شب اسیر و صبح امیر!

تصویر شب اسیر و صبح امیر!

حکایت بازار ما شده حکایت آن روایتی که می‌گفت: «شب امیر بودم و صبح اسیر.» منتهی از دست این اختلاف ساعت، ما دیشب اسیر اخبار منفی بودیم و صبح با توییت‌بازی‌ها امیر بازار!

به گزارش آوای آگاه؛ در پایان معاملات امروز شاخص کل با رشد بیش از 99 هزار واحدی همراه شد و تا ارتفاع 5,154,059 پیشروی کرد.
بازار امروز که در مجموع با قدرتنمایی خریداران دنبال شد و عرضه‌ها را به خوبی مهار کرد، در نهایت با سبزپوشی 86 درصدی و صف خرید بودن 462 نماد به کارش خاتمه داد. در این روز حقیقی‌‌ها بالغ بر 2.5 همت پول به بازار تزریق کردند و ارزش معاملات خرد از 21 همت عبور کرد.
در حال حاضر صندوق‌های درآمد ثابت با تراز نقدینگی منفی 1.4 همتی مواجه هستند و صندوق‌های طلا 88 میلیارد تومان ورود پول داشتند.
بیشترین مقدار پول به نمادهای فملی، اطلس و وبملت تزریق شد و نمادهای شپنا، فزر و شبندر بیشترین حمایت را از سوی حقوقی‌ها داشتند.

photo_2026-08-02_18-57-02.jpg

 

 و اما بازار امروز

حکایت بازار ما شده حکایت آن روایتی که می‌گفت: «شب امیر بودم و صبح اسیر.» منتهی از دست این اختلاف ساعت، ما دیشب اسیر اخبار منفی بودیم و صبح با توییت‌بازی‌ها امیر بازار!

چه روزهای عجیب، سخت و نوسانی‌ای شده. شب‌ها نمی‌شود تحمل کرد و صبح‌ها شیرین می‌شود! یکی توییت می‌زند و بازار می‌ریزد و آن یکی با یک توییت مسیر بازار را عوض می‌کند. همه‌چیز توییتی شده! تحمل بازار سخت شده است.

بازار در حالی که شب گذشته زیر سنگین‌ترین فشار روانیِ تهدید و جنگ بود و همه مشغول واکس زدن کفش‌ها و چسب زدن شیشه‌ها بودند، دوباره صبح که بیدار شدند و آفتاب طلوع کرد، سرطان جنگ هم با پیام این کله‌زرد قمارباز فروکش کرده بود و کسی در شیپور جنگ نمی‌دمید. به‌واقع فقط اهالی بازار هستند که با یک توییت و با یک پیام، خدا بیامرزی برای سربازان، در صف فروش می‌گذارند و با یک خبر دیگر به صف خرید می‌روند. در هر صورت، صبح امروز با خبرهای فرصت دوباره برای مذاکره و برخی زمزمه‌ها از یک مهلت ۴۸ ساعته، بازار نفس راحتی کشید، اما همچنان در بلاتکلیفی این موضوع قرار دارد و هنوز همه‌چیز مبهم است.

حقیقت امر این است که بازار کمی از آن فشار روانی خارج شد و شرایط بهتری را نسبت به روز گذشته دارد، اما همچنان بسیاری به تحولات سیاسی بدبین هستند و این بدبینی ناشی از حس بلاتکلیفی در اخبار و رویدادهاست. این پروسه شل‌کن‌سفت‌کن بارها تکرار شده و باز هم بازار یک بار دیگر آن را تجربه کرد. هیچ چیز بدتر از فضای تعلیق و لنگ‌درهوا بودن نیست. البته این را هم بگوییم که فضای بنیادی و گزارش‌ها آن‌قدر قوی و محکم است که در یک فضای بلاتکلیف هم، اگر جنگ و سایه جنگ از سر بازار دور شده باشد، او را به سمت مثبت و بهبود تقاضا سوق می‌دهد. اما در هر صورت، روزها یکی‌یکی می‌گذرند و این حس بلاتکلیفی همچنان برای بازار وجود دارد؛ یک روز با این خبرها شدتش کم می‌شود و روز دیگر، مثل دیروز، بیشتر...

البته این را هم باید اذعان کرد که شدت تحولات و تبعات منفی این بار کمتر از دفعات قبل است؛ چرا که دقیقاً برخی همین اتفاقی را که از دیروز تا امروز تکرار شد، به‌عنوان یک سناریو مطرح می‌کنند و آن را استراتژی بلوف‌زن بزرگ سیاست، یعنی ترامپ، می‌دانند که با زور و تهدید طرف مقابل را پای میز مذاکره بیاورد. از همین رو بود که شدت منفی بازار دیروز از دفعات قبل کمتر است...

اما در یک بخش کوتاه به این موضوع می‌پردازیم که چه اتفاقاتی رخ داد، چه چیزی در انتظار ماست و چه سناریوهایی پیش روی ما قرار دارد. البته در حال حاضر که خبرها را می‌شنویم و می‌بینیم، پیش‌بینی بازار کمی راحت‌تر شده؛ شاید شب گذشته صحبت کردن در مورد این موارد غیرممکن بود... اما در هر صورت، به نظر چهار مسیر پیش روی بازار قرار دارد و چهار احتمال و سناریو در مورد بازار مطرح می‌شود.

اول همین است که این ساعات و این روزها شاهد آن هستیم؛ یعنی تهدید، عدم جنگ، مذاکره، آتش‌بس، قرار دور بعدی مذاکره و دوباره مسیری که پیش می‌رود. البته تا نقطه رسیدن به تفاهم هنوز خیلی فاصله داریم. در این سناریو، بازار آن‌قدر تحولات منفی را برای خود پیش‌خور کرده که رسیدن خبرهای این‌چنینی برای او یک اقدام مثبت تلقی می‌شود. به طور کلی، بازار جنگ، آسیب دیدن زیرساخت‌ها و زده شدن آن‌ها را در قیمت‌ها پرایس می‌کند و هر اتفاقی غیر از آن، رویدادی مثبت برای او خواهد بود؛ ولو شدت مثبت و موج صعود آن کوتاه باشد، مثل آنچه امروز تجربه می‌کند.

سناریوی دوم، سناریوی آن سرِ ماجراست؛ یعنی بدترین سناریوی ممکن؛ جنگ زیرساختی و حمله همه‌جانبه به کشور و آغاز یک جنگ بی‌پایان که همه زیان خواهند کرد و قطعاً اقتصاد و بازار سرمایه در صدر آن خواهد بود. امیدواریم این سناریو محقق نشود. حقیقت امر این است که نه خیلی دوست داریم ما هم به آن فکر کنیم و نه آن را برای بازار چندان محتمل می‌بینیم.

سناریوی سوم، سناریوی ادامه مسیر «یکی بزن، یکی نزن» و حملات محدود و حتی حمله به برخی زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای است که چالش‌هایی را به همراه دارد و شوک‌هایی را ایجاد می‌کند، اما شوک قوی و آنچه بازار انتظارش را می‌کشید، نیست و خیلی زود به آن عادت کرده و آن را هضم می‌کند؛ درست شبیه چند هفته قبل که شب‌ها تا صبح بزن‌بزن‌ها را داشتیم و بازار هم کار خود را آغاز می‌کرد. البته در این حالت هم، در گذر زمان باید به سمت توافق برویم یا رویارویی؛ یعنی در نهایت یا سناریوی اول محقق می‌شود یا دوم.

اما سناریوی چهارم، از دید ما دردناک‌ترین سناریوست؛ یک مرگ تدریجی برای اقتصاد و بازار. آن هم سناریوی نه جنگ، بلکه فشار اقتصادی است؛ یعنی تنگ‌تر کردن حلقه محاصره و ادامه فشارهای اقتصادی که معتقدیم شاید شوکِ آسیب دیدن زیرساخت‌ها را نداشته باشد و آثار آن هم به شدت آن سناریو منفی نباشد، اما آرام‌آرام بازار را فرسوده و اقتصاد را از درون تهی می‌کند؛ رویدادی تلخ که می‌تواند مرگ تدریجی بسیاری از شرکت‌ها را رقم بزند.

بازار هم در هر یک از این سناریوها می‌تواند رفتار متفاوتی داشته باشد. مثلاً در سناریوی اول که به یک آتش‌بس دوباره و حرکت به سمت مذاکره پیش می‌رود، بازار می‌تواند دوباره رالی شبیه روزهای خرداد و تیر را تجربه کند. یا در سناریوی دوم که خدای‌نکرده اگر رخ دهد، اصلاً بازاری نخواهیم داشت و به نظر به سمت تعطیلی خواهیم رفت.

در سناریوی سوم، فضا شبیه روزها و هفته‌های قبل سپری می‌شود و بازار یک روز مثبت و یک روز منفی خواهد داشت، اما با توجه به برآیند رویدادها، شدت فشار فروش بالا نخواهد بود. نهایتاً در حالت چهارم، درست است که سناریوی جنگ از سر بازار برداشته می‌شود و زیرساختی هم آسیب نمی‌بیند، اما در ماه‌ها و هفته‌های بعد آثار این فشار اقتصادی در گزارش‌ها خود را نشان می‌دهد. احتمالاً فشار سنگین فروش را نخواهیم داشت، اما چرخش از برخی صنایع به سمت صنایع دیگر یا تغییر فاز و ریل جریان پول را مشاهده می‌کنیم و بازار هم احتمالاً ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود.

این چیزی است که پیش روی ماست و معتقدیم تجربه و اتفاقات گذشته نشان داده که حرکت به سمت یک جنگ تمام‌عیار زیرساختی کمی بعید است. البته بازار هم در روزهای گذشته نشان داد که چنین دیدی ندارد و حس منفی سنگینی نسبت به این شرایط نخواهد داشت.

یک نکته دیگر را هم اضافه کنیم. روزهای مرداد یکی پس از دیگری سپری می‌شود و فقط فنر بازار است که فشرده‌تر می‌شود. احتمالاً این هفته و هفته بعد هم بازار درگیر تعطیلات و این تهدیدها خواهد بود و مرداد را به نیمه دوم خود می‌رساند؛ در حالی که پی‌به‌ای بازار هنوز در نقاط جذابی قرار دارد و قیمت‌ها حرف‌های زیادی برای گفتن دارند...

بله، قطعاً شیدایی فصل بهار را دیگر نخواهیم داشت و این همان چیزی بود که در ابتدای تابستان عرض کردیم. حالا که نیمی از آن می‌گذرد، به‌خوبی شفاف و آشکار شده است. اما این موضوع می‌تواند مسیر بهتری به خود بگیرد و به نظر، آرام‌آرام با کاهش ریسک سیاسی، در صورت وقوع سناریوهای محتمل، دوباره خوش‌بینی و جو مثبت به بازار تزریق شود.

تکلیف سهامداران چیست و چه باید بکنند؟! دیروز در مورد این موضوع صحبت کردیم و امروز آن را تکمیل می‌کنیم. سهامداران هم باید با خود دودوتا چهارتای ذهنی و بررسی ریسک و بازده انجام دهند و آن را به‌عنوان مسیر پیش روی خود قرار دهند. تقریباً طی این چند ماه، بازار همه جور ریسک، خبر و اتفاق را پیش روی خود دیده؛ جنگ را دیده، تفاهم و توافق را دیده، رفع تحریم‌ها را دیده، دوباره تهدید به جنگ شده و همه‌چیز را تجربه کرده است. حالا باید با خود تصمیم بگیرد که قابلیت ریسک کردن در این فضا را دارد یا خیر. آیا تحمل فشار شب گذشته را می‌تواند داشته باشد؟ اگر اتفاقی افتاد، پرتفوی او چه خواهد شد و چه بلایی بر سر سرمایه‌اش می‌آید؟ همه و همه مواردی است که سهامداران باید با پاسخ دادن به این سؤال‌ها، به چینش پرتفوی خود بپردازند.

اما در دل تمام این پرسش‌ها و وقتی در حال مرور همه آن‌ها هستید، دو نکته را در نظر داشته باشید که درس‌های بزرگ بازار طی این چند ماه بود.

نکته اول اینکه بازار به کسانی که شجاعت داشتند، مدال بازدهی داد و ترسوهایی را که رفتار مرغ بوتیماروار خود را مدام در بازار تکرار کردند و غصه از دست رفتن سرمایه را خوردند و به صندوق‌های طلا و دارایی‌های امن روی آوردند، جریمه کرد. پس نکته اول این است که شجاعت پاداش خواهد داشت؛ البته آن سوی شجاعت همیشه ریسک‌هایی نیز خفته که باید آن را همواره گوشه ذهن خود داشت.

نکته دوم اینکه کدال هم در این مدت نشان داد مهم‌ترین و بهترین نقشه راه برای حرکت در بازار است.

نه شایعه، نه پروژه کردن، نه جریان سهم‌بازی، نه تجدید، نه ارزش دلاری و نه ریزش گذشته؛ هیچ‌یک به کار نیامد و آنچه در این مدت راهنما و پیشران بازار شد، کدالی بود که جریان سود و زیان و چشم‌انداز سودآوری را ترسیم می‌کرد. با در نظر گرفتن این دو نکته، همراه با ریسک‌ها، اتفاقات و سناریوهای پیش رو، باید در بازار حرکت کرد.

و نکته آخر اینکه هیجان زیاد خبرها قدرت تفکر و تعقل را از آدم می‌گیرد. شاید گاهی‌وقت‌ها خوابیدن، ورزش کردن، گوش دادن به موسیقی یا هر چیز دیگری آرامش بیشتری به ما بدهد. اینکه اهالی بورس مدام در خبرها می‌چرخند و می‌گردند و به دنبال سرنخی برای یک طناب کلفت‌تر هستند، طبیعی است؛ اما اینکه این هیجان را با قدرتی چند برابر وارد معاملات می‌کنند، کمی غیرطبیعی است.

به نظر، اگر می‌خواهید در بازار بمانید و کار کنید، بهتر است کمی از این هیجانات و فضاهای روانی و جنگی دور باشید. البته باز هم می‌گوییم این موارد را رد نمی‌کنیم؛ همه این‌ها اجتناب‌ناپذیر است و قاعدتاً هنگام وقوع، آثار خود را خواهد داشت. اما این را هم در نظر بگیرید که چنین فضایی معاملات شما را به سمت هیجان‌زدگی و دور شدن از تحلیل بنیادی می‌برد.

با این فضا، به سراغ بخش دوم می‌رویم؛ بخشی که این روزها پرسش بسیاری از سهامداران است: آیا با آغاز تابستان، بازی سهم‌های بزرگ تمام شده و حالا نوبت سهم‌های کوچک‌تر است؟

یا سؤال همیشگی که هم‌وزن بهتر است یا شاخص کل؟!
ما همیشه سعی کرده‌ایم بزرگ و کوچک نکنیم. بارها نوشته‌ایم اندازه مهم نیست، عملکرد مهم است. در یک شرکت با سایز بزرگ، مانند فملی، می‌توان بهترین عملکرد را شاهد بود و در شرکتی دیگر با سایز کوچک، بدترین عملکرد و بالعکس. پس اندازه یک شرکت یا شرایط خاص آن نمی‌تواند در کسب بازدهی برای شما پیشرو و الگو باشد.
اما یک نکته وجود دارد که باعث شده این طرز فکر در بین اهالی بازار به وجود آید که شرکت‌های کوچک و متوسط در مدت پیش رو، یا احتمالاً در آینده، شرایط بهتری خواهند داشت و آن هم آثار اقتصادی تحولاتی است که معتقدیم بازار آن را در خود لحاظ کرده است.
بزرگان بازار ما چه نمادهایی هستند؟ پتروشیمی‌ها، فولادی‌ها، پالایشی‌ها و هلدینگ‌ها. این‌ها هستند که عمده وزن بازار را در دست می‌گیرند. نگاهی به این صنایع بکنید؛ پالایشی‌ها زیر ریسک نرخ‌گذاری دولت و ریسک جنگ قرار دارند، پتروشیمی‌ها با ریسک تأمین مواد اولیه، انرژی و محاصره اقتصادی مواجه‌اند و فولادی‌ها و فلزاتی‌ها نیز با موضوع ریسک انرژی و قطعی آن و همچنین در بحث صادرات، با محاصره اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
این‌ها چیزهایی است که بازار می‌بیند و نمی‌تواند از کنار آن بگذرد؛ مواردی که وزن آینده را مشخص می‌کند. همین موضوع باعث می‌شود بازار به تحولات آینده این صنایع وزن بدهد و کمی از آن‌ها دور باشد. درست همین‌جاست که جریان پول برای این حرکت به دنبال جایگزین می‌گردد و سراغ شرکت‌هایی می‌رود که چالش‌های کمتری دارند و تحولات آن‌ها کمتر به مسائلی نظیر انرژی و محاصره اقتصادی گره خورده است.
دقیقاً این نقطه مهم ماجرای بازار است و چیزی است که سهامداران هم باید به آن دقت کنند. از روی مدل گذشته، آینده را پیش نبرند. تحولات و اتفاقات جدیدی در بازار حاکم است و این همان چیزی است که معاملات هفته‌ها و ماه‌های آتی را می‌سازد.
بله، اگر توافق شد و محاصره برداشته شد، قطعاً گروه‌های بالا قابلیت پرواز سریع‌تری را دارند، اما با شرایط فعلی، جریان پول ریسک‌های آن‌ها را در قیمت لحاظ کرده و سراغ گزینه‌های کم‌چالش‌تر می‌رود...
این موضوع و این چرخش که آرام‌آرام خیزش آن را در بازار می‌بینیم، باعث شده برخی احساس کنند حرکت به سمت نمادهای کوچک بیشتر شده است. خیر... هر کوچک، زیبا و جذاب نیست. این اشتباه را نکنید. شرکتی می‌تواند در این شرایط پیش برود که بر چالش‌ها غلبه کند و این غلبه بر چالش‌ها باید در گزارش‌های ماهانه فروش و گزارش‌های فصلی خود را نشان دهد.
سخن را کوتاه کنیم و حوصله شما را سر نبریم؛ به این چالش ذهنی هم‌وزن یا شاخص کل پایان دهید. این موضوع موجب گمراهی شما خواهد شد. صفحه بررسی بازار را بزرگ‌تر کنید و به این موضوع نگاه کنید که چالش‌های پیش رو کدام صنعت و شرکت را آزار نمی‌دهد و حتی برای کدام‌یک فرصت است. این می‌شود نقشه راه بازار.
ممکن است در بین پتروشیمی‌ها، پالایشی‌ها یا حتی فولادی‌ها هم فرصت‌هایی ایجاد شود و از همین روست که معتقدیم این تقسیم‌بندی هم‌وزن و شاخص کل را بهتر است کنار بگذارید و موردبه‌مورد با صنایع و شرکت‌ها پیش بروید.
شک نکنید اگر خبرهای سیاسی مثبت شد و محاصره برداشته شد، آن وقت دوباره برخی خلاف همین حرف‌ها را خواهند زد. پس بهتر است هر صنعت و هر شرکت را در مختصات خودش ببینید و آن را صرفاً به خاطر کوچک یا بزرگ بودن قضاوت نکنید.
باز هم به خاطر داشته باشید: اندازه مهم نیست، عملکرد مهم است.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید