تن پوش سبز شجاعت
کمتر پیش میآید بازار اینچنین یکدست و یکپارچه سبز باشد؛ شاید فقط چند نماد در بازار منفی بودند و بقیه مثبت! بازار امروز تنپوش سبز زیبایی بر تن داشت و دلبری میکرد؛ تنپوشی از جنس شجاعت و تار و پود خوشبینی.
به گزارش آوای آگاه؛ در بازار امروز، خریداران تا آخرین لحظه بر مسند قدرت باقی ماندند و در حالی به خط پایان رسیدیم که 98 درصد نمادها سبزپوش بودند و بیش از 24 همت ارزش صفوف خرید روی تابلو بود. در پایان معاملات شاخص کل، تحت تأثیر مثبت نمادهای فملی، فارس و شپنا، رشد بیش از 184 هزار واحدی را ثبت کرد و در ارتفاع 6,907,617 قرار گرفت. شاخص هم وزن هم صعودی بود و با افزایش 48000 واحدی در سطح 1,902,453 واحدی به کار خود پایان داد.
شاخص فرابورس نیز تحت تاثیر مثبت نمادهای کگهر و فزر، با رشد 1302 واحدی همراه شد و تا سطح 53 هزار و 606 واحد پیشروی کرد. فنر و وثنو نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند.
در این روز حقیقیها بالغ بر 7.4 همت پول به بازار تزریق کردند و ارزش معاملات خرد به 26 همت رسید.
ترین های معاملات بورس
بانکیها، شیمیاییها و فرآوردههای نفتی بیشترین ارزش معاملات را داشتند و سه صنعت بانک، خودرو و فلزات اساسی میزبان بیشترین حجم معاملات بودند. امروز نمادهای وبم
ورود و خروج پول حقیقی
امروز صندوقهای سهامی و محصولات شیمیایی بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقیها جذب کردند و در مقابل هیچ صنعتی خروج پول محسوسی را شاهد نبود. نمادهای شپنا و بیدار بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای غکورش و انرژی بیش از همه در حمایت حقوقیها بودند.
و اما بازار امروز...
عجب روزی بود! کمتر پیش میآید بازار اینچنین یکدست و یکپارچه سبز باشد؛ شاید فقط چند نماد در بازار منفی بودند و بقیه مثبت! بازار امروز تنپوش سبز زیبایی بر تن داشت و دلبری میکرد؛ تنپوشی از جنس شجاعت و تار و پود خوشبینی. تنپوشی که نشان از یک تغییر رفتار و یک حضور همهجانبه پول داشت، بازار با این تنپوش از روی اکثر فروشندههای این چند وقت رد شده و دستهای بسیاری را سوزانده است…
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که همچنان رفتار جریان پول، تحولات بنیادی و دلار، افسار بازار را در دست گرفته و آن را هدایت میکنند و شلاقهای خبرهای سیاسی هم دیگر به تن بازار کارساز نیست. چیزی که واضح و روشن است، این است که بازار یک رویینتنی نسبی نسبت به برخی خبرهای سیاسی پیدا کرده و البته چشم اسفندیار آن، ترس از جنگ گسترده و آسیب به زیرساختهاست؛ تو گویی تا وقتی این سایه را روی سر خود حس نکند، واکنش آنچنانی نشان نخواهد داد. او بیدی نیست که با تهدید و ۴ موشک بلرزد؛ حداقل تا الان که نلرزیده!!!
چیزی که واضح و روشن است، این است که بازار از تحولات لبنان گرفته تا یمن، افزایش چالشها در تنگه هرمز و جنوب و حتی افزایش تنش در تنگه هرمز و زدن ناوها، خیلی نترسیده است. در مجادله بین ریسکهای سیاسی و ارزندگی ناشی از تورم پیشرو، دستش را به دست تورم داده و او هم تاتیتاتی بازار را پیش میبرد.
چیزی که این روزها به شکلی واضح، روشن و آشکار در بازار مشخص است، این بوده که جریان پول با فعال شدن تعداد کدهای خریدار و افزایش خریداران خرد در بازار تقویت شده است و همین موضوع عاملی برای بروز چند دسته رفتار در بازار شده است.
دسته اول، هیجان در معاملات است. شما این هیجان را در روزهای سهشنبه و چهارشنبه در سمت فروش مشاهده میکردید و دیروز و امروز هم در سمت خرید شاهد آن بودید. نکته دیگر اینکه خریداران با قدرت از روی فروشندهها رد میشوند. این یکی از مهمترین اتفاقات این روزهای اخیر بازار است؛ جایی که سهامداران شاید عادت داشتند کمی با افزایش ریسکهای سیاسی درجا بزنند و استراحت کنند، اما این جریان پول مانع از این حرکت شده و مسیر فعلی را بلدوزروار پیش میبرد و میتازد.
این موارد عاملی شده تا شاهد چنین شرایطی در بازار باشیم. البته این را هم باید دید که با رشد هرروزه دلار، ارزش دلاری بازار حرکت نمیکند و سر جای خودش باقی مانده و این ریال است که در بازار بازدهی میسازد؛ اما دلار همان چیزی بود که قبلتر بود، هنوز بعد از این همه حرکت و رالی و اضافه شدن شرکتها، ارزش دلاری بازار به ۱۰۰ میلیارد نرسیده است…
امروز سعی میکنیم از این جریان پول که مسیر بازار را به شکلی متفاوت رقم زده و تغییر داده است، بیشتر صحبت کنیم؛ اما لازمه آن این است که بدانیم آیا این جریان پول توسط رویدادهای بنیادی هم فالو میشود یا خیر؟!
ببینید، این موضوع تا جایی برای بازار بدون خطر و حتی مفید است که جریان بنیادی پشتیبان و حامی آن باشد؛ یعنی قیمتها توجیه بنیادی داشته باشند. درست در نقطهای خطرناک میشود و با فشار فروش احتمالی همراه خواهد شد که این جنبه بنیادی را از دست بدهد.
ما در حال حاضر شاید با افزایش نسبی P/E TTM بازار مواجه بوده باشیم، اما در نظر بگیرید که در فضای تورمی فعلی، داراییها خود را با تغییرات نرخ ارز همراه میکنند و سهام هم بخشی از آن است. در ثانی، تاکنون سیگنال منفی از این تحولات بنیادی در کدال و گزارش شرکتها رخ نداده که بخواهیم حالا نفی آن را بنویسیم. همین است که این دو جریان، یعنی مسیر جریان پول و هدایت آن به سمت بازار و همچنین ماندن بازار در وضعیت بنیادی نرمال، باعث بروز تحولات مثبت شده و شرایط را تغییر داده است…
آنچه تا به امروز از تحولات بنیادی بهعنوان یک نشانه برای بازار مطرح میشود، این است که خود را در چند عامل نشان میدهد و سهامداران هم باید دنبالکننده آن باشند. مثلاً رشد نرخ دلار، بورس کالا را در چشم فعالان بازار میآورد؛ جایی که همین چند ماه پیش شمش را زیر ۶۰ میلیون میخریدند و امروز بالای ۷۰ میلیون نرخ میخورد. یا در کاتد، زیر ۸۰۰ میلیون بود و حالا بالای دو و نیم میلیارد رسیده است. در محصولات دیگر فولادی و پتروشیمی هم همینطور…
پس یک بُعد از این تحولات بنیادی که چشم همه به آن است، بورس کالاست. بُعد دوم، دلار نیماست که بخشی از صنایع نظیر بانک، بیمه، پالایش و برخی شرکتها درگیر آن هستند. نرخ ابتدای سال ۱۳۵ بود و حالا در آستانه ۱۶۲ قرار دارد. این افزایش قطعاً در سودآوری گروههایی که ذینفع آن هستند، مؤثر خواهد بود و نکته مهم این است که چشمانداز، اعداد بالای ۱۸۰ را نشان میدهد که میتواند تغییرات مهمی در سود و زیان آتی شرکتها داشته باشد. این نرخ، نرخ تسعیر رسمی بسیاری از صادرکنندگان است و افزایش آن درآمد این شرکتها را ایجاد میکند…نکته بنیادی دیگر، جریان کدال است که همه اینها در آن جمعوجور شده و بهعنوان یک خروجی برای بازار در نظر گرفته میشود. اینکه طی این چند سال کدال محوریت بسیاری از عملکردهای خرید و فروش در بازار شده، نقطه عطف بازار است و نشان میدهد کاربران به بنیاد وزن قویتری میدهند و همین عاملی برای اهمیت یافتن کدال در روند فعلی بازار شده است.
چیزی که ما در حال حاضر میبینیم، این است که به شکل متوالی گزارشهای خوبی راهی بازار شده؛ اعم از میاندورهای و ماهانه که جریان بنیادی بازار را تقویت میکند و درست در نقطه مقابل، اگر این موضوع نیز با چالش مواجه شود، واکنش آن را در بازار و روی تابلو شاهد خواهیم بود.
پس اگر به شکل مقدماتی این چند مؤلفه بنیادی را بررسی کنیم، میتوانیم دلایل ورود جریان پول را از لابهلای سطور صفوف خرید و فروش بازار پیدا کنیم. البته این موضوع دلایل دیگری هم دارد که سعی میکنیم در مورد آن در روزهای آتی صحبت کنیم؛ اما آنچه امروز در بخش دوم به آن میپردازیم، همین موضوع جریان پول است که معتقدیم در حال حاضر فرآیند بازی بازار را تغییر داده و نقش مؤثری در روند فعلی دارد.و اما در بخش دوم سراغ ماجرای جریان پول میرویم؛ جریانی که معتقدیم این روزها نقش محوری در بازار ایفا کرده و قابلیتهای مهمی برای سهامداران دارد.
نکته بسیار مهم این است که قبل از اینکه بخواهیم درباره دستهبندی و جریان پول واردشده به بازار صحبت کنیم، باید به این نکته اشاره کرد که روند تورم و نرخ دلار، تئوری پول داغی را ایجاد کرده که در آن همه از داشتن وجه نقد فرار میکنند و به سمت خرید نوعی دارایی پیش میروند. در سوی دیگر، با رشد سایر داراییها و عدم قدرت خرید در آنها، حرکت به سمت داراییهایی که با هر مبلغی قابلیت سرمایهگذاری دارند، بیشتر میشود.
این موضوع خود را در جریان پول و حضور در طلا و سهام نشان داده است. بازاری که بازدهی ایجاد میکند، به چشم میآید و روند رشد بازار سهام طی این مدت، دوباره شاخک برخی را برای حضور در این بازار تیز کرده است و همین موضوع باعث حضور قویتر جریان پول در بازار شده است.
اما همین جریان پول نیز چند دسته، چند بُعد و چند مرحله دارد و جنس آن با اتفاقات قبل متفاوت است. ما هنوز در دل خود بازار تأکید میکنیم، در دل خود بازار و از اهالی بازار، نتوانستهایم نقدینگی تمامعیاری برای بازار سرمایه به وجود آوریم و بسیاری از فعالان این بازار هنوز نسبت به شرایط تردید دارند. دلیل اینکه بخش مهمی از پرتفوی آنها در صندوقهای طلا و یا اوراق حضور دارد نیز همین است…
پس وقتی صحبت از جریان پول میشود، انگار در این مرحله نقش جریان پول بیرونی مهمتر از پول داخل بازار بوده است. این جریان پول بیرونی تا همین چند وقت پیش در دو بُعد حضور پیدا میکرد. یک بُعد، جریان پول ریز و اندک و افراد خرد جامعه بود که خیلی نقشی نداشت و پررنگ نبود. بُعد دوم، پول بزرگ و درشت برخی فعالان اقتصادی و بیزینسمنها بوده است.
بر طبق برخی آمار غیررسمی، طی چند هفته گذشته جریان پول بزرگ با سرعت و شدت بیشتری راهی بازار شده و حالا طی چند روز گذشته میتوانیم ردپای جریان پولهای کوچک را هم در بازار ببینیم. البته این موضوع هنوز جدی نشده، اما گرایش به آن را شاهدیم. تازه از وقتی این ماجرا متفاوت خواهد شد که بسیاری قابلیت درک شرایط بازار را از دست میدهند؛ چراکه پیشبینی چنین رفتار پولی بسیار سخت و دشوار است و همه را آچمز میکند…
البته معتقدیم هنوز پول خاصی راهی بازار نشده و فقط برخی از افراد در حال مزهمزه کردن شرایط بازار هستند و شاید ما هنوز در مراحل اولیه این ماجرا قرار داریم، اما احتمال اینکه بهسرعت وارد مراحل بعد شویم وجود دارد. اینجاست که نقش حاکمیت و سازمان بورس در این موضوع اهمیت پیدا میکند. اگر قرار است این جریان پول یک بازی برنده-برنده برای اقتصاد ایجاد کند، دو اتفاق باید برای آن رخ دهد؛ اول اینکه در این بازار بماند و دوم، که از اولی مهمتر است، این است که وقتی در این بازار میماند، سود کند و بازدهی ماندگاری خود را بگیرد.
حاکمیت هم باید بستر لازم برای حضور این جریان پول را فراهم کند. بازی برنده-برنده همین است؛ چیزی که مثلاً در مورد صندوق پروژه نور در حال رخ دادن است. حاکمیت میتواند با سرعت، تعداد این پروژهها را افزایش دهد، تعداد عرضههای اولیه را بیشتر کند و حجم عرضههای اولیه را بالا ببرد.
اگر مینالید که پول نداریم و کسری بودجه داریم، بهخوبی میتوانید با استفاده از ظرفیتهای این بازار در این مسیر گام بردارید. این بازی، بازی برنده-برنده برای همه است؛ چیزی که بارها گفتیم. کل دنیا در این مسیر رفته و این مسیر، مسیر برنده اقتصاد است. این گوی و این میدان؛ نقش سازمان بورس در این میان بسیار مهم و حیاتی است و امیدواریم در این بازی و در این مسیر، کمککننده حاکمیت باشد.
و صدالبته، نگذارید افرادی غیرمتخصص برای بازار سرمایه تصمیمات غیرتخصصی بگیرند. اجازه بدهید از دل و ساختار خود این بازار، تصمیمات بیرون بیاید. این بازار ظرفیت بالایی برای جذب جریان پول و کنترل نقدینگی دارد و فقط امیدواریم آدم باشید و عاقلانه رفتار کنید و از این موقعیت برای کشور استفاده نمایید…
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید