پایان مرداد با فتح 6!
بازار در روزهای مرداد به واسطه انتشار گزارشهای خوب ماهانه و میاندورهای در تیر و همچنین اصلاح قیمتهایی که در تیر رخ داد، پتانسیل خوبی برای رشد ایجاد کرد و مسیر خوبی در صعود گرفت.
به گزارش آوای آگاه؛ اولین روز معاملاتی هفته با رشد 108,856 واحدی شاخص کل و قرار گرفتن این نماگر در ارتفاع 6 میلیون و 61 هزار واحد به پایان رسید. شاخص هم وزن هم با رشد 30,777 واحدی به کارش خاتمه داد.
فملی، فارس و فولاد بیشترین تاثیر مثبت را بر شاخص گذاشتند و در سمت مقابل شبندر، حکشتی و تاصیکو بیشترین تلاش را در جهت افت شاخص کردند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر مثبت نمادهای فزر و کگهر با رشد 854 واحدی همراه شد و در ارتفاع 48 هزار و 708 واحد ایستاد. غصینو و سامان نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی ها مثبت و 2700 میلیاردتومان وارد بازار شد.
ترین های معاملات بورس
صنایع فلزات اساسی، فراورده های نفتی و بانک سه صنعت با بیشترین ارزش و حجم معاملات بودند. طی روز جاری نمادهای وبملت، خودرو و ذوب بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز صنایع فلزات اساسی و دارویی بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقی ها جذب کردند و در مقابل گروه ساخت محصولات فلزی و استخراج نفت گاز بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای فولاد و اهرم بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای شپنا و تاپیکو بیش از همه در حمایت حقوقیها بودند.
یک روز کمنظیر و خاص و خوب دیگر را به پایان بردیم. مرداد هم تمام شد و جایزه صبوران و شجاعان بازار، شاخص ۶ میلیونی بود…
آخرین روز مردادِ طلایی هم به پایان رسید و انصافاً یکی از ماههای خوب تابستان را رقم زد تا خاطره تلخ مردادهای قبل تکرار نشود و ما آن درامای مردادگریزی را تجربه نکنیم… به نظر، بازار در روزهای مرداد به واسطه انتشار گزارشهای خوب ماهانه و میاندورهای در تیر و همچنین اصلاح قیمتهایی که در تیر رخ داد، پتانسیل خوبی برای رشد ایجاد کرد و مسیر خوبی در صعود گرفت؛ اما در ادامه هرچه به انتهای مرداد نزدیکتر شدیم، ابهامات بازار بیشتر شد و این باعث شد که در اواخر مرداد، روزهای پرعرضهتر بازار بیشتر شود؛ اما در مجموع مرداد خوبی داشتیم و انتهای آن، پاداش مرداد خوب را با جام ۶ میلیونی به سهامداران به پایان بردیم…
عدد ۶ میلیون برای بازار یک بُعد روانی مهم داشت و فتح آن باعث شد تا شجاعت خریداران بازار کمی بیشتر شود. البته مدتهاست که شاخص آن کارکرد قدیمی و قوی خود را از دست داده است، اما به هر حال هنوز چشم بسیاری به این نماگر و عدد است و امروز پس از مدتها، گذر از ۶ میلیون یک انرژی قوی برای شاخص و بازار ترسیم کرد. البته این را بگوییم که ملاک تصمیمگیریهای ما شاخص نیست؛ ما در روزهای پیشِرو اتفاقات و رویدادهای مهمتری داریم که باید در مورد آن حرف بزنیم و رد شدن از سنگر ۶ میلیون فقط یک رویداد با بُعد روانی قوی است و از دید ما ارزش تکیه کردن به عنوان دیتایی که بتواند چالشهای پیشِروی ما را حل کند، ندارد.
پس بهتر است فقط یک تشویق کوچک برای گذر از این محدوده برای خود داشته باشیم و به روزهای پیشِرو فکر کنیم؛ روزهایی که معتقدیم در شهریور میتواند روزهای مهم و پرچالش و پرخبری برای بازار باشد. اتفاقات مهمی پیشِروی بازار است: تحولات سیاسی، انتشار گزارشهای تأثیرگذار مرداد شرکتها، آثار محاصره اقتصادی، تحولات تصمیمگیریهای داخلی روی بنزین و گاز، مذاکره یا عدم مذاکره، تهدیدهای منطقهای؛ همه و همه اتفاقاتی است که شهریور با آن مواجهیم و این در حالی است که مرداد، بازار بازدهی خوبی داده و کار شهریور برای حفظ این بازدهی، بسیار مهم و سخت و حیاتی است.
اما بیایید به بازار برگردیم و در مورد آن صحبت کنیم؛ امروز بازار را با چند فکت و دیتای جدید آغاز کردیم. شاید اولین آن که همان روز چهارشنبه تقریباً برای بازار و سهامداران قابل تأمل بود، صحبتها و حرفها و نرخها در اظهارات همتی بوده است. همتی به خوبی نگرانی افزایش نرخ بهره را برطرف کرد، البته نگرانیهای جدیدی را هم ایجاد کرد که مثلاً صادرات نفت به صفر رسیده و البته نرخهای دلار نیما و افزایش آن هم نشان میدهد شرایط بسیار متفاوت است و البته اینکه نرخها سرکوب نمیشود، اتفاق خوب و مهمی است. در رویداد دوم که به نظر تمام آنچه امروز اکثراً روی آن صحبت خواهیم کرد همین موضوع است، بحث تغییر استراتژی دشمن در مواجهه با ایران است که معتقدیم آنچه روزهای شهریور بازار را میسازد، خبرها و اتفاقات همین حوزه است؛ یعنی حوزه سیاسی که البته اهمیت گزارشهای ماهانه نیز کم نیست اما اهمیت این موضوع بیشتر است.
ما در واقع با یک تغییر استراتژی کلان مواجه شدیم که جنگی جدید را پیشِروی اهالی بازار قرار میدهد. طرف مقابل فعلاً از جنگ نظامی حرفی نمیزدند و روی به جنگ اقتصادی و محاصره اقتصادی آورده است؛ جایی که یک محاصره تمامعیار ترسیم شده و امارات هم مشغول دامن زدن به آن است. معتقدیم آینده بازار اگر این موضوع ادامه داشته باشد، روی آثار و محوریت اثرگذاری این عوامل خواهد بود و به واقع محاصره اقتصادی است که میتواند مسیرها و حرکات بازار را تنظیم کند. در طول هفته به این موضوع اشاره خواهیم کرد اما امروز دو مورد آن را بیان میکنیم که به عنوان نقاط حساس تصمیمگیری سهامداران در بازار باید مورد توجه قرار گیرد: اول واکنش ایران است؛ وقتی طرف مقابل اینچنین به کشتن اقتصاد ما آمده است، به نظر طرف ایرانی بعید است تن به این ماجرا بدهد و فقط تماشاچی باشد و آنگاه است که بازی از آنچه در حال حاضر با آن مواجهیم و آرامش نسبی که دارد، چرخیده و فضا تغییر میکند. پس حواستان باشد این ماجرای تحریم یک روی سکه دیگر هم دارد و آن هم واکنش ایران خواهد بود؛ ما تا این لحظه فقط حرفهای طرف مقابل را شنیدهایم.
نکته اصلی در این ماجرا این است که ریسک جنگ و زدن زیرساختها از بین رفته و جای خود را به محاصره و تحریم داده که البته واژه غریبی برای اقتصاد ایران نیست و همه مردم و اهالی بازار هم با آن آشنا هستند؛ منتها شدت آن این بار بیشتر است و این دقیقاً مسیر بعدی را ترسیم میکند که نکته دوم باشد و آن هم واکنش مردم و پیشبینی احتمال تورم، رشد نرخ ارز، حرکت داراییهای موازی نظیر طلا و دلار و سکه و مواردی شبیه این…
اما بازار چه میشود؟!
وقتی قرار است وارد چنین چرخهای شویم، قاعدتاً تورم از حرکت نمیایستد؛ افزایش نرخ ارز را داریم و دفعات قبل هم عرض کردیم اگر دولت سیاستهای سرکوب را بهمانند آنچه طی این مدت سپری شده در پیش نگیرد و به بازار به شکل واقعی نگاه کند، ما بهزودی شاهد تغییراتی در بازار خواهیم بود و از همین رو، مقطع فعلی را مقطعی طلایی برای تغییر پورتفو برای اهالی بازار میدانیم.
شاید برخی اصلاً ریسک نکرده و فرار از بازار و حرکت به سمت صندوقهای طلا را ترجیح بدهند، اما به نظر هنوز بازار قابلیتهای قویتری نسبت به این صندوقها و بازارهای رقیب دارد؛ اما باید با هوشمندی با آن برخورد کرد. به نظر حرکت به سمت صنایع و شرکتهایی که از این محاصره آسیب کمتری میبینند در دستور کار کوتاهمدت بازار قرار میگیرد. چرا میگوییم آسیب کمتر؟ چون معتقدیم در نهایت محاصره، اقتصاد ما را ضعیف و بازار سرمایه را نیز ضعیف خواهد کرد؛ در کوتاهمدت ممکن است با اتفاقات و رویدادهای مختلف شاهد رونق برخی صنایع و افت برخی دیگر باشیم و این نکته دوم و بسیار حساس ماجرای شهریور است؛ پس محاصره تا بدینجا دو بُعد دارد: یک بُعد سیاسی و نظامی که ابتدا گفته شد و دو بُعد اثرگذاری اقتصادی…
اما نقش تورم و این اتفاقات کجاست؟!
جایی که سیگنال شفاف و روشن به سهامداران داده میشود و تابلوهای روشن و مشخصی دارند؛ مانند بورس کالا و البته از همهمهمتر کدال. دو تابلویی که باید مدام دنبال کرد و آن را بررسی نمود؛ البته نرخ ارز نیز تابلوی سومی است که همواره بوده و همچنان هست و برای همین است که این بار معتقدیم نقش گزارشهای ماهانه مرداد و شهریور در این تغییر چینش بازار بسیار مهم و حیاتی و اساسی خواهد بود؛ گزارشهایی که از امروز عصر استارت آن زده میشود و تا اوایل هفته بعد ادامه خواهد داشت.
ما روزهای پرخبری را از این بُعد داریم و فکر میکنیم آنچه تغییر پارادایم خرید و فروشها و سلیقه سهامداران خواهد بود، طی این مدت پایهریزی میشود. از دل طوفان گزارشهای کدال، سیمرغهای ریز و درشتی بیرون میریزد که بازار و جریان پول نگاه ویژهتری به آن خواهد کرد و این ماحصل احتمالی روزها و هفتههای آتی خواهد بود که ما با کمک این اطلاعات و دیتاها و البته با در نظر گرفتن شرایط سیاسی در بازار حرکت خواهیم کرد.
بسیاری حالا از خود میپرسند که اصلاً جریان پولی وجود خواهد داشت؟ بازار دچار چالش نمیشود؟ بله، ممکن است با افزایش ریسکها و شرایط سیاسی و مطرح شدن دوباره گزینههای نظامی کمی کار با چالش مواجه گردد و هرچه جلوتر برویم این موضوع خود را بیشتر نشان دهد؛ اما یک نکته را به عنوان بخش دوم گزارش بیان میکنیم که تکمیلکننده مباحث بالاست. با دو موضوع بخش دوم را آغاز میکنیم: موضوع اول، قصد داشتیم در مورد صندوقهای اهرمی مفصلتر صحبت کنیم که به روزهای آتی موکول خواهیم کرد اما حتماً در مورد این موضوع بحثهای مختلفی را خواهیم داشت. موضوع دوم را با یک شوخی تلخ آغاز خواهیم کرد: یکی از دوستان پورتفویگردان در یکی از شرکتهای سبدگردان خاطرهای را تعریف میکرد که مال همین چند روز اخیر بود؛ که فردی که آن طرف آب بود پورتفوی خود را به یکی از این شرکتها سپرده و آن فرد هم با دید خودش شروع به نقد کردن آنچه طی این مدت خریده بود و بازدهی خوبی را نیز کسب کرده بود میکرد که ناگهان طرف از آن طرف آب تماس میگیرد که چهکار میکنی؟ چرا سهم میفروشی؟ چرا برای من اوراق خریدهای؟ این دوست پورتفویگردان توضیح میدهد که منتظر ماندهایم که اطلاعات دقیقتر برسد، ریسکهای مختلف را بررسی کنیم، بخشی از پول را اوراق و بخش صندوق طلا خریدیم؛ ایشان با نزدیک به ۷۰ سال سن و تجربه بالا و پایینهای مختلف به این دوستمان گفته بود که تو چطور تحلیلگری هستی که تورم فعلی و آینده را نمیبینی و سراغ اوراق رفتهای؟ هر چیزی از ریال بهتر است!!! و این دقیقاً سرآغاز نظریه پول داغی است که برخی معتقدند بازار سرمایه نیز کموبیش به آن دچار شده. طی روزهای گذشته بخشی از تقاضای بازار برای اهالی بازار قابل لمس نبود؛ مدام از خود میپرسیدند که این حجم خرید از کجاست؟ تکوتوک از دل کارگزاریها این اخبار بیرون میآمد که مشتریان صندوقها و سبدها و بهطورکلی مشتریان خرد افزایش پیدا کردهاند. این موضوع در دل آمار فعالان بازار هم به چشم میخورد و این دقیقاً شروع ماجراست؛ حرکت برخی پولهای بزرگ در برخی نمادها نیز همین امر است که آن بازی و مراحل حضور جریان پول را تقویت میکند. به چه معنا؟ به این معنا که برخی از ترس تورم و عقب ماندن از جریان تورم، حاضرند هر چیزی را نگاه دارند الّا ریال و این دیدگاه باعث این میشود که جریان پول سراغ داراییهای مختلفی برود که گران بودن بیشازحد ملک و خودرو و نخوردن اندازه پول بسیاری به این دو بازار، آنها را به سمت بازارهایی نظیر طلا و سهام سوق داده است. ضعیف بودن بازار طلا طی این شش ماه گذشته و رونق بازار در این مدت باعث شده جماعتی که تابلو را نگاه میکنند، گرایش بیشتری به سمت سهام داشته باشند؛ که البته این به معنی عدم ارزندگی طلا نیست، فعلاً ذائقه روی سهام میچرخد و همین موضوع یعنی بازدهی خوب اخیر سهام و جریان تورم احتمالی، این موضوع را ایجاد کرده که احتمالاً حضور جریان پول در بازار قویتر میشود. حالا اینجا نقش ناظران و بزرگان بازار روشنتر میشود.
شما میتوانید از این باران رحمت استفاده کرده و تا سالها آن را به عنوان مبنای یک حرکت قوی در بازار سرمایه استفاده کنید و یا بهمانند سال ۹۹ آن را تبدیل به سیلی ویرانگر کرده و همهچیز را از بین ببرید. به نظر آغاز عرضههای اولیه بزرگ، نظیر آنچه در تابان فردا یا برخی شرکتها نظیر ستاره خلیجفارس و پتروشیمی تبریز و سایر گزینهها رخ میدهد، نشان میدهد این موضوع حتماً به فکر آنها نیز رسیده و در ادامه دنبال میشود…
اما باید بسیار هوشیار باشیم که این جریان پول بسیار با وسواس و هدفمند سهم خریده و در بازار حاضر باشد. ما بخواهیم یا نخواهیم تورم را خواهیم داشت و این تئوری پول داغ و جریان پول ناگزیر حرکت خواهد کرد؛ پس چه بهتر که کمی عاقل و هوشمند باشیم و از این باران جریان پول در جهت بهبود وضعیت اقتصادی و فرار از فشارهای مختلف استفاده کنیم.
حتماً روزهای بعد در مورد این موارد هم صحبت خواهیم کرد؛ فقط این قسمت را بگوییم که بخشی از حرکت جریان پول در بازار و غیرقابلپیشبینی بودن حرکات، ناشی از همین امر است؛ اما ما باید هوشیار باشیم و با چشمانی باز گزارشها و خبرها و تصمیمات مختلف را اتخاذ کنیم و در نهایت به این اعتقاد داریم جریان پول جریانی دائمی برای حرکت بازار نیست و کماکان خطکش ما مدار ارزندگی است که فضا را روشن خواهد کرد…
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید