• اخبار

فتح هفت خوان هفت میلیونی !

تصویر فتح هفت خوان هفت میلیونی !

بازار در شرایط فعلی با وجود ریسک‌های سیاسی و اقتصادی، تحت تأثیر جریان پول، رشد دلار و گزارش‌های شرکت‌ها همچنان ظرفیت رشد دارد، اما ادامه این روند به تحولات سیاسی و نحوه مدیریت ریسک توسط سهامداران و صندوق‌های حمایتی وابسته است.

به گزارش آوای آگاه چهارمین روز معاملاتی هفته با رشد 167 هزار واحدی شاخص کل به اتمام رسید و در نهایت این نماگر در ارتفاع 7,074,945 واحدی به کار خود پایان داد.  شاخص هم وزن هم با  کاهش بیش از 34 هزار واحدی در سطح  1,936,643 واحد قرار گرفت.

همچنین فملی، فارس و شپنا  از جلمه نمادهای با بیشترین تاثیر مثبت و نمادهای مبین، کنور و دفرا بیشترین تاثیر منفی بر شاخص کل بورس داشتند.

در پایان بازار امروز شاخص فرابورس با رشد 1056 واحدی همراه شد و در ارتفاع 54,661 واحد ایستاد و نمادهای فزر و مارون و آریا بیشترین تاثیر مثبت بر شاخص فرابورس داشتند. 

 امروز تراز نقدینگی حقیقی ها مثبت بود و  از سوی حقیقی‌ها 4.2 همت وارد بازار  شد. 

ترین های معاملات بورس
بانکها،شیمیایی،  خودرو  سه گروه با بیشترین ارزش معاملات و  بانکها، خودرو و فلزات اساسی سه گروه با بیشترین حجم معاملات بودند.

ورود و خروج پول حقیقی
نمادهای فخوز، مبین، تاصیکوح صدرنشین ورود پول سهام‌داران خرد بودند و نمادهای وتجارت، اهرم و خودرو بیشترین حمایت را از سوی حقوقی‌ها داشتند.

بازار.JPG

 

امروز بازار یک روز پرخبر، پرحادثه، پراتفاق و پرحجم را آغاز کرد و به پایان برد و در طول این روز، حجم معاملات و گردش اخبار و اتفاقات نیز نشان از یک روز متفاوت داشت.

امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که با آرامش نسبی تنگه همیشه تنگ هرمز پیش رفتیم و البته تحولات لبنان و یمن در اوج خود به سر می‌برد، ولی فضای عمومی بازار، فضای جنگی نبود. حتی در این لابه‌لا، در طول بازار خبر پیشنهادات جدید آمریکا نیز مطرح می‌شد. از سوی دیگر، تحولات دیروز بورس کالا و بازارهای جهانی هم محرک قوی برای انگیزه‌های بنیادی مثبت بازار شده بود.

صبح، دلار نیما یک چراغ سبز پررنگ دیگر را به صنایع نشان داد و دلار ۲۲۵ هم تا حدودی تثبیت شده بود. در طول بازار هم با شایعاتی از نامه مهم سازمان به اهرمی‌ها، این صندوق‌ها که مدتی از لیدری بازار فاصله گرفته و دور افتاده بودند، دوباره به صدر برگشتند و شوک خوبی به بازار دادند. در نهایت، آنچه گل سرسبد و اتفاق مهم بازار امروز بود، گذر شاخص از ۷ میلیون بود؛ انگار از هفت‌خان عبور کردیم و وارد دنیای دیگری شدیم. البته مدت‌هاست که بازار به شاخص و آن حساسیت و شرایط خاص گذشته را ندارد، اما به هر حال یکی از رویدادهای مهم بازار امروز بود…

و اما شاخص ۷ میلیونی…

امروز بازار را در حالی پیش بردیم که مهم‌ترین دستاورد روانی بازار، چیزی جز فتح ۷ میلیونی شاخص نبود که به سرعت همان ابتدای کار به دست آمد و خیال همه را راحت کرد. اگر به خاطر داشته باشید، مدت‌ها قبل نوشتیم که اعداد این‌چنینی برای بازار کمی ماهیت خود را از دست داده و آن اثرگذاری قبل را ندارد. گذر از این محدوده از بعد روانی شاید جنبه بیرونی خوبی داشته باشد، اما در دل بازار ۶ میلیون و ۷ میلیون و اعداد بالاتر مطرح نیست و بازدهی مطرح است. با این حال، فتح ۷ میلیون یک فتح مهم برای اهالی بازار به شمار می‌رود؛ بازاری که تا همین چند وقت پیش همه روضه نسخه‌پیچی آن را می‌خواندند و ترس از بازگشایی بعد از جنگ آنها را رها نمی‌کرد و حالا این‌چنین یکه و تنها، بزن‌بهادر بازدهی همه بازارها شده و یکی‌یکی همه را پشت سر می‌گذارد…

این را هم فراموش نکنید که به قول شاعر، ما برای فتح این قله‌ها خون دل‌ها خورده‌ایم، رنج دوران دیده‌ایم و روزهای تلخ و سخت زیادی را سپری کرده‌ایم که امروز اینجا ایستاده و از قله ۷ میلیونی، مسیر طی‌شده را تماشا می‌کنیم.

شاید تنها کارکرد عدد ۷ میلیون برای بازار این باشد که جنبه بیرونی این ماجرا را تقویت می‌کند. منظور از این جنبه بیرونی چیست؟ منظور این است که می‌تواند شرایط خوبی را برای هوشیار کردن و بیدار کردن جریان بیرونی پولی رقم بزند که نظاره‌گر بازارهاست. گذر شاخص از ۷ میلیون این قدرت‌نمایی را برای بازار سرمایه به همراه خواهد داشت.

البته کارکرد تکنیکالی شاخص نیز تا حدودی هنوز زنده و پابرجاست، اما آن‌قدر گام‌های بازار طی این روزها و این مدت محکم، استوار و سریع بوده که سنگرها یکی پس از دیگری فتح می‌شوند و کسی جرئت مقاومت‌سازی برای اعداد شاخص را ندارد. همین حالا برخی چارتیست‌ها عدد ۷ میلیون و ۲۰۰ هزار را برای بازار بیان می‌کنند، اما بازاری که روزی نزدیک به ۲۰۰ هزار واحد رشد می‌کند، چنین مقاومت‌سازی برایش معنا ندارد.

البته دوستی هم نگاه جالبی داشت و معتقد بود رشد شاخص و ارزش بازار را در کنار ارزش دلاری باید سنجید؛ جایی که بازار همیشه در ۸۰ میلیارد دلار یک کف قطعی زده و در حوالی ۱۱۰ میلیارد دلار عرضه‌های بیشتری را دارد. البته درجا زدن در محدوده ۱۰۰ میلیارد دلار نشان می‌دهد که شاید شاخص از بعد اسمی رشد چشمگیری داشته، اما دارایی سهامداران به دلار و ارزش دلاری جایی نرفته و خیلی نتوانسته‌اند تورمی را که بیرون و در سایر دارایی‌ها به وجود آمده، کاور کنند…

به هر حال، امروز هم با عبور از ۷ میلیون، یک چراغ سبز قوی و محکم برای بازار روشن شد و شرایط خوبی را شاهد بودیم. اما سراغ بازاری برویم که محکم و قوی گام برمی‌دارد و امروز هم به واسطه نبود خبر خاصی از تحولات و اتفاقات و البته نشانه‌های بنیادی قوی از دلار، مسیر مثبتی را پیش گرفت. ببینید، دیروز در مورد برخی تحولات بنیادی صحبت کردیم؛ مثلاً نرخ نیما، نرخ دلار و یا حتی بورس کالا؛ چیزی که دیروز نمود بیشتری داشت و این یک نشانه برای بسیاری از فعالان است که نگرانی‌های آنها را کمتر می‌کند.

در روزهای گذشته بیان کردیم که تحولات دلار در نهایت خود را در دو شکل نشان خواهد داد؛ اول در بورس کالا، با رشد تقاضا و قیمت محصولات شاهد آن خواهیم بود و دومی در گزارش فروش شرکت‌ها، نرخ تسعیر را بالا می‌آورد. البته رشد دلار، خط‌کش ارزندگی بازار را نیز کلاً تغییر خواهد داد، اما اگر بخواهیم فعلاً به همین دو اثر کار داشته باشیم، به خوبی می‌توانید موضوع تحولات بورس کالا را دیروز در معاملات شمش و یا ورق فولادی تماشا کنید؛ جایی که رقابت، قیمت شمش را به بالای ۷۰ می‌رساند و ورق، این حجم سنگین تقاضا و معاملات را ثبت می‌کند. اینجاست که ما به نقطه‌ای می‌رسیم که معتقدیم هر بار این تحولات، بخشی از نگرانی بازار را کاهش می‌دهد.

چرا این نکته را بیان می‌کنیم؟ به این دلیل که وقتی بازار در چنین شرایط و فضایی، با این مختصات از نرخ ارز و معاملات قرار می‌گیرد، باید بتواند شرایط قیمتی فعلی را با توجه به فضای بنیادی توجیه کند و این توجیه‌پذیری، اول از همه آلارمی است که از دل گزارش‌ها به بازار داده می‌شود. شما نگاه کنید؛ اگر گزارش‌های مرداد این‌چنین قوی و محکم و خوب نبود، بازار حال امروز را داشت؟! قطعاً نداشت… همین موضوع برای گزارش شهریور هم رخ خواهد داد که اهمیت ویژه‌تری دارد، چرا که جمع‌بندی گزارش‌های فصل تابستان و گزارش میان‌دوره‌ای خواهد شد. به واقع، اگر قرار باشد با این تحولات دلار و این بورس کالا، ما همچنان جو مثبت در فروش را تجربه کنیم و گزارش‌های شهریور هم به مانند مرداد برسد، احتمالاً تابستان طلایی گزارش‌های میان‌دوره‌ای تکرار خواهد شد و یک پالس مثبت دیگر به بازار برای ادامه روند داده خواهد شد…

پس باید اذعان داشت که معاملات بورس کالا و رشد دلار نیما، در نهایت اگر بتوانند خود را در گزارش‌های میان‌دوره‌ای و ماهانه به عرصه ظهور برسانند، این حرکات بازار هیچ عجیب و غیرمنطقی نیست. البته یک نکته لابه‌لای فضای فعلی بازار روشن است و آن هم هیجان است. معتقدیم معاملات روز سه‌شنبه و چهارشنبه ناشی از هیجان بیش از اندازه جریان پول تازه‌وارد بود و روند صف خرید زدن این چند روز هم همین‌طور. چرا این موارد را بیان می‌کنیم؟ به این دلیل که وقتی صحبت از هیجان می‌شود، در هر دو سمت ماجرا موضوع پیداست؛ یعنی اگر همین امروز یا فردا به واسطه یک رویداد یا یک خبر، همه‌چیز ناگهان از صف خرید به صف فروش رسید، نباید تعجب کرد، چرا که این هیجان هم بخشی از روند فعلی بازار شده است…

اینکه این هیجان برای بازار خوب است یا بد، فعلاً کاری نداریم، اما در حال حاضر در سمت مثبت، آن هیجان کمک زیادی به بهبود و ترمیم چهره قدیمی بازار می‌کند، اما مشکلات و مصائب خود را نیز دارد که معاملات چند روز قبل بخشی از آن بود و قفل شدن این‌چنینی معاملات در دو سه روز گذشته نیز بخش دیگر. در واقع، دو روی سکه را در چند روز از این هیجان شاهد بودیم. این نکته را هم بیان کنیم که این هیجان و رنج‌کشی‌های بازار ناشی از دو ماجراست.

اول، محدودیت‌های دامنه نوسان که اجازه می‌دهد به راحتی فرد ریسک به ریوارد خود را با این دامنه محدود، با عرضه‌ها کنترل کند و نکته دیگر، ترس از تکرار اتفاقات گذشته است که باعث می‌شود با کوچک‌ترین اتفاقی این هیجان فوران کرده و شاهد عرضه‌های چشمگیر و رنج‌های عجیب باشیم…

و اما در حاشیه؛ خیلی‌ها که منتظر دیدن روی منفی بازار هستند، آژانس را بهانه می‌کنند…

در پایان بخش اول به نکته‌ای اشاره کنیم در مورد خبرهای آژانس و تصمیم‌گیری‌ها در بازار. ببینید، آژانس زمانی لولوی بازار بود؛ گزارش بد آن ذهن بازار را به هم می‌ریخت، اما به نظر حالا بازار از این لولو هم عبور کرده، چرا که در مرحله هجوم قرار دارد که آژانس بخشی از زمینه‌سازی آن بوده. حتی رفتن پرونده ایران به شورای امنیت هم به نظر اتفاق عجیبی دیگر برای بازار نیست. قرار بود در حد اعلای خود تحریم وضع شود؟! مرد حساب، ما الان در محاصره‌ایم؛ تحریم چیست؟! یا مثلاً جنگ را آغاز کند؟ ما جنگ را پشت سر گذاشتیم. به نظر موضوع آژانس دیگر آن حساسیت قبل را برای بازار ندارد، اما یک نکته میان وجود دارد.

بازار به هر حال از تحولات سیاسی و افزایش ریسک‌ها فراری است. ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت از این جهت فقط می‌تواند نقطه منفی و جو منفی را برای بازار داشته باشد که چراغ سبزی برای حمله مجدد به ایران باشد. این تنها بخشی از فضای بازار ما برای اثرپذیری و اثرگیری از موضوع آژانس را جدی‌تر می‌کند؛ والا این موضوعی نیست که بخواهد ذهن بازار را درگیر کرده و چالش عجیبی برای بازار شود.

و اما در بخش دوم، باز هم بازار جان گرفت.

برخی در مورد افزایش دامنه نوسان صحبت می‌کنند. ما یک بار نظر خود را بیان کردیم و خیلی قصد تکرار آن را نداریم، اما بر این عقیده‌ایم که این فضا و این شرایط نباید ما را برای تصمیماتی عجیب گول بزند. همین حالا بازار در خریدهای ریز و درشتی از عدم‌قطعیت‌های سیاسی و محاصره اقتصادی وجود دارد که نمی‌تواند چشم‌انداز آینده را به شکلی دقیق و شفاف برای او ترسیم کند.

افزایش دامنه نوسان یعنی افزایش سرعت رشد و در طرف مقابل، افزایش سرعت کاهش و این کمی کار را دشوار و پرریسک خواهد کرد و معتقدیم فعلاً منطقی‌ترین حالت تا زمان روشن شدن ابعاد و اتفاقات سیاسی و کاهش ریسک‌ها، همین پیش رفتن روی دامنه نوسان فعلی است.

اما این را گفتیم که به این برسیم…

معتقدیم که دامنه صندوق‌های اهرمی می‌تواند اندکی تغییر کند، اما کلیت بازار فعلاً روی این دامنه سوار شده است. جریان پول هم اگر می‌بینید مشتاقانه در پی حضور در این بازار است، به این دلیل بوده که این دامنه نوسان باعث جذاب نگه داشته شدن بازار طی این مدت شده است. حقیقت امر این است که به بازار کوتاه‌مدت نگاه نمی‌کنیم و معتقدیم اگر قرار است جریان پول در بازار حاضر باشد، سرعت آهسته و پیوسته با حضور جریان پول را به شرایطی که این بازار سریع رشد کند و جریان پول هم در ریزش‌ها با هیجان خود این موضوع را تشدید کند، ترجیح می‌دهیم.

در مورد صندوق‌های اهرمی فردا مفصل‌تر صحبت خواهیم کرد، اما علاوه بر صندوق‌های اهرمی، به نظر دارا و پالایش هم باید کم‌کم فکری به حالشان شود و از این وضعیت خارج شوند.

به واقع راه‌های متفاوتی برای نزدیک کردن قیمت به NAV وجود دارد که افزایش دامنه نوسان یکی از آنهاست. شاید اقدامات لازم از سمت این صندوق‌ها در شدت بخشیدن به ابطال یونیت‌ها یا موارد دیگر، بخش‌های مهم این ماجرا باشد، اما به هر حال اقدام فعلی سازمان بورس، اقدام جالب و مهمی بود که می‌تواند الگوی خوبی برای دارا و پالایش هم باشد که از مدت‌ها قبل چالش NAV و قیمت تابلو را دارند.

و حرف آخر…

به طور کلی، اگر قرار است بازار سرمایه میزبان جریان پول بیرونی باشد و اگر قرار است اتفاقات سال ۹۹ تکرار نشود و سرمایه‌گذاران به شکل غیرمستقیم راهی بازار شده و پول خود را در هر سهم یا هر پروژه‌ای وارد نکنند، باید بتوانیم از این صندوق‌ها و این ابزارهایی که آورده‌ایم، اعاده حیثیت کنیم. باید بتوانیم از آنها دفاع کنیم. به نظر این گام خوبی برای آغاز اعاده حیثیت و دفاع از ماهیت این ابزارهای غیرمستقیم است.

نمی‌شود این عزیزان و دوستان، که همه هم واقعاً دوستان ما هستند، از مزیت‌های این بازار و این منابع استفاده کنند، اما به وقت دریافت کارمزد حاضر و آماده و به وقت نزدیک کردن قیمت به NAV، همیشه غایب باشند. راه‌حل را باید پیدا کرد و شک نکنید این یک بازی برد-برد خواهد بود؛ جایی که این صندوق‌ها بتوانند چنین مدیریت قوی‌ای داشته باشند، در نهایت هم آنها بزرگ می‌شوند، هم در بلندمدت درآمد پایداری خواهند داشت و هم بازار کاراتر خواهد بود. افراد بیرونی هم با رغبت و علاقه بیشتری جریان پول خود را راهی این صندوق‌ها خواهند کرد.

به نظر نامه‌ای که از سمت سازمان زده شده و راهی که آغاز شده، شاید از دید برخی دستور دادن و نظام دستوری و ترتیبات این‌چنینی باشد، اما به نظر برای شرایط فعلی که ما قرار است شکل درستی از میزبانی جریان‌های پول بیرونی را یدک بکشیم، گاهی وقت‌ها این دستور برای مرتب و منظم کردن این خانه لازم و ضروری است؛ ولو با زور.

شاید گام مهم سازمان هم می‌تواند این باشد که او یک قدم برداشته و دامنه این صندوق‌ها را بازتر کرده و آنها هم چند قدم برداشته و به سر و سامان دادن وضعیت تابلو و ارزش ذاتی بپردازند. معتقدیم نتیجه این ماجرا هرچه باشد، به سود طرفین خواهد بود و امیدواریم هم سازمان و هم این صندوق‌ها در اجرایی کردن این موضوع جدی باشند.

اگر توانستیم موافقت برخی عزیزان را جلب کنیم، فردا مفصل در مورد موضوع صندوق‌های اهرمی، صندوق‌های دارا و پالایش نیز صحبت خواهیم کرد که به نظر نقطه مهمی در فضای فعلی بازار ما خواهد بود…

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید