ترس بازار ریخت؟

تصویر ترس بازار ریخت؟

امروز بازار با شرایط قفل صف فروش و فشار فروش سنگین آغاز کرد و خبرهای دیشب تا صبح هم حسابی این حس ترس را بیشتر کرده بود. یک ساعت اول که هیچ، ولی کم‌کم این ترس کمتر شد و ترس بازار در برخی نمادها ریخت و صف فروش‌ها جمع شد تا به همه ثابت شود این جو منفی آن چیزی که بازار در ذهن خود شبیه‌سازی می‌کند، نیست.

به گزارش آوای آگاه؛ در بازار امروز فشار فروش بالا بود و علی‌رغم بهبود تقاضا در دقایق پایانی، در مجموع این فروشندگان بودند که برتری داشتند. در پایان، ۷۷ درصد نمادها سرخ‌پوش بودند و ارزش صفوف فروش به حدود ۱۴ همت کاهش یافت.
شاخص کل بورس تحت تأثیر منفی نمادهای فملی، شپنا و شبندر کاهش ارتفاع 157 هزار واحدی را ثبت کرد و در ارتفاع 7,291,611 قرار گرفت. در سمت مقابل تابان، نوری و البرز بیشترین تلاش را در جهت رشد شاخص کردند.
شاخص هم وزن هم نزولی بود و با کاهش بالغ بر 40 هزار واحدی در سطح 1,946,328 واحدی به کار خود پایان داد.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر منفی نمادهای کگهر و سامان، 940 واحد افت کرد و در سطح 56 هزار و 627 واحد متوقف شد. مارون و فغدیر نمادهایی بودند که بیشترین اثر مثبت را بر این شاخص داشتند و مانع از افت بیشتر آن شدند.
طی روز جاری تراز نقدینگی حقیقی ها مثبت و 7 همت پول وارد بازار شد.
ترین های معاملات بورس
شیمیایی‌ها، بانکی‌ها و فلزات اساسی بیشترین ارزش معاملات را داشتند و سه صنعت بانک، فلزات و خودرو میزبان بیشترین حجم معاملات بودند. امروز نمادهای وتجارت، خساپا و فولاد بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز تنها صنعت ماشین الات و دستگاههای برقی بود که موفق به جذب مقدار کمی نقدینگی از سوی حقیقی‌ها شدند و در مقابل دو گروه فلزات اساسی و محصولات شیمیایی بیشترین پول‌های خرد را از دست دادند. نمادهای وپاسار و فارس بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای فولاد و شپدیس بیش از همه در حمایت حقوقی‌ها بودند.

2.png

3.png

 

و اما بازار امروز

امروز بازار با شرایط قفل صف فروش و فشار فروش سنگین آغاز کرد و خبرهای دیشب تا صبح هم حسابی این حس ترس را بیشتر کرده بود. یک ساعت اول که هیچ، ولی کم‌کم این ترس کمتر شد و ترس بازار در برخی نمادها ریخت و صف فروش‌ها جمع شد تا به همه ثابت شود این جو منفی آن چیزی که بازار در ذهن خود شبیه‌سازی می‌کند، نیست. این موضوع شبیه‌سازی بازار با دوره‌های قبل، بلای جان تصمیم‌گیری‌ها و احساس و رفتار بازار شده و سعی می‌کنیم روزهای بعد مفصل در مورد آن صحبت کنیم.

البته این را هم بگوییم؛ الگوی جمع‌وجور شدن بازار و حتی مثبت شدن در سهم‌های بنیادی مثل «بترانس» یا برخی دیگر، به‌خوبی نشان می‌دهد کارکرد اصلاح قیمت و اخبار بنیادی هنوز کارکرد قوی دارد و خیلی به جو نگاه نمی‌کند. بعد از تحولات و اتفاقات مختلف، حالا بسیاری در بازار به دنبال سؤالاتی هستند که با آن‌ها پاسخ داده شود و مسیر پیش رو را مشخص نماید.

اولین و مهم‌ترین سؤال همه این است که بازار چرا ناگهان این‌چنین شد؟!

برخی افزایش ناگهانی ریسک‌های سیاسی را عامل این موضوع می‌دانند و بسیاری بر این عقیده‌اند از وقتی هشدارهای ترامپ و جلسات اتمام‌حجت و رفت‌وآمدها و همچنین ادامه تنش در تنگه هرمز بیشتر شد، بازار این فاز را گرفت و فضا تغییر کرد. شاید هم این موضوع درست باشد، اما بگذارید نظر خود را نیز در مورد این موضوع بیان کنیم.

معتقدیم در فضای فعلی، آنچه باعث افت و عرضه بازار شد، مسائل سیاسی نبود و چند اتفاق و رویداد دست‌به‌دست هم داد و باعث این فضا شد. به نظر مهم‌ترین داستان این است که بازار یک رشد سریع و قوی را طی کرده بود و به یک استراحت نیاز داشت. ترکیبی از عوامل، ریسک‌های سیاسی و همچنین فضای افزایش عرضه‌ها، این عامل را ایجاد کرد که برخلاف بسیاری از عزیزان، ما عامل عرضه حقوقی‌ها، چه با دید شناسایی سود و چه با دید دستوری برای کنترل بازار، را عامل مهم‌تری در فضای فعلی می‌دانیم. این به نظر و از دید ما یکی از مهم‌ترین دلایل عرضه بازار بود؛ یعنی بهانه‌ها برای اصلاح وجود داشت و این عرضه‌ها اصلاح را رقم زد.

اما سؤال مهم بعدی این است که مهمانی تمام شده؟! یا به پایان روند رشد بازار رسیده‌ایم؟! این شاید مهم‌ترین سؤالی باشد که حتی از اولی هم مهم‌تر است و حالا همه از هم می‌پرسند. در پاسخ، حداقل با دیتای فعلی و اتفاقات فعلی، باید بگوییم خیر، هنوز چیزی تمام نشده، اما معتقدیم سر و شکل آن تغییر کرده و به مانند آنچه طی روزهای شهریور و مرداد رخ داد نیست و ما بازی متفاوتی را در این روزها در پیش خواهیم داشت.

این صفوف فروش شاید ترس را به جان برخی انداخت و آن‌ها که بازدهی خوبی را کسب کرده‌اند، در پی شناسایی سود باشند، اما نمی‌توانیم بگوییم که بازی بازار به پایان رسیده و ما در نقطه پایان روند صعودی قرار داریم. حقیقت امر این است که تا وقتی دو اتفاق به شکل جدی برای بازار رخ ندهد، ما نمی‌توانیم در مورد پایان این روند صحبت کنیم.

باز هم تأکید می‌کنیم در مورد سرعت آن می‌شود بحث کرد که احتمالاً در روزهای مهر و آبان به واسطه ریسک‌های سیاسی، این موضوع بیشتر به چشم می‌آید و با سرعت کمتری بازار واکنش نشان دهد، اما اینکه روند به پایان رسیده باشد، مستلزم خروجی است که از دو جریان نشئت می‌گیرد و به نظر اگر قرار است سهامداران در مورد پورتفوی خود و خرید و فروش‌ها تصمیم‌گیری کنند، این دو موضوع را باید در نظر داشته باشند.

موضوع اول چیزی جز تحولات سیاسی نیست. به واقع اگر فکر می‌کنید که به جریان جنگ نزدیک هستیم و دوباره ماجرای جنگ و جریان‌های جنگی آغاز می‌شود، بله، می‌توانید فعلاً یا موقتاً از پایان روند بازار یاد کنید. البته در همین موضوع نیز کم‌وکیف این رویداد و اتفاقات می‌تواند این بازی را تغییر دهد، اما به شکل کلی، اولین دلیل برای اینکه بگوییم مهمانی به پایان رسیده، افزایش سطح تنش و جنگ است که بی‌تعارف، در چنین شرایطی فعلاً ما چنین بازخوردی را از خبرها نمی‌گیریم. البته فضا تندتر شده، شرایط سخت‌تر شده است، اوضاع کمی غیرمنطقی پیش می‌رود، اما ریسک جنگ هنوز ریسک کمرشکنی که بخواهد منقطع و قطع‌کننده روند بازار باشد، نخواهد بود.

باز هم تأکید می‌کنیم ریسک جنگ ممکن است فضای بازار را کمی بترساند، اما آن چیزی که منجر به ریزش تمام‌عیار شود، یعنی جنگی که در نهایت زیرساخت‌ها را تهدید کند، فعلاً دیده و شنیده نمی‌شود. البته این را هم بگوییم؛ ما چیزی را نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم. ممکن است همین چند ساعت دیگر ماجرا به شکل کلی تغییر کند. آن وقت می‌توانیم تازه بگوییم این نظر و این بخش می‌تواند و محتمل است که با افزایش فروشنده‌ها مواجه باشد.

و اما بُعد دوم و دلیل دوم که معتقدیم بُعد مهمی برای تصمیم‌گیری‌هاست، یا شاید بهتر است بگوییم حتی اگر افزایش ریسک‌های سیاسی را داشته باشیم و جنگی محدود هم رخ دهد، باز هم می‌توانیم روی بُعد بنیادی حساب کنیم و پرواز را برنامه‌ریزی کنیم. سابقه این موضوع نیز وجود داشته که بازار زیر بمب و موشک هم به واسطه ارزش قوی بنیادی، مسیر خوبی را طی می‌کرد. مگر غیر از این بود که آمریکا هر شب جنوب را می‌زد و صبح بازار بی‌اعتنا در صفوف خرید قرار می‌گرفت؟ پس نمی‌توانیم بگوییم با بنیاد شرکت‌ها کاری نداریم؛ اتفاقاً این بُعد بنیادی است که می‌تواند سرنوشت بازار را تعیین کند.

در مورد این موضوع نیز مفصل صحبت کردیم. در حال حاضر آلارم، نشانه و رویدادی که بخواهد به ما بگوید در فضای غیربنیادی و غیرقابل‌توجیه قیمت‌ها هستیم، نداریم. ما برای این موضوع همیشه خط‌کش‌های متعددی را ترسیم می‌کنیم؛ اعم از پی‌به‌ای TTM و فوروارد، شرایط دلار، چشم‌انداز دلار نیما، ارزش دلاری و مواردی نظیر این‌ها. شاید بازار به یک اصلاح موقت چندروزه نیاز داشته باشد تا بتواند در قیمت‌های جذاب‌تری قرار گیرد، اما از بُعد بنیادی، در حال حاضر با چالش خاصی مواجه نیستیم.

وقتی از چالش صحبت می‌کنیم، به این جمله مدام بیندیشید که صحبت از چالش یعنی قیمت‌های روی تابلو نتوانند چه در آینده و چه در حال حاضر، فضا را توجیه کنند و این عدم توجیه‌پذیری می‌تواند بهانه‌های ریزش بازار را به همراه داشته باشد و ما را به پایان موقت مهمانی ببرد. چرا از واژه «موقت» استفاده می‌کنیم؟ چون جایی به هر حال قیمت‌ها اصلاح می‌شوند و دوباره جذاب خواهند شد. هنوز جریان پول هم از بازار فاصله نگرفته و ما شاهد حضور قوی این جریان در بازار هستیم.

این عامل با خط‌کش مهمی به نام گزارش‌های کدال شرکت‌ها و وضعیت بنیادی آن‌ها سنجیده می‌شود و به نظر، یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازار در مقطع فعلی است. از همین روست که در روزهای گذشته تأکید کردیم ماه مهر، به واسطه قرار گرفتن دو دسته گزارش ماهانه و میان‌دوره‌ای، ماه حساسی برای بازار خواهد بود.

یک نکته را به خاطر داشته باشید؛ در روزهای انتهای تیر، ما چنین فضایی را تجربه کردیم؛ یعنی بازار با یک عرضه جدی مواجه بود. اما در همان مقطع، تحولات و رویدادهای گزارش‌های میان‌دوره‌ای و ماهانه تیر، به‌طور کلی شرایط را تغییر داد و فضای بازار را عوض کرد. به نظر، خوش‌بینانه‌ترین اتفاق این است که ما در حال حاضر تن به این اصلاح بدهیم، منتظر رسیدن گزارش‌ها باشیم و اتفاقاً بر این عقیده‌ایم که این فضای فعلی اصلاح قیمت‌ها می‌تواند انگیزه‌های بعدی برای رشد بازار را نیز فراهم کند و در مرحله بعد، انرژی بازار برای رشد را قوی‌تر نماید. هرچند سرعت تحولات و رشد بعدی قطعاً شبیه مقطع فعلی نیست، اما این‌طور نیست که بخواهیم بگوییم مهمانی تمام شده…

ما همچنان معتقدیم با این فضا، اگر گزارش‌های بنیادی بتوانند توجیه‌کننده فضای یادشده شرکت‌ها باشند، قیمت‌ها نیز دیر یا زود همراهی خواهند کرد. پس منفی فعلی بازار خیلی نگران‌کننده نیست، اما این‌طور نیست که خیالمان از همه‌چیز راحت باشد. باید هوشیار و با چشمانی باز بخوابیم و همه‌چیز را دنبال کنیم و این‌قدر آیه یأس هم نباشیم. به جای ترسیدن، دل به بررسی بیشتر قیمت‌ها و نمودارها داشته و گزینه انتخاب کنیم تا در رالی و مسیر بعدی بازار بتوانیم فضای منطقی‌تری را ترسیم نماییم و دست بازار پُر باشد…

و البته به این موضوع معتقدیم که بعد از انتشار گزارش‌های ماهانه و میان‌دوره‌ای، احتمالاً روش و مسیر بازار کمی تغییر خواهد کرد و این احتمال وجود دارد که جریان‌های پولی بازار تغییر ذائقه داده و در هر سهم و صنعتی وارد نشوند. این یکی از مهم‌ترین اتفاقات و احتمالات پیش روست که باید ببینیم چه خواهد شد و چه نتیجه‌گیری می‌توان کرد. اما قاعدتاً با یک روز منفی و دو روز استراحت و حتی یک هفته درجا زدن، نمی‌توانیم به این جمع‌بندی برسیم که بازار به پایان روند خودش رسیده و کار تمام است…

اما در بخش دوم، به نگرانی برخی از عزیزان پاسخ خواهیم داد که روی موضوع نرخ بهره صحبت می‌کردند. ببینید، بدون هیچ تعارفی، وقتی وضع دولت این باشد؛ بی‌پول و بدون فروش نفت، قاعدتاً دو مؤلفه افزایش خواهد یافت: استقراض، چاپ پول و اوراق و به تبع آن، افزایش نرخ بهره و افزایش نرخ ارز.

نرخ بهره حتی به‌زودی، به نظر، به عددهای ۵۰ نیز نزدیک خواهد شد و انتهای سال ممکن است با همین دست‌فرمان و همین شرایط، ما این اعداد را داشته باشیم. از دیدن این اعداد هیچ تعجبی نمی‌کنیم. اما یک نکته وجود دارد: آیا نرخ بهره عامل شکست بازار می‌شود؟!

پس این دو پرسش متفاوت است. بله، ما ممکن است از این پس رکوردشکنی‌های نرخ بهره را داشته باشیم، اما اینکه عاملی برای منفی شدن و شکست بازار می‌شود، به نظر کمی پاسخ به این سؤال با مفروضات فعلی دشوار است. ببینید، ما معتقدیم وقتی نرخ بهره می‌تواند عامل شکست بازار شود که نرخ بهره واقعی مثبت باشد، نه منفی ۲۰ و ۳۰. وقتی تورم در محدوده ۷۰ درصد قرار می‌گیرد، نرخ بهره واقعی اعدادی حوالی منفی ۳۰ درصد است. پس وقتی باید از افزایش نرخ بهره بترسیم که نرخ بهره واقعی مثبت باشد. در چنین فضایی، بازار به رویدادهایی نظیر افزایش نرخ ارز و افزایش تورم و فروش شرکت‌ها وزن بیشتری می‌دهد و این باعث خواهد شد تا جریان پول در فضای تورمی، تئوری پول داغ را تقویت کرده و در مسیر حرکت به سمت نرخ بهره نرود. حتی معتقدیم نرخ بهره همین فردا ۴۵ هم باشد، باز هم آن اثرگذاری سابق را ندارد.

اما یک نکته را تکمیل کنیم؛ هرچه پی‌به‌ای بازار افزایش پیدا کند، یعنی همان تئوری که قیمت‌های روی تابلو توجیه‌کننده شرایط بنیادی نباشند و پی‌به‌ای به اعداد بالاتری برسد، نرخ بهره بالا ساختار شکننده‌تری برای بازار ایجاد خواهد کرد و در واقع بازار رقیب را تقویت کرده و جریان پول را به سمت بازار رقیب سوق می‌دهد؛ ولی نه جریان پولی که بازدهی لازم را کسب نکرده و فضای بنیادی بازار را مشاهده می‌کند.

پس فعلاً با این فضا، با این نرخ، با این شرایط، از دلار نیما گرفته تا نرخ تورم و فروش شرکت‌ها، فعلاً از موضوع افزایش نرخ بهره نباید ترسید و لرزید و واهمه داشت، اما به عنوان یک مؤلفه مهم، آن را همچنان باید زیر نظر گرفت. به نظر، در حال حاضر هم اگر کسی به نرخ بهره وزن می‌دهد، به نظر بیشتر به دنبال بهانه برای توجیه فروش یا اصلاح خود است، والا شاید در چنین فضای تورمی، هیچ عقل منطقی ماندن در اوراق ولو با سود ۴۵ را توجیه‌پذیر نداند. باز صندوق‌های طلا تحلیل و رویداد متفاوت خود را دارند که بعدتر در مورد این کلاس دارایی مفصل صحبت خواهیم کرد.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید