پایان بهار و بهانه بهره
اما بازار امروز بیش از هر چیز یک جو عجیب و هیجان فروش را نشان میداد که وقتی بازار در چنین شرایطی قرار دارد، این نوع فروش عجیب نیست. بسیاری که در سود هستند، از ترس اتفاقات و تحولات قدیمی نرخ بهره اقدام به فروش سهم کردند.
به گزارش آوای آگاه؛ دومین روز معاملاتی هفته با افت 34هزار واحدی شاخص کل و توقف این نماگر در سطح 5,125,979 پایان رسید. شاخص هم وزن هم با کاهش ارتفاع 11هزار واحدی به کارش خاتمه داد.
فارس، شپنا و حکشتی بیشترین تاثیر مثبت را بر شاخص گذاشتند و در سمت مقابل فملی، وبملت و پارسان بیشترین تلاش را در جهت افت شاخص کردند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر منفی نمادهای آریا و کگهر، با افت 306 واحدی مواجه شد و در ارتفاع 38هزار و 773 واحد ایستاد. هرمز و بپاس نمادهایی بودند که بیشترین اثر مثبت را بر این شاخص داشتند و مانع از کاهش بیشتر آن شدند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی ها منفی و بالغ بر 6100 میلیاردتومان از بازار خارج شد.
ترین های معاملات بورس
سه صنعت فرآوردههای نفتی، بانک و محصولات شیمیایی بیششترین ارزش معاملات را داشتند و سه صنعت بانک، خودرو و فرآوردههای نفتی میزبان بیشترین حجم معاملات بودند. امروز نمادهای وتجارت، وبملت و خودرو بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز بیشترین مقدار پول به نمادهای فارس، شسپا و حکشتی تزریق شد و نمادهای فملی، سصوفی و وبملت بیشترین حمایت را از سوی حقوقیها داشتند.
و اما بازار امروز...
عجب روزی بود؛ بهار تمام شد و بازار با بهانه بهره و حرفهای وزیر عرضه شد...
در مورد بازار امروز مفصل صحبت میکنیم، ولی قبل از آن بهتر است کمی در مورد این فصل و این روزها صحبت کنیم. در مورد نرخ بهره دیروز مفصل صحبت کرده بودیم و امروز تکرار مکررات نمیکنیم و بیشتر فکر میکنیم بهره بهانهای برای یک عرضه و شناسایی سود برخی سهمهایی بود که بسیاری منتظر ریزش و عرضه آنها بودند، ولی هنوز هم معتقدیم نه نرخ بهره خبر خاصی برای بازار است و نه بازار خیلی جای نگرانی دارد.
امروز به پایان یکی از خاصترین و عجیبترین بهارهای تاریخ بازار سرمایه رسیدیم و بهار پرحادثه و پررویداد و البته شیرین بازار را به پایان بردیم.
بدون هیچ اغراقی مگر تمام عمر چند تا بهار اینمدلی میتوانیم ببینیم که این حجم از رویدادهای عجیب و غریب در دل آن ساری و جاری باشد؟
بهاری که با جنگ آغاز شد، با آتشبس ادامه پیدا کرد و با توافق و تفاهم به پایان رسید؛ بهاری که همه از آن میترسیدیم بازار شرایط منفی عجیبی را داشته باشد، اما تبدیل به یکی از شیرینترین فصلهای تاریخ بازار شد و در مدت کوتاهی بیش از ۴۰ درصد بازدهی را در شاخص کل ثبت کرد و بسیاری از نمادها بازدهیهای سنگین و قویتری را داشتند.
ما یک بهار بهیادماندنی را به پایان بردیم و در فضایی، تابستان پرحادثه و گرمی را آغاز میکنیم که بستر تحولات و اتفاقات مختلف است و از شروع آن میتوان این موارد را فهمید. اما به هر حال در پایان بهار به نظر آن تب تند، بهار دلنشین، هیجانی و رشد قیمتها نیز کمکم فروکش کرده و ما در تابستان به یک دوره ثبات خواهیم رسید.
و اما بازار امروز بیش از هر چیز یک جو عجیب و هیجان فروش را نشان میداد که وقتی بازار در چنین شرایطی قرار دارد، این نوع فروش عجیب نیست. بسیاری که در سود هستند، از ترس اتفاقات و تحولات قدیمی نرخ بهره اقدام به فروش سهم کردند.
ترس بازار از نرخ بهره و خاطرات تلخ قدیمی، طیبنیا و ریزش بعد از توافق، امروز بار دیگر بازار را ترساند و این فضا را رقم زد، ولی به نظر مقایسه این روزها با آن دوران مقایسه درستی نیست. در ثانی برداشت بازار از تحولات نرخ بهره به نظر اشتباه است؛ اما به هر حال به نظر این ریزش و عرضه برای بازار لازم بود و کمک زیادی به گردش معاملات و حجم خوردن میکند و حتی استراحت بینراهی بازار، او را برای یک مسیر بهتر آماده خواهد کرد.
یک نکته را به خاطر داشته باشید که در چهره بازار امروز نیز روشن بود و آن هم آشتی نصف و نیمبند جریان پول با بازار سرمایه در این بهار پرفرازونشیب بود؛ جریان پولی که از مدتها قبل با بازار قهر کرده بود و با طلا گرم گرفته بود و با اوراق لاس میزد، امروز سراغ یار قدیمی خود یعنی بازار سرمایه آمده است.
هرچند هنوز برخی به این بازار اعتقاد نداشته و هنوز هم ندارند، اما به هر حال آنچه امروز در کارنامه بهار ۱۴۰۵ ثبت شد، یک رالی تمامعیار از رشد و یک پاداش قوی برای سهامدارانی بود که دو ویژگی را با خود یدک میکشیدند؛ اولین، ریسکپذیری بود و دومی، توجه به شرایط بنیادی شرکتها.
به واقع بهار و بازدهی اخیر پاداش کسانی بود که ریسک جنگ را پذیرفتند و پس از بازگشایی بازار هم بدبین نبودند و از سوی دیگر به کدال و اطلاعات کدال و گزارشهای بنیادی شرکتها وزن داده و در بازار حرکت میکردند...
یک نکته دیگر در مورد بهار اخیر این بود که بسیاری از سهمها و صنایع قفل بودند و تازه یکییکی قفل آنها باز میشود. به هر حال این هم از مزیتهای بهار اخیر بود که فضایی متفاوتتر از آنچه همه تصور میکردند برای همه رقم زد.
اگر ابتدای فصل و در روزهایی که قرار بود بازار باز شود به کسی میگفت این فصل یکی از شیرینترین فصلهای بازار میشود، میگفت صنعتی و سنتی را با هم میزنید! اما به هر حال آنچه امروز پیش روی ماست، یک کارنامه موفق از بهار ۱۴۰۵ بازار سرمایه بود...
اما سراغ بازار برویم که امروز بسیار بیشتر از روز گذشته زیر فشار فروش قرار داشت. البته بازار امروز به بهانه صحبتهای وزیر واکنش منفی داشت، ولی در کل خبرهای سیاسی و مذاکرات رو در رو بد نبود.
نکته جالب بازار امروز این بود که در سود بودن و بازدهی تند و تیز اخیر باعث شده با کوچکترین جریان خبری همهچیز از صف خرید به صف فروش برود و این هیجان واقعاً قابل درک نیست.
دیروز هم بیان شد که از این به بعد به نظر فضای بازار را اخبار و اتفاقاتی مدیریت میکنند که میتوانند هر لحظه دچار تغییر و تحول شوند. همین امروز اگر از دل این مذاکرات اخبار خوبی به بیرون درز پیدا کند، دوباره نگرانی بازار کم شده و دوباره خوشبینی به سراغ بازار میآید.
حتی بازدید فردای عارف و وزیر هم در همین راستا میتواند ارزیابی شود... هرچند هنوز هم بر این عقیدهایم دوره شیدایی بازار تمام شده، اما دوره رشد او هنوز به پایان نرسیده است.
معتقدیم این فاز فعلی، فاز رشد است و به مانند قبل با قدرت قوی نخواهد بود و عرضه در طول آن زیاد است. البته این را هم گوشه ذهن خود داشته باشید؛ آن روی سکه کمی فضا تند و تیزتر است. اگر اخبار منفی از دل این مذاکرات بیرون بزند و اوضاع با توجه به اتفاقات و جریاناتی که منتشر شده دوباره تند و تیز شود، فشار فروش بیشتر خواهد شد.
یا سادهتر بگوییم، در نقطهای قرار داریم که اثر اخبار مثبت کمتر لحاظ میشود و آثار اخبار منفی در چهره بازار قویتر و محکمتر خواهد بود.
اما با کوچکترین خبر منفی میتوانیم یک دریای خون چند روزه را در بازار شاهد باشیم که این در سود بودن بازار و رشد اخیر در این شرایط مؤثر است؛ به مانند چیزی که امروز دیدیم...
اما دو نکته را در مورد فضای بازار به همه عزیزان عرض میکنیم:
۱. به نظر همچنان نباید نگران بازار بود. ما از موضوع محاصره اقتصادی، زده شدن زیرساخت و تحریمها میترسیدیم که این موضوع از سر بازار برداشته شده است. البته ریسک ناترازی گاز و برق همچنان وجود دارد، اما تا این لحظه به شکلی مدیریتشده پیش رفته است.
حرف و بحث ما این است که بازاری که با اصلاح ۳ یا ۴ روزه و افت ۱۰ تا ۱۵ درصدی در قیمت برخی سهمها دوباره جذاب خواهد شد، جای خطرناکی برای نگران شدن نیست. بازار وقتی میتواند نگرانکننده باشد که زیر آن خالی و فضای خوشبینی بیش از حد بر جو بازار غلبه شده باشد. ما چنین چیزی را در حال حاضر نمیبینیم.
۲. و نکته دوم اینکه دیروز هم بیان شد و باز هم تکرار میکنیم؛ انتظارات خود را از بازار و از مسیری که طی کردیم تعدیل کنید. ما شبیه آنچه رفتیم را در این مدت احتمالاً تجربه نخواهیم کرد و فضا کمی پرعرضهتر دنبال خواهد شد و سرعت رشد طبیعی است که کمتر باشد؛ مگر اتفاقات عجیب و غریبی رخ دهد که مثلاً در دنیای سیاست یک توافق همهجانبه شکل بگیرد.
و البته در این فضا بر این عقیدهایم که آنچه میتواند مسیر پیش رو را دوباره برای برخی سهمها فراهم و آماده سازد، چیزی جز رسیدن اخبار و اطلاعات تکمیلی از شرکتها نیست.
و همینجا به موضوع مهم روزهای پیش رو میپردازیم که معتقدیم میتواند در تعیین نقشه راه بازار و مسیر بازار مؤثر باشد و آن هم آغاز انتشار گزارشهای ماهانه شرکتها در کدال است.
در مورد این گزارشها حرف و حدیث بسیار است. خودمان معتقدیم گزارشهای نسبتاً ضعیفتری نسبت به اردیبهشت خواهیم داشت، اما جو بدی در گزارشها نخواهد بود.
و به این موضوع هم دقت کنید؛ اگر گزارشهای ضعیفی را در مقطع فعلی در پیش داشته باشیم، آثار آن خیلی سریع روی تابلو روشن و مشخص خواهد شد و درست در نقطه مقابل، انتشار گزارشهای قوی یک بهار خوب را تمام میکند و به بازار نوید گزارشهای میاندورهای قوی را خواهد داد.
از همین رو از فردا نقش گزارشهای ماهانه در شرایط بازار، نقش مهم و حیاتی خواهد بود.
و بر این عقیدهایم که این گزارشها میتوانند به عنوان یک ابزار و الک خوب برای تمیز دادن نمادهای مختلف در بازار به کار آیند.
در واقع اگر ابزار درست برای پیدا کردن مسیر درست بازار میگردید، راهی به غیر از کدال وجود ندارد. ما هم قبول داریم که جریان پول و خبرهای سیاسی مهم است، اما این موارد خیلی در اختیار ما نیست.
برخی میتوانند این نظرات را قبول نداشته باشند، اما حرکت اخیر و رالی اخیر بازار به خوبی ثابت کرد که کدال و گزارش شرکتها چه نقشی میتواند در بازار داشته باشد و همین را به فضای پیش رو تعمیم دهید.
در مجموع سهگانهای از تحولات و اخبار کلان سیاسی و اقتصادی، گزارش شرکتها و همچنین افق و چشمانداز آتی میتواند گزینههای خوبی به شما برای فصل تابستان بازار بدهد.
البته این را هم فراموش نکنید؛ همه این عوامل باید خود را در قیمت سهم نشان دهد؛ در جایی که قیمت باید توجیهپذیری لازم برای فضای یادشده را داشته باشد.
و اما در بخش دوم به نکتهای اشاره میکنیم که البته سعی میکنیم امروز با خویشتنداری و کظم غیظ مطلب بیان شود...
دوباره بازار یک رشد خوب را ثبت کرد و صدای برخی بلند شد...
ما بورسیها هرچه میکشیم از خودمان است؛ از اینکه نمیتوانیم سود کردن برخی در بازار را ببینیم.
دوباره برخی از همین اهالی بازار این طرف و آن طرف پیام میفرستند که ای وای آقایان مراقب باشید، نکند ال بشود و بل بشود، نکند اتفاقات سال ۹۹ تکرار شود...
البته امیدواریم این منفی یکی دو روزه احتمالی کمی قلب آنها را آرام کند...
معتقدیم وقتی پای بازار در میان است، در بیان برخی نظرات باید صریح و شفاف بود.
کسانی که چنین چیزی را در بازار فعلی مطرح میکنند و آن را به گوش کسانی که تخصصی از بازار ندارند میرسانند، از دو حال خارج نیستند؛ یا از رالی اخیر عقب مانده و در بازارهای موازی گیر افتاده و اسیر تحلیل غلطشان شدهاند و حالا حاسدانه به این موضوع نگاه میکنند و یا بیتعارف میتوان گفت چیزی از این بازار نمیفهمند.
به نظر با توجه به شرایط فعلی و اطلاعات در دسترس، فعلاً نمیتوان اظهار نظر کرد که بازار اسیر حباب شده است. این دوستان حتی زحمت اینکه یکسری سلسله اطلاعات و رویدادها را نیز با خود مرور کنند، به خود نمیدهند و فقط به تابلوی بازار و صفوف خرید و فروش نگاه میکنند.
در مقطع ۹۸ تا ۹۹ که بازار اسیر آن جریان شد، ابتدای رالی که تازه هنوز اهالی بازار هم با آن وارد نشده بودند، پیبهای بازار ۱۰ بود؛ انتهای ۹۸ به ۱۴ رسید. وقتی در اردیبهشت ۹۹ تازه مردم راهی بازار شدند، پیبهای بازار ۲۳ بود و در اوج رالی این عدد به بالای ۴۰ رسید...
امروز که این عزیزان حرف از سرعت رشد میزنند، هنوز پیبهای زیر ۸ است؛ یعنی هنوز از میانگین سالهای خودش نیز عقبتر است.
در ثانی معتقدیم ابزارها و ساختارهای فعلی در بازار اجازه چنین چیزی را نمیدهد که ما اتفاقات سال ۹۹ یا شبیه آن را ببینیم.
پس این عزیزان بهتر است به جای زمزمه کردن این حرفها در گوش برخی سیاسیون و نگران کردن آنها، کمی دل به تحولات داخل بازار بدهند و سرشان به کار خودشان گرم باشد. اما این حرف عزیزان یک نکته را به ما گوشزد میکند و آنکه باید مراقب باشیم و باید ابزارهای لازم برای این موضوع از حالا دیده شود.
ما نمیدانیم در جریان حرکت پول به سمت بازار چه اتفاقی رخ میدهد، اما هرچه باشد ممکن است در برخی اوقات سرعت آن از آنچه بازار تصور میکند بیشتر شود. به نظر سازمان بورس در این نقطه نقش اساسی و حیاتی را خواهد داشت. او باید آماده عرضه برخی سهمها در صندوقهای تثبیت، توسعه و همچنین عرضههای اولیه باشد.
هیچ اشکالی ندارد عرضه اولیهای که بیش از ۳۰ همت منابع میخواهد انجام شود؛ مشکلی وجود ندارد. اگر قرار است فضا به شکل ورود جریان پول ادامه داشته باشد، چنین عرضههایی اتفاقاً میتواند زمینهساز حضور مردم عادی در بازار شود. معتقدیم ۳ الی ۴ مدل عرضه اولیه از این حالت که نزدیک به ۸۰ تا ۱۰۰ همت منابع را نیاز دارد، بهخوبی در مدیریت بازار مؤثر است و مشکلات کسری بودجه را نیز حل میکند؛ البته به شرط جذاب بودن...
در ثانی ما هنوز با آن روزها فاصله بسیار زیادی داریم و روند چند سال اخیر شرکتها نیز این موضوع را نشان میدهد...
پس بهتر است این عزیزان و دوستان به جای اینکه چنین برآوردی را ارائه دهند، سعی کنند اگر هم میخواهند کمکی کنند در همین راستا باشد که مردم به سمت بازار دعوت شوند، اما به شکلی مدیریتشده کار پیش برود. این وظیفه همه ماست که چنین کاری را انجام دهیم و به بازار کمک کنیم که نقش نهادهای مالی در این میان بسیار زیاد است.
و نکته آخر؛ دوستانه به این عزیزان توصیه میکنیم پای سیاستمداران را به بازار باز نکنید. آنها درک درستی از شرایط و اتفاقات بازار ندارند؛ حق هم دارند، کار تخصصی آنها چیز دیگری است. این موضوع باعث بروز تصمیمات غیرمنطقی و غیرکارشناسی خواهد شد که دود آن به چشم همه خواهد رفت.
امیدواریم حداقل اگر کاری هم میکنند، حواسشان به حرمت نان و نمکی که این بازار و سفره آن برای همه داشته باشد و اجازه ندهند بازاری که میتواند در همه شئونات خود برای اقتصاد مفید باشد، اینچنین در آستانه یک حرکت سرکوب شود...
البته این کار سازمان بورس را سختتر میکند که به نظر باید به شکلی بسیار جدی و ویژه به دنبال مدیریت حرفهای بازار در این شرایط برود که معتقدیم علاوه بر مدیریت سمت عرضه، اطلاعرسانی و آموزشهای لازم برای عموم را نیز باید در دستور کار قرار دهد که سعی میکنیم در روزهای آتی کمی در مورد این موضوع صحبت کنیم.
میخواستیم گزارش را تمام کنیم، ولی دیدیم این موضوع نرخ بهره کماکان روی ذهن و روح سهامدار رژه میرود؛ بخشی از گزارش بازار دیروز که به این موضوع اختصاص داشت را دوباره با هم مرور میکنیم.
بازاری که قد میکشد و قدش بلند میشود، در معرض تیرهای هوایی قرار میگیرد که از پس و پیش او عبور میکند. تا وقتی بازار در شرایط منفی و بد بود، نه خبرهای منفی سیاسی خیلی او را آزار میداد و نه تحولات اقتصادی؛ اما وقتی رشد میکند، بهانه برای شناسایی سود و فروش زیاد میشود.
بحث ما امروز در مورد خبری است که بسیاری از فعالان را نگران کرده است.
نرخ بهره از آن دسته عوامل واقعی اثرگذار در بازار است. امروز شما اثر آن را در آمریکا، اروپا و همه جای دنیا در اقتصاد و بازارهای سرمایه میبینید. یک سخنرانی و چشمانداز از نرخ بهره میتواند بازارها را جابهجا کند.
در ایران همین موضوع با اثر و حساسیت کمتر وجود دارد. اخیراً خبری منتشر شده که نرخ بهره و سود در بانک مرکزی افزایش خواهد یافت و این موضوع نگرانی بسیاری را برانگیخته و البته خاطرات تلخ سالهای ۹۳ و ۹۴ را برای همه تداعی کرده است؛ سالی که برجام امضا شد و دولت برای خفه کردن تورم، نرخ بهره را بالای ۲۷ نگه داشت، در حالی که تورم کمتر از ۲۰ درصد بود و در نهایت به ۸ درصد هم رسید.
یعنی اگر بخواهیم تصور کنیم، فرض کنید نرخ بهره فعلی ۹۰ درصد بوده است.
نرخ بهره عامل مؤثری در بازار است و قطعاً در مسیر بسیاری از سهمها تعیینکننده خواهد بود، اما خبر اخیر آن خبری نیست که بخواهد بازار را نگران کند. چرا؟! برای این حرف دلیل داریم...
نرخ سود یا نرخ بهره واقعی بازار در حال حاضر حدود ۳۹ تا ۴۱ درصد است. اگر همین را معیار قرار دهیم، با این تغییر اعلامشده نرخ سود افزایش پیدا نمیکند، بلکه واقعیتر میشود.
اخیراً حتی دولت در حراجهای اوراق نیز این سیاست واقعیکردن نرخ سود را دنبال کرد و حراجهای اوراق در حال حاضر با نرخ واقعی انجام میشود.
در کوتاهمدت ممکن است تغییر نرخ سود اسمی سپرده و تسهیلات، نرخ سود واقعی اوراق و بازار بدهی را تحت تأثیر قرار دهد و حتی کمی افزایش دهد، اما در بلندمدت نرخ بهره تحت تأثیر سه عامل نرخ تورم، نرخ رشد اقتصادی و سیاست پولی و مالی است.
لذا میتوان به طور خلاصه گفت این تغییر تأثیر قابلتوجه و پایداری بر نرخ بهره ندارد و نرخ بهره تحت تأثیر فاکتورهای دیگری که ذکر شد تغییر میکند...
در حال حاضر به دلیل سیاست انضباطی بانک مرکزی، اخذ تسهیلات با نرخ واقعی نیز چندان راحت نیست، چه رسد به اخذ وام با نرخ اسمی ۲۴ درصدی. لذا حتی در روندهای تورمی، مردم و سرمایهداران چندان فرصتهای تورمی را نداشتند. این وام میتواند با نرخهای واقعیترشده در اختیار مردم قرار گیرد.
به موضوع مهم دیگر، یعنی تأثیر کسری بودجه دولت میرسیم که میتواند نرخ بهره را تحت تأثیر قرار دهد. در حال حاضر با چشمانداز انتشار ۱۰۰۰ همتی اوراق دولتی (که در بودجه قانون شده است)، نرخ سود اوراق دولتی حدود ۴۰ درصد است و اگر انتشار اوراق در همین حد باشد، تا انتهای سال میتوان انتظار داشت چندان افزایش پیدا نکند؛ مگر در مقاطعی که مثلاً تا ۴۲ یا ۴۳ درصد برسد.
اما نگاه واقعی به بودجه نشان میدهد که حتی با فرض صادرات نفت از تیرماه پس از رفع محاصره، کسری بودجهای که باید از انتشار اوراق تأمین شود، بیشتر باشد و به ۲۰۰۰ همت برسد. البته اگر دولت سهم ۲۰ درصدی صندوق توسعه را پرداخت نکند، این عدد به ۱۵۰۰ همت محدود میشود.
در حالت ۱۵۰۰ همت، نرخ سود اوراق دولتی تا ۴۵ درصد (به صورت میانگین) میتواند برسد و در حالت ۲۰۰۰ همت حتی کمی بالاتر را نیز میتواند ببیند.
از منظر بورس، در حال حاضر و با نرخ سود بدون ریسک ۴۰ درصد، پیبهای آیندهنگر بر اساس این نرخ قابل تخمین زدن است. در حال حاضر پیبهای آیندهنگر بورس با دلار ۱۴۷ هزار تومانی رسمی برای امسال ۵.۵ واحد است. اگر دلار رسمی رشد کند و مثلاً به ۱۶۰ برسد، پیبهای آیندهنگر حدود ۵ خواهد بود.
تغییر نرخ سود سپرده و تسهیلات، نرخ سود بدون ریسک در دسترس ۴۰ درصدی را تغییر نمیدهد؛ لذا پیبهای آیندهنگر کماکان مثل گذشته میتواند باشد.
از نظر تحلیلی، با این نرخ سود بدون ریسک ۴۰ درصدی، پیبهای آیندهنگر جذاب برای خرید ۴ واحد یا کمتر است؛ با فرض نرخ رشد سودآوری تورمی و نه واقعی...
جمعبندی بحث بالا این است که بازار همین حالا این نرخ را در دست دارد و آن را لحاظ میکند. در واقع نرخ بهره افزایش پیدا نمیکند؛ نرخی است که در شبکه بانکی واقعیتر میشود.
البته برای هیچکس پوشیده نیست که بخشی از جریان پول خرد جامعه به سمت شبکه بانکی گرایش پیدا خواهد کرد و به نظر اتفاقاً معتقدیم این کار بقیه بازارها را سختتر خواهد کرد.
بازار سرمایه که مدام چوب نرخ بهره ۴۰ درصد را صبح و شب میخورد، این مردم عادی و کوچه و بازار هستند که این نرخ را با بازارهایی نظیر خودرو، مسکن و طلا مقایسه میکنند.
پس خبر اخیر نمیتواند رویداد جدیدی برای بازار باشد که آن را تحت تأثیر قرار دهد، اما به هر حال یک نگاه منفی را نشان میدهد و آن هم این است که حاکمیت تصمیم بر انضباط مالی و کنترل تورم گرفته و این نمیتواند دیدگاه خوشایندی در مورد بازار سرمایه باشد.
و از همین روست که در بالا نوشتیم باید از این پس قیمتها توجیهکننده شرایط بنیادی شرکتها باشند؛ سراغ هر پیبهای با هر قیمتی نباید رفت...
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید