تاثیر واقعی و غیر واقعی نرخ بهره در بورس
یک کارشناس ارشد بازار سرمایه به بررسی ابعاد رشد نرخ ارز و نرخ بهره در اقتصاد ایران پرداخت و گفت: برخی عوامل مانند وضعیت شرکتها و صنایع در بودجه، تاثیرات زیادی بر بازار سرمایه دارند که به نظر میرسد با ابهامات بسیاری همراه هستند.
به گزارش آوای آگاه؛ محمد نوربخش، کارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با همفکران گفت: یکی از عوامل تاثیرگذار بر بازار سرمایه، وضعیت شرکتها و صنایع بوده و باید دید که دولت چه خوابی در بودجه برای آنها دیده است. در بودجه کل کشور در مورد حقوق دولتی که بر معادن سنگ آهن، مس و معادن کوچکتر و نرخ گاز سوخت و خوراک پتروشیمیها که بر سوخت فولادیها، سیمانیها و شرکتهای شیشهای تاثیر میگذارد، بحث شده است.
وی افزود: بنابراین، بودجه یکی از عواملی است که پس از شهریور و مهرماه مورد توجه سرمایهگذاران قرار گرفت. این احتمال وجود دارد که توافقی سیاسی شکل نگیرد و این موضوع، نگرانی سرمایهگذاران در مورد کسری بودجه ناشی از عدم فروش نفت یا عدم فروش کافی آن و حمله دولت به سود شرکتها را به دنبال داشته است؛ حال با بالابردن حقوق دولتی معادن، بالابردن نرخ گاز، سوخت و دیگر موارد که بر شرکتها تاثیر گذار است.
این کارشناس ارشد بازار سرمایه تصریح کرد: هنوز این ابهام و نگرانی وجود دارد که در بودجه کل کشور برای سال ۱۴۰۲، موارد مذکور رشد کنند و سود شرکتها را تحت تاثیر قرار دهند. بیشترین صنایعی هم که متاثر میشوند، صنایع پتروشیمی، فلزات اساسی، شرکتهایی که گاز مصرف میکنند و معادن هستند که صنایع بزرگ ما نیز محسوب میشوند و با احتساب هلدینگهای آنها، ۵۰درصد از وزن شاخص کل را تشکیل میدهند. این موضوع برای بازار مبهم است.
نوربخش اظهار داشت: مورد دیگر، عدم رشد نرخ ارز بود؛ یعنی علیرغم اینکه بازار مسکن رشد میکرد، تورم کم نشده بود. به نحوی که به گزارش رئیس سابق بانک مرکزی،رشد تورم رشد کم شده بود، اما در واقعیت شاهد افزایش و رشد ماهانه پایه پولی بودیم. این در حالی بود که نرخ ارز همچنان روی ۳۲هزار تومان قرار داشت و تا زمانی که آقای صالحآبادی، رئیس کل بانک مرکزی بودند، یک ابهام برای بازار بود.
وی ادامه داد: از سوی دیگر شرایط و مسائل سیاسی هم مزید بر علت شد و سوخت آن هم وجود داشت؛ یعنی حجم نقدینگی رشد داشت و دلار در مقایسه با تمام بازارها ارزانتر بود. در نتیجه، دلار شروع به رشد کرد و به ۴۴هزار تومان در بازار آزاد رسید.
این کارشناس بازار سرمایه در این راستا افزود: نرخ ارز در سامانه نیما هم شاهد افزایش نرخ بود و با سرعت کمتری، سامانه نیما هم به دنبال بازار آزاد حرکت میکرد و دلار این سامانه به نزدیک ۳۰هزار تومان رسیده بود؛ تا اینکه آقای فرزین را به عنوان رئیس کل بانک مرکزی جایگزین و ایشان ادعایی در خصوص تثبیت نرخ ارز کردند. ما این ادعا را به عنوان برنامه نمیشناسیم که این موضوع را بیان کنند که قصد بانک مرکزی، تثبیت نرخ ارز در سامانه نیما بر روی ۲۸هزار و ۵۰۰ تومان است. آقای فرزین، آرزوهایی مانند تثبیت نرخ ارز طی یک یا دو آینده را دارد؛ این تثبیت نرخ ارز، متفاوت از نرخ ارز ۴۲۰۰ تومانی نیست. آقایان فکر میکنند که افزایش نرخ ارز موجب تورم میشود، غافل از اینکه افزایش نرخ ارز خود متاثر از تورم است؛ یعنی علت و معلول را اشتباه گرفتهاند، اما همین اشتباه هم فضایی را در بورس ایجاد کرد که از ابتدای هفته جاری تاثیر گذار بود و نگرانیها را در خصوص رخدادهای پس از تثبیت، افزایش داد.
نوربخش گفت: من فکر میکنم که تثبیت نرخ ارز، دوام نخواهد داشت. اگر نرخ ارز ۲۸۵۰۰ تومانی را ملاک قرار دهیم، تقاضا برای ارز و واردات به میزانی افزایش مییابد که در نهایت مانند ارز ۴۲۰۰ تومانی مجبور به اصلاح آن خواهند شد. اگر بازار شاهد بیتوجهی نرخ ارز آزاد به اظهارات آقای فرزین باشد، به نظر میرسد که بورس هم واکنش نشان میدهد؛ حتی اگر دلار ۲۸۵۰۰ تومانی برای مدت کوتاهی ثابت بماند، بورس از این نرخ ارز عبور میکند.
این تحلیلگر بازارهای مالی بیان داشت: موضوع دیگری که در بازار وجود دارد، بحث نرخ بهره بوده که بحثی طولانی است. واقعیت این است که به اشتباه فکر میکنیم که نرخ سپرده بانکی، در حقیقت نرخ بهره بدون ریسک است؛ این موضوع درست نیست. من پیش از این هم عرض کردم که نرخ سپرده بانکی، خود ریسک است؛ یعنی risk free rate نیست، بلکه خود ریسک است. به همین دلیل در ارزشگذاری شرکتها، نرخ سپرده بانکی را risk free rate در نظر نمیگیریم، بلکه نرخ تورم انتظاری را به عنوان risk free rate میگیریم. واقعیت این است که ما نباید نرخ بهره دستکاریشده را که دستوری است، به عنوان risk free rate در نظر بگیریم و حتی رشد آن هم نباید بر بازار تاثیر بگذارد. چنین مواردی، اثر روانی بر بازار دارد و از نظر ارزشی بر شرکتها اثرگذار نیست.
وی خاطرنشان کرد: شرکتی که محصولات یا نرخ ارز آن را سالیانه ۳۰ تا ۴۰درصد افزایش میدهیم، به طور حتم با نرخ بهره ۱۸درصدی در گذشته که ۲۱ یا ۲۳درصد شده است، تنزیل میکنیم. این موضوع غیرمنطقی است و تحلیلگران حرفهای، چنین اقدامی را انجام نمیدهند. در عامه بازار و سطوح پایین کارشناسی، این تصور وجود دارد که تصور اشتباهی است. بنابراین، ریسک افزایش نرخ بهره را برای بازار سهام جدی نمیدانیم، اما از نظر روانی برای برخی مهم است. از سوی دیگر فکر میکنیم که توان افزایش معنادار نرخ بهره وجود ندارد؛ در اقتصادی که تورم رسمی آن نزدیک به ۴۰ تا ۵۰درصد است، افزایش نرخ بهره از ۱۸درصد به ۲۱درصد، افزایش زیادی محسوب نمیشود.
نوربخش گفت: به همین دلیل فکر میکنیم که اگر دولت بخواهد نرخ بهره را واقعی کند، برای مثال باید آن را بالای ۴۰ بیاورند که در این صورت به دلیل ناترازی بانکها، این امکان برای بانک مرکزی وجود ندارد. این امکان وجود دارد که بانک مرکزی ٣ یا ۴درصد نرخ بهره را افزایش دهد، اما افزایش معنادار و واقعی شدن نرخ بهره منتفی است.
وی در پایان به جمعبندی اظهارات خود پرداخت و تصریح کرد: به نظر من، بازار سرمایه باید نگران بودجه باشد؛ چراکه نرخ ارز موقتی است. با وجود اینکه بر بازار تاثیر میگذارد، اما بازار سرمایه پس از مدتی از آن عبور خواهد کرد. امیدوار هستم که دولت و بانک مرکزی به اصل اول اقتصاد که احترام به مالکیت خصوصی است، پایبندی نشان دهند. ارزی که رئيس جدید بانک مرکزی قصد تثبیت آن را دارد، متعلق به تک تک این سهامداران است؛ زیرا ارز ناشی از شرکتهایی است که متعلق به سهامداران است. ما میدانیم که خالص سرمایهگذاری در اقتصاد ایران منفی شده است و چنین موضوعی، سرمایهگذاری را بیش از پیش به خطر میاندازد. اگر بورس با ریسکهای سیاسی جدی مواجه نشود، میتواند بازار خوبی باشد. اما ریسکهایی که در سطح شرکتها و صنایع است، باید توسط سرمایهگذاران مدیریت شود.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید