شراره های فروش !
عرضههای امروز در فضایی همچنان مثبت، نشانهای از پویایی و دستبهدست شدن بازار بود؛ اما در روزهای پیشرو مسیر بازار بیش از گذشته به نرخ ارز، گزارشهای کدال و تحولات سیاسی گره خواهد خورد.
به گزارش آوای آگاه دومین روز معاملاتی هفته با رشد 153 هزار واحدی شاخص کل به اتمام رسید و در نهایت این نماگر در ارتفاع 7,431,455 واحدی به کار خود پایان داد. شاخص هم وزن هم با کاهش بیش از 30 هزار واحدی در سطح 2,002,662 واحد قرار گرفت.
همچنین فملی، فارس و شبندر از جلمه نمادهای با بیشترین تاثیر مثبت و نمادهای خساپا، شراز و همراه بیشترین تاثیر منفی بر شاخص کل بورس داشتند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس با رشد 972 واحدی همراه شد و در ارتفاع 57,254 واحد ایستاد و نمادهای کگهر و آریا و مارون بیشترین تاثیر مثبت بر شاخص فرابورس داشتند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی ها مثبت بود و از سوی حقیقیها 5.5 همت وارد بازار شد.
ترین های معاملات بورس
فلزات، بانکها و شیمیایی سه گروه با بیشترین ارزش معاملات و بانکها، خودرو و فلزات اساسی سه گروه با بیشترین حجم معاملات بودند.
ورود و خروج پول حقیقی
نمادهای فملی، فولاد و وپاسار صدرنشین ورود پول سهامداران خرد بودند و نمادهای دعبید، سامان و تیپیکو بیشترین حمایت را از سوی حقوقیها داشتند.
امروز نمیدانیم این شرارههای فروش از داغی بازار بود و به ادامه روند گرم شدن بازار کمک خواهد کرد یا از فردا همین شرارهها دامن این خرمن را گرفته و کمی میسوزاند؛ ولی هرچه بود، یک حجم قوی و محکم را شاهد بودیم که نشان از دستبهدست شدن و پویایی بازار داشت. بازار نقطه نگرانکنندهای از نظر بنیادی ندارد، ولی طبیعی است که هرچه جلوتر میرود، برای تثبیت در این قیمتها به اطلاعات و اتفاقات جدیدتری احتیاج داشته باشد. عرضههای امروز در یک روند سالم و طبیعی بازار کاملاً قابل پیشبینی بود و به نظر حتی اگر فردا هم شدت بگیرد، اتفاق عجیبی رخ نداده است…
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که همچنان فضای مثبت ناشی از تورم و دلار، یقه ریسکهای سیاسی را گرفته و او را رها نمیکند و مانع از افت و ریزش جدی بازار زیر فشار ریسکها شده است. البته در حوزه ریسکها نیز فعلاً همهچیز به حال خود رها شده؛ این گوشه و کنار ایران موشک میزند، اما طرف مقابل خیلی کار خاصی انجام نمیدهد. البته همه معتقدند این شرایط انگار آتش زیر خاکستر است. از سوی دیگر، تحولات و اخبار دوگانهای در حوزه سیاسی منتشر شد که امروز آثار امیدوارکنندهای در بازار داشت؛ یکی اخبار مربوط به عمان، نشستی که قرار است فردا برگزار شود، و دیگری میانجیگری چین برای مذاکره بین ایران و آمریکا.
البته ریسکها هنوز سر جای خود باقی هستند و اتفاق خاصی برای دنیای سیاست رخ نداده است. دلار هم اندکی کاهش یافت و تب آن بروبروها سرد شد و البته بازار هم امروز آن جو هیجانی روز گذشته را نداشت و کمی شدت فشار فروش و عرضهها بیشتر بود.
یک نکته و یک سؤال همیشه ذهن بسیاری از سهامداران را در این روزها درگیر کرده که اگر بر فرض، دلار بازار و آزاد رو به کاهش بگذارد و یا متوقف شود، بازار هم متوقف خواهد شد؟! قطعاً نمیشود به این گزاره پاسخ قطعی داد. اگر توقف و یا کاهش نرخ ارز به واسطه کاهش ریسکهای سیاسی و رسیدن یک خبر مثبت باشد، به نظر بازار مسیر خود را ادامه میدهد؛ اما اگر صرفاً متوقف شدن و کاهش نرخ ارز بدون هیچ رویداد سیاسی رخ دهد، بله، ممکن است کمی انرژی بازار را کاهش دهد.
اما نکته مهم این است که از دید ما، چشم بازار به دلار نیما خواهد بود و آنجا معتقدیم دولت از هر فرصتی برای کم کردن این فاصله استفاده خواهد کرد. پس ماجرای دلار بازار را اینطور باید دید که سرعت کاهش و متوقف شدن دلار قطعاً در بازار مؤثر خواهد بود؛ اما در میانمدت، بهترین و جذابترین سناریو برای بازار این است که اتفاقاً دلار به واسطه کاهش ریسکهای سیاسی، رشدش متوقف شده، تورم انتظاری را کاهش دهد و دلار نیما فاصله خود را با دلار آزاد کم نماید؛ اتفاقی که یک جهش سنگین سودآوری را در شرکتها رقم میزند. اما به هر حال تا این نقطه، به نظر فاصله زیادی داریم…
اما حال بازار با این عرضهها امروز کمی سردرگم است و بهتر دیدیم در چنین فضایی دوباره ذهن را طبقهبندی کرده و به اقدامات در بازار بپردازیم…
امروز به بررسی یک سناریوی سهبخشی دیگر از دنیای سیاست و بازار میپردازیم که در آستانه پایان شهریور و وارد شدن به مهر و آبان میتواند سناریوی مهم، حساس و حیاتی سهامداران باشد. قبل از هر چیز بیان کنیم که معتقدیم مهر و آبان امسال یکی از پرخبرترین و پرحادثهترین ماههای سال خواهد بود که هم از بعد سیاسی و هم از بعد اقتصادی و هم از بعد کدالی، روزها و هفتههای پرخبری را نشان خواهد داد.
اتفاقی که احتمالاً با گزارشهای ماهانه آغاز شده، با گزارشهای میاندورهای تمام میشود و دوباره گزارش ماهانه مهر را در ابتدای آبان خواهیم دید. پس از آن هم در روزهای ابتدای آبان، دو انتخابات مهم اسرائیل و آمریکا فضای سیاست را دستخوش تغییر خواهد کرد. روزهای حساسی در پیش است و به نظر، در نظر گرفتن سرنوشت بازار با این روزها میتواند فضای فکری ما را نیز مشخص کند.
برای همین، در قالب یک سناریوسازی سهبخشی به این موضوع پرداختیم تا سهامداران بتوانند با انتخاب ترکیب درستی از داراییها، روزهای پیش رو را پیش ببرند. فراموش نکنید که این روزهای گذشته، روزهای خوبی برای همه بوده و ما یک مرداد قوی و یک شهریور خوب را پشت سر گذاشتیم؛ پس باید برای حفظ آن بجنگیم و برای بیشتر کردن بازدهی تلاش کنیم. روزهای قبل از اهمیت تغییر و ترکیب پرتفوی و صنایع نیز صحبت کرده بودیم.
این موارد چیزهایی نیست که قبلتر بیان نشده باشد؛ اما حالا با فضای فعلی و با اخبار جدیدتر، میتوان به شکلی منطقیتر و مهمتر این مسائل را باز کرد.
سناریوی اول تقریباً ادامه همین فضای فعلی است که ما آن را محتملترین سناریو تا انتهای مهر میبینیم؛ یعنی تکوتوک میزنیم، نفت گران بماند، دست به اقدامات عجیبوغریب نمیزنیم، مدام دعوت به مذاکره میکنیم، اما طرف مقابل هم خیلی میلی برای مذاکره ندارد. در این بین، بازار هم با این رفتار غریبه نیست و خیلی به این موشکها و زد و خوردها توجهی نمیکند یا نهایتاً یکی دو روز نظرش را جلب کند؛ اما در این بین، روند حرکت دلار و گزارش شرکتها در کدال بازی را در دست گرفته و به همراه جریان پول، شرایط پیش رو را رقم میزنند. از دید ما، این نزدیکترین و محتملترین سناریو برای روزهای پیش روست تا انتخابات آمریکا…
در این سناریو بعید است دلار آرام بگیرد و با توجه به محاصره اقتصادی، فضا نرمال بشود؛ اما احتمالاً در روزهای انتهای مهر، بازار به واسطه انتخابات پیش رو کمی محافظهکارتر خواهد شد.
سناریوی دوم سناریویی است که بسیار خوشبینانه به آن نگاه میکند و معتقدند تا قبل از انتخابات آمریکا، طرفین مینشینند و یک صلح و تفاهم مجدد را با هم میبندند و این موتور محرک بازار و رفع محاصره، خبر خوش اساسی بازار خواهد شد. کمی این سناریو با توجه به اخبار و اتفاقات فعلی و گارد خبرها بعید است؛ اما دنیای سیاست همهجور بالا و پایین در دل خود دارد و جالب است که در این حالت نیز بازار از رشد قیمتها منتفع خواهد شد. چه در سناریوی اول و چه سناریوی دوم، رشد قیمتها محتملتر است که البته کموکیف آن ممکن است متفاوت باشد؛ اما سناریوی سوم…
سناریوی سوم بر افزایش تنش و بالا رفتن طرفین از نردبان تنازع بنا نهاده شده و در این حالت، بهخصوص وقتی بازار رشد کرده باشد، ناگهان ممکن است فضا با یک خبر و یک اتفاق تغییر کند. از دید ما، این سناریو شاید کمی بعید باشد؛ اما به هر حال طرف مقابل ما اسرائیل و آمریکاییها هستند که زخمخوردهاند و حالا قبل از انتخابات خود میخواهند خودی نشان دهند، بهخصوص اسرائیل. از همین رو، این سناریو که در آن احتمالاً وزن سهام باید کم شود و فشار فروش ممکن است برای روزها و هفتهها افزایش یابد را خیلی در دسترس نمیبینیم و معتقدیم وقوع آن کمی سخت است؛ اما به هر حال هر چیزی ممکن است.
نکته آخر اینکه همه این سناریوها تا قبل از انتخابات آمریکا بیان شد؛ یعنی تا قبل از نیمه آبان. پس از آن، ماجرا ممکن است کمی متفاوتتر پیش برود. قاعدتاً بازار هم هرچه به آن روزها برسد، محافظهکاریاش بیشتر خواهد شد. پس این برای یک بازه ۴۰ تا ۵۰ روزه است…
اینکه بازار چه میشود و چه واکنشی را در بین فعالان بازار خواهیم داشت و این سناریوها کدام به واقعیت نزدیکتر است، با گذر زمان همهچیز را روشن خواهد کرد؛ اما فقط بحث این است که تا وقتی تنشها بالا نگیرد و وارد سناریوی سوم نشویم، بازار میتواند با مسیر دلار و کدال این چهل، پنجاه روز را هم پشت سر بگذارد؛ اما پس از آن، ماجرا ممکن است متفاوت باشد. پس بهتر است در این روزها نیز با چشمانی باز، بررسی همه عوامل و شرایط را ادامه دهیم، کمی خوشبینانه به سناریوها نگاه کنیم و در عین نگاه احتیاطی، در بازار پیش برویم. بازار هنوز فرصتهایی برای خودنمایی دارد که شاید این موضوع با ارائه گزارشها و اطلاعات و اتفاقات بیشتر، خود را نشان دهد.
سعی میکنیم در روزهای بعد نیز با تکمیل شدن برخی اتفاقات، در مورد این مسائل صحبت کنیم؛ اما امروز در بخش دوم، اختصاصاً به رویدادی اشاره خواهیم کرد که داغ دل سهامداران را تازه میکند؛ آن هم موضوع فاسمین و کروی، به عنوان نمونهای از یک رفتار از سمت سازمان بورس بوده که امروز آن را بیان میکنیم…
اینکه در این دو شرکت چه اتفاقی رخ داد و چه شده، بماند؛ اما نمیدانیم این چه تصمیمی است که سهامداری که به سیستم اعتماد کرده، به بورس، به حسابرس، به نحوه خرید و فروش اعتماد کرده و سرمایه را وارد کرده، اینطور باید جریمه شود و به نظر، سهامدار عمده هم که باعث و بانی این ماجرا بوده، راستراست میچرخد و به هیچ جایش نیست…
اینکه یکی پیدا میشود اینطور منافع سهامدار خرد را لگدمال میکند، در روی سازمان میایستد و ته آن، سازمان دوباره با توقف و انتقال نماد، سهامدار خرد را جریمه میکند، عجیب است. بیتعارف، به نظر ابزارهای سازمان برای این موضوع قدیمی شده و کارایی لازم را ندارد. صدالبته قانون هم ایراداتی دارد؛ اما به هر حال سازمان به عنوان یک نهاد نظارتی باید بتواند در اینجور مواقع حامی سهامدار خرد باشد.
به نظر، این تلخترین و ضعیفترین کار ممکن بود که باز هم سهامدار جریمه شود و هم چوب و کتک توقف طولانیمدت را بخورد و هم اینطور به بازار پایه پرت شود. نمیدانیم واقعاً تنبیه کسانی که این بلا را سر شرکت آوردهاند چیست. احتمالاً هم از مواهب و منافع شرکت منفعت میبرند و هم این موارد و این ماجراها کتفشان نیست. این رویهای بوده که سازمان سالهاست دنبال میکند و بیشترین جریمه نصیب سهامدار خردی میشود که به همین ساختار اعتماد کرده است. این موضوع بارها و بارها در نمادهای مختلف دیده شده و به نظر سازمان ابزار تنبیهی خود را باید تغییر دهد.
توقف نمادها قطعاً یکی از راههای فشار به شرکت خواهد بود؛ اما آخرین راه است. چرا باید سهامدار خرد چوب این ندانمکاری مدیران را بخورد؟ ماجرای فاسمین و کروی یک زنگ هشدار برای سازمان بورس است که ابزارهای تنبیهی و تشویقی خود را تغییر دهد. این موضوع چه در مواجهه با گزارشدهی شرکتها و چه در موارد اینچنینی دیده شده و به نظر کارایی خود را از دست داده است و چون اتفاقاً کارایی لازم را ندارد، شرکتها به راحتی تن به این ابزار میدهند و به ریش سهامدار میخندند.
شاید یک دادگاه ویژه بورسی بتواند برای این ماجرا و این اتفاقات، حکمهای قویتری صادر کند؛ حکمی که حتی سایر دادگاهها نیز نتوانند آن را رد کنند. چه جالب میشود که تمام اتفاقات و داستانهای این نوع شرکتها در دادگاهی ویژه، دادگاه بورس، بررسی شود و این دادگاه درست به مانند ابزارهای نظارتی در همه جای دنیا، قدرت اجرایی و بگیر و ببند محکم و قوی داشته باشد. به نظر، در این صورت است که سهامدار خیالش راحت میشود که یک قوه اجرایی بدون اغماض روی سر شرکتهاست که کوچکترین کجروی آنها را با خطکش قانون صاف خواهد کرد…
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید