ریسکهای این صنعت نیز میتوان به رکود در ساخت و ساز و چالشهای صادرات اشاره کرد. همچنین افزایش نرخهای جهانی در مواد اولیه میتواند جزء ریسکهای این صنعت به شمار رود. ریسک دیگری که شرکتها با آن مواجه هستند، مازاد عرضه است؛ با توجه به ظرفیت ۷۰۰ میلیون متر مربعی که در کشور وجود دارد، شرکتها با ظرفیت ۶۰ الی ۷۰درصد ظرفیت خود کار میکنند.
این کارشناس بازار سرمایه به بازدهی این شرکتها در بورس نیز اشاره کرد و گفت: از ابتدای سال 98 تاکنون، شاهد یک بازدهی تقریباً ۳۰۰درصدی در دلار و یک بازدهی حدودا هزار درصدی در شاخص کل بورس بودهایم. بازدهی شرکتهای کاشی و سرامیک طی این مدت (یعنی از سال ۱۳۹۸ تاکنون) حدود ۲هزار تا 2هزار و 500درصد بوده است و شاهد بازدهی بسیار بهتر این صنعت نسبت به شاخص کل و دلار هستیم.
حقگو اضافه کرد: اگر بخواهیم سقف تاریخی بازدهی را مورد بررسی قرار دهیم، دلار یک بازدهی منفی ۱۵درصدی داشته و شاخص کل نیز یک بازدهی منفی ۲۰درصدی را به ثبت رسانده است. شرکتهای گروه کاشی و سرامیک بازدهی منفی 30درصدی داشته که نسبت به رشدی که ثبت کردهاند، ریزش آنها طی چهار سال در مقایسه با شاخص کل و دلار، آنقدرها هم عمیق نبوده است.
وی در پایان گفت: صنعت کاشی و سرامیک، صنعت کوچکی در مقایسه با صنایع فولاد و پتروشیمی و نفت است و با توجه به اینکه ممکن است در آینده رونقی را در بازار مسکن شاهد باشیم، این صنعت میتواند رشدهای بسیار بهتری هم داشته باشد و با توجه به بررسیهایی که انجام شده و سودهای کارشناسی که برای شرکتهای گروه صنعت و کاشی به دست آمده، نسبت P/E فوروارد حدوداً 5/5 تا ۷ واحد است. به طور تاریخی، معمولاً P/E صنعت کاشی و سرامیک همسان با بازار بوده است. در حال حاضر به نظر میرسد P/Eها مناسب باشد. در کل، حدود یک الی دو سال آینده با توجه به تمام موارد در اقتصاد کلان و سایر موضوعات دیگر از جمله موضوعات سیاسی، صنعت کاشی و سرامیک میتواند جزء صنایعی باشد که قابلیت رشدهای خوب را دارد و به نوعی میتوانیم بگوییم باثبات خواهد بود و به نظر میرسد سرمایهگذاری به نسبت متناسب با ارزش بازار شرکتهای گروه میتواند سرمایهگذاری مناسب و تقریباً کم ریسکی به شمار رود؛ زیرا شرکتها با حاشیه سود ناخالص تقریباً ۳۰درصدی سودساز هستند. این صنعت تقریباً از سیاستگذاریها و قیمتگذاریهای دستوری دولت و سیاستگذاریهای کلانی که خلقالساعه هستند، در امان است و کمتر در معرض دید تصمیمگیران دولتی قرار دارد و با ریسک کمتری مواجه است. بنابراین سرمایهگذاری در این گروه مناسب ارزیابی میشود.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید