بازار قیچی شد!

تصویر بازار قیچی شد!

امروز بازار بین دو لبه تیز اخبار و اتفاقات سیاسی و تحولات گروه پالایش قرار گرفت و قیچی شد. بازاری که زیر بمب و موشک دوام آورده بود و مثبت می‌شد، زیر بمباران ابهامات ایجادشده توسط دولت دوام نیاورد و به جمع عرضه‌ها پیوست...

به گزارش آوای آگاه؛ بازار امروز اگرچه در نیمه های وقت به تعادل رسید اما مجدد زیر فشار فروشندگان قرار گرفت و در مجموع روزی پرعرضه و منفی را سپری کرد. در پایان، 65 درصد نمادها سرخپوش و در مدار منفی متوقف شدند و ارزش صفوف خرید و فروش به ترتیب حدود 7 و 6 همت بود.
شاخص کل بورس تحت تأثیر منفی نمادهای فارس، تاپیکو و وغدیر افت حدود 25 هزار واحدی را ثبت کرد و تا سطح 7,783,279 به عقب رفت. در سمت مقابل فملی، تابان و تاصیکو بیشترین تلاش را در جهت افت شاخص کردند.
شاخص هم‌وزن هم نزولی بود و با کاهش ارتفاع 5400 واحدی، در سطح 2,063,268 واحد به کار خود پایان داد.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر منفی نمادهای مارون و کگهر، 250 واحد افت کرد و در سطح 61 هزار و 796 واحد متوقف شد. آریا و ومپنا نمادهایی بودند که بیشترین اثر مثبت را بر این شاخص داشتند و مانع از افت بیشتر آن شدند.
طی روز جاری تراز نقدینگی حقیقی ها منفی و بالغ بر 660 میلیارد تومان پول از بازار خارج شد.

1.png


ترین های معاملات بورس
فلزات اساسی، شیمیایی‌ها و کانه های فلزی بیشترین ارزش معاملات را داشتند و سه صنعت خودرو، بانک و فلزات میزبان بیشترین حجم معاملات بودند. امروز نمادهای خودرو، ذوب و وبملت بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز گروه کانه های فلزی موفق به جذب بیشترین مقدار نقدینگی از سوی حقیقی‌ها شدند و در مقابل محصولات شیمیایی و بانکی ها بیشترین پول‌های خرد را از دست دادند. نمادهای تاصیکو و دوایکس بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای فولاد و فارس بیش از همه در حمایت حقوقی‌ها بودند.

2.png

3.png

 

و اما بازار امروز...

امروز بازار بین دو لبه تیز اخبار و اتفاقات سیاسی و تحولات گروه پالایش قرار گرفت و قیچی شد. بازاری که زیر بمب و موشک دوام آورده بود و مثبت می‌شد، زیر بمباران ابهامات ایجادشده توسط دولت دوام نیاورد و به جمع عرضه‌ها پیوست...

امروز روز خوبی برای بازار نبود. چندین بار تلاش کرد تا شرایط بهتری پیدا کند، اما موفق نشد. البته خریداران هم انصافاً خوب، قوی و فعال ظاهر شدند، ولی دوباره گمانه‌زنی‌ها و خبرها فشار فروش را بیشتر کرد و شرایط را به سمت منفی شدن برد. چه روزهایی است و چه شرایطی را شاهد هستیم! انگار ریسک‌ها و اتفاقات سیاسی کم بود که گروه پالایش هم به آن اضافه شد و بازار زیر منگنه دو لبه تیز اخبار سیاسی و پالایشی قرار گرفت.

با این حال، انصافاً بازار امروز با وجود تمام این اتفاقات، خوب حجم خورد و امیدوارکننده پیش رفت. شرایط منفی، اما پُرحجمی را شاهد بودیم که این حجم معاملات را مدیون فضای بنیادی شرکت‌ها و گزارش‌ها هستیم؛ فضایی که بخشی از پشتوانه آن از دلار و بخش دیگر از گزارش‌های کدال می‌آید. همین حس اطمینان و وضعیت مناسب بنیادی باعث شده تا بازار، حتی در شرایط پرفشار سمت فروش، همچنان پُرمعامله و مورد توجه باشد.

در مورد پالایشی‌ها و به‌طور کلی رفتار دولت، در بخش دوم مفصل صحبت خواهیم کرد؛ اما بحث امروز ما این است که بازار زیر فشار این دو تیغ، واکنش‌های نسبتاً احساسی را تجربه می‌کند. بخشی از این رفتارها، فراتر از منطق پشت فروش‌ها، به جریان ترس برمی‌گردد؛ ترسی که از سه منشأ اصلی در بازار شکل گرفته است.

منشأ اول، ترس از رویدادهای سیاسی است؛ به نظرم قوی‌ترین و منطقی‌ترین ترس در شرایط فعلی. نگرانی از اینکه یک اتفاق غیرمنتظره سیاسی، اعم از جنگ، افزایش فشارها یا هر تحول دیگری، صحنه این بازی را تغییر دهد و شرایط را به مسیر متفاوتی ببرد. دقت کنید اگر در ماجرای جنگ ۴۵ روزه و پیش از آن، چندان نگران نبودیم، دلیل روشنی داشت؛ بازار در جذاب‌ترین نقاط خود قرار داشت، قیمت‌ها افت کرده بودند و اصلاح چشمگیری را در اکثر سهم‌ها شاهد بودیم. اما حالا شرایط متفاوت است. نه اینکه قیمت‌ها ارزنده نباشند، بلکه بازار طی این مدت بازدهی خوبی نصیب سهامداران کرده و همین موضوع، فروش و شناسایی سود و حتی رنج منفی را برای بسیاری آسان‌تر می‌کند. نتیجه هم چیزی است که امروز روی تابلو می‌بینیم؛ بازار در کسری از ثانیه به‌راحتی از مثبت به منفی می‌رود. بنابراین، ترس از یک رویداد غیرمنتظره می‌تواند فروشندگان را به‌سرعت تحریک کند.

منشأ دوم ترس، رفتاری شبیه اتفاقات اخیر گروه پالایش است؛ همان جمله چند روز قبل که هر وقت در کوچه‌های بازار عروسی برپا بوده، بعد از آن ختنه‌سورانی هم داشته‌ایم! دولت ظاهراً چشم دیدن این بازدهی و شرایط را نداشته و به هر شکل، زخمی به صورت بازار زده است؛ حالا فرقی نمی‌کند چاقو دست وزیر اقتصاد باشد یا وزیر نفت! بسیاری از سهامداران از سرعت رشد دلار و اتفاقات اخیر واهمه دارند؛ چراکه معتقدند چنین شرایطی زمینه دخالت‌های غیرمنطقی دولت و تصمیمات غیرکارشناسی را فراهم می‌کند. به‌خصوص وقتی بانک مرکزی در یک فضای منطقی تصمیمات ارزی می‌گیرد، این تصمیمات به مذاق برخی خوش نمی‌آید. تأکید می‌کنیم که معتقدیم تصمیمات فعلی بانک مرکزی، تصمیماتی درست و منطقی است.

معتقدیم اگر هر فرد دیگری جای همتی بود، امروز با کمبودها، کسری‌ها و حتی قیمت دلار بالاتری مواجه بودیم. عمق فاجعه فعلی را کسانی بهتر درک می‌کنند که از پشت پرده وضعیت و آمارها خبر دارند. اگر ما وحشت رشد روزانه دلار را می‌بینیم، آن سوی ماجرا آمارها حرف‌های بیشتری برای گفتن دارند. بگذریم؛ بخشی از ترس بازار ناشی از همین موضوع است.

اما منشأ سوم، بُعد روانی ماجرا و ترس از دست رفتن بازدهی کسب‌شده است. بازار طی این مدت سود خوبی نصیب سهامداران کرده و بسیاری از ترس پس دادن این بازدهی، اقدام به فروش سهام می‌کنند.

تأکید می‌کنیم که شاید این افراد دلیل بنیادی مشخصی برای فروش نداشته باشند و بیشتر اتفاقاتی نظیر جنگ، انتخابات آمریکا و سایر تحولات را بهانه‌ای برای حفظ سود کسب‌شده قرار دهند. از منظر مالی رفتاری، این واکنش کاملاً قابل‌توضیح است؛ ضمن اینکه به نظر می‌رسد این فرایند در نقطه‌ای متوقف شده و جای خود را دوباره به خرید خواهد داد. فعلاً بازار با این سه ترس دست‌وپنجه نرم می‌کند و معتقدیم شرایط فعلی هنوز آن قدرت لازم را برای غلبه بر آن‌ها ندارد. دلیل اینکه می‌گوییم مهر و پاییز فصل متفاوت‌تری است نیز همین موضوع است؛ چله پُرچالشی که از آن صحبت می‌کردیم، حالا خودش را نشان می‌دهد.

البته انصافاً تصور نمی‌کردیم تحولات سیاسی تا این اندازه پیچیده و عجیب شود، اما در هر صورت، آنچه امروز چهره بازار را شکل داده، همین حس ترس‌هاست که روی تابلو نمایان شده است. تابلویی که خریدار جدی نداشته باشد، فروشندگان به‌راحتی آن را قرمز می‌کنند؛ حکایت این دو روز اخیر بازار همین بود...

البته در مقابل این حس ترس‌ها، یک امیدواری جدی هم وجود دارد و آن، امید به آینده و جریان‌سازی‌های بنیادی است؛ همان موضوعی که بارها نوشتیم خود را در دو مقوله کدال و دلار نشان می‌دهد و ذهن بازار را درگیر خواهد کرد. این موضوع نه در این هفته، بلکه در هفته‌های آتی، به شکلی قوی‌تر در کانون توجه بازار قرار می‌گیرد. احساس می‌کنیم اگر قرار باشد پیش از انتخابات آمریکا رالی موقت دیگری شکل بگیرد، این رالی با محوریت گزارش‌های میان‌دوره‌ای پیش خواهد رفت و اجرایی خواهد شد.

یک نکته هم در مورد دلار بیان کنیم. بدون اتکا به دیتای خاصی، صرفاً حس خود را نسبت به این بخش مطرح می‌کنیم. احساس می‌کنیم دلار به نقطه‌ای رسیده که دیگر از فضای تحلیل و منطق تحلیلی فاصله گرفته و تصمیماتی هم که دولت و بانک مرکزی اتخاذ می‌کنند، بیشتر شبیه دست‌وپا زدن و تیراندازی در فضای کور است تا مدیریت شرایط! دلیل رشد اخیر دلار کاملاً واضح است؛ شدیدترین فشار اقتصادی و محاصره در مقاطع اخیر در حال وقوع است و واکنش دلار به این شرایط هم تا حدودی طبیعی به نظر می‌رسد. اما بحث امروز ما، آن سوی ماجراست.

بسیاری بر این عقیده‌اند که این قیمت، قیمت اقتصادی ارز نیست؛ اما اگر فضای محاصره ادامه پیدا کند، با همین دست‌فرمان و حتی شاید با شدتی بیشتر، این روند می‌تواند ادامه داشته باشد. در مقابل، کوچک‌ترین خبر سیاسی یا روزنه‌ای که نشانه‌ای از رفع محاصره باشد، می‌تواند افت سنگینی را برای دلار رقم بزند.

حتی معتقدیم دلار در صورت انتشار یک خبر اساسی و امیدوارکننده در خصوص رفع محاصره، قابلیت ریزش ۱۵ درصدی در یک شب را دارد. حواستان به این موضوع باشد! منظورمان این نیست که دلار امروز قرار است ۱۵ درصد بریزد؛ بلکه می‌گوییم شرایط به نقطه‌ای رسیده که چنین ریزشی، در صورت انتشار یک خبر ویژه سیاسی، دور از ذهن نیست. البته در حال حاضر، دست‌فرمان اخبار و اتفاقات، نشانه‌های مثبتی را نشان نمی‌دهد و باید کمی صبر کرد؛ هرچند در این میان، تحولات و حرف‌وحدیث‌های مذاکراتی هم کمی بیشتر شده است.

این موضوع را مطرح کردیم تا در تحلیل‌ها و ارزیابی اتفاقات پیش‌رو، این سناریو را هم لحاظ کنید. ضمن اینکه فکر می‌کنیم آن لحظه، لحظه شیرینی برای بازار سرمایه خواهد بود؛ چراکه بخشی از ریسک‌ها برداشته می‌شود و در میان‌مدت، می‌تواند افزایش درآمد شرکت‌ها را به همراه داشته باشد. از طرف دیگر، معتقدیم بانک مرکزی در آن شرایط نه دلار نیما و حواله را به‌شدت کاهش می‌دهد و نه اجازه رشد بی‌رویه آن را خواهد داد. آن وقت است که فضا برای بازار سرمایه جذاب‌تر می‌شود، در حالی که بازارهای رقیب به‌شدت تضعیف خواهند شد.

و اما سراغ چالش امروز بازار برویم؛ موضوع رفتار دولت با پالایشی‌ها.

بدون هیچ تعارفی، تا به امروز رفتار دولت در مواجهه با جریان نرخ ارز و افزایش نرخ صنایع و شرکت‌ها، رفتاری منطقی بوده است؛ یعنی به سرکوب قیمت‌ها نپرداخته و اجازه داده تا این متغیرها در بستر اقتصاد و بر اساس سازوکار عرضه و تقاضا شکل بگیرند. اگر همین حالا با وجود تورم، کمبودی در بازارها مشاهده نمی‌شود، بخش مهمی از آن مستقیماً ناشی از همین رویکرد است؛ موضوعی که عقلانیت دولت در تصمیم‌گیری‌ها را نشان می‌دهد، حتی اگر به مذاق برخی چپ‌مغزهای اسکل اقتصادی، این موضوعات غیرمنطقی به نظر برسد! پس تا اینجا، رفتار دولت را منطقی ارزیابی می‌کردیم.

در مورد موضوع پالایشی‌ها، چندین پیشنهاد مطرح بود. وزارت نفت، به‌عنوان متولی تخصصی این حوزه، پیشنهادی ارائه کرد که بر اساس آن، تخفیف نرخ نفت سبک از ۵ به ۲ دلار و نفت سنگین از ۶ به ۴ دلار کاهش پیدا کند. در مقابل، تخفیف میعانات برای تشویق سرمایه‌گذاری، از منفی ۲ به منفی ۳ دلار افزایش یابد تا انگیزه حضور و سرمایه‌گذاری در این صنعت تقویت شود. استادان و دانشمندان وزارت اقتصاد هم طرحی ارائه کردند که بهتر است اصلاً وارد جزئیات آن نشویم! فقط ای‌کاش برای صنعتی با این شرایط و چشم‌انداز چندین‌ساله، چنین طرحی را روی میز نمی‌آوردند!

به هر حال، آن طرح رد شد و ما هم وارد جزئیات آن نمی‌شویم. شرکت‌های پالایشی نیز درخواست داشتند که حداقل در سال جاری، همین فرمول و شرایط حفظ شود و از سال آینده، بر اساس فرمول پیشنهادی وزارت نفت پیش بروند. اما ناگهان در میانه این بازی، بخش دیگری از دولت، یعنی سازمان برنامه، وارد میدان شد و تأکید کرد: «آقا، چه نشسته‌اید؟ ما پول نداریم! هزینه داریم!» نمی‌دانیم چرا باید هزینه‌های بخش‌های دیگر را بازار و صنایع پرداخت کنند؟! انگار استدلال این است: «می‌زنیم، چون پول نداریم!» این رفتار، ما را به یاد همان رویکرد دولت اسب زین‌شده می‌اندازد؛ جایی که صراحتاً منطق این بود که چون پول نداریم، باید از جیب صنایع برداریم. به نظر می‌رسد فیل دولت یاد هندوستان رفتار آن دولت کرده و دوباره شاهد تصمیمات و تحولات این‌چنینی در مواجهه با صنایع هستیم؛ تصمیماتی که پالایش ممکن است اولین قربانی آن باشد.

قبل از هر چیز و هر تصمیمی، چند نکته را عرض کنیم؛ اول اینکه، عزیزان دانشمند! شما این شرکت‌ها را وارد بازار سرمایه کرده‌اید. این شرکت‌ها سهامدار حقیقی و خصوصی دارند و باید به مالکیت و قواعد این بازی احترام بگذارید. نمی‌شود تا زمانی که سهامدار هستید، بازی را به نفع خودتان بچینید و به‌محض اینکه از آن خارج می‌شوید، قواعد بازی را تغییر دهید!

دوم اینکه، با نگاه میان‌مدت و بلندمدت به این صنایع نگاه کنید. صرفاً به این دلیل که در مقطع فعلی، به واسطه ریسک‌ها و اتفاقات، اسپردها افزایش پیدا کرده و جیب شما خالی شده و حالا هوس دست‌درازی به جیب شرکت‌ها را کرده‌اید، فرمولی ننویسید که چند ماه بعد خودتان مجبور به اصلاح آن شوید. مشکلات مقطعی را با سیاست‌گذاری‌های اشتباه تشدید نکنید.

و اما نکته مهم و آخر؛ در دل تمام این اتفاقات و در میانه طوفان سهمگین جنگ و فشارهای اقتصادی و سیاسی، روزنه‌ای ایجاد شده و مسیری باز شده است تا جریان نقدینگی به سمت بازاری مولد هدایت شود. نمونه‌های بارز و روشن این اتفاق را در عرضه‌های اولیه و سهام پروژه‌های نیروگاهی شاهد بودیم.

واقعاً نمی‌دانیم این چه نوع تفکری است که قابلیت درس گرفتن از گذشته را ندارد! کمی به سال‌های قبل برگردید و ببینید تکرار آن رفتارها چه فجایع اقتصادی برای کشور به همراه داشت و چگونه صنایع و شرکت‌ها را تحت فشار قرار داد. امید به روندی را که شکل گرفته، ناامید نکنید. پیش‌تر هم گفتیم اگر بر سر این میز، بازی به شکل برنده ـ برنده تعریف شود، همه برنده خواهیم بود. دولت در نهایت با جذب نقدینگی، عرضه سهام بیشتر، توسعه سهام پروژه و مشارکت مردم در اقتصاد منتفع می‌شود؛ مردم با کسب بازدهی برنده می‌شوند و در نهایت، کل اقتصاد از این مسیر سود خواهد برد.

اما اگر قرار باشد دوباره یک طرف با قلدری و تصمیمات غیرمنطقی و غیرکارشناسی، برای برطرف کردن مشکلات چندماهه، تصمیمات چندساله و غیرمنطقی بگیرد، به نظر می‌رسد کل این بازی تغییر خواهد کرد. نگذارید اعتمادی که پس از مدت‌ها به بازار سرمایه شکل گرفته، با تصمیمات غیرکارشناسی زیر سؤال برود.

و حرف آخر با سازمان بورس است...

به‌واقع، اگر در چنین نقطه‌ای از حقوق سهامداران دفاع نکنید، شاید نقش شما با سایر نهادها و ادارات زینتی و دم‌دستی تفاوت چندانی نداشته باشد. امروز باید خودی نشان دهید؛ امروز باید در برابر بخشی از تصمیمات غیرکارشناسی دولت بایستید. یک نکته را فراموش نکنید؛ در دولت قبل و دوران ریاست عشقی بر سازمان بورس، یکی از بزرگ‌ترین انتقادها به او این بود که نمی‌توانست در برابر تصمیمات غیرکارشناسی دولت، محکم و قاطع بایستد. اگر می‌خواهید عاقبت‌به‌خیر باشید و به بازار سرمایه کمک کنید، از آن مقطع درس بگیرید. امروز آزمون مهمی برای تصمیم‌گیری و عملکرد شماست.

 

 

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید