چالش تنگه و چراغ دلار
بازار در یک پارادوکس عجیب گیر افتاده بود؛ از یک سو ریسکها میکشید و از سوی دیگر دلار و خبرهای خوب فروش شرکتها و کدال میکشیدند و خلاصه این بکشبکش و زد و خورد، بازار امروز را رقم زد.
به گزارش آوای آگاه؛ بازار امروز اگرچه پرعرضه بود اما خریداران قدرتمندی در منفیها داشت. در نهایت 45 درصد نمادها در محدوده مثبت و 55 درصد دیگر در محدوده منفی متوقف شدند و در پایان ارزش صفوف خرید حوالی 7 همت و ارزش صفوف فروش حدود 2.5 همت بود.
شاخص کل بورس تحت تأثیر مثبت نمادهای فملی، فارس و شپنا حدود 32 هزار واحد رشد کرد و در ارتفاع 6 میلیون و 547 هزار واحد قرار گرفت. در سمت مقابل تاپیکو، شستا و نوری بیشترین تلاش را در جهت افت شاخص کردند.
شاخص هموزن اما سرخپوش بستو با کاهش حدود 6200 واحدی در سطح 1 میلیون و 821 هزار واحد به کارش خاتمه داد.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر منفی نمادهای ومپنا و نیشکر، 133 واحد افت کرد و در سطح 51 هزار و 230 واحد متوقف شد. فزر و کگهر نمادهایی بودند که بیشترین اثر مثبت را بر این شاخص داشتند و مانع از افت بیشتر آن شدند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی ها منفی و بالغ بر 2300 میلیارد تومان پول از بازار خارج شد.
ترین های معاملات بورس
بانکیها، شیمیاییها و فرآوردههای نفتی بیشترین ارزش معاملات را داشتند و سه صنعت بانک، خودرو و فلزات اساسی میزبان بیشترین حجم معاملات بودند. امروز نمادهای خودرو، وبملت و وبصادر بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز فرآوردههای نفتی و بانکیها بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقیها جذب کردند و در مقابل داروییها و خودروییها بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای شپنا و بیدار بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای غکورش و انرژی بیش از همه در حمایت حقوقیها بودند.
و اما بازار امروز...
عجب آغاز بازار خاصی را داشتیم؛ پرحجم، قوی و پرخبر. بازار در یک پارادوکس عجیب گیر افتاده بود؛ از یک سو ریسکها میکشید و از سوی دیگر دلار و خبرهای خوب فروش شرکتها و کدال میکشیدند و خلاصه این بکشبکش و زد و خورد، بازار امروز را رقم زد. بازاری که انصافاً خوب معامله میشد و نشان میدهد با وجود چالشهای تنگه، چراغهایی مانند دلار او را پیش میبرند.
خب سراغ بازار امروز برویم که البته برخی معتقدند عرضه اولیه هم در آن بیتأثیر نبود و در فشار فروش مؤثر بود، ولی معتقدیم خیلی اینطور نبوده و نخواهد بود…
صبح دوشنبه را با خبرهای متفاوت و بهطور کلی اخبار متفاوتی آغاز کردیم. مدتها بود که گوشمان به خبرهای جنگی غریبه بود و عادت نداشت و امروز صبح، در یک روز متفاوت با اتفاقاتی متفاوت، کار آغاز شد تا بازار همین تغییر فاز نسبی را از تحولات و رویدادها بگیرد…
امروز بازار صحنه تمامعیار جدال و جنگ بین عوامل مختلفی بود که شاهدش بودیم. از یک سو خبرهای سیاسی و فاز نظامی ایجادشده، جو سنگین ترس و منفی را در بازار ایجاد کرده بود و وقتی بازار در صعود و رشد بوده باشد، چنین خبرهایی میتواند آثار منفی و افزایش عرضه در بازار به جا بگذارد. اما از سوی دیگر، سه عامل در وزنکشی بین خبرها وجود داشت که بازار را همچنان در نقطه جالب و جذابی قرار میداد و جریان پول همچنان شجاعت بیشتری برای خرید داشت.
عامل اول، اطلاعیههای خوب فروش کدالی شرکتها بود؛ عامل دوم، تحولات و رخدادهای دلار، چه در دلار آزاد و چه نیما؛ و عامل سوم، جریان پولی بود که همچنان بیوقفه راهی بازار میشود. امروز به شکلی تمامعیار شاهد جدال این عوامل در صحنه بازار بودیم که البته موج تقاضا انصافاً خوب ظاهر شد و خوب بازی میکرد و میز بازی را به نفع خود چید…
به نظر همچنان عامل سیاسی، عامل مهمی پیش روی بازار است. اگر به خاطر داشته باشید، همین هفته قبل بود که نوشتیم این شرایط به این شکل پایدار نخواهد ماند؛ نمیشود که تنگه برای همه باز باشد و برای ایران بسته. به نظر، اگر طرفین به سمت تفاهم و برگشت به مذاکرات نروند، طبیعی است که این موضوع از سمت ایران تحمل نخواهد شد و شاهد افزایش این نوع تنشها در بازار خواهیم بود…
به این موضوع اعتقاد داریم که تفاوت این بار، این تیر و ترقهها در این شرایط با دفعات گذشته، این است که بازار در دفعات قبل از نظر ارزندگی در سطوح بسیار جذابی قرار داشت و رشد اینچنینی را نکرده بود، اما این بار رشد اخیر و در سود بودن بسیاری از سهامداران باعث میشود ما هرچه جلوتر میرویم، همزمان با رشد بازار، ساختار قیمتها نیز شکنندهتر پیش برود. البته بر هیچکس پوشیده نیست که سه عاملی که ذکر شد، یعنی جریان پول ورودی به بازار و همچنین روند نرخ ارز و گزارشها، تثبیتکننده جایگاه بازار میشوند، اما عامل سیاست، بهانه و عامل مهمی برای برهم زدن این بازی است.
البته این را هم در نظر بگیرید که همپوشانی احتمالی نیمه دوم شهریور و بازی برخی حقوقیها و همچنین افزایش شدت ریسک سیاسی در روزهای آتی، احتمالاً چالشهایی را برای بازار به همراه خواهد داشت. پس ما خود را باید برای روزهای حساستر و مهمتری آماده کنیم؛ روزهایی که دیگر صبح خروسخوانش آهنگ و شکل و رنگ دیگری دارد، مگر فضا تغییر کرده و به سمت یک حلوفصل و تفاهم پیش برود… البته از این فضا هم میشود برای فرصتهای جذاب بازار استفاده کرد…
اگر به خاطر داشته باشید، سه سناریوی سیاسی را برای روزها و اوضاع کوتاهمدت نوشتیم که با رویدادها و اتفاقات دیشب، به نظر نقطه تفاهم و توافق کمرنگتر شده و ما به سمت دو سناریوی دیگر پیش میرویم که امیدواریم برگشت یک تقابل تمامعیار و جنگ دوباره نباشد که در این صورت حتی زمزمه این جریان هم بازار را به واکنش خواهد برد و این چیزی است که هوشیاری ما در روزها و هفتههای آتی را میطلبد.
این اتفاق و این زد و خورد، تفاوت امروز بازار ما با روزهای گذشته بود و این تفاوت بهخوبی خود را روی تابلو نشان داد. البته شجاعت بازار ستودنی است که با این تحولات و این اتفاقات همچنان گامهای باقدرتی برمیدارد که نشان میدهد ترس جنگ و ترس از تورم و از دست دادن سرمایهها کنار هم قرار گرفته و شانهبهشانه هم در بازار رقابت میکنند.
آن چیزی که این قدرت و جسارت را به بازار داده که شانهبهشانه تحولات سیاسی پیش برود و شجاعتر باشد، همان سه عاملی است که بیان کردیم؛ یعنی گزارشهای خوب کدال، تحولات دلار و ورود جریان پول. در طول این روزها در مورد این سه عامل مفصل صحبت خواهیم کرد، اما امروز بیشتر حول محور گزارشها حرف میزنیم؛ گزارشهایی که آنقدر غافلگیرکننده و بهطرز عجیبی مثبت بودند که بسیاری حتی انتظار آن را نداشتند.
حجم صادرات برخی شرکتها در این دوره مرداد که محاصره آغاز شده بود، از تیر بیشتر بود. البته برخی معتقدند به دلیل فرایند حسابداری، این صادرات عمدتاً در تیر انجام شده و در مرداد نشسته است و حالا باید گزارش شهریور را ببینیم. در هر صورت، آنچه در حال حاضر پیش روی بازار است، گزارشهایی است که اجازه افت و اصلاح سنگین را نمیدهد و این سیگنال را برای بازار ارسال میکند که اگر این فضا ادامه داشته باشد، بُعد بنیادی بازار بُعد نگرانکنندهای نخواهد داشت.
گزارشها یک بار دیگر این موضوع را به ما گوشزد میکنند که، اگر تأکید میکنیم «اگر»، همهچیز به سمت یک صلح و ثبات پیش برود و محاصره برداشته شود، بازار سرعتی فراتر از آن چیزی را تجربه خواهد کرد که تا این مدت دیده؛ و البته در غیر این صورت، افزایش ریسکها و این جریان بنیادی جایی در زورآزمایی با هم سرشاخ شده و نتیجه ممکن است در قیمتهای بالاتر آنچه امروز رخ میدهد نباشد. اما به هر شکل، نشان میدهد اگر گزارش شهریور به مانند مرداد تکرار شود، ما گزارشهای ۶ماهه و میاندورهای بسیار خوبی را در مهرماه خواهیم داشت.
در مورد جریان دلار و جریان پول روزهای قبل صحبت کردیم و روزهای بعد بیشتر صحبت میکنیم، اما همین بس که بازار هر روز که از خواب بیدار میشود، از روز قبلش نسبت به سرعت رشد دلار عقب مانده و بازدهی دلاری را نمیتواند افزایش دهد. ما بهزودی این افزایش نرخ ارز را در بورس کالا، افزایش نرخها و رویدادهای دیگر شاهد خواهیم بود. و البته گوشه ذهن خود این موضوع را داشته باشید؛ محاصره تمامعیار اقتصادی، اقتصاد را از درون پوک میکند و این چیزی نیست که به کدال و شرکتها منتقل نشود. همین حالا شما تورم سنگین را در کاهش قدرت خرید و کاهش مقداری فروش بسیاری از شرکتهای غذایی میبینید. البته زیر سایه افزایش نرخها جبران شده است، اما در هر صورت، در حال حاضر دلار عامل مهمی برای این فضای بازار به شمار میرود و شاید با فروکش کردن تب کدال، جریان پول و دلار دو عامل همسو و همگام برای روزهای پیش رو شوند.
اما چند نکته از دل این اتفاقات وجود دارد که مهمترین آن، تکرار همان چیزی است که قبلتر گفتیم؛ ترکیبی از رویدادهای سیاسی و اقتصادی به ما میگوید که باید در نحوه چینش پورتفو، چه در کلاس دارایی و چه در انتخاب صنعت و شرکت، بسیار بسیار وسواس به خرج بدهیم و حساستر از گذشته باشیم. با تکیه بر این اطلاعات بنیادی و چشمانداز آتی، به دنبال آرامش نسبی برای بازار خواهیم بود و فکر میکنیم اگر اشتباهی از سوی سهامداران رخ بدهد و در این فضا اصول و منطق شرایط را درک نکرده و هیجانی رفتار کنند، بازدهی ایجادشده را میتوانند خراب کرده و فضا را متفاوت نمایند.
به نظر، با در نظر گرفتن سه بُعد ادامه محاصره و تنش، افزایش نرخ ارز و اطلاعات منتشرشده در کدال، میتوان به چینش پورتفو پرداخت. و البته فراموش نکنیم که همچنان ترکیبی از دارایی سهام و طلا میتواند ترکیب برنده شما در این جریان باشد. انسان عاقل و خردمند کسی است که بایاسهای ذهنی را نسبت به این دو دارایی فراموش میکند و با توجه به شرایط، در فضا بین این دو در حرکت است. البته هنوز فکر میکنیم وزن سهام میتواند بیش از طلا باشد و همچنان معتقدیم اوراق جایی در این ماجرا نخواهد داشت.
اما بازار امروز یک مهمان ویژه هم داشت و عرضه اولیه تابان فردا زیر خبرهای موشکی و تنگهای قرار گرفت…
معتقدیم عرضه موفق تابان دو دستاورد مهم برای بازار خواهد داشت؛ اول، پیشزمینه آشتی جریان پول بیرونی با بازار سرمایه خواهد شد و دوم، زمینهسازی برای تسریع و تشویق حضور شرکتهای بزرگتر در بازار را فراهم میکند که اولین نتیجه آن احتمال حضور ستاره خلیج فارس در بازار است. پس چشم همه به روزهای پس از این عرضه دوخته شده و معتقدیم اگر درست بازی نشود، این عرضه پاشنه آشیل بازار خواهد شد و اگر درست و دقیق هدایت و مدیریت شود، تازه آغاز بازی و امیدواری به بهبود شرایط حضور جریان خرد پول در بازار خواهد شد.
و اما بخش دوم را با موضوع مهمی که این روزها با آن مواجهایم پیش میبریم و بیشک همه اذعان دارند که نقش دلار در این روزهای بازار در سمت تقویت تقاضا بسیار مهم و مؤثر بوده است. وقتی از دلار صحبت میکنیم، قبلتر از ۲ نرخ حرف میزدیم؛ یعنی نرخ بازار آزاد، نرخ دلار حواله و نیما. ولی حالا به نظر نرخ سومی در حال تولد است که اول لازم است در مورد آن صحبت کنیم و آن هم نرخ دلار توافقی است که گویا بانک مرکزی رضایت داده برخی صادرکنندگان آن را به متقاضیان در بستر بانکها و خارج از سامانه حواله واگذار نمایند. این موضوع باعث خواهد شد که احتمالاً زمینهسازی برای افزایش نرخ تسعیر شرکتها را رقم بزند؛ نرخی که حوالی ۱۸۰ تا ۱۹۰ صحبت میشود و عرضه آن از سوی برخی شرکتهای صادرکننده صورت گرفته است. اما بحث بعدی روی نرخ نیما و حواله است…
تمام گرفتاری چند سال گذشته بازار این بود که افرادی با مغزهای یخزده در چنین شرایطی دلار را سرکوب میکردند و صادرکننده را به سود واردکننده جریمه کرده و اجازه افزایش نرخ ارز همگام با نرخ ارز آزاد را نمیدادند. شاهدیم که شرایط تغییر کرده و دلار حواله در دامنهای از دلار بازار آزاد حرکت میکند؛ حتی سرعت آن گاهی کم و زیاد میشود. این افزایش همگام با دلار آزاد اتفاقی است که بازار بهزودی آثار آن را در گزارشها تجربه خواهد کرد و معتقدیم پتانسیل ویژهای برای روزهای در صلح بازار خواهد شد.
با همین دستفرمان، بهزودی دلار نیما در پایان سال و یا شاید هم زودتر محدوده ۱۸۵ تا ۱۹۰ را میبیند و این میتواند خود را در فروش و شرایط شرکتها بروز و ظهور دهد و آنجاست که سودها با این اعداد روند متفاوتی میگیرند و صنایع مختلف با این نرخ تسعیر شرایط جالبتری خواهند داشت. تمام ماجرا این است که چیزی که در سالهای گذشته کشته شده بود، یعنی حاشیه سود شرکتها، حالا با این حرکت آرامآرام بهبود خواهد یافت و پلهپله با همگام شدن با نرخ ارز اصلاح میشود. این موضوع خود را در تابلو و در قیمت سهمها نیز نشان خواهد داد. ما همین حالا در رفتار فروش و سودسازی شرکتها نیز این موضوع را میبینیم.
این اتفاق کوچکی نیست و به نظر بخشی از جریان پول بزرگی که بیرون بود و راهی بازار شده است، همین دید و همین افق را نگاه میکند؛ چیزی که حالا به نظر کمی شفافتر شده و سیاست دولت را نشان میدهد که قصد سرکوب قیمتها و بازارها را ندارد و سعی میکند با مدیریت آن به جنگ اتفاقات و رویدادهای مختلف برود.
دقت کنید ما در دوره چندساله آن مرد سیبیلو و دولت اسب زینشده، دقیقاً رفتاری مقابل این را داشتیم؛ یعنی دلار نیما تغییر نمیکرد، اختلاف آن با ارز آزاد روزبهروز بیشتر میشد، سیاست سرکوب سنگین قیمتها ادامه داشت و حاشیه سود شرکتها قربانی میشد. اما حالا به نظر اوضاع کمی تغییر کرده و این تغییر خود را در قیمت و سود شرکتها نیز نشان میدهد.
در پایان باید گفت که حالا نقش تحلیلگران در دادن چشمانداز به سود شرکتها با این نرخها اهمیت پیدا میکند و برنده این بازی کسی است که با وجود تمام ریسکها بتواند شرکتهای برنده از دل این رویداد را شناسایی کرده و از این حرکت منفعت و سود را نصیب خود نماید. و تکرار میکنیم، هیچکس از افزایش نرخ ارز خوشحال نیست. این رویدادی است که در نهایت به ضرر همه تمام خواهد شد، اما نقش ما فعلاً اینجا این است که بتوانیم خود را هر طور شده از دل این کاهش ارزش پول بیرون بیاوریم و مقاومتر بایستیم.
مردم هم اگر میبینید از سر ناچاری با هولوولا پولها را مدام بین بازارها میچرخانند و تبدیل میکنند، همین ترس را دارند که غول تورم اندک سرمایهها و پسانداز آنها را لقمه نکرده و نبلعد…
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید