ریل کوتاه سبز به سرخ
بازار امروز حال خوبی نداشت؛ امروز از مثبت آغاز کرد، ولی خط مثبت خیلی کوتاه بود و خیلی زود با عرضهها مواجه شد و به منفیها رسید. فکر میکردیم عرضه داشته باشیم، ولی این شدت منفی را فکر نمیکردیم.
به گزارش آوای آگاه؛ معاملات امروز را در حالی به پایان رساندیم که شاخص کل در سطح 4 میلیون و 174هزار واحد متوقف و با نوسان مثبت 10هزار واحدی همراه شد.
پارسان، شپدیس و شستا بیشترین تلاش را در جهت افزایش شاخص کل داشتند و در سمت مقابل، معاملات فملی و وغدیر مانع از رشد بیشتر شاخص کل شدند.
در پایان بازار امروز، شاخص فرابورس با کاهش 112 واحدی همراه شد. نمادهای مارون و کگهر بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و معاملات نمادهای آریان و بپاس منجر به رشد این نماگر شد.
ترینهای معاملات بورس
گروههای شیمیایی، فرآوردههای نفتی و فلزات اساسی، سه گروه با بیشترین ارزش بودند و بانکها، فرآوردههای نفتی و شرکتهای چند رشتهای صنعتی بالاترین حجم معاملات را تجربه کردند.
ورود و خروج پول حقیقی
نمادهای پارسان، شبندر و آرام بیشترین استقبال را از سوی حقیقیها داشتند و اروند، هموزن و وغدیر بیشترین حمایت حقوقیها را تجربه کردند.
و اما بازار امروز
بازار امروز حال خوبی نداشت؛ امروز از مثبت آغاز کرد، ولی خط مثبت خیلی کوتاه بود و خیلی زود با عرضهها مواجه شد و به منفیها رسید. فکر میکردیم عرضه داشته باشیم، ولی این شدت منفی را فکر نمیکردیم. نکته عجیب و جالب بازار امروز این بود که دلار و طلا هم منفی بودند و دلار هم واکنش کاهشی داشت. بازار رفتار گیجکنندهای دارد. اگر مبنا افزایش ریسک است، این کاهش نرخ ارز چیست و چرا واکنش آن را شاهد نیستیم. در مجموع، بازار امروز خوب آغاز کرد و بعد آنچنان عجیب و رنجی عرضه شد که گویی از کنسل شدن مذاکره خبری آمده یا کسی تهدید کرده است. البته نوع خبرها کمی از خوشبینی دیروز فاصله گرفته، ولی به نحوی نیست که این شدت حجم فروش ایجاد کند.
بازار امروز را در حالی آغاز کردیم که به نظر میرسد آن جو خوب و خاص دیروز و خوشبینی ناشی از مذاکرات بهواسطه خبرها و اتفاقات اندکی فروکش کرده و در عین خوشبین بودن به شرایط، چهره تردید و فروش و ترس، صورت بازار را فرا گرفته بود. حقیقت امر این است که بازار به شکلی تمامعیار در حال رصد کردن اتفاقات و تحولات سیاسی بوده و این عامل، نقطه ورود و خروج آن برای کوتاهمدت به بازار شده است و ریاکشنهای عجیب دارد. بسیاری هم تمام چشم خود را به صفحه اخبار دوخته و تمام تصمیمات خود را به آن گره زدهاند. البته در روزهای گذشته نیز بیان شد که اگر شرایط بنیادی به این شکل قوی و بینظیر نبود، تا به امروز بازار زیر آوار این ریسکها له شده و تمام امید خود را از دست داده بود. آنچه بازار را نگه داشته و در این شرایط قرار داده، بیشک همین تحولات بنیادی و ارزندگی بازار است که بارها در نرخ ارز شاهد بودیم و آن را بیان کردیم. اگر به خاطر داشته باشید در روزهای گذشته مطلبی نوشتیم که در آن تأکید شد که با کمرنگ شدن سایه جنگ، یک صعود کوتاهمدت خواهیم داشت و روی کوتاهمدت بودن آن تأکید داشتیم و حالا دوباره بعد از این عرضهها به آن میپردازیم که منظور و مفهوم از کوتاهمدت بودن صعود چیست و چه شرایطی دارد. جنگ شبیه یک سایه برای بازار عمل میکند، شبیه یک ابر تیره که جلوی نور میایستد و همه چیز را تیره و تار نشان میدهد و قطعاً در چنین فضایی، ارزندگی شرکتها نیز به چشم نمیآید و نکته در صعود کوتاهمدت همین است که وقتی چنین ابر و سایهای روی سر بازار است، قیمتها در اندک نقاطی بالاتر متعادل شده و دوباره چشم به تحولات پیش رو خواهند دوخت؛ جایی که بتوانند از دل این تحولات و اتفاقات دستاوردی برای مسیر پیش رو به دست آورند، اما در همین روزهای تلخ و منفی این را عرض میکنیم که معتقدیم اگر خوششانس باشیم، یک صعود سه مرحلهای با طول موجهای بزرگ را در بازار شاهد خواهیم بود و فکر میکنیم طول موج اول از موجهای بعدی کوتاهتر باشد، اما جالب و در دسترستر خواهد بود. البته آن سوی ماجرا را نیز نگاه کنید؛ کوچکترین حرفی از محاصره اقتصادی یا تحریمهای بیشتر یا فضای متفاوتتر جنگی میتواند تمام این محاسبات را از بین برده و فضای منفی را دوباره پیش روی شما قرار دهد و با فنری جمعترشده نسبت به قبل مواجه باشیم.
مرحله اول صعود از دید ما مرحلهای است که ابرهای تاریک سیاست رفته و آفتاب بهبود برمیگردد. نوع و شکل آن را نمیدانیم، اما معتقدیم در آن روز و لحظاتی که بازار ریسک ترس از جنگ و یا تحولات سیاسی را نداشته باشد، قابلیت قوی برای جبران اتفاقات ایجاد شده و فنر جمعشده ارزندگی را خواهد داشت و یک واکنش هیجانی مثبت چند هفتهای نشان خواهد داد که جنس آن شبیه جنس معاملات دیروز است. این یک موج هیجانی، سریع و کوتاه خواهد بود که البته رشد قیمتهای جذابی را برای بازار رقم میزند و بیشک فیتیله این رشد در اختیار خبرها و تحولات سیاسی است. ممکن است شب بخوابیم و صبح بیدار شویم و این اتفاقات رخ داده و یا مذاکرات به جمعبندی رسیده باشد و یا هر اتفاق دیگر سیاسی که آن را نشان میدهد. مرحله دوم و موج دوم صعود یکی از قویترین و جذابترین صعودهای بازار طی این چند سال اخیر خواهد بود. معتقدیم بعد از انتشار گزارشهای ماهانه و میاندورهای شرکتها، بخشی از جریان پول با دیدن گزارشها و چشمانداز آتی سود به سراغ بازار آمده و به این تحولات وزن میدهند و اعداد سود پیشبینیشده برای سال 1405 و مجمع آنها، انگیزه چند ماهه خوبی برای رشد قیمتها میشود و بر این عقیدهایم که با توجه به اثر قوی و مهم این رویداد، آثار جذابی بر بازار و بازدهی سهامداران خواهد داشت و در این رالی، کدال و گزارش شرکتها و آنها که تحلیلگران قویتری باشند، اهمیت بیشتری پیدا میکنند. موج صعود سوم از دید ما موج صعودی است که احتمالاً نیمه دوم سال بعد رخ میدهد و ما شاهد کاهش نرخ بهره از اعداد فعلی هستیم. اگر بخواهیم دو زنجیر محکم برای حرکت بازار را بیان کنیم، قطعاً اولی ریسکهای سیاسی و دومی ریسک نرخ بهره است و وقتی تحولات تورم با توجه به اتفاقات و رویدادها رو به کاهش بگذارد، نرخ بهره نیز مسیر کاهشی را طی خواهد کرد و این مسیر کاهشی سرآغاز یک دور صعود دیگر بازار با توجه به P/Eها خواهد بود. البته این کاهش را مطمئن نیستیم، ولی قطعی میدانیم.
اما دلیل ما برای نوشتن این سه موج و صعود برای یک سال آتی، آن هم در این فضای منفی و پر از تردید و ترس چیست؟ برای این است که امروز و شرایط حال خود را در فضایی که پیش روی است، قرار داده و بررسی کنیم. قطعاً افراد دیگر هم میتوانند و طیف وسیعی از ریسکها و اتفاقات منفی که در پیش است را ذکر کنند، اما معتقدیم اگر بازار بتواند از این پیچ اساسی و تاریخی ریسکهای سیاسی عبور کند، با بازدهی و آرامش همراه میشود. البته نمیتوانیم مدل و زمان این تحولات را پیشبینی کنیم، اما معتقدیم این ابهام سیاسی نمیتواند دنبالهدار و ادامهدار شود. هر شخص میتواند با توجه به ریسک پروفایل و قدرت ریسکپذیری خود تصمیم بگیرد؛ یکی آنقدر فضا را خوب میبیند که با اعتبار روی اهرمیها حرکت میکند و یکی دیگر آنقدر فضا را عجیب و منفی میبیند که وزن پرتفوی خود را به زیر 20درصد سهام رسانده است. حرف ما هم این است که تمام این موارد و سردرگمیها با یک چیز حل خواهد شد؛ معتقدیم اگر با خطکشی به نام ارزندگی در مسیر بازار حرکت کنید، شاید در برخی دفعات بازدهیهای کمتر نسبت به ریسکهای فعلی داشته باشید، اما در مقاطعی که رالی بازار رخ میدهد، در بازار حضور دارید و با قدرت بیشتری ریسک میکنید. پس این نظر شماست که بین این دو استراتژی حرکت کنید، اما ما ترجیح میدهیم خطکش ارزندگی را در دست داشته باشیم و در بازار جلو برویم و این واقعیت را بپذیریم که آن لحظهای که هر اتفاق غیرمنتظرهای رخ بدهد، سهامدار خواهیم بود و مثل بسیاری از رویدادهای دیگر در بازار حضور خواهیم داشت.
شمای کلی مطلب این را میرساند که شما یا تحلیلگر نقطهزن و حرفهای سیاسی هستید و میتوانید با زمانبندی معین و مشخص رویدادها را پیشبینی کنید؛ مثلاً در چند روز دیگر فلان اتفاق رخ میدهد یا رخ نمیدهد، یا هر چیز دیگر و استراتژی ماندن یا رفتن در بازار را تنظیم کنید. اگر اینطور است که براساس همین استراتژی و نتایج تصمیمگیری کنید، ولی حرف ما این بود که حداقل ما بهعنوان کسی که مدام اخبار را دنبال میکند، نمیتواند در مورد مسائل سیاسی به جمعبندی و تصمیم درست برسد و وقتی چنین شرایطی را در پیش میبیند، با خود جمعبندی و بهاصطلاح دو دوتا چهارتای سیاسی اقتصادی کرده و در مورد بازار تصمیم میگیرد. ریسک بودن در بازار یعنی ریسک پذیرش جنگ و تحولات آن و دفعات قبل نیز بیان کردیم این ریسک در سه شکل طبقهبندی میشود؛ ریسک آسیب به زیرساختها که ما به آن وزن نمیدهیم، ریسک عدم امنیت و بینظمی که به این موضوع هم خیلی وزن نمیدهیم و ریسک سوم که کمی ذهن را درگیر میکند، ریسک نقدشوندگی است. یعنی با توجه به افتی که این بار و قبل از وقوع جنگ و اتفاقات آن رخ داده، ماجرا شبیه رویدادهای پس از جنگ 12 روزه نخواهد بود و ما با لحاظ کردن اینکه ممکن است در مقطعی دچار ریسک عدم نقدشوندگی باشیم، با در دست داشتن خطکش ارزندگی در بازار حرکت میکنیم و یا بهاصطلاح، زندگی را در بازار متوقف نمیکنیم. قطعاً در چنین شرایطی کار کردن بسیار سخت و دشوار است، اما بر این عقیدهایم که این سختی، بازدهی شیرینی را نیز به همراه خواهد داشت. این فقط یک تجربه و نگاه شخصی به فضای بازار است و نمیتوانیم این نسخه را برای همه تجویز کنیم اما به هر حال یک دیدگاه و نظر است که با شکل و فرمتی معقول و با اهرم ارزندگی در بازار حرکت کنیم. قطعاً تلاطمهای منفی و مثبت را نیز باید به جان بخریم. حضور در سهمهایی با P/E فوروارد کمتر و گزارشهای بهتر میتواند جامعه هدف خرید سهم ما در بازار باشد. البته باید ماهیت ریسکپذیری این ماجرا را نیز در نظر گرفت که ممکن است هر رویداد و اتفاقی، مبانی فکری و تحلیلی و آنچه تصور کردهاید را از بین ببرد.
در بخش دوم به موضوعی میپردازیم که این روزها کمتر به آن پرداخته شده و بسیاری درخصوص آن سؤال دارند. برخی معتقدند وضع تعرفه 25درصد برای کسانی که با ایران کار میکنند، مشکلات عدیدهای را برای اقتصاد و کشور رقم میزند و در بلندمدت، آثار متفاوتی در چهره تجاری خواهد داشت. تجربه این چند سال و اتفاقات آن به ما نشان داده که اگر بخواهیم روی ریل واقعی با خبرها و اتفاقات مواجه باشیم، باید بیش از هر چیز به واقعیتها و اتفاقات واقعی اقتصاد وزن بدهیم. اگر قرار بر وقوع و ادامه این شرایط باشد، قطعاً مؤثر است و احتمالاً اثر خود را در افزایش نرخ ارز نشان خواهد داد. البته که ایران راههای دور زدن تحریمها را بلد است، اما کشورها از مواجه شدن با آمریکا صرف نظر میکنند و این کار، شرایط اقتصاد را سخت خواهد کرد. اگر تصمیم بر فشار اقتصادی بهعنوان مرحله بعدی رویدادها باشد و ریسک جنگ کنار برود، شاید تجدیدنظر جدی در فضای سرمایهگذاری نیاز باشد و احتمالاً بسیاری از سهامداران دوباره داراییهای فیزیکی و یا طلا و دلار و مواردی نظیر این را در پرتفو و دستور کار خود قرار میدهند. تأکید میکنیم که نباید هیچ نگاه احساسی و غیرمنطقی به فضای تصمیمگیریها برای پرتفو و پول داشت و در عین اینکه معتقدیم ممکن است سهمها شرایط ارزندهای داشته باشند، اما باید بپذیریم که ممکن است ریسکهای بازار بازدهی قابل انتظار را کاور نکند و بالعکس، بازارهای رقیب این موضوع را به خوبی پیش ببرند. هدف از نوشتن مطالب این است که به عزیزان و همه کسانی که کار اقتصادی میکنند، بگوییم که جنبههای سیاسی ماجرا را برای تحلیلگران بگذارید. فعلاً کار ما این است که از دل این تحولات به حفظ سرمایه پرداخته و تصمیم درست را بگیریم و در این تصمیمگیری، گذر زمان نقش مهم و اساسی خواهد داشت؛ بهطوری که شاید آنچه این هفته فکر میکنیم، با آنچه هفته بعد رخ میدهد، زمین تا آسمان متفاوت باشد.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید