هنگ معاملاتی !
بازار همچنان با اتکا به رشد دلار، جریان پول و ارزندگی سهام مسیر صعودی خود را حفظ کرده، اما در هفتههای پیشرو تحولات سیاسی و سناریوی محاصره یا کاهش تنش میتواند مهمترین عامل تعیینکننده جهت بازار و ترکیب صنایع باشد.
به گزارش آوای آگاه سومین روز معاملاتی هفته با رشد 36 هزار واحدی شاخص کل به اتمام رسید و در نهایت این نماگر در ارتفاع 6,583,932 واحدی به کار خود پایان داد. شاخص هم وزن هم با کاهش بیش از 36 هزار واحدی در سطح 1,825,439 واحد قرار گرفت.
همچنین فملی، فارس و تابان از جلمه نمادهای با بیشترین تاثیر مثبت و نمادهای میدکو، رمپنا و افق بیشترین تاثیر منفی بر شاخص کل بورس داشتند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس با رشد 145 واحدی همراه شد و در ارتفاع 51,376 واحد ایستاد و نمادهای فزر و آریا و هرمز بیشترین تاثیر مثبت بر شاخص فرابورس داشتند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی ها منفی بود و از سوی حقیقیها 4.3 همت از بازار خارج شد.
ترین های معاملات بورس
بانکها،فلزات اساسی، فرآورده نفتی سه گروه با بیشترین ارزش معاملات و بانکها، فلزات و خودرو سه گروه با بیشترین حجم معاملات بودند.
ورود و خروج پول حقیقی
نمادهای وبانک، فملی، تاصیکو صدرنشین ورود پول سهامداران خرد بودند و نمادهای شپنا، شبندر و وتجارت بیشترین حمایت را از سوی حقوقیها داشتند.
امروز همهچیز در «هنگ» به سر میبرد؛ بهخصوص معاملات بازار. اکثر سهامداران هم از نحوه معاملات و رنجها با دهانی باز هنگ کرده بودند! صبح امروز هم بازار هنگ بود؛ از اینکه دیشب تهدید شدیم، ولی هیچ خبری نبود و کمی از این نظر تعجب کرده بود. در طول معاملات هم به نظر میرسید هنگی سیستم که ناشی از انبوه تقاضا بود، کار را به بلاتکلیفی و عرضه در معاملات کشاند و در مجموع، این شرایط و عرضه برخی حقوقیها، بازار پرچالش و پرعرضهای را رقم زد.
امروز بازار حسابی سردرگم بود. یکی علل پشتپرده عرضهها را به فروش یک کد خاص نسبت میداد، دیگری سیستم معاملات را دلیل این مثبت به منفیها میدانست و خلاصه هر کسی از ظن خود بازار را تحلیل میکرد. برخی هم معتقد بودند آن حس ترس ناشی از تهدید دیروز هنوز در بازار حضور دارد. ولی هرچه بود، این منفی به مثبتها عجیب بود و حس ترس بازار را بیشتر کرد. اما یک نکته... اگر این حس ترس عامل خاصی پشت سرش نداشته باشد و اتفاقی رخ ندهد، میتواند در یک فرآیند اصلاح موقت، بازار را دوباره جذابتر کرده و در قیمتهای بهتر، پس از خالی شدن هیجان، فضای بهتری را دوباره ایجاد کند.
تأکید میکنیم در صورت بروز هیجان منفی، این موضوع که در نیمه دوم شهریور حقوقیها میل به شناسایی سود پیدا کنند هم طبیعی است و میتواند باعث افزایش فشار فروش شود، ولی در مجموع آنچه دیده میشود، ردپای هیجان است. برخی هم همهچیز را گردن خرابی سیستم میاندازند که به نظر، این هم بیدلیل نیست و در شکلگیری جو فعلی کمتأثیر نبوده است.
در مجموع، همهچیز را کنار هم میگذاریم؛ اگر خبر سیاسی خاصی نباشد، بازار برای اصلاح، استراحت و حجم خوردن دنبال بهانه بود و به کوچکترین اتفاقات چنگ زد و منفی شد. ولی فکر میکنیم این موضوع، اگر اتفاق عجیبی رخ ندهد، گذرا خواهد بود و اتفاقاً این حجم، دستبهدست شدن و اصلاح، به ادامه روند کمک میکند.
البته سابقه خرابنامهها و اتفاقات در چنین روزهایی، ترس بازار را بیشتر میکند و حس او را نسبت به هر چیزی بدبین میسازد. ولی در شرایط حبابی و غیربنیادی نیستیم که اینطور آبشاری سهمها عرضه شوند. با این حال، گذشته و حس تلخ زخمهای قبلی نیز در این فشار فروش مؤثر بوده است.
برخی هم نگرانند نکند کد خاصی فروخته یا سهم خاصی خارج شده باشد. به نظر، اینها بیشتر توهمات و داستانسراییهای اهالی خود بازار است. بازار برای ریزش، اصلاح و دستبهدست شدن دنبال بهانه بود و این بهانه امروز با هنگ سیستم جور شد و پیش رفت.
اما به شکل عمومیتر از ابتدا بازار را نگاه کنیم... بازار را در حالی آغاز کردیم که با ترس و لرز از اتفاقات، توییتها و تحولات دیشب کار خود را شروع کرد، ولی عدم وقوع جنگ باعث شد همهچیز گل و بلبل به نظر برسد. البته از همان صبح، انبوه تقاضا سیستم معاملات را با چالش مواجه کرد.
ولی در حوزه سیاسی، برخی معتقدند اینکه «زدند و نزدند» به این معنی است که گویا یکی این میان هوای کار را داشته و پادرمیانی کرده و فعلاً خبری از انتقام، جنگ و موشک نیست. این نکته مهم بازار امروز بود که فراموش شد، اما ترس این ماجرا به جان بازار افتاده بود و از دیروز شاهد این موارد بودیم.
امروز کمی در مورد این مسائل صحبت میکنیم و البته همین ابتدا بگوییم هر حرفی که زده میشود به این معنی نیست که بفروشیم و برویم؛ خیر، فقط بحث نشان دادن ریسکها و اتفاقاتی است که ممکن است رخ دهد. معتقدیم اگر هم دلیلی برای فشار روی بازار باشد، این دلیل در خرابی و هنگ سیستم نیست؛ اصل ماجرا شاید افزایش سایر ریسکها باشد، بهخصوص در حوزه سیاسی.
در حوزه سیاست، ماجرا از این قرار است که محاصره اقتصادی طوری برقرار شده که حالا همه میتوانند نفت را بفروشند به جز ایران. این موضوع به هیچ وجه برای ایران قابل تحمل نیست و حاضر است از طریق تفاهم آن را حلوفصل کند. پزشکیان هم صراحتاً آن را گفت. چیزی که تا هفته قبل همه به آن وزن میدادیم و معتقد بودیم محقق میشود، اما ناگهان همهچیز به هم ریخت.
وقتی چنین اتفاقی رخ نمیدهد، ایران هم شروع به هزینهسازی برای تصمیمات خواهد کرد و این تازه آغاز شده است. دقیقاً ما وارد یک چالشی شدهایم که میتواند دوباره کشور و البته بازار را وارد نردبان تنازع و درگیریها کند. این شاید نقطه نگرانکننده برای بازار باشد، ولی انصافاً هنگی سیستم خیر!
اما بازار چه میشود؟ بیایید فرض را بر این بگذاریم که وارد این نردبان تنازع خواهیم شد؛ یعنی آمریکا حرکتی میکند، دوباره ایران، دوباره آمریکا و این موضوع ادامه دارد...
شاید ابتدای این جریان، با توجه به اینکه بازار در سود سنگین بسیاری از نمادهاست و به اصطلاح لبه مقاومت قرار دارد، کوچکترین اتفاقی موجب افزایش عرضه و اصلاح موقت بازار شود. پس این تکلیف کوتاهمدت بازار است. اما بعد از مدتی، این زد و خوردها دوباره برای بازار عادی میشود. بله، قطعاً ادامه این شرایط، ورود جریان پول و طراوت و تازگی بازار را ممکن است کمتر کند، اما به هر حال بازار با فضا آشناتر شده و به مانند چند ماه قبل، ممکن است هر روز اخباری را بشنویم و بازار به مسیر خود ادامه دهد.
آن وقت است که کموکیف آن زد و خوردها و اتفاقات، مسیر را روشن میکند. اگر همچنان طرفین سراغ زیرساختها نروند، خیلی جای نگرانی برای بازار نیست. البته طعم تلخ افزایش ریسکهای نظامی به همراه محاصره اقتصادی، چیزی است که ممکن است فشار را کمی بیشتر کند.
نکته مهم دیگر این است که ما با بازاری مواج روبهرو هستیم که به هر حال، زیر سنگینترین فشارها و محاصره، فروشهای خوبی در کدال ثبت کرده است. اینکه تکرار میشود یا نمیشود را فعلاً کاری نداریم، اما به هر حال ثبت شده است. از سوی دیگر، با دلاری مواجهایم که چه در نیما و چه در بازار حواله و آزاد با افزایش مواجه است و این موجب خواهد شد حالت جدیدی احتمالاً برای بازار به وقوع بپیوندد که پس از یک اصلاح موقت، قیمتها دوباره در جایی قرار گیرند که جریان پول و تقاضا ترغیب به خرید شده و راهی بازار شود.
این یک سناریوی محتمل است. نمیگوییم به وقوع میپیوندد یا نه، اما در صورت افزایش ریسکها ممکن است چنین شرایطی را شاهد باشیم؛ یعنی یک اصلاح و افت کوتاهمدت، جذاب شدن دوباره بازار و قرار گرفتن در نقاط خوب و احتمالاً جمعوجور شدن و حرکت دوباره.
باز هم قید میکنیم تا وقتی طرفین سراغ زیرساختها نرفتهاند، چنین چیزی محتمل است. این را هم فراموش نکنید که همچنان آن سهگانه «جریان پول، کدال و دلار» است که بازار را پیش میبرد و در این وادی و این بازی، اگر هر یک از این سه با چالشهایی مواجه باشند، بازار هم آن حرکت و تحول قبل را نخواهد داشت.
پس اگر از خود سؤال میکنید نقطه خروج کجاست و کجا میتوانیم از بازار خارج شویم یا بهتر است وزن کم کنیم، آنجایی است که این نردبان تنازع به سمت زیرساختها برود. البته سرکوب دلار در کنار افزایش ریسکها و همچنین گزارشهای ضعیف کدال، برای بازاری که رشد کرده، بهانههای اصلاح را ایجاد میکند و جریان پول هم از آن دور میماند. ولی تاکنون چنین چیزی دیده نشده است.
اینکه امروز اینطور میفروشند، به نظر یا بهانه و اتفاقی آن پشت در جریان است یا بیشتر یک حرکت بهانهوار برای یک اصلاح موقت است که فکر میکنیم دومی باشد.
به هر حال، غول جنگ و ریسکهای سیاسی که تا همین چند وقت پیش خواب بود، با سر و صدا و اقدامات طرفین بیدار شده است؛ غولی که هیچکس نمیتواند بیداریاش را تکذیب یا نادیده بگیرد، بهخصوص بازاری که بازدهی خوبی داده و منتظر یک اصلاح و بهانه است. پس ما هم باید با احتیاط گام برداریم.
این گام برداشتن با احتیاط به معنی خروج از بازار نیست؛ خیر، اما میتواند ما را در انتخاب سهم وسواسیتر کند. سؤالی که این روزها بسیاری مطرح میکنند این است که به سراغ صندوقهای طلا برویم؟! هر کسی با ریسکپروفایل خود باید به این موضوع پاسخ بدهد، اما از دید ما همچنان همان وزن قدیم ۷۰ به ۳۰ برای سهام و صندوق طلا منطقیتر است.
ما ۳۰ درصد را به خاطر شرایط جنگی نمیگفتیم که اگر واقعاً جنگ شود، ممکن است روند طلا متوقف شود؛ بحث ما محاصره اقتصادی بود که اگر ادامه داشته باشد، بله، شاید جایی چرخش و افزایش وزن صندوقهای طلا بیشتر شود.
همچنان در حال حاضر و با خبرهای فعلی، کماکان بازار میتواند نقطه جذابتری برای کسب بازدهی و عقب نماندن از تورم حساب شود و گزینههای مختلفی پیش روی آن قرار گیرد. اما قطعاً در حال حاضر باید با وسواس بیشتر، انرژی بیشتر، دقت بیشتر و ریسکپذیری بیشتر در بازار حاضر بود و فعالیت کرد.
البته وقتی دلار اینچنین زنجیر پاره میکند و افزایش پیدا میکند، قاعدتاً پارتنر همیشگی و قدیمی که او را در این رقص همراهی میکند، بازار سرمایه است؛ بهخصوص وقتی پای دلار نیما هم با این افزایشها وسط باشد. دیروز به شکل کلی بیان کردیم که چطور افزایش نرخ میتواند مسیر آینده سودآوری بازار را تغییر دهد.
ولی یک نکته را نیز در انتهای بحث اول بیان کنیم و آن هم این است که باید کمی دستبهماشهتر، حساستر و وسواسیتر در بازار حرکت کرد و هر سهمی نخرید. نکته بسیار مهم برای بازار این است که بتواند زیر این فشار ریسکها دوام بیاورد.
البته معتقدیم جایی جرقه این اتفاق به شکل منفی برای بازار رخ خواهد داد که دیگر قیمتها توجیهکننده ارزندگی بازار نباشند. فراموش نکنید افزایش نرخ ارز آزاد و نیما این موضوع را مدام به تأخیر میاندازد، ولی اگر ناگهان صورتهای مالی یا هر رویداد دیگری، اتفاقات غیرمنتظرهای را نشان دهد یا تحولات دیگری را شاهد باشیم، ممکن است فشار فروشی شبیه امروز ایجاد شود. این خاصیت بازارهای رشدکرده و در سود است.
اما اگر در همین روند، همین زمزمهها و بهانهها اندکی اصلاح به بازار بدهد و قیمتها کمی متعادلتر شوند، میتوان با قطعیت گفت با این گزارشها و این شرایط، بازار همچنان خریداران پابهجفت خود را خواهد داشت.
و کماکان بر این عقیدهایم تا وقتی جریان پول بیرونی این بازار را جذاب میبیند و حضور دارد ــ که دیروز رکورد ۲ میلیون را هم نشان داد ــ و تا وقتی کدال گزارش و رکوردهای خوبی از فروش شرکتها رو میکند و در نهایت تا وقتی دلار این مسیر را میرود و نیما هم پشت سر او راه میرود، بازار با قدرت بیشتری جلوی ریسکهای نظامی میایستد و میجنگد.
اما در این توازن قدرت، هر جا قدرت یکی ضعیفتر و آن یکی قویتر شود، چرخه تعادل بازار به هم میخورد و برای همین است که میبینید دیروز و امروز بازار در منفی هم خریداران خود را دارد؛ چرا که همین چرخه به آن کمک میکند فضای منطقیتری را تجربه کند و همچنان جذابیت برای خرید در بازار وجود داشته باشد.
باید پذیرفت که ریسکهای بازار در حال افزایش است و آنقدر جریان تلاطمات بازار زیاد شده که کار کردن در بازار سخت و دشوار شده است، اما هنوز شیرینیهای خود را دارد و معتقدیم شجاعت پذیرش این ریسکها، پاداش قابل قبولی برای کسانی که آن را میپذیرند خواهد داشت.
و اما سراغ بخش دوم میرویم. امروز قصد داشتیم در بررسی سهگانه اثر دلار، جریان پول و کدال، به جریان پول و عرضه اولیهای که صورت گرفت اشاره کنیم، اما حرف و حدیثهای دیروز در مورد دامنه نوسان، دوباره ما را بر آن داشت تا در مورد این موضوع کمی مطالب را باز کنیم و به ابعاد این موضوع نگاه کنیم.
قبل از هر چیز چند نکته را بیان کنیم. به نظر هیچکس از دامنه نوسان راضی نیست. مگر کسی بدش میآید با سرعت بیشتری قلهها را فتح کنیم و این عقبافتادگی از تورم و دلار و سایر بازارها را جبران کنیم؟! چه کسی مخالف این است که بازار کاراتر، قویتر و شفافتر پیش برود؟ در نهایت، دامنه نوسان بازتر میتواند پویایی بازار را افزایش دهد. پس تقریباً اکثر فعالان بازار موافق این هستند که بازتر بودن دامنه نوسان به جذابیت این بازار، شفافتر شدن آن و حرفهایتر شدن آن کمک میکند.
اما این تحلیل برای هر مقطع زمانی متفاوت است. معتقدیم شرایط فعلی، شرایطی نیست که بتوانیم از تکتک این عوامل در حال حاضر، بهخصوص در مقابل ریسکهای فعلی، دفاع کنیم. ما با شرایطی طرفیم که هر لحظه و هر آن ممکن است تغییر کند. حال و روز همین دیشب تا صبح را به خاطر داشته باشید؛ اوضاع میتوانست جور دیگری پیش برود.
در ثانی، این عزیزانی که توصیه به افزایش دامنه نوسان دارند، همین حال امروز بازار را ببینند! عادی است؟! باید این را هم در نظر بگیرند که وقتی دامنه افزایش پیدا کرد، نمیتوان به هنگام افزایش ریسک دوباره آن را کوتاه کرد؛ قاعدتاً دیگر با همان فرمان باید پیش برویم.
میشود؟ بله، میشود. این میشود که ما دامنه یک کوه را با قدمهای کوچک ۳ درصدی بالا آمدهایم و حالا که ریسکها دوباره افزایش یافته، باز کردن دامنه نوسان مثل این میماند که شخصی که قرار است از این کوه پایین بیاید را به جای راه رفتن هل بدهید! با احتیاط بالا آمده، اما با بدترین شرایط پایین میآید.
از همین رو معتقدیم باز شدن دامنه نوسان، یا بهتر بگوییم بازتر شدن این دامنه، ارتباط مستقیمی با شرایط و ریسکها دارد و حالا، میان این خبرها، وقتش نیست.
و وقتی ریسکها در حال افزایش است، قاعدتاً بالا بردن دامنه بعد از یک رالی صعودی، کمی پرریسک و اقدام خطرناکی است. نکته دیگر اینکه جریان پول به مانند خون در رگهای بازار عمل میکند، پویایی بازار را بیشتر میکند و پیبهای آن را افزایش میدهد.
وقتی از جریان پول صحبت میکنیم، منظورمان پول بروبچههای بازار نیست؛ جریان پول بیرونی است. به نظر، در دامنه نوسان محدود، فرصت ورود این جریان پول و ماندگاری آن در بازار ایجاد خواهد شد و اتفاقات تلخ گذشته تکرار نمیشود.
به نظر فعلاً باید اجازه بدهیم و دندان روی جگر بگذاریم تا این ریسکها به پایان برسد و بعد در مورد تغییرات دامنه نوسان صحبت کنیم. در حال حاضر معتقدیم این دامنه روی معاملات نشسته و تغییر فعلی آن، در حالی که شرایط سیاسی متلاطم و مبهم است، کار پرریسکی است.
البته این میان از افزایش دامنه صندوقهای اهرمی دفاع میکنیم و معتقدیم آنها میتوانند کمی متفاوتتر رفتار کنند، ولی باز کردن دامنه در شرایط فعلی، ممکن است ــ تأکید میکنیم ممکن است ــ تبعات سخت و تلخی برای سهامداران فعلی بازار داشته باشد.
باز تأکید میکنیم هیچکس از دامنه نوسان فعلی دفاع نمیکند؛ فقط بحث ما این است که در مقطع فعلی رفتن به سمت باز کردن دامنه نوسان، کار پرریسکی است و بهتر است با همین شرایط، کمی زمین بازی را آرامآرام به دست بیاوریم و پیش برویم، ولی زمان بخریم. زمان بخریم تا تکلیف شرایط و اوضاع روشنتر شود.
و قبول کنید بازاری با صف خرید و حرکت مورچهوار متوالی، جذابیتهای بیشتری نسبت به بازار پرتلاطم و پرنوسان خواهد داشت.
و در نهایت این را بپذیرید؛ متأسفانه، متأسفانه و متأسفانه، ایرانی جماعت با صف محشور شده و اصلاً از صف دیدن لذت میبرد! همین امروز ببینید؛ تا صف بود همهچیز خوب شد، وقتی همه فروشنده بودند، صف رفت!
این سیستم صفپرستی همیشه بوده و باز هم خواهد بود. اینکه بازاری با صف خرید مواجه است، افراد را به سمت این بازار سوق میدهد که اینجا حضور داشته باشند و این موضوع در حال حاضر میتواند در جذب پولهای بیرونی مؤثر باشد.
فکر میکنیم ما در حال حاضر به این احتیاج داریم که دستمان و لشکرمان را اینجا قویتر کنیم تا بتوانیم گامهای بعدی را محکمتر و قویتر برداریم.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید