شجاعت گزارشها!
امروز بازار یک حرکت منفی به مثبت قابل توجه را تجربه کرد. برخی دلیل این اتفاق را اصلاح موقت و جریان پول قوی حاکم بر بازار میدانند.
به گزارش آوای آگاه؛ سومین روز معاملاتی هفته با افت 16,300 واحدی شاخص کل و قرار گرفتن این نماگر در ارتفاع 5 میلیون و 59 هزار واحد به پایان رسید. شاخص هم وزن هم با رشد 2093 واحدی به کارش خاتمه داد. فارس، وپاسار و فملی بیشترین تاثیر منفی را بر شاخص گذاشتند و در سمت مقابل شپنا، شستا و تاپیکو بیشترین تلاش را در جهت رشد شاخص کردند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر مثبت نمادهای فزر و ومپنا، با رشد 168 واحدی همراه شد و در ارتفاع 38 هزار و 623 واحد ایستاد. کگهر و آریا نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند. امروز تراز نقدینگی حقیقی ها منفی و 342 میلیاردتومان از بازار خارج شد.
ترین های معاملات بورس
صنایع فرآوردههای نفتی، شیمیایی و بانک سه صنعت با بیشترین ارزش و حجم معاملات بودند. طی روز جاری نمادهای وتجارت، وبملت و خودرو بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز شرکتهای چندرشتهای صنعتی و صنعت دارو بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقی ها جذب کردند و در مقابل گروه سیمان و بانک بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای شستا و وصندوق بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای فارس و شتران بیش از همه در حمایت حقوقیها بودند.
و اما بازار امروز
امروز بازار یک حرکت منفی به مثبت قابل توجه را تجربه کرد. برخی دلیل این اتفاق را اصلاح موقت و جریان پول قوی حاکم بر بازار میدانند، برخی دیگر بهبود نسبی خبرهای سیاسی را عامل آن میدانند و عدهای نیز معتقدند حس مثبتی که از دل گزارشها به بازار منتقل شده، موتور اصلی این تغییر مسیر بوده است. واقعیت این است که گزارشهای کدال شجاعت خرید را در بازار تقویت کردهاند و میتوان اثر آن را در چهره معاملات، صفهای خرید و حتی رفتار فروشندگان مشاهده کرد.
امروز معاملات در شرایطی آغاز شد که بازار با تحولات متفاوتی روبهرو بود. یکی از نکات مهم این است که اخبار سیاسی در فضای فعلی اثرگذاری بیشتری بر قیمتها پیدا کردهاند. پیشتر هم اشاره کرده بودیم که بهتر است از فضای خوشبینی مطلق نسبت به توافق کمی فاصله بگیریم، زیرا احتمال ورود به یک دوره پرتنش و پرخبر وجود دارد؛ دورهای شبیه همان مقاطعی که در زمان مذاکرات برجام تجربه کرده بودیم. با این حال از نگاه ما، سیاست برای بازار سرمایه بیشتر بهانهای برای اصلاح و استراحت قیمتهاست؛ اتفاقی که لزوماً هم بد نیست. بازار زمانی پویاتر و ماندگارتر میشود که در ایستگاههای مختلف، بخشی از سهامداران قدیمی پیاده شوند و سرمایهگذاران جدید وارد شوند؛ رفتاری که تا حدی در همین روزهای اخیر نیز دیدهایم.
در روزهای گذشته سعی کردیم چند واقعیت را شفاف بیان کنیم و هرچه جلوتر میرویم نشانههای بیشتری از آنها دیده میشود. نخست اینکه در تابستان احتمالاً دیگر سرعت رشد و هیجان بهار را نخواهیم داشت. دوم اینکه فضای سیاسی نیز به اندازه دوره بهار خوشبینانه نیست و ممکن است با چالشهایی همراه شود. سوم اینکه همانطور که اشاره کردیم، داستانهای سیاسی میتواند بهانهای برای یک اصلاح موقت در بازار باشد. در کنار این موارد تأکید کردیم که شرایط بازار در تابستان با بهار متفاوت است و احتمالاً استراتژیهایی که در فصل بهار جواب میدادند، در تابستان کارایی کمتری خواهند داشت. تیرماه، ماه خبرها و گزارشهاست و همین موضوع فضای بازار را متفاوت میکند. به همین دلیل توصیه ما این بود که از «صنعتمحوری» به سمت «سهممحوری» حرکت کنید و با کمک گزارشها به انتخاب سهم بپردازید؛ رویکردی که میتواند بازدهی بالاتری نسبت به متوسط بازار ایجاد کند. در کنار این نکات، یک موضوع مهم دیگر نیز وجود دارد. اگر به خاطر داشته باشید بارها گفتهایم که رشد بازار دو بال دارد: بال سیاسی و بال بنیادی. نقدینگی نیز در دل همین جریان بنیادی قرار میگیرد، هرچند همواره نیمنگاهی به تحولات سیاسی دارد. در حال حاضر شکل گزارشهایی که منتشر شده، یک پیام مهم به بازار میدهد: برخلاف تصور برخی که این روزها کمتر در بازار فعال هستند، تورم بهتدریج در صورتهای مالی شرکتها خود را نشان داده و اندازه «کیک فروش» بسیاری از شرکتها را بزرگتر کرده است. اگر این رشد فروش با فشار در حاشیه سود همراه نشود، میتواند سودآوری متفاوتی را در گزارشهای سهماهه رقم بزند. در مجموع گزارشهای فعلی بازار بد نیستند و همین موضوع میتواند پشتوانه خوبی برای ادامه مسیر بازار باشد.
بر همین اساس، بسیاری از صنایع از دارویی و زراعت گرفته تا غذایی، معدنی، برقی و حتی برخی تکسهمها، با اصلاح حدود ۱۰ درصدی دوباره در محدودههای جذاب قرار میگیرند. بازاری که با چنین اصلاح کوچکی دوباره جذاب میشود، بههیچوجه نشانی از حباب یا رفتار غیرمنطقی ندارد. تازه با انتشار گزارشها، ابعاد بیشتری از ارزندگیها نیز روشن میشود. همین امروز نگاه کوتاهی به گزارش دلقما بیندازید؛ نمونهای کوچک از اتفاقی که در بخش بزرگی از بازار در حال رخ دادن است. بهراحتی میتوان بیش از ۱۵۰ سهم در بازار فهرست کرد که با یک اصلاح جزئی دوباره در محدوده مناسب خرید قرار میگیرند. ممکن است تحولات سیاسی بهانه این اصلاح را فراهم کند و در آن صورت باید از فرصت استفاده کرد. حتی اگر چنین اصلاحی هم رخ ندهد، باز هم محور تصمیمگیری باید ارزندگی باشد. اگر جریان پول دوباره به سمت رشد قیمتها حرکت کرد، خطکش شما همچنان باید سودآوری شرکتها و نسبت قیمت به سود باشد. هیجانزده عمل کردن در چنین فضایی میتواند حتی نقاط فروش را به اشتباه به نقاط خرید تبدیل کند.
صرفاً تصمیمگیری بر اساس تحولات سیاسی یا میزان سود و زیان کوتاهمدت در پرتفو چندان منطقی نیست. آنچه اهمیت دارد چشمانداز سودآوری شرکتهاست. در گزارشها شرایطی دیده میشود که اگر شرکتها بتوانند حاشیه سود زمستان را در بهار نیز حفظ کنند، در هفته پایانی تیر با موجی از گزارشهای سهماهه قوی روبهرو خواهیم شد؛ موجی که میتواند بستر مناسبی برای ادامه رشد قیمتها ایجاد کند. اگر این سناریو را در کنار تقویم رویدادها قرار دهیم، احتمالاً این هفته و هفته آینده بهواسطه تعطیلات پیش رو چندان پرهیجان نخواهد بود و بازار بیشتر زمان خود را صرف حجم خوردن و اصلاح قیمتها میکند. اما از دهه سوم تیر میتوان انتظار ورود به مرحله جدیدی از بازار را داشت؛ مقطعی که احتمالاً بازدهی قابل توجهی را رقم خواهد زد. انتشار گزارشهای سهماهه، برگزاری مجامع و همچنین گزارشهای ماهانه در ابتدای مرداد از مهمترین رویدادهای پیشرو هستند و نباید اثر آنها را دستکم گرفت.
در پایان این بخش باید به یک نکته مهم اشاره کرد. پس از یک دوره رشد قدرتمند، چنین اصلاحهایی برای بازار مانند شربتی شیرینتر از عسل است؛ اصلاحی که میتواند قیمتها را در محدودههای منطقی نگه دارد و زمینه را برای یک رالی پایدارتر فراهم کند. حتی اگر این اصلاح چند هفته ادامه داشته باشد، فرصت خوبی برای بازچینی پرتفوی بر اساس گزارشها و شرایط بنیادی شرکتها خواهد بود. صفهای خرید و فروش نیز تا حد زیادی محصول دامنه نوسان محدود هستند و بهتر است سهامداران دنبالهرو این رفتارها نباشند. تصمیمگیری منطقی باید بر اساس تحلیل بنیادی، چشمانداز سودآوری و تحولات اقتصادی انجام شود. منفیهای فعلی بازار را باید بیشتر بهعنوان فرصت خرید دید تا تهدید. نه صفهای فروش دیروز معیار تصمیمگیری هستند و نه مثبتهای امروز. آنچه در نهایت ماندگار است، ارزندگی و بنیان سودآوری شرکتهاست. اگر بخواهیم وضعیت امروز بازار را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت گزارشهای ماهانه سیلی محکمی از ارزندگی بازار را به گوش فروشندگان زد.
در بخش دوم یک نکته تکمیلی را نیز مطرح میکنیم. در روزهای اخیر برخی از فعالان یا ناظران بازار در گوش سیاستگذاران زمزمههایی دارند مبنی بر اینکه رشد بازار سرمایه میتواند خطرناک باشد. اما به نظر میرسد بهترین راه قضاوت درباره بازار، تکیه بر آمار و ارقام است نه احساسات. اگر قرار است بازار را ارزیابی کنیم، باید به متغیرهایی مانند فروش شرکتها، جریان سودآوری و نسبتهای ارزشی مانند پیبهای نگاه کنیم. از این منظر شرایط فعلی هیچ شباهتی به سال ۹۹ ندارد. در آن زمان میانگین پیبهای بازار در اوج جریان نقدینگی به بالای ۲۵ رسیده بود، در حالی که امروز این عدد زیر ۸ است و حتی برآوردهای فوروارد نیز در محدودهای کمتر از ۷ قرار دارد. علاوه بر این، ابزارهای بازار سرمایه نسبت به آن زمان توسعه یافتهتر شدهاند؛ از صندوقهای سرمایهگذاری گرفته تا ابزارهای غیرمستقیم سرمایهگذاری که میتوانند نقش مهمی در مدیریت جریان نقدینگی ایفا کنند.
در نهایت، به جای نگاه بدبینانه به ورود پول به بازار سرمایه، بهتر است این جریان را فرصتی برای هدایت نقدینگی به مسیر درست اقتصاد دانست. مردم برای حفظ ارزش پساندازهای خود به دنبال گزینههای مختلف هستند و بازار سرمایه میتواند یکی از بهترین مسیرها برای این هدف باشد. تجربه سال ۹۹ نشان داد که اگر مدیریت و هدایت درستی وجود نداشته باشد، باران نقدینگی میتواند به سیل تبدیل شود. اما راهحل، آرزوی خشکسالی نیست؛ بلکه ایجاد بسترهای مناسب برای هدایت این جریان است. در چنین فضایی نقش سازمان بورس و فعالان بزرگ بازار اهمیت زیادی دارد. اگر بتوان از این فرصت برای تقویت بازار سرمایه و هدایت نقدینگی به مسیر مولد استفاده کرد، نتیجه آن نهتنها به سود بازار بلکه به سود کل اقتصاد خواهد بود.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید