دست های سوزان و لرزان
امروز بازار به واسطه تحولات سیاسی و ابهامات و افزایش ریسکها و همچنین تحولات اصلاحی بعد از رالیهای صعودی میتوانست کمی پرعرضهتر باشد، ولی دوباره در مسیر وزنکشی بین عوامل مختلف بنیادی و سیاسی قرار گرفته بود و باز هم زور تحولات و خوشبینیها بیشتر بود.
به گزارش آوای آگاه؛ در مجموعِ بازار امروز که خریداران از ابتدا تا انتها دست برتر را داشتند و تقاضا برتری داشت، در حالی به خط پایان رسیدیم که 78 درصد نمادها سبزپوش بودند و حدود 19 همت ارزش صفوف خرید روی تابلو بود.
در پایان معاملات امروز شاخص کل رشد حدود 129 هزار واحدی را ثبت کرد و در ارتفاع 7,521,959 قرار گرفت. شاخص هم وزن هم صعودی بود و با افزایش بیش از 23 هزار واحدی در سطح 2,017,495 واحدی به کار خود پایان داد.
شاخص کل بورس تحت تأثیر مثبت نمادهای فملی، شبندر و شستا رشد حدود 129 هزار واحدی را ثبت کرد و در ارتفاع 7,521,959 قرار گرفت. در سمت مقابل فایرا، کگل و شراز بیشترین تلاش را در جهت افت شاخص کردند.
شاخص هم وزن هم صعودی بود و با افزایش بیش از 23 هزار واحدی در سطح 2,017,495 واحدی به کار خود پایان داد.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر مثبت نمادهای فزر و مارون، 967 واحد رشد کرد و در سطح 58 هزار و 196 واحد متوقف شد. ومپنا و شکام نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی ها مثبت و بیش از 7 همت پول وارد بازار شد.
ترین های معاملات بورس
بانکیها، فلزات اساسی و شیمیاییها بیشترین ارزش معاملات را داشتند و سه صنعت بانک، خودرو و فلزات اساسی میزبان بیشترین حجم معاملات بودند. امروز نمادهای وتجارت، وبملت و خودرو بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز بانکیها و شیمیاییها بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقیها جذب کردند و در مقابل تنها داروییها با خروج پولهای خرد مواجه بودند. نمادهای وپاسار و نوری بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای دسبحان و وتجارت بیش از همه در حمایت حقوقیها بودند.
و اما بازار امروز...
چه بازاری شده؛ پر از دستهایی که بعد از هر فروش میسوزند و دستهایی که لرزان و ترسان، بعد از هر فروش دوباره با پشیمانی میخرند و این شده حکایت بازار… حکایت دستهای لرزان خریدار و سوزان فروشنده. البته شرایط بازار هم انصافاً در حالت ناپایداری بوده است و نمیتوان هیچ چیز و هیچ موقعیتی را پیشبینی کرد. امروز انتظار این بود که کمی موج فشار فروش بیشتر باشد، ولی نشد و بازار بار دیگر با خوشبینیهای ارزی و بنیادی از روی جو بدبینیها رد شد.
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که قبل از شروع بازار به نظر میرسید در یک فضای پرعرضه در انتهای هفته قرار گرفتهایم، ولی دوباره جو مثبت همه چیز را تغییر داد. البته به نظر میرسد بازار کمی در این نقاط مشغول حجم خوردن و دستبهدست شدن است. به خاطر داشته باشید در ابتدای شهریور، بازار و روزهای آن را به دو بخش تقسیم کردیم؛ بخش اول نیمه اول شهریور بود و بخش دوم، نیمه دوم که معتقد بودیم در نیمه دوم، حقوقیهای همیشه در صحنه نسبت به شناسایی سود و عرضه در بازار اقدام میکنند، ولی در کل موج خریداران هنوز بسیار قویتر و محکمتر از فروشندگان هستند…
به نظر بخشی از فضای فعلی بازار ناشی از همین جو تازه فروش از سوی برخی حقوقیهاست که حرف ناگفته در مورد این دسته زیاد است و سعی میکنیم فردا آنها را با تقسیمبندی مشخص کنیم. اما آن چیزی که واضح و روشن است، این بوده که رد پای عرضه برخی از این حقوقیها در بازار این روزها به چشم میخورد که بخشی از آن به واسطه عرضه روال و شناسایی سود و بخشی دیگر دستوری و با دید تا حدودی کم کردن سرعت بازار است که دیروز هم در مورد آن هشدارها و آلارمهایی داده شده بود. البته که بازار از روی آنها رد میشود، چراکه میل و تمایل آنچنانی برای عرضههای اینچنینی نیست. قصد آنها نیز تخریب کردن بازار نیست، اما به هر حال بازار در این فضا و در این شرایط اتفاقاً به این دستبهدست شدن، جابهجا شدن و حجم خوردن نیاز مبرمی دارد و از این عرضهها نمیترسد…
امروز بازار به واسطه تحولات سیاسی و ابهامات و افزایش ریسکها و همچنین تحولات اصلاحی بعد از رالیهای صعودی میتوانست کمی پرعرضهتر باشد، ولی دوباره در مسیر وزنکشی بین عوامل مختلف بنیادی و سیاسی قرار گرفته بود و باز هم زور تحولات و خوشبینیها بیشتر بود. ولی فراموش نکنید زیر پوست بازار، میل به اصلاح و چند روزی دستبهدست شدن در پس ذهن بازار بیشتر دیده میشد. هنوز اتفاق عجیب و غریبی که بخواهد بازار را با چالش مواجه کند، دیده نمیشود. هنوز ریسک غیرقابل محاسبه و عجیبی راهی بازار نشده، هنوز هیچ رویداد غیرمنتظرهای فضای بازار را بر هم نریخته، حتی دیشب صحبتهای ترامپ هم امیدوارکننده ظاهر شد و البته بسیاری آن را در راستای کنترل قیمت نفت میدانند. اما به هر حال، رویه بازار امروز بیشتر تماشا کردن و صبر کردن بود و فروشندهها هم وقتی این فضا را میبینند، فروش را به روزهای بعد موکول میکنند.
اما فرض کنیم اگر همچنان قرار است بر مدار آن سناریوی اول سیاسی حرکت کنیم که:
تقریباً ادامه همین فضای فعلی است که ما آن را محتملترین سناریو تا انتهای مهر میبینیم؛ یعنی تکوتوک میزنیم که نفت گران بماند، دست به اقدامات عجیب و غریب نمیزنیم، مدام دعوت به مذاکره میکنیم، اما طرف مقابل هم خیلی میلی برای مذاکره ندارد. در این بین بازار هم با این رفتار غریبه نیست و خیلی به این موشکها و زد و خوردها توجهی نمیکند یا نهایتاً یکی دو روز نظرش را جلب کند، اما در این بین روند حرکت دلار و گزارش شرکتها در کدال بازی را در دست گرفته و به همراه جریان پول، شرایط پیش رو را رقم میزنند. از دید ما این نزدیکترین و محتملترین سناریو برای روزهای پیش رو تا انتخابات آمریکا است…
در این سناریو بعید است دلار آرام بگیرد و با توجه به محاصره اقتصادی، فضا نرمال بشود، اما احتمالاً در روزهای انتهای مهر بازار به واسطه انتخابات پیش رو کمی محافظهکارتر خواهد شد.
اما چه در ذهن ما میگذرد… یک اتفاق پیش روی بازار قرار میگیرد که اتفاقاً میتواند یک سناریوسازی جذاب برای بسیاری از سهامداران شود و آن هم این است که ما تا انتهای شهریور که حدود چند روز کاری داریم، بازار در تلاطم و حجم خوردن و دستبهدست شدن قرار میگیرد و حتی ممکن است کمی قیمتها اصلاح هم بشود، اما آن سرعت رشد از بازار گرفته میشود و بیشتر حجم خوردن و دستبهدست شدن مبنا قرار میگیرد تا به رویداد مهم مهرماه برسیم.
ممکن است برخی دوستان مخالف باشند و از بولد شدن و قویتر شدن وزنه کدال به عنوان عاملی که نمیتواند مؤثر باشد یاد کنند، اما ما معتقدیم آنچه تا به امروز بازار را هدایت کرده و جریان پول را در بازار حفظ و نگه داشته، عوامل بنیادی بوده که در نهایت خود را در کدال نشان داده است. بیشک این رشد نرخ ارز و تغییر سیاستهای دولت بوده که خود را در کدال نشان داده و بازار هم این حس را از آن گرفته است. حتی روند خوب نیمه اول شهریور را معتقدیم انرژی خوب گزارشهای مرداد شرکتها و رشد دلار نیما تزریق کرد و حالا باز هم معتقدیم همین اتفاق رخ خواهد داد، منتها نتیجه گزارش شهریور این بار ممکن است متفاوت باشد. البته این را هم بگوییم؛ اگر با این جو مثبت به بنبست در کدال بخوریم، فشار فروش خواهیم داشت. فرض ما، جو نسبتاً مناسب است…
دقیقاً منظور ما از آنچه بیان شد این است که ما بازار را تا انتهای شهریور با همین دستفرمان پیش میبریم؛ عرضهها زیاد است، حجمها خوب است، در این روزها اصلاح و کاهش داریم، دستبهدست میشویم، حجم میخوریم، منفی به مثبت و مثبت به منفی میرویم؛ خلاصه هر طور شده با تنی زخمی و عزمی استوار، خود را به مهر میرسانیم تا رالی گزارشهای تمامعیار مهر آغاز شود. مهر در دل خود دو گزارش جای دارد؛ اول گزارشهای ماهانه، سپس گزارشهای میاندورهای که در حال حاضر افق دید کوتاهمدت ما بیشتر گزارشهای ماهانه است و معتقدیم این گزارشها پایه و اساس میاندورهایها را میسازند…
و باز در سناریوی اول، اگر قرار است پیش برویم، یعنی همزمان محاصره و نه جنگ و نه صلح آنچنانی، نقش این گزارشها و دلار نیما و دلار آزاد دوباره برجسته خواهد شد و آنجاست که اگر بازار خوب توانسته باشد طی این مدت کفسازی کرده و حجم بخورد، گزارشها بهانههای دوباره برای حرکت بازار خواهند شد. و البته به یک نکته دیگر هم اعتقاد داریم و آن هم این است که احتمالاً ممکن است گزارشها بازار را به جزیرههای متفاوتی تقسیم کنند که جریان پول در آن شکل میگیرد و در بدترین حالت هم احتمال اینکه گزارشها عامل و بهانه منفی شدن بازار شوند، وجود دارد؛ در صورتی که افت و اصلاح سنگین را نمایش دهند…
پس از این سناریو نترسید که بازاری مدت منفی شود یا عرضه شود یا دستبهدست شود، حجم بخورد و اصلاح کند. ما تا امروز هم مسیر پرپیچوخمی را طی کردیم که امروز اینجا ایستادهایم. حالا چند روزی هم بازار بایستد و استراحت کند، هیچ ایرادی نخواهد داشت و ترسی ندارد. مهم این است که در این نقاط ترسی از بازار در دل ما نیست. تا وقتی شرایط بنیادی توجیهکننده قیمتهای تابلو بوده، به این موضوع ترسی نداریم و معتقدیم اگر اتفاقات خوبی در سمت فروش شرکتها و سودسازی رخ دهد، خیلی زود پیبهایها دوباره اصلاح شده و بازار با انرژی جدیدی این قیمتها و این محدوده را پشت سر میگذارد.
ولی این را هم در نظر داشته باشید که یک دوره شیدایی شیرین و خوشبینی با پایان شهریور به پایان میرسد و ما در ماه مهر و آبان آن سرعت عجیبوغریب رشد اخیر را ممکن است نداشته باشیم. بازار هم محافظهکار میشود، تحولات سیاسی پیش رو به اوج خود میرسد و همین حالا نیز میبینید که هزار باده ناخورده در رگهای این تاک در هم آمیخته سیاست نهفته است و هر روزش ممکن است اخبار جدیدی داشته باشد. پس چاشنی احتیاط را هم باید همراه خود داشته باشیم، در عین اینکه شجاعانه پیش برویم؛ چراکه پاداش اخیر بازدهی… پاداشی درخور شجاعت و خوشکتفهای بازار بوده است.
و اما در بخش دوم، به موضوعی میپردازیم که این روزها مقیاس و منطق بسیاری از سهامداران شده؛ اینکه مثلاً فلان سهم تا سقف قبلیاش این مقدار فاصله دارد یا ارزش دلاری آن این است. بماند که این مقیاسها ممکن است بعضاً درست و منطقی نباشد، اما به هر حال یک خطکش است؛ بهخصوص که معتقدیم ارزش دلاری میتواند مقیاس خوبی برای بررسی یک شرکت از نظر اندازه و مارکت باشد. ولی اینکه مدام آن را با سال ۹۹ مقایسه کنیم، کمی از نظر ذهنی مشکل داریم؛ چراکه معتقدیم همین حالا اگر پیبهای بسیاری از سهمها به نصف پیک ۹۹ برسد، باید نقطه فروش باشد. این موضوع را نوشتیم که بدانید از نظر حباب قیمت، در چه اختلاف عجیبوغریبی با سال ۹۹ قرار داریم. هنوز یکهفتم مسیر طیشده در سال ۹۸ تا ۹۹ را طی نکردهایم؛ پس هنوز با آن نقاط اختلاف زیادی داریم، اما مقایسه آن بد نیست.
اما آن چیزی که معتقدیم میتواند یکی از مبناهای درست و جالب مقایسه و یکی از خطکشهای مهم بازار باشد، تغییر سیاستهاست که کسی به آن وزنی نمیدهد. تا دلتان بخواهد میشود به دولت پزشکیان فحش داد، اما بگذارید یک نقطه را اعتراف کنیم و آن هم این است که اگر میبینید حال بازار این روزها زیر هزاران ریسک سیاسی خوب است، بخشی ناشی از همین تغییر نگرشها و تغییر سیاستهاست که اتفاقاً اگر دوستان فحش نمیدهند، باید بگوییم فرق میکند چه کسی پشت فرمان سیاستگذاری باشد.
سه مثال بخواهیم برای شما بیاوریم، کافی است این روزهای بازار را با روزهای دولت اسب زینشده مقایسه کنید. در ۶ ماه سال، سیاستهای سرکوب ارزی باعث شده بود قیمت دلار نیما نهایتاً چند ریال رشد کند و فاصله با آزاد به نزدیک ۶۰ درصد برسد و جماعتی که امروز حال خوش آن روزها را دوران طلایی و درخشان میدانند، از این اختلاف استفاده میکرده و سفره بخوربخورشان دبش و پهن و باز بود. این روزها اما دولت در توفان گرفتاریهای ارزی سعی در کم کردن این اختلاف دارد و قطعاً این سیاست در بازار سرمایه هم دیده خواهد شد.
تغییر چندروزه دلار حواله و نیما، تغییرات چندماهه دولت قبل بود و این بهخوبی تغییر نگاه در بازار را نشان میدهد. یا در حوزه قیمتگذاری دستوری که معتقدیم بلایی که در آن سالها سر صنایع و شرکتها در افت حاشیه سود آمد، در هیچ دورهای رخ نداد و شرکتها سرکوب و حاشیه سودها نزول کرد و آن اتفاقات در قیمتها رقم خورد. اما حالا فضا به شکلی منطقی در نرخگذاریها پیش میرود و منطق و عقلانیت جایگزین آن فضای دستور و سرکوب شده و همین است که میبینید حاشیه سود شرکتها در حال بهبود است و زیر سنگینترین فشارهای اقتصادی، تولید همچنان ادامه دارد.
و در نهایت، بخواهیم بُعد سومی را مثال بزنیم، مقایسه رفتار دولت با صنایع و شرکتها بود که مدام در پی زدن جیب آنها بود…
البته در حال حاضر همین سیاست کموبیش به چشم میخورد، اما با احتیاط و شدت بسیار ضعیفتر… همین حالا به پالایشیها نگاه کنید؛ شک نکنید اگر دولت آن بزرگوار بود، تا الان سر پالایشیها را لب جوب بریده و پوستشان را کنده بودند، اما در شرایط فعلی دولت با احتیاط در مواجهه با شرکتها عمل میکند. حرفمان چیست؟ حرفمان این است که باید بد و خوب را کنار هم گذاشت و تصمیم گرفت و بازار هم فارغ از اینکه چه شخصی در رأس کار و صدر کار است، به اعداد و ارقام نهایی کار دارد.
در حال حاضر این مسیر عددها و رقمها، مسیر خوشبینانهای را برای بازار ترسیم میکند که در صورت ادامهدار بودن و بهبود حاشیه سودها، میشود رفتار را روی تابلوی قیمتها دید و سنجید. در همین مدل پالایشیها، هزار بار پیشنهادات چکشکاری میشود تا آثار غیرمنتظرهای در بازار نداشته باشد.
به هر حال این تفاوتها نیز بین مقطع فعلی و آن مقطع وجود دارد. عمده حرف و بحث ما نیز در بخش دوم همین است که شاید مقایسه ارزش دلاری و ارزش بازار و این موارد یک نوع خطکش باشد، این نوع سیاستگذاری هم باید ارزشگذاری شود. صدالبته به دولت فعلی انتقادهای بسیار زیادی وارد است؛ بهخصوص در موضوع بازار سرمایه معتقدیم در مقطع فعلی نگاهها کمی غیرمنطقی است، اما به هر حال از آنچه بر بازار گذشته، بهتر است…
و این را برای این نوشتیم که اگر این نوار اتفاقات و طرز فکرها جایی قطع و تغییر در آن ایجاد شود، شک نکنید واکنش بازار هم دیگر این موارد و به این شکل نخواهد بود؛ حالا در هر نرخ ارز و ارزش دلاری و پیبهای باشد…
بازار به آینده وزن میدهد. بازار دستفرمان فعلی حرکت نیما را در چشمانداز آینده لحاظ میکند. بازار نرخ دلار ۱۹۰ هزار تومانی نیما در پایان سال را در اکسلها میبیند. بازار افزایش نرخ و منطقی شدن حفظ حاشیه سود شرکتها را مدام مدنظر دارد و همینها پیبهای و سود میسازند و اگر قرار بر تغییر این نگرش باشد، شک نکنید همین حالا قیمت بسیاری از سهمها روی تابلو قربانی فشار فروش خواهد شد.
این موضوع را برای این نوشتیم که تا به اینجا دستفرمان برای بازار سرمایه قابلقبول بوده، اما هر تغییر و هر تفکر جدیدی این مبانی اقتصادی را بر هم بریزد، بازار سرمایه را نیز برهم خواهد ریخت.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید