لبخند سرد
امروز، بازار لبخندی سرد و سبز ناشی از مذاکرات را روی صورت یخی خود تجربه میکرد و بار دیگر ثابت شد که هنوز هیچ چیز روشنی از دل مذاکرات بیرون نیامده و انتظار و غافلگیری بازار، صفها را چیده است.
به گزارش آوای آگاه؛ بازار بورس تهران نخستین روز معاملاتی هفته را با مثبتی قدرتمند و یکپارچه پشت سر گذاشت. در پایان، شاخص کل با رشد 2.58درصدی در ارتفاع 4.163.979 قرار گرفت و شاخص هموزن نیز با افزایش ارتفاع 23هزار واحدی تا سطح 1.035.066 پیشروی کرد.
فملی، فارس و پارسان بیشترین تأثیر مثبت را بر شاخص گذاشتند و وپخش، کفرا و لسرما بیشترین تلاش را در جهت سرخپوشی شاخص کردند.
در پایان بازار امروز، شاخص فرابورس تحت تأثیر مثبت نمادهای آریا، مارون و کگهر با رشد 738 واحدی همراه شد و در ارتفاع 30هزار 748 واحد قرار گرفت. دقاضی و رنیک نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند.
حقیقیها امروز 3600 میلیارد تومان پول وارد بازار کردند و ارزش معاملات خرد به حدود 9 همت رسید.
ترینهای معاملات بورس
سه صنعت شیمیاییها، فلزات اساسیها و نفتیها بیشترین ارزش معاملات را داشتند و سه صنعت بانک، فلزات و سرمایهگذاری میزبان بیشترین حجم معاملات بودند. نمادهای وبملت، وتجارت و وبصادر بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز در هیچ گروهی شاهد خروج پول محسوس نبودیم، اما در مقابل صندوقهای سهامی، شیمیاییها و نفتیها بیشترین پول را از سوی حقیقیها جذب کردند. نمادهای فملی، شبندر و موج بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نماد فزر بیش از همه در حمایت حقوقیها بود.
و اما بازار امروز
امروز، بازار لبخندی سرد و سبز ناشی از مذاکرات را روی صورت یخی خود تجربه میکرد و بار دیگر ثابت شد که هنوز هیچ چیز روشنی از دل مذاکرات بیرون نیامده و انتظار و غافلگیری بازار، صفها را چیده است. اگر قرار بر این بود که بازار را با حرفهای عراقچی و بعد از مذاکرات بخرند، بعید بود چنین صفهایی را شاهد باشیم. یکی از نکتهها، صحبتها و مصاحبه ترامپ بود که جو مثبت را به بازار بخشید و درد ماجرا این است که با این حرفها مثبت میشود و با یک حرف دیگر این شخص، بازار میتواند گارد منفی بگیرد. این خاصیت مثبتهای اینچنینی بازار است که وقتی با یک خبر همه چیز مثبت میشود، ناگهان با خبر دیگر منفی میشود. بار دیگر به همه اثبات شد تحلیل سیاسی اغلب بورسیها چندان قوی نیست و صحبتهای امروز ترامپ همه را غافلگیر کرد و برخلاف پیشبینی اغلب بچههای بازار پیش رفت و فضا را تغییر داد. به هر حال، بازار امروز جا خورد و غافلگیر شد؛ بهطوری که اغلب کسانی که تا سهشنبه هفته قبل در ساید فروش بودند، دوباره خریدار شدند.
بازار امروز را در حالی آغاز کردیم که دوباره همه چیز در مبهمترین و عجیبترین حالت ممکن قرار گرفته است. انگار بازار در تصمیمگیریها و روندسازیها فلج شده و قدرت تجزیه و تحلیل و تصمیمگیری قوی را از دست داده، در منگنه بین اخبار و اتفاقات گیر افتاده و قابلیت جهتگیری دقیق و درست را از خود گرفته است. یک روز منفی میفروشد و روز دیگر در صف خرید جا خوش کرده است. از یک سو تحولات بنیادی نظیر نرخ ارز و ارزندگی، بازار را به سمت خرید هل میدهد و جریان مذاکره هم کم و بیش مثبت است و خبرهای خوبی میرسد و از سوی دیگر، فراز و فرودهای تحولات سیاسی آن را سردرگم کرده است. سهشنبه هفته گذشته، همه منتظر جنگ و شکست مذاکرات بودند و به همین دلیل بود که کسی خرید نمیکرد، اما آخر هفته مذاکرات شکل گرفت و دو طرف اظهارنظرهای مثبتی در این مورد داشتند؛ بهخصوص ترامپ که حتی پا را فراتر گذاشت و از بحث موشکی هم کوتاه آمد. البته بسیاری معتقدند هنوز این هم قابل اعتماد نیست و بعد از این گفتگوها ناگهان تحریم و 25درصد را امضا میکند و بازار هم حق دارد که به این موارد بدبین باشد، ولی به هر حال اولین واکنش به این صحبتها تا حدودی منطقی بود.
در این هفته، احتمالاً از دوشنبه و سهشنبه گارد دفاعی برای بازار شکل میگیرد؛ مگر اینکه دوباره شاهد اتفاقات و تحولات سیاسی باشیم، اما آن چیزی که در حال حاضر جهتگیری بازار را نشان میدهد و همه چیز را در اختیار گرفته، موضوع سیاسی است. بر هیچکس پوشیده نیست که با این جریانات خاص ارزی و ارزندگی، همه چیز برای یک رشد آماده است. شما تصور کنید در خواب و خیال بازار هم نمیگنجید که روزی نرخ تسعیر برای شرکتها در دو ماه آخر سال 135 بخورد و این عددی است که اثر آن دیر یا زود در صورتهای مالی و فروش نمایان خواهد شد. البته اگر این اتفاقات و رویدادها، کاهش مقداری فروش را به ارمغان نیاورد. بازار چه دلاری، چه سود و زیانی، چه از دید فوروارد و سودسازی آینده در نقاط جالبی است که تقریباً همگان به آن اذعان دارند، اما آن چیزی که باعث دور شدن جریان پول از بازار میشود، همین مسائل سیاسی است که شاهد آن هستیم و حتی وقتی ترامپ و طرف ایرانی مثبت صحبت میکنند، نااطمینانی نسبت به شرایط و فضا وجود دارد.
در حال حاضر، بازار بین دو طیف اقلیت و اکثریت افراد در حال چرخش است. اقلیت بر این عقیده است که واقعیتها را باید در صفحه فعلی اخبار جستجو کرد. ایران امتیازات قابل توجهی داده و طرف مقابل هم پذیرفته که در حوزه موشک و منطقهای کمی کوتاه آمده و این مبنای توافق میشود و جنگ را از سر بازار دور میکند و هر اتفاقی هم که جنگ را از سر بازار دور کند، یک گام مثبت برای خریداران و رشد بازار است. اما این طیف اقلیت بازار است و یک طیف اکثریت وجود دارد که معتقد است که صفحه فعلی اخبار و اتفاقات چنین چیزی را نشان نمیدهد. از سوی دیگر، عملکرد طرف مقابل و گذشته تاریک او هم این موارد را تأیید نمیکند. البته امروز بخشی از همین طیف اکثریت در صفوف خرید قفل شده بودند. بسیاری بر این عقیدهاند چنین ناوگان عظیم نظامی و تجهیزاتی که آورده شده، همگی نشان از جنگ دارد و جریان دفعه قبل نیز در حال تکرار شدن است. حتی برخی معتقدند علائم و نشانههای بعد از مذاکره، یعنی تحریم مجدد و اعمال تعرفههای جدید، همه نشاندهنده همین امر است و طیف وسیعی در مورد تحولات آتی و جاری به این موضوع اعتقاد دارند و بازار هم بین این دو طیف اقلیت و اکثریت گرفتار شده و حالا شاهد این هستیم که نمیتواند جریان پول قوی را به سمت خود جلب کرده و از این موقعیت جذاب ارزندگی استفاده کند. به هر حال بازار نمیتواند مستقل از این خبرها و شرایط، افکار مستقل و مثبتی داشته باشد. با اینکه همه اخبار در حال حاضر جو مثبت مذاکرات را نشان میدهند، اما برداشت بازار کماکان بدبینانه است. با این شرایط، این روزها را سپری میکنیم و فنر بازار همچنان در حال جمع شدن است؛ فنری که نشاندهنده اتفاقات بنیادی است و میتواند فضای بازار را در صورت برداشته شدن این ریسک از سر بازار به شکل چشمگیری تغییر دهد.
بازار در حال حاضر سه سناریو را در کوتاهمدت پیش روی خود میبیند. سناریوی اول، سناریوی توافق است که همه مصاحبهها و حرفها روی این سناریو تأکید میکند، اما کسی به آن وزن نمیدهد. حتی بازار هم روی آن خیلی حساب نمیکند، در حالی که هم صحبتهای ترامپ و هم صحبتهای عراقچی این موضوع را تأیید میکند. سناریوی دوم، سناریوی ادامه فضای مبهم فعلی است. ترامپ یکی به نعل میزند و یکی به میخ و گسیل تجهیزات مختلف را به منطقه شاهد هستیم، اما اتفاقی رخ نمیدهد و از آن سو مذاکره هم در جریان است. بدترین شرایط، شرایط مبهم بودن فضا است که به نظر ادامه پیدا میکند و بازار سردرگم نسبت به اخبار، نظارهگر این جریان است. در حال حاضر، وزن اتفاقات و رویدادهای سناریوی دوم که بازار هم سردرگم و شرایط نه خیلی منفی و نه مثبت است، پیش میرود. حتی ممکن است این فضا تا هفتهها نیز ادامه داشته باشد و فنر ارزندگی بازار را جمعتر کند. ممکن است بازار فردا را با یک خبر بدهند، دوشنبه منفی کنند، سهشنبه دوباره بخرند و موارد دیگر؛ یعنی فضایی که یک روند قوی شکل نمیگیرد. سناریوی سوم، بخش بزرگی از بدبینهای بازار را شامل میشود که همه این اخبار و اتفاقات را فیک میدانند و آن را در یک سناریوی فریب طبقهبندی میکنند و هر شب منتظر شنیدن صداهای غیرمتعارف و غیرمعمول هستند. اگر بخواهیم در قیمتها نیز تکنیکالیتر و دقیقتر صحبت کنیم، 8 تا 10درصد قیمتهای کمتر از فضای فعلی جایی است که یک ارزندگی تمامعیار و یک کف تاریخی برای بازار حساب میشود. فکر میکنیم این فضا نمیتواند به این شکل ادامه داشته باشد، اما برخی معتقدند طی دو الی سه هفته آینده، این فضا را پیش میبریم و فنر ارزندگی بازار فشردهتر شده و احتمالاً در اسفند یا بهتر بگوییم نیمه دوم اسفند، این فنر رها میشود و دوباره شاهد یک رالی قوی برای بازار خواهیم بود که نمونه آن را از شهریور و مهر تا آبان و دی شاهد بودیم.
حال این پرسش مهم دوباره مطرح میشود که با این حجم از خبرها، استراتژی ما چه باشد؟ ما که از یک سو تحولات بنیادی را به این شکل مثبت میبینیم و از سوی دیگر در بالا و پایین رخدادهای سیاسی گیر افتادهایم. به نظر باید کمی ذهن خود را رها کنید و یا بپذیرید که ممکن است طی چند ماه آتی اتفاقات عجیب و غریبی رخ دهد و از ترس وقوع آن خود را خلاص کنید و بیرون از بازار تماشاچی بمانید و یا در بازار حاضر باشید و بپذیرید که آن لحظهای که هر اتفاقی رخ دهد، شما سهامدار خواهید بود و ریسکهای آن را هم به جان میخرید. البته بینابین این دو دیدگاه نیز، نقد و سهم و صندوق طلا بودن هم میتواند استراتژی مناسبی باشد، اما دقت کنید در حالت اول که شما خود را از این بازار دور میکنید تا ریسکها کم شوند، ممکن است ارزندگی بازار مسیر خود را پیش ببرد و بازدهیهای جالبی را رقم بزند و دوباره شما حسرت به دل، یک رالی تمامعیار دیگر را تماشا کنید. اگر تصمیم میگیرید نقد باشید، این موضوع را از همین حالا با خود حل کنید که ممکن است بازار جلوی چشم شما رشد چشمگیری داشته باشد و اگر هم سهم هستید و میمانید، نباید حرص و جوش ریسکهای سیاسی را بخورید. البته به نظر تمام این موارد و سردرگمیها با یک چیز حل خواهند شد. معتقدیم اگر با خطکشی به نام ارزندگی در مسیر بازار حرکت کنید، شاید بازدهیهای کمتر نسبت به ریسکهای فعلی داشته باشید، اما در مقاطعی که رالی بازار رخ میدهید، در بازار حضور دارید و دست و دلتان با قدرت بیشتری به ریسک کردن میرود. پس این نظر شماست که بین این دو استراتژی حرکت کنید، اما حقیقتاً ترجیح میدهیم خطکش ارزندگی را در دستمان داشته باشیم و در بازار جلو برویم و این واقعیت را بپذیریم که آن لحظهای که هر اتفاق غیرمنتظرهای رخ بدهد، سهامدار خواهیم بود و مثل بسیاری از رویدادهای دیگر در بازار حضور خواهیم داشت. ریسک زدن زیرساخت را فراموش میکنیم و ریسک نقدشوندگی را به جان میخریم. البته معتقدیم بازار این بار شبیه ماجرای جنگ 12 روزه پیش نمیرود.
در بخش دوم به یک نکته اشاره میکنیم که این روزها دیده نمیشود. حقیقتاً طی این یک ماه اخیر چند رویداد مهم رخ داد که زیر آوار تمامعیار ریسکهای سیاسی دفن شد؛ رخدادهای بودجه و از همه مهمتر حضور همتی در بانک مرکزی و نقطه عطف این مدت، یعنی تغییر سیاستهای ارزی که چند اتفاق و رویداد مهم را رقم زده است. در بالا هم اشاره شد که روزی فکر میکردید که اختلاف نرخ دلار آزاد و نیما به حداقل خود رسیده و بازار یکی از بزرگترین ریسکهای ۵ ساله اخیر خود را اینچنین به فرصت تبدیل کند؟ اما تحولات سیاسی آن را خفه کرده است. معتقدیم اگر این اتفاقات و رویدادها نبود، بازار یک رالی تمامعیار در قیمت را در بیشتر سهمها تجربه میکرد و حالا حس سرخوردگی همراه بازار است. البته هنوز آثار قوی این افزایش نرخ ارز و تسهیل را در صورتهای مالی و گزارشهای شرکتها ندیدهایم/ اما اگر بخواهیم به شکل کلی به آن اشاره کنیم، باید اذعان کرد حتی آن جهش ارزی و شوک قیمتی که از آن صحبت میشد هم در حال خالی شدن است و عدهای رانتخوار از ترس تحولات، همیشه دولتها را از این تصمیم میترساندند. به صحنه فعلی اخبار نگاه کنید؛ قیمتهای بسیاری از کالاها دوباره در حال کاهش است، تقاضای عجیب و غریبی که در گمرک و ثبت سفارشها وجود داشت، حذف شده و صادرکنندگان ارزهای خود را با سرعت بیشتری راهی بازار کردهاند. همه این موارد به لطف احترام به علم اقتصاد و بازار آزاد بوده که این دستاوردها را رقم زده و امیدواریم ادامه داشته باشد، اما به هر حال این از بدشانسی بازار سرمایه بود که زیر بمباران، موشک، تهدید خبرهای سیاسی و جنگ دفن شد و آن چیزی که میتوانست یک فرصت تمامعیار برای رشد بازار شود، به راحتی فقط ارزندگی و P/E بازار را منطقی و فضا را به شکل دیگری مدیریت کرد تا اهالی بازار سرمایه حسرت به دل این تحولات و اتفاقات باشند.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید