سایههای روشن
امروز، بازار با درصد بیشتری احتمال مذاکره و تعویق جنگ را دنبال میکرد و با اینکه سایه جنگ بود و حضور داشت، اما به سایهای کمرنگ تبدیل شده بود که آن جو منفی را کاهش میداد.
به گزارش آوای آگاه؛ سومین روز معاملاتی هفته با افزایش 93هزار واحدی شاخص کل به اتمام رسید و در نهایت این نماگر در ارتفاع 4.052.943 واحدی به کار خود پایان داد. شاخص هموزن هم با افزایش بیش از 14هزار واحدی در سطح 1.018.002 واحد قرار گرفت.
فملی، فارس و فولاد از جمله نمادها با بیشترین تأثیر مثبت بر شاخص بودند و نمادهای دعبید، شبهرن، غکورش بیشترین تأثیر منفی را بر شاخص کل بورس داشتند.
در پایان بازار امروز، شاخص فرابورس با افزایش 431 واحدی همراه شد و در ارتفاع 30.178 واحد ایستاد. نمادهای مارون، آریا، کگهر و سامان بیشترین تأثیر مثبت را بر شاخص فرابورس داشتند.
امروز، تراز نقدینگی حقیقیها مثبت بود و 1.5 همت پول وارد بازار شد.
ترینهای معاملات بورس
فلزات اساسی، شیمیایی و فرآوردههای نفتی، سه گروه با بیشترین ارزش معاملات و بانکها، فلزات اساسی و فرآوردههای نفتی، سه گروه با بیشترین حجم معاملات بودند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز، فلزات اساسی، محصولات شیمیایی و فرآوردههای نفتی بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقیها جذب کردند. نمادهای فملی، شبندر و اهرم صدرنشین ورود پول سهامداران خرد بودند و نمادهای موج، نارنج اهرم و شبندر بیشترین حمایت را از سوی حقوقیها داشتند.
و اما بازار امروز
امروز، بازار با درصد بیشتری احتمال مذاکره و تعویق جنگ را دنبال میکرد و با اینکه سایه جنگ بود و حضور داشت، اما به سایهای کمرنگ تبدیل شده بود که آن جو منفی را کاهش میداد. بازار امروز تمام تلاش خود را کرد تا بار دیگر 4 میلیون را پس بگیرد و با تمام توان این کار را کرد. نکته جالب بازار امروز این بود که از میانههای بازار و نیمه دوم، برخلاف آنچه همه فکر میکردند، قدرت تقاضای بیشتری داشت و تقریباً بعد از بازار مشخص شد که اخباری از مذاکره و این بار از جنس مستقیم آن در پیش است. بازار امروز را در حالی آغاز کردیم که موج خبرهای امیدوار کننده از روز قبل بیشتر شد و طبیعی بود که بازار امروز جو بهتری را بعد از افت و اصلاح سنگینی که داشت، تجربه کند. البته ابهاماتی هم پیش روی بازار وجود دارد؛ اینکه شایعاتی از فرصت محدود ترامپ به ایران برای مذاکره شنیده میشود، اینکه هنوز تجهیزات نظامی در منطقه رو به افزایش است، اینکه احتمال جنگ خیلی کم نشده و یا اینکه ایران تن به درخواست های مطرح شده در مذاکره میدهد یا نمیدهد، همه سؤالاتی است که پیش روی بازار قرار دارد. به هر حال، بازار امروز با این ذهنیت میخرید که احتمالاً در روزهای آتی مذاکره شکل میگیرد. البته بخشی هم طبق معمول تماشاچی و فروشنده بازار (بهخصوص در نیمه دوم) بودند و این رفتار، فردا نیز بیشتر به چشم میآید؛ به این دلیل که تعطیلی پیش روی بازار است و بسیاری ریسک این تعطیلات را نمیپذیرند و سعی میکنند تماشاچی و نظارهگر بازار باشند. در حال حاضر، بازار ریسک سیاسی را نسبت به هفته قبل کمتر میبیند و این موضوع در بازگشایی نفت و طلا نیز روشن بود، اما اینکه با خیال راحت بگوییم همه چیز تمام شده، به نظر خوشخیالی و در نظر نگرفتن ریسکهای فعلی است. البته ارزندگی آنقدر قوی است که فردا باید صفوف خرید را شاهد باشیم. همین موارد و شرایط است که کار را سخت و فضا را پیچیدهتر کرده و نشان میدهد تصمیمگیری در چنین فضایی بسیار سخت و با عدم قطعیتهای متعدد همراه است. اینکه بخشی از جریان پول هم کماکان سعی میکند تماشاچی باشد، به همین دلیل است و اعتمادی به روند و رویدادهای فعلی ندارد؛ چه جدال جالبی است!
اما با تمام این فراز و نشیبها، دوست داریم شما و بسیاری از حقوقیها را به بحث ارزندگی ارجاع دهیم؛ خطکشی که به نظر کارکرد درست خود را پیدا کرده است. یک نکته مهم درخصوص بازار این است که چرا در مدت کوتاهی بعد از اصلاح، بازار در مدار ارزندگی قویتری قرار گرفت و حتی این سؤال مطرح بود که چرا پس از وقوع اتفاقات تلخ اخیر و اصلاح اخیر بازار، به سرعت و با کوچکترین اصلاح میگویید که بازار در ارزندگی سطح شهریور و مهر قرار گرفته و یا همین حالا میگویید که ممکن است رالی در پیش باشد، البته بهشرط کاهش ریسکها. چند نکته و چند راهکار در مورد این موضوع وجود دارد؛ تفاوت این مرحله با مراحل گذشته این بود که درست در بحبوحه اتفاقات و اعتراضات اخیر و ریزش بازار، سه رویداد قوی بنیادی برای بازار به وقوع پیوست که این سه رویداد سطح ارزندگی و P/E بازار و امید به آینده را به شدت افزایش داد. ابتدا موضوع اصلاحات ارزی و تکنرخی شدن ارز مطرح شد که شاید بازار چهار سال به دنبال آن میدوید و تا به آن رسید، این شرایط پیش آمد. به عبارت دیگر، یکی از تاریخیترین فرصتهای صعود بازار زیر ریسکهای سیاسی و آوار تهدیدات نظامی و سایه جنگ دفن شد. همین امروز مطلع شدیم حتی پتروشیمی و فولادی هم دیگر صاحب اختیار ارز خود برای فروش به قیمت منطقی شدند و این اتفاق کوچکی نیست. موضوع دوم، انتشار گزارشهای میاندورهای بود که از انتظار بازار فراتر رفت و سطح ارزندگی بازار را یک پله بالاتر آورد و به همگان نشان داد که اگر حاشیه سود در همین محدوده حفظ شود، میتوان انتظارات سودهای خوب و قوی برای سال آتی داشت. نکته سوم، گزارش ماهانه فروش شرکتها بود که شرایط خوبی را در ادامه ماههای گذشته رقم زد و یک بار دیگر نشان داد در صورت تداوم در وضعیت فروش، سودهای قوی در انتظار بازار خواهد بود.
این سه موضوع، ارزندگی بازار را چند پله بالا آورده و P/E را چه در فوروارد و چه در تیتیام کاهش دادند و حالا مرحله بعدی از اتفاقات بود که ناگهان علاوه بر این کاهش P/E که ناشی از افزایش چشمانداز سود و رشد مخرج کسر یعنی درآمد شرکتها بود، ناگهان قیمتها نیز با سرعت بالایی رو به کاهش گرفته و اصلاح ۲۰ تا ۲۵درصدی را در بسیاری از سهمها شاهد بودیم. این افزایش چشمانداز سود و کاهش سریع قیمت باعث شد تا P/E بازار و ارزندگی آن در سطوحی قرار گیرد که ما از آن بهعنوان سطوح ارزنده و قیمتهای شبیه به شهریور و مهر یاد کنیم. اما چرا بازار همچنان بیتوجه است؟ بازار و حتی حقوقیها به این موارد نگاه نمیکنند، اما چرا حقوقیها این موارد را در نظر نمیگیرند؟ برای این موضوع نیز دو دلیل وجود دارد. طی سالهای اخیر، بزرگان و حقوقیهای بازار کاملاً براساس جو بازار و نوسانات روزانه خرید و فروش میکنند و کمتر حقوقی و صندوقی پیدا میشود که با استراتژی مشخص در بازار حرکت کند. بسیاری از آنها هم مثل سهامداران حقیقی رفتار کرده و معمولاً بعد از رالیهای صعودی در صفوف خرید به دنبال سهم هستند. پس یکی از مهمترین دلایل این است که کسانی که باید متولیان و بازیگران اصلی بازار باشند، خود دنبالهرو بازار شدهاند. اما نکته دوم این است که به نظر میتوان به برخی حقیقیها و حقوقیها حق داد که شرایط فعلی را با شرایط شهریور و مهر مقایسه نکنند. در آن مقطع، ریسک ماشه و ریسک جنگ دوباره بود، تحریمها پیش روی بازار قرار داشت و موارد متعدد دیگر، اما سایه جنگ به اندازه شرایط فعلی روی سر بازار قرار نداشت و نزدیک نبود. ما هنوز هم که شبها میخوابیم، نمیدانیم فردا صبح با چه خبر و اتفاقی مواجه خواهیم شد. پس باید به سهامداران هم حق داد که حتی در مدل ارزندگی فعلی با در نظر گرفتن ریسک جنگ، نگاه متفاوتی به بازار داشته باشند. ریسک جنگ بهعنوان میتواند یکی از نکات تعیینکننده در آغاز یک حرکت بزرگ در بازار شناسایی شود. به این شکل که اگر به هر دلیل و هر اتفاقی سایه این جنگ و ریسکهای ناشی از آن بهواسطه مذاکره یا هر اتفاق دیگری برطرف گردد، شاهد خواهیم بود که فنر رشد قیمتها به سرعت آزاد شده و دوباره جریان پول راهی بازار میشود و در یک رالی قیمتی قرار گرفته و رشد قیمتها را شاهد خواهیم بود. درست در نقطه مقابل، اگر این ریسک کماکان روی سر بازار باقی بماند که البته معتقدیم نمیتواند ادامهدار باشد و طولانیمدت نخواهد بود و تعیین تکلیف میشود، همچنان جمعتر شدن این فنر را شاهد خواهیم بود و حتی احتمال اینکه شاهد افت دوباره قیمتها باشیم هم وجود دارد. این را نوشتیم که فردای منفی شدن، برخی دنبالهرو صف فروش نشوند. البته همچنان توصیه ما به حقوقیها و بزرگان بازار این است که بدون توجه به ریسکهای سیاسی و با خطکش ارزندگی حرکت کنند و آنقدر به دنبال نقطه خاص و امن و کف بازار نباشند. معمولاً چنین نقطهای بهخصوص با این عدم قطعیتها به سختی شناسایی میشود و با حجم بزرگی از سرمایه در عمق کم نمیتوان نقطهزنی کرد. پس طبیعی است که این دسته از سهامداران در پلههای متفاوت در بازار شروع به خرید کنند.
در بخش دوم به موضوعی میپردازیم که پرسش این روزهای بسیاری از سهامداران است. اینکه وزن داراییها که تقریباً میتوان گفت در سه کلاس دارایی اوراق، سهام و صندوقهای طلا طبقهبندی میشوند، چگونه باشد و مورد بعد اینکه آیا از اهرم بدهی و اعتبار هم در این مقطع استفاده کنیم یا خیر؟ به موضوع اهرم بدهی و اعتبار به دلیل پیچیدگی آن فردا بیشتر میپردازیم. امروز نظر خود که قاعدتاً با ریسک پروفایل شخصی هم ممکن است همراه باشد را بیان کرده و تاکید میکنیم هر فردی میتواند با توجه به فضای فکری و رفتاری، تصمیمات متفاوتی بگیرد. در این بخش سعی میکنیم با باز کردن برخی مفروضات به بیان نکات مهم این سه کلاس دارایی بپردازیم و در مورد آن صحبت کنیم. البته تا حدودی سناریوهای مختلف سیاسی هم در این تصمیم گیری اثرگذار است. در هیچ سناریویی، از جنگ تا صلح، از مذاکره تا بلاتکلیفی، خرید اوراق را با نرخ بهره ۲۵ تا حتی ۳۵درصد منطقی نمیدانیم و معتقدیم اوراق میتواند نقش یک پارکینگ پول موقت برای تصمیمگیریهای بهتر را بازی کند. بیشک در سیستمی که تورم آن مستقیم و غیرمستقیم به ۶۰درصد نزدیک است، داشتن اوراق با نرخ بهره ماهانه ۳درصد چیزی جز عقبافتادگی از ریل تورم نیست. اگر شرایط مثبت و افق تورم کاهشی باشد، شاید در آن مقطع خرید برخی اوراق را منطقی بدانیم. در غیر این صورت، خرید اوراق در استراتژی بلندمدت جایی ندارد. بحث عمده ما بین دو کلاس دارایی سهام و طلا خواهد بود که در مورد طلا نیز ترکیبی است که وزن اثرگذاری دلار را در دل خود دارد. با توجه به قرار داشتن در خاورمیانه، در اغلب اوقات شما باید ۲۰ تا ۳۰درصد از پرتفوی خود را در دارایی به نام طلا نگه دارید. چون نمیدانید چه چیزی در انتظار شماست، اما معتقدیم در حال حاضر فقط در دو حالت میتوانیم وزن طلا را به سطوح بیشتری افزایش دهیم و در هر حالت دیگری، وزن طلا باید در همین محدوده و یا کمتر باشد؛ حالت اول این است که یک جنگ محدود شبیه آنچه در جنگ ۱۲ روزه رخ داد، رخ دهد که احتمالاً پس از وقوع آن یک افت موقت در دلار و طلا داشته باشیم و دوباره مسیر صعودی شود. در حالت دوم هم، فقط اگر محاصره اقتصادی و فشارهای اقتصادی تداوم داشته باشد، توصیه به افزایش وزن طلا خواهد بود. در غیر این دو حالت، حتی با فرض وقوع جنگ هم معتقدیم وزن طلا نمیتواند از این سطحی که وجود دارد بیشتر شود. البته در حالت مذاکره یا گشایشهای سیاسی ماجرا فرق کرده و شاید در آن مقطع بهتر باشد وزن اوراق و سهام را بهجای طلا بالا ببرید.
در مورد سهام نیز معتقدیم در مقطع فعلی کف وزن دارایی سهام حتی با وجود ریسکهای متعدد و البته ارزندگیهای موجود میتواند در محدوده ۷۰ تا ۸۰درصد باشد و برای این سناریو نیز در صورت وقوع دو رویداد، وزن آن را کاهش خواهیم داد؛ رویداد اول قطعاً محاصره اقتصادی است و افزایش فشار تحریمها و رویداد دوم حالتی است که فضای فعلی باقی بماند و ریسک جنگ برطرف نشود و فشارهای اقتصادی هم بیشتر باشد. در این دو حالت ممکن است ریسک بازار سهام افزایش داشته باشد و میل به سایر داراییها بیشتر میشود. قطعاً میتوان مدلسازیهای مختلفی را در مورد این موضوع انجام داد و یک توصیه به بسیاری از فعالان بازار داریم که هر آنچه ممکن است بهعنوان سناریوهای سیاسی و اقتصادی شکل بگیرد را بنویسید، روی کاغذ آورده و به آن وزن بدهید. این موضوع باعث میشود چهارچوب ذهنی شما در تصمیمگیریها بیشتر و بیشتر شود و منظمتر تصمیم بگیرید ک منسجمتر عمل کنید. هیچ چیز ثابتی وجود ندارد و تمام مبنای بورسیها این است که فضای منفعلانه و متفاوت را در کنار فضای سیاسی قرار داده و بتوانند پرتفو را تنظیم کنند و بهترین تصمیم را بگیرند.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید