فیس آف!
عواملی نظیر جریان گزارشهای کدال شرکتها، دلار بورس کالا، جریان پول همه و همه دست در دست هم عواملی هستند که نوع واکنش بازار را مشخص خواهند کرد.
فیسآف معانی متفاوتی دارد، ولی عمدتاً به معنی مجادله، کلنجار رفتن و یا تغییر فاز یاد میشود. بازار امروز به خوبی در معاملات خود آن را معنا کرد و شاهد این تغییر و بزنبزن و جدال و مبارزه بین خریداران و فروشندگان بودیم… روز، متفاوتتر از روزهای دیگر بود و شاید پس از مدتها بازار خوب آغاز کرد، عرضه شد و همیشه پس از این عرضهها موقعیت را پس میگرفت، ولی این بار موفق نشد و فشار فروش به بازار وارد شد. این بار همهچیز کمی متفاوتتر بود، ولی باید همین شرایط را نیز در یک چارچوب تعریفشده و مشخص ببینیم که به آن اشاره خواهیم کرد… اما ابتدا بهتر است ببینیم چه شد و چه گذشت که به اینجا رسیدیم؟!
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که طی دیشب چند ساعت همهچیز ناگهان تغییر کرد و از یک فاز خوشبینی به فضای مبهم و اتفاقات گنگ در دنیای سیاست رسیدیم. البته که بازار هم دنبال بهانه برای کجرقصیدن بود، ولی برای لمس آنچه طی این مدت گذشته با هم مرور کنیم که چه پیشامد و چه در انتظار بازار میتواند باشد. برای درک آنچه امروز اتفاق افتاد، چند پیشزمینه نیز نیاز است؛ ما بازار را دیروز در حالی آغاز کردیم که یک حس عرضه و شناسایی سود در دل آن پنهان بود. ما شاهد عرضه در برخی نمادها بودیم، از سوی دیگر چارتیستها المانها و خطکشهای خود را در دست گرفته و نقاشیکنان مشغول ترسیم کردن خطوط جدید مقاومت برای بازار و ترسیم چالشهای پیش روی بازار بودند؛ یکی از آراسآی میگفت، آن یکی نقطه مقاومت بازار را میکشید و خلاصه هر کسی در این حوزه مشغول بود. در کنار این با بازاری مواجه بودیم دیروز بازدهی ۱۰۰ درصدی در شاخص را ثبت کرد و در سود بودن بسیاری از افراد و سهامداران باعث شد تا امروز این فشار عرضه و فروش بیشتر به چشم آید…
اما ماجرا چه بود؟ ما تا قبل از ساعت ۱۰ دیشب هم خیلی اوضاع بدی نداشتیم؛ ریسکها مدیریت شده بود، شرایط، کاهش ریسک و فضای مذاکرات را ترسیم میکرد و از سوی دیگر تتر هم این موضوع را با کاهش خود تأیید مینمود. اما ناگهان خبر رسید مذاکره امروز عمان لغو شده، عربستان و امارات حرفهایی برای گفتن داشتند، از آن سو تحولات یمن و لبنان دوباره بالا گرفته و این طرف هم ایران برای اثرگذاری در بازار انرژی، تنگه را دوباره تنگتر میکرد و موشکباران را آغاز کرد.
اگر به خاطر داشته باشید دیروز برخی مدام سؤال میکردند که چرا در مورد سناریوهای سیاسی و بازار صحبت میکنید؛ یکی از دلایل همین است… اتفاقات موجود را بتوانیم از قبل تئوریزه و سطحبندی کرده و در مسیر مشخصی حرکت کنیم. دیروز از سه سناریو برای بازار صحبت میکردیم که سناریوی اول دقیقاً همان چیزی است که از دیشب تا امروز اتفاق افتاد، یعنی افزایش زد و خورد و تنش در بازار… بازار ما هم عادت کرده روزهای ابتدای هفته مثبت، در میانه هفته با آغاز بازار نفت چالشها افزایش و در دو روز آخر محافظهکار میشود. دیروز نوشتیم که کم و کیف این جریان اثرگذاری اخبار در بازار ممکن است کوتاهمدت باشد و تحولات کدال و دلار و اخبار دیگر آن را مدیریت خواهند کرد. امروز همین موضوع تا حدودی واضح و روشن بود و میتوانستیم ببینیم که جدال تمامعیار و جذابی بین تحولات سیاسی و اخبار بنیادی ایجاد شده بود. «شستا» که پشتش خبر قوی بود ایستاد و باقی تن به عرضه دادند…
از سوی دیگر دامنه نوسان محدود و در سود بودن سهامداران و ترس از از دست دادن و خراب نشدن بازدهی به دست آمده باعث میشد تا سهامداران نسبت به شناسایی سود و فروش در چنین روزهایی ترغیب شوند؛ روزهای قبل البته خیلی زود هم پشیمان شده و دوباره راهی بازار میشدند، ولی امروز فشار فروش بیشتر بود که البته دست فروش امروز متفاوتتر بود که مفصل دلایل را میگوییم…
اما به طور کلی برای همین بود که دیروز به طور دقیق و مشخص مؤلفههای سناریوی اول را مشخص کردیم و از آن به عنوان سناریوی محتمل و جدی در بازار صحبت شد که دلیل عمده آن همین است که ممکن است روزهای متعددی شبیه دیشب و امروز را بارها و بارها تجربه کنیم. اما آنچه لازم است تا امروز بیان کنیم و گفته شود این است که آنچه استواری بازار در مقابل این عرضهها رقم خواهد زد، چیزی جز عوامل و تحولات بنیادی نیست. عواملی نظیر جریان کدال شرکتها، دلار بورس کالا، جریان پول همه و همه دست در دست هم عواملی هستند که نوع واکنش بازار را مشخص خواهند کرد که به نظر هرچه این عوامل قویتر باشند، درخت بازار در مقابل بادهای طوفانی دنیای سیاست سفت و محکم ایستاده و حرکت نمیکند و برعکس، وقتی این عوامل ضعیفتر باشند با کوچکترین باد، پاییز لعنتی به او میزند و جوری منفی میشود که درست کردنش سخت خواهد بود. از همین رو بود که در سناریوی اول خود دیروز نوشتیم که آنچه مسیر را روشن و شفاف و هموار میکند همین اثرگذاری در تحولات کدالی و بنیادی است که اگر همچنان قوی پیش برود، میتوانیم همچنان شاهد بروز اتفاقات مثبت و ادامه روند باشیم، حتی در فاز بدبینی امروز.
و باز این جمله تکراری را تکرار میکنیم که از این عرضهها و دست به دست شدنها و منفی به مثبت و مثبت به منفیها نباید ترسید. ما تا وقتی تحولات بنیادی را پشت سر بازار داریم و وارد تنازعهای پلکانی آسیبزا نظیر آنچه زیرساختها را تهدید میکند نشدهایم، میتوانیم به بازار امیدوار باشیم؛ منتهی ممکن است جایی سرعت بازار از آنچه فکرش را میکنیم کمتر و جای دیگر بهتر و قویتر باشد. ولی این موضوع را به یاد داشته باشید که این بسیار طبیعی است که ما هرچه جلوتر میرویم، با توجه به بازدهی ایجاد شده بازار ساختار شکنندهتری را پیدا میکند و این موضوع کاملاً برای بازار رخدادی عادی و طبیعی است.
برای همین دیروز از یک ۴۰ تا ۵۰ روز حساس و خاص بازار نوشتیم، چرا که هرچه جلوتر میرویم باید خود را برای تحولات و اتفاقات مختلفی آماده کنیم که میزان اثرگذاری رویدادهای مختلف در بازار را نشان میدهد. دنیای سیاست به واسطه رشد قیمتها اخبارش بولدتر میشود و تمام مأمن و پناهگاه بازار، اخبار و رویدادهای بنیادی خواهد بود که میتواند او را از این وضعیت نجات دهد.
و اما در بخش دوم امروز به نکتهای میپردازیم که اتفاقاً بخشی از همین فرایند نجات است و آن هم موضوعی ویژه به نام جریان پول خواهد بود. بر هیچکس پوشیده نیست که این جریان تا به امروز و این لحظه کاملاً متفاوت رفتار کرده و فضای بازار را تحت اختیار خود گرفته است. جریان پول تا ۳ الی ۴ هفته قبل به شکلی بزرگ و با کدهای روشن و مشخص راهی بازار میشد و از ۲ الی ۳ هفته قبل با فعال شدن کدهای کوچکتر به سمت بازار میآید. حرفهای تکراری روزهای قبل را که از این نظر اینکه وظیفه سازمان چیست، وظیفه دولت چیست، کنار بگذاریم… امروز از یک موضوع مهم دیگر صحبت میکنیم؛ اینکه چه کاری نباید بکنیم و چه چیزی عامل توقف و مانع شدن حضور و ورود این جریان پول به بازار میشود.
یک نکته را خوب به خاطر داشته باشید؛ تا وقتی این جریان تداوم بیارزش شدن پول، رشد دلار و افزایش تورم را در افق اقتصادی کشور داریم و تا وقتی فضای سیاسی و جنگ به شکلی غیرقابل کنترل درنیامده و زیرساختها را تهدید نکند، ما این حضور جریان پول در بازار را به شکل منسجم و سازمانیافته خواهیم داشت. حالا ممکن است گاهی اوقات سرعت آن کمتر و گاهی بیشتر شود؛ و این را هم بگوییم که اصلاً فضای فعلی با فضای سال ۱۳۹۹ قابل مقایسه نیست و تحولات اینچنینی سیاسی هم خیلی نمیتواند خللی در این ورود ایجاد کند، اما عوامل دیگری هستند که میتوانند این بازی را بر هم بزنند.
ما امروز از موضوعی صحبت میکنیم که اسم آن را حماقتهای عالمانه میگذاریم؛ به چه معنا؟ حماقت که روشن است به چه معنی است؛ حماقت دقیقاً به این معناست که از این ورود جریان پول بترسید و به جای استفاده از این باران رحمت برای اقتصاد، آن را عاملی مخرب دانسته و یک ترس ۹۹ را مدام توی سر همه بکوبید و بخواهید برخلاف این جریان، تصمیماتی را اتخاذ کنید که جلوی ورود و هجوم این جریان پول را بگیرد. به جای اینکه از این فرصت استفاده کنید و مسیرهای متعددی را برای هدایت این آب و باران طراحی کنید، سراغ راهحلهایی برای قطع آن میروید؛ این چیزی جز حماقت است؟! خیر. اما چرا عالمانه؟ برای این میگوییم عالمانه که افرادی که این تصمیمات را میگیرند خود را دانای کل و عالم اقتصاد دانسته و فکر میکنند که این تصمیمات و این اقدامات مفید خواهد بود و دقیقاً شبیه آن چیزی میشود که ناگهان یک تصمیم ولو کوچک و معمولی موجب ایجاد یک موج بدبینی شده که همهچیز را بر هم میریزد.
واقعاً نمیدانیم چرا این علم عالمانه را در بازارهای دیگر به پا نمیکنید؟ چرا حضور جریان پول و یا سرعت آن یا مقایسه آن با تورم در سایر بازارها دیده نمیشود؟ جای اینکه به فکر استفاده درست از این جریان پول باشید و آن را در مسیر درست اقتصاد هدایت کنید، به فکر سرکوب آن میرسید و هر روز نامه میزنید که آی مراقب باشید، آی ال میشود، بل میشود که چه؟! که از قبل گفته باشید خطرناک است و ما گفته بودیم… بله، قطعاً بازار جایی با اصلاح و ریزش مواجه میشود، اما اینکه مدام ژست خودعلمپنداری پیدا کنید که میتوانید به بازار جهت بدهید، به نظر از آن نگاه احمقانه تلختر و غمگینتر است.
باور کنید این نوع تصمیمات و این نوع تفکرها از جنگ و بمب و موشک برای بازار کشندهتر و آزاردهندهتر است. بگذارید بازار مسیر خود را برود؛ مطمئن باشید به سرنوشت ۹۹ دچار نمیشویم، توانایی دچار شدن به آن شرایط را نداریم و البته معتقدیم اگر هم قرار است در سمت عرضه ابزاری تقویت شود، آن هم باید با احتیاط و با در نظر گرفتن حفظ شرایط انجام شود.
کافی است با در نظر گرفتن برهم زدن بازی موقعی که مغزتان دارد تیکتیکهای آلارم این موضوع را صادر میکند، فقط کافیست به همین چند رخداد چند روز گذشته دقت کنید: سهام پروژه نور یا آن یکی دیگر که در حوزه انرژی بود، عرضه «تابان»، عرضه سکه؛ همه و همه در بستر این فضا انجام گرفت. در یک بازار خلوت و بدون حضور جریان پول مگر شما قادر به چنین کارهایی هستید؟ به واقع نمیدانیم در مغز شما چه میگذرد که از این جریان پول واهمه دارید، اما هرچه که هست بهتر است انرژی خود را به جای ترس از این جریان، روی هدایت و تقویت بیشتر آن بگذارید. مگر شب و روز از کسری بودجه ناله نمیکنید؟ بسمالله؛ مگر فلان وزارت و فلان نهاد از کسری بودجه نمینالد؟ جوری سفت در سمت عرضه نشسته و از مال دولت نگهداری میکند که مبادا خدشه ایجاد شود! از فرصت فعلی استفاده کرده و زمینه جذابیت بازار را افزایش داده و از جریان پول استفاده کنید.
این یک فرصت برنده - برنده برای همه است؛ فرصتی که در آن دولت برنده خواهد بود، اقتصاد با مشارکت مردم برنده میشود و در نهایت بازار سرمایه و سهامداران هم سود خواهند برد. روی صحبت امروز ما با کسانی است که طی این چند وقت مدام این فضا را ایجاد میکردند و هنوز هم در فکر آن هستند؛ امیدواریم این خرد جمعی این بار بر حماقت فردی فائق آمده، بازار را از تصمیمات عجیب و غریب ناگهانی دور کند…
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید