مسیر پرخبر

تصویر   مسیر پرخبر

امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که حال کلی آن از دیروز بهتر بود، هرچند همچنان فشار فروش وجود داشت...

به گزارش آوای آگاه؛ سومین روز معاملاتی هفته با رشد 6841 واحدی شاخص کل و قرار گرفتن این نماگر در ارتفاع 7 میلیون و 790 هزار واحد به پایان رسید. شاخص هم وزن هم با رشد 2690 واحدی به کارش خاتمه داد.
فملی، تابان و فولاد بیشترین تاثیر مثبت را بر شاخص گذاشتند و در سمت مقابل فارس، تاپیکو و شستا بیشترین تلاش را در جهت افت شاخص کردند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر مثبت نمادهای آریا و کگهر با رشد 126 واحدی همراه شد و در ارتفاع 61 هزار و 922 واحد ایستاد. مارون و ومپنا نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی ها منفی و 1000 میلیاردتومان از بازار خارج شد.

photo_2026-10-05_16-01-06.jpg


ترین های معاملات بورس
صنایع فلزات اساسی، شیمیایی و بانک سه صنعت با بیشترین ارزش و حجم معاملات بودند. طی روز جاری نمادهای خودرو، وتجارت و وبملت بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز دو گروه صندوق های سهامی و استخراج کانه‌های فلزی بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقی ها جذب کردند و در مقابل گروه خودرو و بانک بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای دوایکس و فولاد بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای خودرو و فملی بیش از همه در حمایت حقوقی‌ها بودند.

photo_2026-10-05_16-01-12.jpg

photo_2026-10-05_16-01-17.jpg

 

و اما بازار امروز...

امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که حال کلی آن از دیروز بهتر بود، هرچند همچنان فشار فروش وجود داشت. البته گفته می‌شود بخشی از این فشار، توفیق اجباری فروش چند حقوقی بود که کارگزار با عجله اقدام به رنج‌زدن و فروش کرد.

از سوی دیگر، آرامش نسبی در فضای سیاسی، بازگشت جت‌هایی که پرواز کرده بودند، اتفاقات دیروز بورس کالا، نرخ صبح نیما و قیمت‌های اصلاح‌شده، همه دست به دست هم دادند تا فضا هم در آغاز و هم در ادامه معاملات بهتر باشد و منفی‌های بازار نیز خریداران جدی داشته باشد.

اما ببینیم در این مسیر پُرخبر چه خبر است و چه خواهد شد...

امروز دوشنبه، در میانه هفته‌ای پُر از اتفاق و تحول، بازار کمی آرام گرفت و از حواشی تند و تیز روزهای اخیر فاصله گرفت. البته همچنان ریسک سیاسی، ماجرای پالایشی‌ها و سایر اتفاقات بالای سر بازار قرار دارند، اما اصلاح قیمت‌ها، درجا زدن و حجم خوردن باعث شده تا بازار از التهاب روزهای گذشته فاصله بگیرد. چند نکته در مورد بازار این روزها و چشم‌انداز پیش‌رو وجود دارد که به‌شدت مورد توجه سهامداران است.

اگر بخواهیم چارتی و نموداری نگاه کنیم، بسیاری از تکنیکالیست‌ها معتقدند در حال طی کردن یک دوره اصلاح قیمتی ـ زمانی هستیم. اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم، محدوده ۷.۵ تا ۷.۶ میلیون واحد می‌تواند محل پایان این اصلاح باشد و از نظر زمانی نیز احتمالاً هفته آینده این دوره به پایان برسد؛ بنابراین از انتهای هفته بعد می‌توان به روزهای بهتری امیدوار بود. از طرف دیگر، تا زمانی که اتفاق غیرمنتظره بنیادی رخ ندهد و وضعیت دلار و فضای بنیادی شرکت‌ها به همین شکل ادامه پیدا کند، فنر ارزندگی بازار جمع‌تر شده و برای رشد بعدی آماده می‌شود.

بسیاری معتقدند پیش از سوت آغاز رالی خبرهای سیاسی و انتخابات‌های اسرائیل و آمریکا، یک حرکت صعودی دیگر خواهیم داشت و احتمالاً در نیمه دوم مهر شرایط بهتری را تجربه می‌کنیم. برای این سناریو هم چند محرک بیشتر نداریم: نخست، گزارش‌های میان‌دوره‌ای؛ نگویید اثر ندارد، همین امروز به مثبت شدن برخی سهم‌ها نگاه کنید تا دلیل آن را ببینید. دوم، ادامه روند مناسب دلار نیما و بهبود آن و سوم، اخبار مثبت از صنایع و پالایشی‌ها یا حتی آرامش احتمالی در فضای سیاسی.

بنابراین در یک سناریوی خوش‌بینانه، می‌توان تصور کرد تا پایان این هفته اتفاق خاصی رخ ندهد و از هفته آینده، با رسیدن محرک‌های مثبت، بازار یک دوره حدوداً ۱۰ روزه نسبتاً خوب را تجربه کند. پس از آن نیز احتمالاً وارد یک صبر استراتژیک می‌شویم تا نتیجه انتخابات روشن‌تر شود و بازار از اقدامات متهورانه فاصله بگیرد. البته این فقط پیش‌بینی بر اساس شرایط فعلی است و اتفاقاً باید آماده بود که تحولات منفی سیاسی، اتفاقات تلخ برای پالایشی‌ها یا گزارش‌های شش‌ماهه ضعیف‌تر از انتظار، این سناریو را برهم بزنند.

نکته دیگر این است که بازار پس از رشد اخیر، بخشی از پیشران‌های خود را از دست داده است. گروه پالایش، بانک‌ها، برخی هلدینگ‌ها و چند نماد بزرگ که پیش‌تر موتور حرکت بازار بودند، حالا به واسطه اتفاقات اخیر ضعیف‌تر شده‌اند و طبیعتاً ضعف آن‌ها نیز روی کلیت بازار اثر گذاشته است. اگر در روزهای آتی این گروه‌ها دستخوش تحولات مثبت شوند، می‌توانند دوباره بازار را اندک‌اندک به سمت جلو هل بدهند.

 به خاطر داشته باشید، در ابتدای مهر گفتیم پاییز فصل متفاوت‌تری از تابستان خواهد بود و مهرماه را یک ماه پُرچالش دانستیم. حالا که تقریباً نیمی از مهر گذشته، این موضوع برای بسیاری روشن شده است. نکته مهم‌تر اینکه تأکید داشتیم حرکت بازار در این فصل قرار نیست یکپارچه و همه‌گیر باشد و هر صنعت و شرکتی می‌تواند مسیر متفاوتی را طی کند. گزارش‌های شش‌ماهه دقیقاً می‌توانند نقطه عطف همین موضوع باشند؛ یعنی ممکن است برخی صنایع به حاشیه بروند یا روند کندتری داشته باشند و برخی دیگر حتی بازدهی شیرین تابستان را تکرار کنند.

پس حواستان باشد همه بازار را با یک چوب و یک چشم نبینید. برای همین است که تأکید می‌کنیم کسانی که این روزها مدام سیگنال نقد کردن و خروج از بازار را می‌دهند، شاید با رفتن به سمت طلا ریسک خود را کاهش دهند، اما لزوماً دستاورد خاصی هم نخواهند داشت و حتی در صورت افزایش ریسک‌های سیاسی، تجربه این مدت نشان داده که بازارهای رقیب هم الزاماً حاشیه امن مطمئنی نیستند. حتی اگر جنگ هم بشود، شاید اینجا ما خاکسار شویم، اما رقیب هم چندان محترم و دست‌نیافتنی نخواهد ماند!

در مجموع، به نظر می‌رسد بهترین گزینه کماکان این است که با رعایت تمام جوانب فنی و احتیاط‌ها، در نمادهایی که قابلیت‌های خوب و قوی دارند حضور داشته باشیم و حرکت کنیم؛ مسیری که نخ آن از گزارش‌های شش‌ماهه آغاز شده و در ادامه می‌تواند جریان پول را به سمت صنایع و نمادهای متفاوتی هدایت کند.

اما یک نکته را از بحث بالا بیان کنیم و به سراغ بخش دوم برویم.

این روزها طیف وسیعی از فعالان بازار دوباره گارد نزولی و تدافعی گرفته‌اند، ریسک‌ها را یکی‌یکی برمی‌شمارند و همین مسائل را دلیل خروج از بازار می‌دانند. روند حرکت برخی جریان‌های پولی نیز به‌وضوح این موضوع را نشان می‌دهد. اگر به خاطر داشته باشید، دیروز درباره برخی ترس‌ها صحبت کردیم؛ ترس از دست دادن بازدهی به‌دست‌آمده، نگرانی از اقدامات ناگهانی سیاسی و جنگ و در نهایت، ترس از رفتار همیشگی دولت پس از رشد بازار و دلار. مجموع این عوامل باعث شده بخشی از فعالان نسبت به بازار بدبین، محافظه‌کار و حتی متمایل به خروج شوند.

طبیعی است که هر کسی استراتژی و ریسک‌پروفایل خودش را دارد و نمی‌توان برای همه یک نسخه واحد پیچید. ما هم پیش‌تر درباره رفتار احتیاط‌آمیز از روزهای پایانی شهریور صحبت کرده بودیم. اما همان‌طور که برای خروج از بازار نشانه‌هایی تعریف می‌کنیم، با وقوع اتفاقات و تحولات دیگر می‌توان نقطه ورود را نیز تشخیص داد و نباید صرف فاصله گرفتن از بازار، همه‌چیز را منفی دید.

حالا این بخش را با یک جمله تمام کنیم: بین آن دسته از افرادی که در بازار حضور دارند و فعالیت می‌کنند و طیف گسترده‌ای که این روزها خروج از بازار را ترجیح داده‌اند و با شناسایی سود، بیرون نشسته و تماشاچی هستند، یک حکم، یک قاضی، یک تصمیم‌گیر و یک انگیزه مشترک وجود دارد و آن چیزی نیست جز «ارزندگی».

دقت کنید؛ نگفتیم شرایط سیاسی، نگفتیم دلار یا هر چیز دیگری. گفتیم ارزندگی؛ متغیری که تقریباً همه این عوامل را می‌تواند در دل خود جای دهد. به‌جد معتقدیم اگر بازار به نقطه‌ای ارزنده و قابل قبول برسد، حتی جنگ‌های محدودی که چند ماه قبل در جنوب رخ داد نیز نمی‌تواند مانع رشد آن شود. این همان نکته‌ای است که جریان پول، چه در داخل بازار باشد و چه بیرون ایستاده و تماشاچی باشد، باید در ذهن خود داشته باشد.

بازار زمانی به پایان می‌رسد که از منظر بنیادی تهی شده و ارزندگی لازم را نداشته باشد. به همین دلیل است که به مقطع پیش‌روی گزارش‌های میان‌دوره‌ای وزن بالایی می‌دهیم. معتقدیم روند روزانه دلار نیما و گزارش‌های پیش‌روی شرکت‌ها، دو متغیر حساس و مهمی هستند که می‌توانند سرنوشت این روزهای بازار و مسیر جریان پول در ادامه را مشخص کنند.

حتی معتقدیم انتخابات‌های اسرائیل و آمریکا نیز با درجه اهمیت کمتری نسبت به این دو قرار دارند؛ چراکه اثر آن‌ها بر بازار نامعین و مبهم است، اما این دو متغیر، ماندگارتر و مستقیم‌تر جریان پول را هدایت خواهند کرد. پس حواستان باشد؛ چه در بازار هستید، چه بیرون نشسته‌اید و چه در حال نقد کردن یا خریدن هستید، این خط‌کش را پیش روی خود داشته باشید. بی‌خودی خود را اسیر توهمات ذهنی نکنید؛ اینکه یکی می‌گوید بازار تمام شد یا دیگری با خوش‌بینی مفرط معتقد است بازار تازه ابتدای راه است، هیچ‌کدام به‌تنهایی مبنای تصمیم‌گیری نیست.

خیر؛ نه این‌وری و نه آن‌وری. با نگاه به ارزندگی هر صنعت و هر شرکت می‌توان تصمیمات منطقی گرفت. حتی معتقدیم اگر اتفاق منفی برای پالایش رخ دهد، شاید در کوتاه‌مدت به بازار فشار بیاورد، اما همان بحران نیز می‌تواند فرصت‌هایی برای شکار سهم‌های ارزنده ایجاد کند. پس آنچه در این مقطع برای ما اهمیت دارد این است که بله، باید احتیاط کرد، اما خودکشی نکرد!

ارزندگی یکی از مهم‌ترین معیارهایی است که باید به آن تکیه کرد و رفتار خود را بر اساس آن تنظیم نمود. در ادامه نیز به عواملی می‌پردازیم که این خط‌کش را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

یکی از مهم‌ترین این عوامل، از نگاه ما، رفتار دولت است. تا به اینجای کار با دولتی مواجه بوده‌ایم که تا حد زیادی پشت صنایع ایستاده، نرخ‌گذاری‌های دستوری را چه در حوزه ارز و چه در قیمت‌گذاری محصولات کنار گذاشته و رفتار اقتصادی آن نیز در صورت‌های مالی و وضعیت شرکت‌ها به‌خوبی قابل مشاهده است؛ موضوعی که به بهبود حاشیه سود بسیاری از شرکت‌ها منجر شده است.

روند حرکت دلار نیما نیز تا حد زیادی نشان می‌دهد تصمیمات فعلی دولت، تصمیماتی منطقی و عقلایی در حوزه اقتصاد است. البته اگر می‌بینید برخی انتقاد می‌کنند و فریاد لنگش کن سر می‌دهند، بخشی از آن‌ها بیرون گود نشسته‌اند و بخشی دیگر نیز منافعشان درگیر این ماجراست؛ اینکه چرا ارز ارزان نیست تا بتوانند آن را دریافت کنند و با رانت از کشور خارج کنند.

اما این‌ها را گفتیم تا به یک جمع‌بندی برسیم: اگر به هر دلیلی، با هر شکل و زبان و سیاستی، این رفتار در دولت تغییر کند، احتمالاً با یکی از نشانه‌هایی مواجه خواهیم شد که می‌تواند خط‌کش ارزندگی را تحت تأثیر قرار دهد؛ یا به زبان ساده‌تر، آلارمی برای فاصله گرفتن و حتی نقد کردن در بازار باشد.

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این تغییر رفتار، نرخ دلار حواله و نیماست که هر روز صبح توسط بانک مرکزی اعلام می‌شود. طبیعی است زمانی که بازار ارز ثبات دارد، دولت فاصله را کاهش داده و به سمت جلو حرکت کند. اما اگر بازار هیجانی شود و نرخ ارز به سمت بالا حرکت کند و دولت در واکنش به فشارها شروع به سرکوب نرخ کند، شرایط متفاوت خواهد بود؛ شبیه همان اتفاقی که در دولت قبل شاهد بودیم.

به خاطر داریم که در شش ماهه نخست سال ۱۴۰۰، نرخ دلار حواله تنها حدود ۲ هزار تومان افزایش پیدا کرد. دقت کنید چه رانت بزرگی در آن شرایط ارزی به دریافت‌کنندگان این ارز داده می‌شد و آن را با شرایط امروز مقایسه کنید. منظور دقیقاً همین است؛ اگر فیل دولت یاد هندوستان آن دوران کرد، آن‌وقت آلارم‌ها و نشانه‌ها یکی‌یکی به صدا درمی‌آیند. این رفتار لزوماً نقطه خروج در بازار نیست؛ به هیچ وجه. اما یک نشانه مهم است؛ نشانه‌ای که ارزندگی را هدف گرفته و اثر آن به‌تدریج در وضعیت مالی شرکت‌ها نیز نمایان خواهد شد.

هدف از بیان این موارد این است که مختصات رویدادهایی را که ارزندگی را شکل می‌دهند، بهتر بشناسیم. امروز از دو عامل مهم، یعنی گزارش‌های میان‌دوره‌ای و نرخ ارز صحبت کردیم و سعی می‌کنیم در روزهای بعد مفصل‌تر به سایر عوامل بپردازیم. اما این را بدانیم که صرف نگاه‌هایی مثل فعلاً خارج شویم، فعلاً فاصله بگیریم یا برعکس، اینکه بازار هیجانی رشد می‌کند، نباید مبنای تصمیم‌گیری ما باشد. اگر دیدگاه محافظه‌کارانه دارید، باشد؛ حرف شما درست است. اما اگر می‌خواهید بازدهی بالاتری نسبت به سایر بازارها کسب کنید، به نظر می‌رسد باید با چشمانی بازتر، مدیریت دارایی و جابه‌جایی جریان پول را در نظر داشته باشید.

سعی کردیم امروز با نگاه جدیدتری به مسائل نگاه کنیم و با چشمانی بازتر این اتفاقات را دنبال کنیم. در حال حاضر نیز اتفاق و رویدادی که بخواهد بازار را با چالش عجیبی مواجه کند، دیده نمی‌شود؛ مگر اینکه در پالایشی‌ها اتفاق منفی رخ دهد، گزارش‌های پیش‌رو آسیب بزنند یا روند حرکت دلار تغییر کند.

هرچه هست، یادتان نرود: قاضی، داور و حکم ما در این شرایط، چیزی جز «ارزندگی» و شرایط بنیادی نیست...

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید