زهرکشی از فروشندهها
بعید است خریداران زهر فروشندهها را کامل گرفته باشند، ولی زهر این چند روز، سایه جنگ و فشار فروش در بازار امروز کمی خنثی شد و بهبود داشت. البته بازار امروز هم با وجود تمام دلخوشیها و امیدواریها، مسیر را با ترس و تردید پیش برد و در طول بازار هم بارها با فشار فروش مواجه شد.
به گزارش آوای آگاه؛ معاملات امروز را در حالی به پایان رساندیم که شاخص کل در سطح 3 میلیون و 959هزار واحد متوقف شد، اما شاخص هموزن افت 3.8هزار واحدی را تجربه کرد و به سطح 1 میلیون واحد رسید.
فملی، فارس و پارسان بیشترین تلاش را در جهت افزایش شاخص کل داشتند و معاملات وپاسار و نوری مانع از رشد بیشتر شاخص کل شدند.
در پایان بازار امروز، شاخص فرابورس با کاهش 291 واحدی همراه شد. نمادهای مارون و آریا بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و معاملات نمادهای کگهر و سامان منجر به رشد این نماگر شد.
ترینهای معاملات بورس
گروههای شیمیایی، فلزات اساسی و فرآوردههای نفتی، سه گروه با بیشترین ارزش بودند و بانکها، فلزات اساسی و فرآوردههای نفتی بالاترین حجم معاملات را تجربه کردند.
ورود و خروج پول حقیقی
نمادهای فملی، شبندر و نارنج اهرم بیشترین استقبال را از سوی حقیقیها داشتند و اروند، نماد و توان بیشترین حمایت حقوقیها را تجربه کردند.
و اما بازار امروز
بعید است خریداران زهر فروشندهها را کامل گرفته باشند، ولی زهر این چند روز، سایه جنگ و فشار فروش در بازار امروز کمی خنثی شد و بهبود داشت. البته بازار امروز هم با وجود تمام دلخوشیها و امیدواریها، مسیر را با ترس و تردید پیش برد و در طول بازار هم بارها با فشار فروش مواجه شد. در مسیر بهبود امروز، نقش توییتها، مصاحبهها و خبرها را دستکم نگیرید. البته به مروز زمان، بازار با ریسکها بیشتر کنار میآید و فضای آهستهتر و بهتری را سپری میکند. بازار امروز را در حالی پیش بردیم که بعد از مدتها خنده سرد و تلخی روی لبهای آن نشسته بود، ولی هنوز از تداوم این روند اطمینان ندارد. اما از چه میترسد؟ از لحظهای که وقتی یک خبر حال آن خوب کرده، خبری دیگر آن را به بدی بکشاند.
بازار امروز را در حالی آغاز کردیم که فضای تحولات و اتفاقات کاملاً به صحنه وزنکشی اخبار و رویدادها تبدیل شده است. اگر به خاطر داشته باشید، چند روز قبل نوشتیم که چهار عامل میتوانند در روند بازار مؤثر باشند و از شدت ریزش آن بکاهند. دو عامل، بسیار اساسی و بنیادی بود؛ عامل اول، آرامش فضای سیاسی و عامل دوم، تزریق نقدینگی به بازار بود. عوامل سوم و چهارمی هم وجود داشت. یعنی جریان ارزندگی بازار و همچنین اصلاح قیمتی که صورت گرفته و در همان مقطع عرض کردیم وقتی پنیک فروش ایجاد میشود، دیگر کسی به ارزندگی و اصلاح قیمت و نمودار فکر نمیکند. البته هنوز بسیاری معتقدند شاخص در نقاطی شبیه 3.670 یا به عقیده برخی دیگر 3.860، افت بیشتر ندارد. اما در حال حاضر آنچه برای بازار تعیینکننده و مهم بوده، شرایط دو موضوع اول است؛ یعنی آرامش سیاسی و تزریق پول به بازار. وقتی تزریق پولی به بازار صورت نمیگیرد و صندوقهای توسعه و تثبیت نیز یا از سر اختیار یا از سر اجبار بیپولی تماشاچی بازار میشوند، تنها عاملی که میتواند به بازار کمک کند، همین جریانها و خبرهای سیاسی است که امروز در پیچیدگی اخبار و تحولات، شاید کمی چشمانداز آتی روشنتر شده بود، اما هنوز تردیدهای جدی نسبت به شرایط وجود داشت.
اما سؤال بسیاری این است که با فرض ادامه این شرایط چه کنیم؟ بفروشیم؟ بخریم؟ بمانیم و یا برویم؟ برای پاسخ به این سؤال به ترکیبی از عوامل و اتفاقات نیاز داریم. به هر حال به تنهایی و با یک عامل نمیتوان این موضوع را تجزیه و تحلیل کرد. یکی از دوستان تحلیل جالبی داشت و میگفت که لحظه سرشدگی یعنی بیحس شدن بازار نسبت به اتفاقات و خبرها و همان لحظهای است که بازار، برگشت را تجربه خواهد کرد. این حکایت سرشدگی جایی است که بازار نسبت به اخباری که پیش از این هم شنیده، بیتفاوت است؛ زیرا چندین بار آن را در قیمت لحاظ کرده و یکی از دردهای مهم بازار این است که منفیترین تحولات ممکن، یعنی زدن زیرساخت و محاصره اقتصادی را در قیمتهای تابلو لحاظ کرده و میفروشد. دیگر از این بالاتر که نداریم و از همین رو وقتی بیحس شده، اخبار نمیتواند بر آن اثر منفی بگذارد. مگر اینکه جنس و شکل آن متفاوت و عجیبتر باشد یا واقعاً اتفاقی رخ دهد. پس یکی از مهمترین و مؤلفههای مهم متوقف شدن منفی بازار و یا برگشت آن، تغییر ملموس کاهش انتشار اخبار منفی در بازار است. البته خبر مثبت که جای خود را دارد و هر توافق و هر رویدادی که سایه جنگ را از سر بازار دور کند، میتواند خبر مهمی برای بازار تلقی شود؛ درست شبیه چیزی که مثلاً لاریجانی بیان کرد، منتها بازار به این طرف وزن نمیدهد و اگر همین حرف را طرف مقابل بیان کند، برای بازار نقطه قوت خواهد بود و این هم یکی از بزرگترین دردها است که مرجعیت رسانه را از دست دادهایم.
به عبارت دیگر، بازار با حرفهای داخلی و توییتها نه اینکه تصمیم نگیرد، اما تصمیم قطعی خود را به شنیدن اخباری از آن طرف واگذار کرده است. اما دیگر عوامل نیز در کنار این موضوع میتوانند به نقطه انتهای ریزش و اصلاح بازار کمک کنند که دو خط کش جذاب بنیادی و تکنیکالی از مهمترین آنهاست؛ از P/E بگیر تا P/S تا P/E فوروارد و مواردی نظیر این میتوانند تا حدودی فضای قیمتی را برای بازار مشخص کنند. اگر شما خطکشی به نام ارزندگی در دست داشته باشید، حد و حدود این اصلاح و افت بازار را میتوانید تا حدودی تعیین کنید. مثلاً جایی که بسیاری از نمادها دیگر P/E فوروارد زیر 3 گرفتهاند، قطعاً جای منطقی برای فروش نیست و فشار فروش در آن نقاط رفته رفته کاهش خواهد یافت و باید اذعان داشت که این نقاط دور نیست و در چهره قیمت و شرایط اغلب شرکتها دیده میشود. ابزار دیگری که به این شرایط کمک خواهد کرد و تشخیص ما را بالا میبرد، فضای تکنیکالی بازار است؛ یعنی جایی که معتقدیم دیگر نقاط حداقلی بازار رسیده و شاخص انگیزه و قدرتی برای کاهش ندارد. اما هدف از گفتن این مطالب چیست؟ شما یا قرار است در بازار کار کنید، ریسکهای آن را به جان خریده و در تابلو حاضر باشید و یا از آن دور باشید و یا در مقطعی که همه چیز گل و بلبل شده و ریسکها رفته به سراغ آن بیایید. قطعاً در حالت دوم به راحتی سهم پیدا نخواهید کرد و تجربه آن را در مقاطع گذشته شاهد بودیم. از همین رو چیزی مطرح میشود به نام تابآوری در مقابل ریسکها و قیمتها. بهواقع اگر تابآوری تغییر هر روزه قیمتها را ندارید و قصد ندارید زیر سایه جنگ این فشار روانی را تحمل کرده و در بازار حاضر باشید، به نظر بسیار طبیعی است که فروشنده سهم باشید و از بازار فرار کنید. اما در صورت تجزیه و تحلیل واژه تابآوری برای خود، به نظر میتوان با افق و دید بلندمدتتر، فضای بهتری را ترسیم کرد.
در تکمیل بحث بالا، دیروز چیزی نوشتیم که برخی دوستان به تمسخر با آن برخورد کردند و گفتند مگر میشود در این فضا و این شرایط از ارزندگی 100 تا 200 نماد صحبت کرد؟ بله، میشود. مگر در شهریور و مهر همین ماجراها نبود؟ ما نمیدانیم امشب، فردا شب یا چند روز دیگر جنگ میشود یا نمیشود و تحلیلگر سیاسی هم نیستیم که بتوانیم دنیای سیاست را پیشبینی کنیم، اما میتوانیم از خطکشی به نام ارزندگی قیمتها استفاده کرده و حداقل حد و حدود شرایط بازار را برای خود ترسیم نماییم. یک بررسی مهم برای تصمیمگیری این روزها همین ارزندگی است که دوباره از ذهن همه پاک شده است. در حال حاضر حدود 65درصد شرکتهای بازار از نظر ارزندگی دقیقاً در شرایطی مشابه کف شهریور و مهر قرار دارند؛ نه اینکه قیمت در آن نقاط باشد، اما منظور از ارزندگی براساس مدل P/E ttm، P/E فوروارد و P/S شرکتهاست. با اینکه قیمتها بالاتر است، اما معیارهای بنیادی همان وضعیت را نشان میدهد. سایه جنگ و اتفاقات آن باعث شده تا ریزش قیمتها به شکل سریعتری رخ بدهد و از آن سو گزارشهای میاندورهای و ماهانه باعث شده سرعت ارزندگی و کیفیت سودآوری هم بالاتر رود و این موارد باعث شده است تا بخش بزرگی از بازار از نظر ارزش، عقبتر از قیمت حرکت کرده و خیلی زودتر از آنچه فکرش را میکنیم به مدار ارزندگی روزهای شهریور و مهر برسیم.
نکته آخر اینکه به امروز و رنگ خوش سبز بازار نگاه نکنیم. همین امشب یا همین چند ساعت بعد، با یک حرف و خبر میتواند منفی شود. برای همین بار دیگر به صندوقهای تثبیت و توسعه و حقوقیهای بزرگ بازار این توصیه را میکنیم که دید کمک به بازار را فراموش کنید. شما در حال حاضر با دارایی مواجه هستید که ارزنده است و اصلاً فرض کنید همین امشب جنگ شد. مگر شما میدانید که فردای پس از جنگ پشت میزها و صندلیهای خود نشستهاید که بخواهید رفتار بازار بعد از جنگ را تجزیه و تحلیل کنید؟ شما مدیر هستید که شرایط و بحران قبل از جنگ را مدیریت کنید. بعد از جنگ که فضا متفاوتتر است. این حس تماشاچی بودن همه ارکان و همه عوامل به بازار و بهطور کلی تصمیمگیریها را درک نمیکنیم و معتقدیم نقاطی که در آن قرار داریم، نقاط جذابی برای بازار است و جای تند و تیزی سهم نمیخرید. امیدواریم حداقل کمی حقوقیهای بزرگ بازار به خود آمده و شرایط را اندکی به سمت تغییر سوق دهند.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید