تب تند توافق
یک روز بینظیر و عالی دیگر را پشت سر گذاشتیم و بازار در تب توافق و تفاهم هستهای و پایان جنگ همچنان داغ است و پیش میرود. دیروز در مورد اتفاقات و رویدادهای تفاهم صحبت کردیم، البته یک نکته را در نظر داشته باشید که نباید وزن بیش از اندازه به این ماجرا بدهیم. این یک توافق هستهای نیست، بلکه...
به گزارش آوای آگاه؛ دومین روز معاملاتی هفته با رشد 122 هزار واحدی شاخص کل و قرار گرفتن این نماگر در ارتفاع 4 میلیون و 818 هزار واحدی به پایان رسید. شاخص هم وزن هم با رشد 33 هزارواحدی به کارش خاتمه داد.
فملی، شیراز و شپنا بیشترین تاثیر مثبت را بر شاخص گذاشتند و در سمت مقابل تکشا، ولغدر و پدرخش بیشترین تلاش را در جهت افت شاخص کردند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر مثبت نمادهای غصینو، مارون و کگهر با رشد 975 واحدی همراه شد و در ارتفاع 36 هزار و 904 واحد ایستاد. تراز نقدینگی حقیقی ها نیز مثبت و 8 همت وارد بازار شد.
ترین های معاملات بورس
خودرو،صنایع شیمیایی و بانک سه صنعت با بیشترین ارزش معاملات و خودرو، بانک و کانه های فلزی بیشترین حجم معاملات بودند. طی روز جاری نمادهای خودرو، خساپا و وبملت بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
در بین گروه ها امروز بانک، صندوق و فرآورده های نفتی بیشترین ورود پول خرد را داشتند همچنین نمادهای وبملت و خودرو و فملی بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای بهامرز و محتشم و کرماشا بیش از همه در حمایت حقوقیها بودند.
و اما بازار امروز...
چه روزی بود؛ پرهیجان و پُر از امید به آینده. و این فقط و فقط ناشی از تب تند توافق است که امیدواریم مثل بقیه تبها زود سرد نشود.
یک روز بینظیر و عالی دیگر را پشت سر گذاشتیم و بازار در تب توافق و تفاهم هستهای و پایان جنگ همچنان داغ است و پیش میرود. دیروز در مورد اتفاقات و رویدادهای تفاهم صحبت کردیم. البته یک نکته را در نظر داشته باشید که نباید وزن بیش از اندازه به این ماجرا بدهیم. این یک توافق هستهای نیست؛ این فقط تفاهمی است که موقتاً برای ۶۰ روز سایه جنگ را از سر بازارها دور میکند و یک فرصت خوب برای بازسازی است؛ به قول آن دوستمان یک فرصت خوب برای خودسازی است تا قبل از چالشهای جدید، بازار بتواند فضای بهتری را تجربه کند. البته مذاکرات پیشِ رو نیز تازه آغاز داستانهای فراز و فرودهای بازار است و ما هرچه جلوتر میرویم و قیمتها پیش میروند، این موضوع بیشتر به چشم خواهد آمد. اما فعلاً به واسطه عقبافتادگی بازار، جریان قوی پول، فضای بنیادی موجود و برداشته شدن سایه جنگ، بازار میتازد و پیش میرود.
بلاشک یک نقطه تعادلی در این میان وجود دارد و اصلاً ذرهای شک به دل خود راه ندهید که در آن نقاط، فشار فروش حقوقیها بیشتر میشود. اما معتقدیم هنوز به آن نقاط نرسیدهایم. به یک موضوع دیگر نیز اعتقاد داریم: انتشار گزارشها میتواند این نقاط را عقب و جلو کند. مثلاً در فلان شرکت غذایی، دارویی، سیمانی، امروز فکر میکنیم ۱۰ تا ۱۲ درصد قیمت بالاتر جای خوبی است و متعادل میشود؛ اما انتشار یک سلسله گزارش میتواند این ۱۰ درصد را جلوتر یا عقبتر ببرد. اما یک چیز را فراموش نکنید: روی منطق بنیادی خود بمانید و حرکت کنید. این موضوع یک مخاطره جدی دارد که امروز به آن میپردازیم و آن هم بحث جریان پول است؛ عاملی که به نظر خیلیها را آچمز کرده و تحلیلها را به هم زده و حالا در کنار دو عاملی که پیشتر گفته شده بود، پشت فرمان بازار نشسته و آن را هدایت میکند.
ببینید در طبقهبندی جریان پول، طیفهای متفاوت و مراحل زمانی و مبلغی متفاوتی برای حضور جریان پول در بازار داریم. اما قبل از آن به یک نکته اشاره کنیم: تا به امروز در تمام نوشتهها این موضوع را لحاظ میکردیم و مینوشتیم که دو عامل «شرایط بنیادی» و «شرایط سیاسی» درایورهای فعلی بازار هستند و اگر قرار است بازار را در مسیری پیش ببرند، این دو خواهند برد.
این دو عامل با بیدار کردن جریان پول، فضا را برای حضور و نمایش قدرتها در بازار فراهم کردهاند و آرامآرام شرایط طوری میشود که این دو فراموش میشوند و بازی در اختیار جریان پول قرار میگیرد. ما شاهد خواهیم بود که حتی در این شرایط، سهمی که خیلی فضای بنیادی را توجیه نمیکند، اما جریان پول آن را پیش میبرد. ما از این فضا دور نیستیم، بهخصوص وقتی بازارهای رقیب تا بیخشان چاق و حبابی شدهاند و اینجا تا عمقشان حباب خالی کردهاند. این موضوع عجیب نیست که جریان پول به این طرف سرریز شود و به واسطه کوچک بودن داراییها، اثرگذاری بالایی داشته باشد. این جریان خیلی قابلیت تحلیل هم ندارد و ممکن است از دید بسیاری از تحلیلگران، نقطه «الف» نقطه خروج منطقی از یک سهم باشد، اما جریان پول تازه در آن نقطه ورود میکند و این میشود عاملی برهمزننده تمام اتفاقات و پیشبینیها.
ما همیشه برای جریان پول سه مرحله پیشبینی میکنیم: مرحله اول فعال شدن ظرفیتهای جریان پول در دل خود بازار است که از فضای تحلیلگران و فعالان بازار بیرون میآید؛ اعم از حقیقی و حقوقی، فرقی نمیکند. ما با شرایطی طی این دو سال مواجه بودیم که بخش عمدهای از پول فعالان به واسطه چشمانداز دلار و شرایط پرریسک سیاسی وارد صندوقهای طلا و گواهیهای کالایی شده است و بهطور کلی بازار کوچکتر و این داراییها بزرگتر شدهاند. اما به نظر میرسد اگر (تأکید میکنیم اگر) ریسکهای سیاسی کاهش یابد، احتمال معکوس شدن این روند وجود دارد. در ثانی، فعال شدن خریدهای اعتباری نیز به این موضوع کمک میکند. ما معتقدیم در حال حاضر فعلاً در مرحله اول هستیم و هنوز وارد مرحله دوم و سوم نشدهایم.
اما مرحله دوم و سوم کجاست؟ مرحلهای که در آن، جریان پولهای بزرگ از صنایع و افراد مختلف، چشم و گوششان باز میشود و آلارمها و سنسورهای ذهنی آنها فعال میشود و بخشی از جریان پول را راهی بازار میکنند. و تازه مرحله سوم، مرحله حضور عمومی افراد در بازار است؛ که فکر میکنیم دیگر هیچوقت شبیه سال ۹۹ تکرار نخواهد شد، اما شمای کلی آن را احتمالاً میتوانیم شاهد باشیم. باز هم تأکید میکنیم: ما هنوز در مرحله اول هستیم و معتقدیم در مرحله دوم و سوم به بعد، دیگر حتی فضای بنیادی هم خیلی پاسخگو نیست و جو بازار است که همهچیز را جلو میبرد.
اما برای جلوگیری از هیجانی شدن این فضا، به نظر میرسد اقدامات و اتفاقاتی لازم است؛ برای «کوچ شبانه وحشت» باید کمک کنیم و با تن هم پل بسازیم... و این پل ساختن به نظر کار اهالی بازار نیست و سازمان بورس باید مقدمات و شرایط را طوری فراهم کند که این فضا به بهترین شکل ممکن سپری شود؛ اعم از عرضههای مدیریتشده و بهخصوص عرضههای اولیه. معتقدیم این تنها راهی است که منتهی به پلی میشود و ما را از این وضعیت به وضعیت بهتری سوق میدهد.
این موضوع با راهی جز عرضههای اولیه متعدد و عرضههای مدیریتشده به دست نمیآید. عرضههای اولیه متعدد و بزرگ که دردسرهای خاص خود را دارد و بهتر است از همین حالا برای حضور شرکتهای بزرگ برنامهریزی شود.
زمزمههایی شنیده میشود که شرکتهای بزرگ دولتی، از ستاره بگیر تا اهداف و برخی دیگر، راهی بازار میشوند. اما به یکی دو شرکت نباید بسنده کرد؛ ما به شرکتهای زیادی برای این موضوع نیاز داریم. عرضههای اولیه میتواند دوباره آن رگ خواب کسب سودهای بیدردسر را برای پولهای بیرون بازار بیدار کند. انصافاً اینبار نهادهای مالی هم باید رفتار متفاوتی داشته باشند.
و نکته آخر اینکه اگر مسیر فعلی، مسیر رو به تفاهم و توافقی واقعی باشد و این موضوع در رفتار و گفتار و اتفاقات خود را نشان دهد، به نظر باید پذیرفت که مسیر بازار سرمایه بعد از ۵ سال «توسریخوردن» و سرکوب شدن تغییر کرده است. ما در این ۵ سال در بازههایی رشدهایی داشتهایم، اما هیچوقت یک رالی با دوام صعودی و بنیادی را تجربه نکردهایم؛ چراکه هر سال اتفاقاتی برای بازار رقم خورده و این نوار پیروزیها پاره شده است؛ در دولت آن مرحوم که مدام سیخ داغ به صنایع و شرکتها فرو میکردند و در دولت این بنده خدا نیز ریسکهای سیاسی فوران کرده است.
شاید برای اولین بار باشد که اگر اتفاق عجیبی از منظر ریسکهای سیاسی رخ ندهد و فضای قیمتگذاری دستوری و شرایط صنایع نیز نرمالتر شود، ما بتوانیم آغاز یک رشد منطقی را در بازار تجربه کنیم. البته هیچکس انکار نمیکند که ما با مشکلات و کموکاستیهای زیادی مواجهیم؛ همین حالا کسری گاز و برق بیداد میکند و صنایع زیر این فشار نمیتوانند نفس بکشند.
اما به هر حال سنگهای بزرگ سیاسی که تا امروز وزنههای سنگینی به پای این بازار بودند، آرامآرام باز شده و یکییکی برداشته میشوند و سرعت بازار میتواند افزایش یابد. تأکید مدام ما در آخر هر گزارش همین است که این فضا باید از نظر بنیادی هم توجیهپذیر باشد. بیتعارف، کدال و گزارشها باید پشتیبان قیمتها شوند؛ و اگر این پشتیبانی به وجود نیاید و قیمتها به شکلی هیجانی و به واسطه حضور این جریان پول رشد غیرمنطقی داشته باشند، خیلی زود همین حقوقیها بلای جان بازار میشوند و دوباره داد سهامداران حقیقیِ در صف مانده، گوش فلک را کر میکند.
از رفتار هیجانزده باید پرهیز کرد. باید بر اساس فضای بنیادی پیش رفت و صدالبته معتقدیم هنوز تا نقاطی که بازار با چالش مواجه شود فاصله زیادی داریم؛ اما این موارد را مینویسیم تا حداقل این بار، مثل دفعات قبل، فرصتسوزی نشود.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید