صندلی بازی لیدرها!
بازار بهواسطه اتفاقات و تحولات مهم، اعم از کدال و غیرکدال، مسیر ورود دوباره جریان پول را دنبال میکند و خوشبینانه به این ماجرا نگاه خواهد کرد.
به گزارش آوای آگاه، بازار سهام برخلاف دو روز معاملاتی گذشته که تحت فشار عرضه قرار داشت، امروز در فضایی مثبت دنبال شد و با تقویت تقاضا، بخش قابلتوجهی از نمادها در محدوده سبز تابلو معامله شدند. در پایان معاملات امروز، ۷۵۴ نماد در محدوده مثبت و ۱۹۲ نماد در محدوده منفی به کار خود پایان دادند.
شاخص کل بورس با رشد ۷۳ هزار واحدی در ارتفاع ۸ میلیون و ۲۵۳ هزار واحد قرار گرفت. همچنین ارزش معاملات خرد به ۴۱/۴ همت رسید و حدود ۳ همت نقدینگی حقیقی وارد بازار سهام شد. در این میان، نمادهای فارس، تابان و فولاد بیشترین اثر مثبت را بر شاخص کل بورس داشتند.
شاخص هموزن نیز با افزایش ۳۳ هزار واحدی در سطح ۲ میلیون و ۲۲۲ هزار واحد به کار خود پایان داد. در این میان، شاخص کل فرابورس تحت تأثیر مثبت نمادهای کگهر، آریا و مارون، هزار واحد افزایش یافت و در ارتفاع ۶۶ هزار و ۲۵۷ واحد قرار گرفت.
ترینهای معاملات بورس
فلزات اساسی، محصولات شیمیایی و کانههای فلزی بیشترین ارزش معاملات را به خود اختصاص دادند. از نظر حجم معاملات نیز گروههای بانک، فلزات اساسی و خودرو در صدر فهرست معاملات قرار گرفتند.
ورود و خروج پول حقیقی
در معاملات امروز، گروههای کانههای فلزی، فلزات اساسی و دارویی بیشترین میزان ورود نقدینگی حقیقی را تجربه کردند. در مقابل، گروههای بیمه و بانک با خروج پول حقیقی همراه شدند. در میان نمادها نیز فزر، تاصیکو و ومعادن بیشترین ورود پول حقیقی را به ثبت رساندند. همچنین نمادهای وبملت، بساما و اروند بیشترین حمایت را از سوی حقوقیها تجربه کردند.
بازار امروز انگار دیگر کسی به بمب و موشک و ترامپ فکر نمیکرد؛ سایهاش بود، ولی در حد یک سایه سبک! بازار امروز با محوریت بانکیها، یک لیدر بازی زیبا را هدایت کرد و جو خوب و مثبتی را پیش برد.
بازار امروز را در حالی آغاز کردیم که بعد از آتشبازی روز گذشته و منفی به مثبت شدنها و خرید بسیاری از سهمها از دامنه فراتر از مثبت امروز، طبیعی بود که پالس خوب و مثبتی را در بازار امروز داشته باشیم. البته در دقایقی، بازار پرعرضه دنبال میشد، ولی عرضهها جذب شد. در سوی دیگر، خبرهای سیاسی هم که نقطه نگرانی بازار بود، از جنگ و موشک به سمت لاوروف و عاصم منیر کشیده شده و همین کمی ذهن بازار را آرامتر کرده بود. البته هنوز چالشها پیش روی بازار قرار دارد و هیچکس نمیتواند از ریسک جنگ بهعنوان یکی از مهمترین ریسکهای فعلی بازار صرفنظر کند، اما جدال شرایط مختلف نیز در صحنه بازار دیدنیتر شده است.
بازار بهواسطه اتفاقات و تحولات مهم، اعم از کدال و غیرکدال، مسیر ورود دوباره جریان پول را دنبال میکند و خوشبینانه به این ماجرا نگاه خواهد کرد. از سوی دیگر، به شکلی کاملاً محسوس، بازار این روزها نوعی تغییر ذائقه و تغییر جریان توجه را نشان میدهد که امروز کمی در مورد آن بیشتر صحبت خواهیم کرد و آن هم موضوع نه کوچک و بزرگ یا اندازه شرکتها؛ بحث این است که جریان پول نگاه قویتر و بیشتری به سهمهای کوچک بازار دارد و این شرکتها و سهمها در کانون توجه بیشتری در بازار هستند. اگر به خاطر داشته باشید، در ابتدای پاییز و در روزهای ابتدای مهر چند موضوع را نوشتیم. یکی این بود که سرعت ما مثل تابستان نیست که مشخص است؛ دوم این بود که یک چله پرچالش را داریم که این هم مشخص است. در سوی دیگر، روزهای پایانی مهر و دو هفته اول آبان را بسیار پرچالش میدانیم که این هم مشخص است، اما یک پیشبینی دیگر ذیل تمام این موارد وجود داشت و آن هم این بود که احتمالاً ذائقه بازار و رفتار بازار در خرید سهام تغییر خواهد کرد.
ما نه از شاخصساز و غیرشاخصساز و نه از کل و هموزن و نه از کوچک و بزرگ، هیچیک صحبت نمیکنیم. ملاک، حال فعلی افراد و کماکان همان یک حرف است: عملکرد مهم است، اندازه مهم نیست؛ ولو اینکه یک شرکت بزرگ با عملکرد خوب ممکن است از شرکتهای کوچک بیشتر بازدهی داشته باشد. اما معتقدیم احتمالاً شرکتهای بزرگ بازار، باتوجه به بازدهی کسبشده، کمی گوشهنشین شده و فضای شلوغتری را داشته باشند و جریان پول با تغییر ذائقه نسبی، گرایش بیشتری به سهمهای کمبازدهتر و کوچکتر طی این مدت خواهد داشت. دقت کنید، روی دو موضوع تأکید کردیم: کمبازدهتر و عقبتر و کوچکتر.
در این تغییر ذائقه، نقش دو اتفاق و دو جریان بیش از پیش خود را نشان خواهد داد. جریان اول همین گزارشهای میاندورهای است که واقعاً نمیدانیم دیگر شرکتها چه زمانی میخواهند آن را منتشر کنند و یکی دیگر هم که فکر میکنیم اهمیت آن از اولی کمتر نیست، نقش گزارشهای ماهانه است که اگر بتواند پالس مثبتی را کماکان برای فروش شرکتها ارسال کند، حتماً آتش این توجه جریان پول را داغتر خواهد کرد.
این احتمال و این وزن را میدهیم که بعد از این جریانات، گرایش و توجه جریان پول از سهمهای بزرگ و یا چند سهم خاص به سمت سهمهای کوچکتر که با گزارشهای بهتر و عدم تأثیرپذیری از محاصره مواجه بودند، شکل دهد.
یا در واقع، اگر بخواهیم جمعبندی این بخش را داشته باشیم، باید گفت که همچنان میتوان در بازار حاضر بود، اما برای کسب بازدهی مطمئن، احتمالاً باید مدل بازی خود را تغییر دهیم.
این مدل بازی برای دو سه هفته پیش رو به این شکل خواهد بود که اندکی احتیاط را باید بیشتر کرد و سراغ سهمهایی رفت که این دو مؤلفه مثبت را در دو گزارش پیش رو پاس کنند و اینطور است که جریان پول آرامآرام سمت سهمها و صنایعی میرود که این شرایط را داشته باشند.
ببینید، خوب دقت کنید؛ یعنی در مقطع پیش رو، هنوز معتقدیم حتی با وجود سایه جنگ میشود در فضای بازار ماند و روی برخی سهمها و صنایع دیگر بازدهی بهتری گرفت. البته احتیاط هم باید چاشنی کار باشد، اما متریال و بیس اصلی این روند، گزارشها هستند و بدون آنها نمیشود با فرمان قبل، کورکورانه در بازار حرکت کرد.
و اما یک احتمال دیگر از سوی برخی بدبینها به بازار مطرح میشود و آن هم این است که باتوجه به اتفاقات و تهدیدها و شرایط پیش رو، احتمال اینکه حتی با وجود دو گزارش خوب و قوی در مقاطع پیش رو، چه در میاندورهای و چه در ماهانه، بهاصطلاح خودمان این گزارشها و برگ برنده آنها بسوزد و زیر آوار اخبار منفی دفع شود، وجود دارد.
ببینیم تا به امروز واکنش نمادهایی که گزارش دادهاند زیر بار این خبرها چطور بوده. مگر فراموش کردید که غشهداب را در بدترین و تلخترین روز بازار، یک میلیارد صف زدند؟ دیروز فوکا و نمادهای دیگر؛ پس فراموش نکنید، هنوز بنیاد و ارزندگی شرکتها دست بالاتر را دارد، بهخصوص اینکه بازار آنقدر مشت و لگد جنگ و سیاست خورده که با یک حرف و توییت خیلی به هم نریزد. اما یک نکته و یک احتمال را رد نمیکنیم.
و آن هم اینکه اگر یک اتفاق خاص و غیرمنتظره و فراتر از پیشبینیها رخ دهد، بله، ممکن است و این احتمال وجود دارد که بازار زیر فشار این ریسک بزرگ سیاسی به سوختن گزارشها و اخبار خوب برسد.
اینجا هم تصمیم با شماست. میتوانید با این فکر و تفکرات و ترس از اتفاقات، راحتترین کار ممکن را کنید و بفروشید و تماشاچی باشید و میتوانید همچنان پای میز نشسته و به بازی خود ادامه دهید.
در بالا هم قید کردیم که کمی احتیاط لازم است، ولی نمیشود از ترس اتفاقات رخ نداده خودکشی کرد و چشم به روی شرایط بنیادی نمادها و شرکتها بست. از همین رو، همچنان معتقدیم فرمانده و فرمان حرکت بازار، کدال و تحولات آن و همچنین دو موضوع دلار نیما و گروه پالایش خواهد بود که در مورد دلار نیما تا آخر هفته یک بار دوباره صحبت خواهیم کرد و امروز، اگر اجازه بدهید، در بخش دوم دوباره در مورد گروه خاص و مهم پالایش صحبت میکنیم که میتواند نقشآفرینی مهمی در شرایط فعلی بازار داشته باشد.
امیدواریم آنچه در بخش دوم مینویسیم درست نباشد و دولت هم عاقلانه و بر اساس عدل و عدالت رفتار کرده و این تصمیمات را نگیرد، اما آنچه روشن است و در حال حاضر دیده و شنیده میشود، این است که بخشنامه منطقی و فنی وزارت نفت و پیشنهاد آن مورد تأیید قرار گرفت و شرکتها نیز تقریباً اعلام کردند که اگر این بخشنامه باشد، با توجه به کاهش تخفیفات، در حال حاضر با کرکهای فعلی و با این نرخ ارز و قیمت فرآوردههای خاص، اثر آنچنان منفیای را در سود نداریم. یعنی اگر قرار بود به شکل عادی این ماجرا سپری شود، ما امروز باید شاهد بازگشایی اکثر نمادهای پالایشی میبودیم.
اما ماجرا از آنجا آغاز شد که ناگهان ارگانهایی که دستی در بودجه و تأمین منابع مملکت دارند، نه از سر یک تصمیم عاقلانه، که از سر عجز و بیپولی به فکر روشهای قدیمی افتادند که در دولت اسب زینشده اجرا میشد؛ یعنی زدن جیب شرکتها؛ رفتاری که مدتها بود بهدرستی از سمت دولت شاهد آن نبودیم و تازه به عقل و عقلانیت تصمیمگیریها اطمینان پیدا کرده بودیم، اما این موضوع ناگهان ورق را کمی چرخاند. البته طبیعی است، چون عدد بزرگ است!
و همین شد که دو وزارتخانه و سازمان دیگر که از قضا باید پشت بازار باشند و همراهی کنند، پیشنهاد بند ۷ را در تصویبنامه گذاشتند تا با تعیین شرایط اضطرار، حاشیه سود شرکتها را خورده و عدد مابهالتفاوت را به جیب بزنند. آنها طی این مدت بدهکار شرکتهای پالایشی بودند و با این کار قصد تهاتر و یا کاهش این بدهی را دارند.
بخش عمدهای از فشار روانی بازار طی ماههای گذشته روی گروه پالایش بوده. شب تا صبحی نبوده که سهامداران این گروه از ترس جنگ و زده شدن، خواب درست داشته باشند. آنها با فضای فعلی ریسک کرده و با محاسبات کرک اسپردها و افزایش حاشیه سود در این صنعت سهامدار شدهاند و ناگهان دولت، به دلیل اینکه جیبش خالیتر شده، هوس زدن جیب شرکتها را میکند.
بهواقع، از خود سؤال نمیکند که این رفتار و این فضا، امنیت سرمایهگذاری در سایر صنایع را به خطر میاندازد؟! به بهانه اضطرار، دست کردن در جیب شرکتها اتفاقی است که اگر رویه شود، دیر یا زود دامن اکثر صنایع را خواهد گرفت. به بهانههای مختلف، دولت دخالتهای غیراصولی و غیرمنطقی را در شرکتها خواهد داشت.
آیا پسفردا اسپردها کاهش پیدا کرد و حاشیه سودها کم شد، آیا دولت در پی جبران آن برمیآید؟! خیر، آن موقع میگوید بورس است و تحلیل و نوسان جزئی از ذات بازار است! به همین راحتی.
امیدواریم این اتفاقات و شنیدهها در حد حرف باشد و اعلام شرایط اضطرار برای یک مهر به آن طرف، فقط شایعهای برای بازار شود، اما بهواقع این موضوع ظلم بزرگی به سهامداران این گروه خواهد بود که اتفاقاً بخش عمدهای از آن همین مردم و نهادهای شبهدولتی هستند. امیدواریم دولت کمی هزینه فایده را در مغز خود قرار دهد. اگر قرار است در بازار عرضههای اولیه و حضور مردم ادامه پیدا کند و اتفاقات مثبت شکل بگیرد، راهش زدن اینچنینی جیب شرکتها نیست. اشتباهات گذشته را تکرار نکنید ...
بریدن سر این مرغ تخمطلا که میتواند تا مدتها برای شما کارکرد مثبتی داشته باشد، بدترین نوع برخورد خواهد بود. بهواقع نمیدانیم دیگر چطور بنویسیم که در تصمیمات خود عقلانیت را داشته باشید، اما در هر صورت، این جمعبندی مهم و اساسی برای همه وجود دارد که باید جلوی تصمیمات غیراصولی و غیرمنطقی بایستیم و نگذاریم که دولت بهواسطه بیپولی این جریان را آغاز کند، چرا که اگر از این صنعت آغاز شد، در صورت ادامه وضعیت، یکییکی سایر صنایع را در بر میگیرد و البته یک نکته را هم بیان کنیم؛ شاید بسیاری بپذیرند که شرایط اضطرار یعنی جنگ، یعنی زد و خورد، یعنی آنچه در جنگ ۴۰ روزه داشتیم. به نظر واقعاً فضا الان شبیه آن فضاست؟! شاید اگر اوضاع جنگی بود، همه میپذیرفتیم این موضوع برای مدتی محدود در زمان جنگ اتفاق بیفتد، اما وقتی چنین چیزی نیست، چرا باید بهانه آن برای زدن جیب شرکتها شود!
و نکته آخر، رفتار وزارت نفت و دولت طوری است که حداکثر ابهام را ایجاد کرده و حداقل شفافیت را رقم زده است. حالا سازمان بورس مانده که در این شرایط و این فضا به سمت بازگشایی نمادها برود یا نرود. به نظر، یک پیشنهاد مهم اینجا وجود دارد. احتمالاً دولت حاضر به اعلام رسمی این موضوع نخواهد بود. وزارت نفت هم در دادن اعلامیه فروش و بهای تمامشده تعلل خواهد کرد. پیشنهاد روشن و مشخص برای نزدیک شدن به زمان بازگشایی پالایشیها این است که: آنها گزارشهای ششماهه را با رویه عدم شرایط اضطرار تهیه کرده و در واقع، آنچه گزارشهای ماهانه مبنای کار بود را ادامه دهد و برای شش ماه دوم، در گزارشهای تفسیری پیوست صورتهای مالی، دو سناریو را با مفروضات و جدول حساسیت پیشبینی کرده و در اختیار سهامداران قرار دهد. یعنی مثلاً بگوید در صورت شرایط اضطرار و فیکس شدن کرکها، با این نرخ ارز بهروزشده به این سود خواهیم رسید و در صورت عدم اضطرار، با جریان نرخ ارز و پیشبینی حداقل اسپردها، سود در ۶ ماهه دوم فلان عدد خواهد بود.
در این حالت است که البته با وجود ابهامات فراوان، حداقل سهامدار وزن تحلیلی را به گزینهها و گزارههای مختلف میدهد و آن را در قیمتها لحاظ میکند و روی تابلو پرایس خواهد کرد. شاید تنها راه منطقی و عقلانی فعلی برای بازگشایی و نزدیک شدن به بازگشایی این گروه است و البته شاید لازم باشد برای کشتن ترس بازار، این نمادها اپن باز شود، اما هرچه که هست، نمیتوانیم خیلی نمادها را متوقف نگه داریم و به نظر، بعد از انتشار این شفافسازیها و انتشار گزارشهای میاندورهای با این فرمول و ظرفیت، میشود در مسیر بازگشایی گام برداشت.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید