بمباران بلاتکلیفی
یک روز تلخ برای بازار سپری شد؛ بازاری که زیر بمباران بلاتکلیفی، هر روز از ترس جنگ با مرگ صحبت میکند.
به گزارش آوای آگاه؛ شاخص کل با کاهشی به میزان 103هزار واحد، معادل 2.71درصد، به رقم 3 میلیون و 704هزار واحد رسید. ارزش معاملات خرد 4.4 همت رقم خورد و حقیقیها بیش از 1.5 همت نقدینگی از بازار سهام خارج کردند. فملی، فارس و فولاد بیشترین تأثیر منفی را بر شاخص کل گذاشتند. وآفری، قلرست و خمحور، بیشترین اثر را در جهت مثبت بر روی شاخص گذاشتند. سه صنعت فلزات اساسی، شیمیایی و انبوهسازی بیشترین ارزش معاملات را داشتند و در میان نمادها، بیشترین ارزش معاملات متعلق به دریا، ثپهران و فملی بود.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز، تنها دو صنعت رایانه و تجارت عمدهفروشی شاهد جریان ورودی نقدینگی حقیقی بودند. سه گروه فلزات اساسی، محصولات شیمیایی و صندوق سرمایهگذاری قابل معامله، گروههایی با بیشترین خروج پول حقیقی بودند. در میان نمادها، رانفورح، مدیر و نیروترانسفو بالاترین ورود پول حقیقی و دریا، اروند و فملی بیشترین خروج پول حقیقی را به خود اختصاص دادند.
و اما بازار امروز
یک روز تلخ برای بازار سپری شد؛ بازاری که زیر بمباران بلاتکلیفی، هر روز از ترس جنگ با مرگ صحبت میکند. طی این چند سال، بازار سرمایه و سهامداران یک دوره فشرده ریسکآزمایی را پشت سر گذاشتند و اسفندماه، به نظر اوج این فشارها خواهد بود و به خوبی میتوانیم اهمیت اثرگذاری این ریسکها در فضای بازار را ببینیم. روز تلخی بود و بلاتکلیفی محض و این تاریخهای پیدرپی، سردگمی بازار را بیشتر کرده و این در حالی است که از هر لحاظ در منطقیترین و بهترین حالت ارزندگی قرار داریم. باور کردنش سخت است، ولی برای اولین بار از سال 1393، نسبت P/E ttm به کمترین مقدار خود یعنی 6.8 واحد رسید. با توجه به اینکه حدود 1000 همت سود تقسیمی در دل شرکتها قرار دارد و از سوی دیگر سود سال آتی شرکتها حدود 3 همت برآورد میشود (بدون در نظر گرفتن ریسکهای سیستماتیک)، اکنون بازار سهام در یکی از پایینترین P/E ttmها و P/Eهای فوروارد قرار دارد. یعنی تکلیف بازار با ارزندگی روشن است، ولی شرایط سیاسی همه چیز را تغییر داده است.
کماکان مهمترین رویداد این ماه از شبها آغاز میشود؛ جایی که با تاریکی هوا کمکم اخبار مختلف در شبکههای اجتماعی بروز میکند و سایه جنگ را گسترش میدهد. به نظر این مهمترین خبر اسفند است که حتی نمیدانیم چند ساعت بعد چه اتفاقی در انتظار کشور و بازار خواهد بود. رویداد مهم دیگر، مذاکرات پیش روست و فکر میکنیم دوشنبه به اوج خود میرسد و خبرها در مورد آن افزایش خواهد یافت. البته اگر کسی تا دوشنبه امیدوار بماند. اتمام بودجه، نرخ دلار حواله، بررسی تحولات اقتصادی و صنایع و در نهایت از دید کدالی هم انتشار گزارشهای ماهانه بهمن که طی این هفته منتشر میشود، از دیگر مهمترین رویدادهای اسفند خواهند بود. اما اگر بخواهیم دو رویداد یا سه رویداد را از بین این موارد انتخاب کنیم، اول رویداد سیاسی است. دومی، مشخص شدن روند ارز حواله و سومی گزارشهای ماهانه کدال خواهد بود که از امروز، انتشار آن در کدال آغاز شده و بازار را اندکی تحت تأثیر خود قرار میدهد. وقتی از ارزندگی بازار صحبت میشود، ولی فنر آن را همین اطلاعات و رویدادها فشردهتر میکنند، از یک سو با نرخ ارز نزدیک به ۱۴۰ تومان مواجه هستیم که احتمالاً سال جدید را با آن آغاز میکنیم که در رویای بازار هم این نرخ نمیگنجید و از سوی دیگر، گزارشهای 9ماهه و میاندورهای شرکتها شرایط جذابی را نشان میدهد. معتقدیم در پایان این هفته که گزارشها به پایان میرسد، یک بار دیگر فنر ارزندگی را فشردهتر و جمعتر کرده و شرایط خاصتری را پیش روی بازار میبینیم.
این مقدمه، ترسیمکننده حال و هوای بازار امروز نبود. بازار امروز دوباره زیر منگنه ریسکهای عجیب و غریب سیاسی اعم از جنگ و فشارهای اقتصادی قرار داشت و دوباره در یک بلاتکلیفی محض، روزهای انتظار را طی میکند. کار به جایی رسیده که حتی بسیاری معتقدند هر چه قرار است بشود، بهتر است زودتر انجام شود. چون این خودکشی از ترس مرگ، بازار را به سمت جنون فروش پیش میبرد؛ یعنی اشخاص زیر این فشار، تاب و تحمل را از دست داده و تصمیمات ناگهانی اتخاذ میکنند و نمیتوانند درکی از شرایط و فضا داشته باشند و از ریسکها و حرفها خسته شده و ناگهان به سمت گزینه فروش میروند. این چیزی است که فضای بازار را فرا گرفته و در نبود یک رویداد واقعی، بازار بدترین شرایط و بدترین فضا را ترسیم میکند و برمبنای آن تصمیم میگیرد.
امروز هم بازار در بلاتکلیفی بین جنگ و صلح و زدن و نزدن قرار داشت و دوباره یک اولتیماتوم ۱۰ روزه و اعداد جدید باعث شده تا خریداران استراتژی تماشاچی بودن بازار را دنبال کنند و فروشندگان هم برای فرار از ریسک اتفاقات مختلف کمی عجله داشته باشند. این میان، چیزی که به هیچ وجه دیده نمیشود، فضای ارزنده بازار در شرایط فعلی است که معتقدیم انتشار گزارشهای ماهانه بهمن در این فضا میتواند سیگنالهای قویتری را ارسال کند. اگر فرض کنیم وزنههای متعددی به پای بازار بسته شده در کنار وزنه بلاتکلیفی سیاسی، نرخ بهره بالای ۴۰درصد هم بسیار آزاردهنده شده است و نشان میدهد شرایط بازار سرمایه سخت و دشوار پیش میرود. اما درست در این مقطع، در اوج ناامیدی و در مقطعی که فضا به شدت مسموم و تیره و تاریک است، درست در مقطعی که سیاستگذار بیخیال بازار شده و او هم مانند همه تماشاچی شده و نگاه میکند و درست در مقطعی که زیر سنگینترین سایههای ترس و تردید جنگ قرار داریم، یک موضوع را مطرح میکنیم و البته امیدواریم دوستان به سخره دوباره ما را متهم به خوشبینی مفرط نکنند. بارها نوشتیم که خطکش ما ارزندگی است و یک نظر و یا دیدگاه را بهعنوان سناریوی احتمالی اسفند مطرح میکنیم. قاعدتاً فشار فعلی طبیعی بوده و مثبت بودن بازاری که سایه جنگ را به این شکل روی سر خود دارد، کمی عجیب است و اینکه نهاد ناظر هم تماشاچی این رویدادها است، خود بیعرضگی تمامعیار این نهاد را نشان میدهد که سعی میکنیم فردا در مورد این موضوع و کنشها و واکنشهای آن صحبت کنیم. میدانیم بحثهایی در جریان بوده و قرار است تصمیماتی گرفته شود، اما همچنان تردید وجود دارد.
در نهایت با جمعبندی از نظر چارتیستها و تکنیکالیستها و همچنین رویدادهای پیش رو، معتقدیم حتی اگر جنگ هم رخ بدهد و دچار تغییرات عجیب و غریبی هم شویم، این مقطع ۲۰ روز کاری پیش رو که احتمالاً در آن بخش عمدهای از بازار به سمت صف فروش و کاهش قیمت پیش میرود، آخرین موج از کاهش قیمتهاست. گفتن این جمله در این لحظات تلخ بازار کمی دلهرهآور و تردیدآمیز است، ولی مینویسیم تا باقی بماند. خرید در این موج در قیمتهای منطقی میتواند بازدهی مناسبی را برای بازه میانمدت پیش رو رقم بزند. نمیدانیم چه عامل و چه اتفاقی در پیش است و ما هم مثل بسیاری از شما نظارهگر این جریان هستیم، اما معتقدیم ارزندگی عاملی است که دیر یا زود خود را در قیمتها نشان خواهد داد و برای مدت طولانی نمیتواند سرکوب شود. سایه جنگ و رویدادها نیز پایان خواهد یافت و ادامهدار نخواهد بود و آنجاست که این فنری که جمع شده، با یک خبر و یک رویداد، بازدهی جذابی را برای بازار رقم میزند. اینکه کی آغاز و کی رها میشود را نمیدانیم، اما معتقدیم ریزش بازار طی این روزها و در شرایط اسفند، ریزش آخر و موج آخری است که میتوان بهعنوان فرصتهای خوب استفاده کرد. البته برای این سناریو یک استثنا هم میآوریم؛ اینکه اگر طرف مقابل بهجای تصمیمگیری، محاصره اقتصادی و تحریمهای شدید را اعمال کند، ماجرا متفاوت خواهد بود و در این حالت معتقدیم بازار سرمایه از سایر بازارها عقب خواهد ماند و ریسکهای آن به فرصت و سودآوری نمیارزد. به هر حال این چیزی است که به عقل ناقص ما در فضای فعلی میرسد و ممکن است مانند هر پیشبینی دیگری عمل نکند و فتار متفاوتتری را پیش بگیرد و در نهایت حتی اشتباه باشد، اما تمام پشتوانه ما به شرایط بنیادی است که میتواند فضای بهتری را برای خریداران رقم بزند. انتشار گزارشهای ماهانه شرکتها را به دقت زیر نظر بگیرید. این گزارشها که مربوط به فروش در ماه بهمن است، میتواند به کل سال بعد تعمیم یابد و بهنوعی کف انتظار فعالان از فروش و سود شرکتها شود. گزارش ماهانه بهمن شرکتها خطکش خوبی برای مقیاس و معیارهای اندازهگیری است.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید