نه جنگ و نه صلح!
در آستانه مذاکرات، بازار امروز کمی حالش بهتر بود. بازار شبیه کسی شده بود که از خواب سیاست بیدار و چشمش به ارزندگی شرکتها روشن شده است، ولی هنوز پویایی و شرایط خوب دیده نمیشود.
به گزارش آوای آگاه؛ سومین روز معاملاتی هفته با کاهش 59هزار واحدی شاخص کل به اتمام رسید و در نهایت این نماگر در ارتفاع 3.822.584 واحدی به کار خود پایان داد. شاخص هموزن هم با کاهش بیش از 4200 واحدی در سطح 976.895 واحد قرار گرفت.
فارس، فارس و پارسان از جمله نمادها با بیشترین تاثیر منفی بودند و نمادهای افق، جم، خساپا بیشترین تأثیر مثبت را بر شاخص کل بورس داشتند.
در پایان بازار امروز، شاخص فرابورس با کاهش 157 واحدی همراه شد و در ارتفاع 29.114 واحد ایستاد. نمادهای آریا و بپاس و ومپنا بیشترین تأثیر منفی را بر شاخص فرابورس داشتند.
امروز، تراز نقدینگی حقیقیها مثبت بود و 425 میلیارد تومان وارد بازار شد.
ترینهای معاملات بورس
بانکها، شیمیایی و فرآوردههای نفتی، سه گروه با بیشترین ارزش معاملات و خودرو، بانکها و فرآوردههای نفتی، سه گروه با بیشترین حجم معاملات بودند.
ورود و خروج پول حقیقی
بانکها، خودرو و سیمان بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقیها جذب کردند. نمادهای وپاسار، وساپا، وتجارت صدرنشین ورود پول سهامداران خرد بودند و نمادهای شبندر، پارسان، فملی بیشترین حمایت را از سوی حقوقیها داشتند.
و اما بازار امروز
در آستانه مذاکرات، بازار امروز کمی حالش بهتر بود. بازار شبیه کسی شده بود که از خواب سیاست بیدار و چشمش به ارزندگی شرکتها روشن شده است، ولی هنوز پویایی و شرایط خوب دیده نمیشود. البته تقاضای بلوکی برخی سهمهای بزرگ و کوچک و جنبوجوشها بیشتر شده است، ولی هنوز آن شکل قوی را ندارد و هنوز بازار در تردید جدی به سر میبرد. امروز در مورد شرایط فعلی بازار و مدار رشد احتمالی و روزهای آتی صحبت میکنیم. مدل خریدهای امروز نشان میدهد بازار فقط کمی امیدوارانهتر رفتار میکند و دو روز پیش رو میتواند روزهای بهتری برای بازار باشد.
برای تصمیم در مورد بازار بهتر است کمی در فضای تجربیات قبلی قرار بگیریم. حقیقت امر این است که تن زخمی بازار پر از رویدادها و اتفاقات عجیب سیاسی است و اگر بخواهیم به عقب برگردیم، باید از ابتدای سال 1403 شروع کنیم که روضه سیاسی و جنگ بازار از همان سال آغاز شد؛ 13 فروردین ماه 1403 که اسرائیل در نردبان تنازع و درگیری، پا را یک گام بالاتر گذاشت و سفارت ایران در سوریه را هدف قرار داد و پس از آن، سقوط هلیکوپتر، وعدههای صادق 1 و 2، ترور هنیه، جنگ تابستان، ماشه و انواع و اقسام اتفاقات در همین دو سال رقم خورد. به روایت برخی چارتیستها و کسانی که بازار را دنبال میکنند، بازار 6 مقطع شبیه مقطع فعلی را تجربه کرده و این اتفاق عجیب و غریبی نیست، اما اگر دقت کنید، هر بار ریسکها و اتفاقات آن عجیبتر میشود. البته دردناکترین و سختترین آن هم همین مقطع اخیر بعد از جنگ بوده است؛ یعنی روزهای فعلی را بسیاری با روزهای شهریور و مهرماه مقایسه میکنند. پس بازار با شرایط سیاسی غریبه نیست و در هر 6 موقعیت هم، بعد از پایان آن یک رالی صعودی آغاز شده است. همه میدانند این شرایط ماندگار نخواهد بود و بازار مسیر برگشت را دوباره طی خواهد کرد، اما آنچه برای همگان مهم است، عاملی به نام زمان است. بازار فرصتهای طلایی ارزندگی را یکی یکی از دست میدهد و زمان، قربانی این تحولات میشود و جالب است که چارتیستها نیز بر این عقیدهاند که احتمالاً اصلاح بازار از این به بعد با توجه به فشردگی فنر آن بیشتر به شکل اصلاح زمانی پیش میرود و این فنر ارزندگی فشردهتر میشود، اما در هر صورت بازار گروگان تحولات سیاسی و رویدادهای کلان است که آنچه این موضوع را تلختر میکند، بیتفاوتی نهاد ناظر نسبت به بازار است.
معتقدیم تفاوت بحران فعلی با بحران شهریور و مهر و بعد از جنگ در همین است. در آن شرایط، همه به فکر بودند و حمایت بسیار قوی و خوبی از بازار صورت گرفت، اما در فضای فعلی یک رهاشدگی عجیب و غیرمعمول و غیرمنطقی به چشم میخورد که البته پشت آن یک ایده خطرناک وجود دارد که میگوید نباید دخالت کرد و اجازه بدهیم بازار خود به خود به ثبات برسد. البته هیچکس به این عزیزان یادآوری نمیکند که بازار به دلیل ارزندگی این چالش را ندارد و این عامل سیاسی است که طی این مدت، فضای بازار را تغییر داده و اگر قرار بر تعادل بر مدار بنیاد بود، حرفی نبود. البته بسیاری معتقدند در این مقطع نیز، بازار شبیه ریزش قبلی به بهانهای مسیر رشد را پیدا خواهد کرد؛ حالا این بهانه میخواهد ادامه مذاکرات یا تحولات دیگر باشد. البته به نظر میرسد در شبیهسازی این روزها با روزهای شهریور و مهر کمی تفاوت وجود دارد. از نظر ارزندگی و شرایط ارزنده بودن قیمتها، تقریباً میتوان گفت که در شرایط مشابه و حتی بهتر از آن مقطع هستیم. در آن مقطع، شایعه رشد دلار نیما کمک بزرگی به بازار کرد و در حال حاضر ما این موضوع را در مشت خود داریم. به یاد داریم آن مقطع که بازار برای حرکت دلار از 67 به 91 هر شب سر سجاده بر زمین میگذاشت و دعا میکرد و امروز، دلار 136 در دسترس است. یعنی بازار از نظر ارزندگی چیزی کم از آن شرایط ندارد.
معتقدیم در آن مقطع یک اتفاق و رویداد ویژه رخ داد که در مقطع فعلی آن را مشاهده نمیکنیم یا حداقل کمتر مشاهده میکنیم. در روزهای انتهای شهریور چند دسته از کدهای حقیقی و حقوقی و پولهای درشت در مقطع فعلی در بازار در بدترین فضای سیاسی در حال خرید بودند. نمیدانیم هماهنگی بین آنها بوده یا نبوده، اما نکته مشترک همه آنها این بود که در آن مقطع به شکل جدی و پیدرپی خریدار سهمهای بازار بودند و رد پای این موضوع بهطور مشهود در بازار پیدا بود. دقت کنید این مقطعی است که ما همه نوع ریسک از مکانیسم ماشه و تحریم و جنگ را روی سر بازار داشتیم، اما استدلال این آدمها در خرید این بود که جنگ نمیشود و تغییرات ارزی و قیمتهای ارزنده عامل حرکت و رالی بازار خواهد شد. نکته مهم دیگر این بود که در آن مقطع، تقریباً 90درصد بچههای بازار یا فروشنده سهم بودند و یا سهم نداشتند؛ درست شبیه امروز. چه اتفاقی رخ داد؟ شاهد برگشت تمامعیار بازار و رالی قوی و بنیادی در بازار بودیم. آنچه اتفاق افتاد، یک رویداد بسیار ویژه بود که مبتنی بر انواع و اقسام اتفاقات رقم خورد. رد پای پول در آن مقطع وضوح دیده میشد و در این مقطع غایب است و دیده نمیشود و یا بهتر بگوییم کمرنگ است؛ چه رد پای پول هوشمند و چه حقوقیها. البته وقتی با برخی از این جریانهای پولی صحبت میکنید، همچنان به ارزندگی بازار اعتقاد دارند، اما دلیل عدم تزریق دوباره پول به بازار در مقطع فعلی را وجود ریسکهای متفاوتتر از آن مقطع نسبت به مقطع فعلی میدانند. در واقع به بحث جنگ و صلح و ریسکهای سیاسی میرسیم که به عقیده همگان، این بار به شکل متفاوتتری روی سر بازار آوار شده است.
اما هدف از گفتن این موارد چیست؟ هدف این است که بدانیم چه برنامهای در بازار داشته باشیم. نتیجهگیری اول این است که حتماً و قطعاً، بازار یک رالی تمامعیار رشد را شبیه آنچه در آبان، آذر و دی گذشت، خواهد داشت. نکته بعد این است که زمان آن ممکن است این بار کمی طولانیتر شود و روزهای بیشتری همچنان بلاتکلیف و در فشردگی فنر ارزندگی بمانیم و شاید مهمترین جمعبندی بحث بالا این باشد که فیتیله رشد این اتفاقات و برگشت بازار در دو چیز است؛ اول، خبرهای سیاسی است. یعنی کوچکترین خبر و توییت تعیینکننده ماهیت کل رفتار بازار خواهد بود و دومین موضوع، جریان پول هوشمند و نقدینگی است. به نظر زمانی که این پول رفتاری شبیه رفتار آن روزها را در بازار آغاز کند، میتوان شاهد تغییر شرایط بود و حتی منفیهای بازار خریدار جدی خواهد داشت. متأسفانه در عین ارزنده بودن بازار، حتی بیشتر از مقطع قبل، این دو عامل را در حال حاضر به شکلی پررنگ نداریم و هر روز و هر هفته که میگذرد، ابهامات و شرایط نیز بدتر میشود. ما هم میپذیریم که فضای سیاسی فعلی نسبت به آن مقطع ترسناکتر است، اما قبول کنید که چشمانداز تحولات بنیادی و ارزندگی بازار هم جذابتر شده و جدال بین این ترسناکی سیاسی و ارزندگی جذاب، فعلاً با دست بالای اتفاقات منفی سیاسی همراه بوده و مانع از رشد بازار شده است. اما هنر همه حرفهایها و تحلیلگران بازار این است که در زمان و قیمت مناسب، نقطه ورود مناسب و منطقی را پیدا کرده و در بازار حاضر باشند.
اما به سراغ بخش دوم میرویم که بخشی از نگرانیهای بازار را شامل میشود و آن هم بابت موضوع بودجهای است که در مجلس تدوین شده و بهواسطه هزینههای دولت، شامل عوارض و مالیاتهایی است که در آن آورده شده است. برآورد و استنباط بازار این است که دولت بخشهایی از تخفیف و معافیتهای مالیاتی که در بازار برقرار بوده را پس گرفته و در حال حذف آن است و این موضوع به شکل جدی، شرکتهای بزرگ بازار را تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ شرکتهایی که معافیتهای مالیاتی متعددی بهواسطه ایجاد طرح و توسعههای جدی و یا سرمایهگذاری در مناطق محروم داشتند، حالا به واسطه بیپول شدن و ندانمکاری، مجلس و دولت در پی حذف آن است. اگر بخواهیم عقلانی و منطقی نگاه کنیم، راه جبران کسری درآمد دولت، صرفهجویی و کسر هزینههای غیرمعقول و غیرمنطقی است که در بودجه آمده و صرف سایر بخشها و نهادهای غیرمرتبط شده و فشار آن روی بخش تولید وارد میشود و طبیعی است که احتمالاً ماجرای افزایش هزینههای این شرکتها تکرار شود. آثار این موضوع در سود و زیان شرکتها باید دقیق و شفاف بررسی شود. گاهی اوقات وزنی که شرکتها به این موضوع میدهند، در مقابل آنچه به وقوع میپیوندد، اتفاق کوچکی است، اما اثر روانی آن در بازار بزرگ میشود. البته بازاری که به همه چیز بدبین است، این رویدادها را نیز تجربه میکند. آنچه در حال حاضر با آن مواجه هستیم، فشار روانی این موضوع و تصویب آن در مجلس است، اما معتقدیم آثار واقعی این موضوع بر شرکتها جدی نیست. البته امیدواریم دولت دست به کار شده و خود این موارد را سر و سامان بدهد، اما در هر صورت هزینه گران اداره شدن کشور را در اولین گام ما بورسیها با افزایش هزینهها پرداخت میکنیم.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید