بلاتکلیف نسبتاً مثبت!

تصویر بلاتکلیف نسبتاً مثبت!

این روزها نقش صندوق‌های تثبیت و توسعه نیز در بازار اهمیت دوچندانی یافته است. یک نکته را عرض کنیم؛ این صندوق‌ها در روزهایی که بازار مثبت بود، تا حدودی با تلاش نسبی موفق شدند در سمت عرضه عملکرد خوبی داشته باشند و جریان پولی خوبی را فراهم کنند.

بازار سهام امروز هم سرخ‌پوش به کار خود پایان داد؛ هرچند معاملات در ابتدای وقت در فضایی نسبتاً متعادل دنبال شد، اما در ادامه با تشدید عرضه‌ها همراه شد. با این حال، در ادامه معاملات شاهد بازگشت تدریجی تقاضا به بازار بودیم که زمینه‌ساز جبران بخشی از افت اولیه شد. با وجود بهبود نسبی تقاضا در نیمه دوم معاملات، شاخص کل در نهایت همانند روزهای گذشته در محدوده منفی به کار خود پایان داد و با 5200 واحد افت در ارتفاع 7,649,265 واحد قرار گرفت. در بین نمادها نیز، فارس بیشترین اثر منفی را بر شاخص کل داشت.

در روز جاری 61درصد نمادها در محدوده مثبت و 39درصد در محدوده منفی معامله شدند. برای 266 نماد صف خرید 4/5 همتی و برای 87 نماد صف فروش 7 همتی ثبت شد. همچنین در این روز ارزش معاملات به 32/2 همت رسید و از سوی حقیقی‌ها 1/6 همت نقدینگی از بازار خارج شد.

در این میان؛ شاخص هم‌وزن با رشد 9 هزار واحدی مواجه شد و به سطح 2,175,546 واحد رسید. شاخص کل فرابورس نیز تحت تأثیر مثبت نمادهای آریا و شرانل، با افزایش 340 واحدی مواجه شد و به سطح 65,550 رسید.

ترین‌های معاملات بورس

فرآورده‌های نفتی، فلزات اساسی و شیمیایی بیشترین ارزش معاملات را به خود اختصاص دادند. از نظر حجم معاملات نیز گروه‌های خودرو، بانک و فلزات اساسی در صدر قرار گرفتند.

ورود و خروج پول حقیقی

در معاملات امروز؛ بیشترین ورود پول در گروه‌های حمل و نقل، سیمان و لاستیک رخ داده است. همچنین بیشترین خروج پول نیز در گروه‌های فرآورده‌های نفتی، کانه فلزی و فلزات اساسی رخ داده است. همچنین در روز جاری؛ بیشترین ورود پول در نمادهای تابان، ونوین و سیمکات بوده و نمادهای شبندر، شبریز و فزر بیشترین حمایت را از سوی حقوقی‌ها داشتند.

بازار 11.jpg

 

صنعت 11.jpg

 

سهام 11.jpg

 

امروز بازار خوب و مثبت و آرام پیش می‌رود. اگر منفی پالایشی‌ها را در نظر نگیریم، همه چیز خوب بود! انصافاً کاش عزیزان دسته‌گل به آب ‌داده خود را در بازار سرمایه می‌دیدند! بگذریم ...

بازار امروز را در حالی آغاز کردیم که در شرایط نسبتاً بهتری نسبت به دیروز قرار داشت و شروع و آغاز خوبی داشت؛ اما بلاتکلیفی در سطر به سطر بازار و خط به خط آن دیده می‌شد. دست خریدار بود، ولی قوی نبود. در واقع، بازار امروز یک بلاتکلیف نسبتاً مثبت بود که همچنان برای پایان یک اتفاق و رویداد سیاسی که آن طرف مرزها اتفاق می‌افتد، روزشماری می‌کند. برخی از ما سؤال می‌کنند که حالا نتیجه انتخابات چه بشود به سود بازار است؟! ببینید، چند بار عرض کردیم اصلاً نتیجه مهم نیست؛ دموکرات‌ها پیروز شوند یا جمهوری‌خواهان. داستان از این قرار است که طرفین این بازی همه چیز را به روزهای پس از این انتخابات موکول کرده‌اند و این است که باعث شده این تاریخ، یعنی سه‌شنبه و چهارشنبه، به تاریخ مهمی برای تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی طرفین تبدیل شود و بازار هم از ترس این تاریخ، بی‌میل به خرید شده، میل خود را از دست داده و بیشتر سعی می‌کند نظاره‌گر بازار باشد.

این آن چیزی است که چهره امروز بازار بود و روزهای بعد را نیز تا حدودی درگیر می‌کند. البته امروز شرایط خاص گروه پالایش و شایعات نرخ بهره و ... هم در انگیزه‌های بازار مؤثر بود. به‌نظر می‌رسد این گروه پس از گزارش‌های ماهانه و شرایط اضطراری که تعریف کردند، با جو فروش مواجه شده و کمی فضا برخلاف آنچه فکر می‌کردند پیش رفت. این بار هم خلأ اطلاعاتی و تحلیلی این گروه آسیب جدی به بازار می‌زند. البته برخی معتقدند گروه پالایش نه به واسطه شرایط بنیادی، که به واسطه ریسک‌ها و اتفاقات جنگی و سیاسی است که مورد بی‌مهری بازار واقع شده و این‌چنین به بازار فشار می‌آورد.

این روزها نقش صندوق‌های تثبیت و توسعه نیز در بازار اهمیت دوچندانی یافته است. یک نکته را عرض کنیم؛ این صندوق‌ها در روزهایی که بازار مثبت بود، تا حدودی با تلاش نسبی موفق شدند در سمت عرضه عملکرد خوبی داشته باشند و جریان پولی خوبی را فراهم کنند. یکی از مهم‌ترین نکات این است که نمی‌توانند دستان خود را در این مقطع که رویدادهای سیاسی در مبهم‌ترین شکل ممکن است، خالی کنند.

و البته دقیقاً در همین فضاست که دوباره صدای برخی فعالان بازار بلند شده که چرا این صندوق‌ها فعال نیستند. باز همه این را برای بار چندم می‌نویسیم؛ وقتی چنین مطالبه‌ای مطرح می‌شود، باید یادتان باشد که اگر آن‌ها سهمی می‌فروشند، هم برای همین روزهاست. و باز نه اینکه از این صندوق‌ها دفاع کنیم، معتقدیم فروش‌های این دو صندوق مفیدترین فروش‌های بازار هستند؛ چراکه سایر حقوقی‌ها به منفعلانه‌ترین شکل ممکن در بازار عمل می‌کنند و پس از هر فروش در سمت خرید حاضر نیستند و این فشار روی بازار بیشتر می‌شود. باز در غیاب حقوقی‌های بزرگ که می‌توانند شرایط بازار را در این فضای خوب بنیادی تغییر دهند، نقش این صندوق‌ها بیشتر شده است. امروز و دیروز به‌نظر می‌رسد آن‌ها تا حدودی توانسته‌اند آن جو منفی را خنثی کنند، اما قدرت برگشت زدن به بازار را ندارند و معتقدیم این قدرت بدون یک خبر بنیادی قوی سیاسی حاصل نمی‌شود و هرچه پول بزنید، به در بسته می‌خورید.

البته این را هم بگوییم که این موضوع بلاتکلیفی خیلی نمی‌تواند ادامه داشته باشد و به‌زودی و طی روزها و ماه‌های آتی، همه چیز تعیین تکلیف خواهد شد. ما در حال حاضر این فنر ارزندگی را جمع و جمع‌تر شده می‌بینیم که قابلیت یک برگشت برای بازار را فراهم می‌کند و از همین‌جاست که ما به پیش‌بینی نیمه دوم آبان می‌رسیم؛ مقطعی که می‌تواند آن را تعیین تکلیف کند و روشن‌کننده آن، جریانات سیاسی است.

ما امروز را هر طور بود پشت سر گذاشتیم و فردا و چهارشنبه نیز بازار، به‌نظر، بیشتر نه منفی و نه خیلی مثبت و تماشاچی خواهد بود تا اظهارات و اتفاقات سیاسی تکمیل شود؛ اما از نیمه آبان به بعد، به‌نظر بازار وارد فاز متفاوت‌تری خواهد شد که نتایج و رویدادهای سیاسی را باید روی تابلو پرایس کند. دیروز در مورد سناریوهای مختلف تحولات سیاسی بازار صحبت کردیم. به نظر می‌رسد خیلی زود این اتفاقات به تابلوی بازار کشیده شده و ما نتیجه هر یک را خواهیم دید.

یا به‌واقع، اگر مشکل فعلی بازار را بلاتکلیفی بدانیم، باید در مورد آن نوشت که این بلاتکلیفی خیلی نمی‌تواند ادامه داشته باشد و به‌زودی روی صحنه سیاسی و تابلوی بازار، تکلیف آن روشن خواهد شد. البته این موضوع نیز دو شکل دارد. بدترین حالت آن برای ما بورسی‌ها این است که در این عذاب ممتد و ادامه‌دار بلاتکلیفی قرار داشته باشیم که بازار یک مرگ تدریجی و ترس مداوم را تجربه خواهد کرد و جریان پول همچنان تماشاچی خواهد بود. این یکی از تلخ‌ترین سناریوهایی است که ما ممکن است شاهد آن باشیم؛ البته در این سناریو، سایر دارایی‌ها منتظر نمی‌مانند و حرکت می‌کنند و به‌نظر این موضوع در بازار نیز مؤثر است، اما سایه جنگ و ترس اینکه هر لحظه هر اتفاقی ممکن است رخ بدهد، همیشه همراه بازار است.

و بهترین حالت برای ما این است که این بلاتکلیفی هر طور شده پایان یابد. البته که همه امیدواریم بدون خون و خونریزی و جنگ و تبعات آن به پایان برسد، اما به هر حال هر چیزی ممکن است. ولی معتقدیم پایان یافتن این بلاتکلیفی و خارج شدن از شرایط نه جنگ و نه صلح، اتفاق مهمی است که باید منتظر آن باشیم.

یک نکته مهم دیگر در مورد بازار این است که وقتی این شرایط ادامه داشته باشد، قاعدتاً جریان پول هم تماشاچی می‌شود و شبیه روزهای بهمن و اوایل اسفند بازار در سال گذشته، فنر ارزندگی جمع و جمع‌تر شده و جایی منتظر تصمیم‌گیری خواهد شد. این دقیقاً شرایطی است که ما از ابتدای مهر با آن مواجه‌ایم؛ یعنی پاییز به شکلی برای بازار در حال پیش رفتن است که فنر قیمت‌ها و شرایط ارزندگی بازار در حال فشرده شدن است و به‌نظر، جایی این فنر با یک اتفاق و یک رویداد می‌پرد و بلند می‌شود.

البته اگر اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ ندهد، این انتظار را داریم که مدلی شبیه مدل اسفند سال قبل و رشد احتمالی بازار پس از آن تکرار شود که البته برای این موضوع چند پیش‌شرط نیاز است که مهم‌ترین آن، عدم آسیب خوردن به زیرساخت‌های مهم کشور و همچنین رفع محاصره و رفع تحریم‌هاست. به‌واقع معتقدیم ما شرایطی با کمی سرعت کمتر، حجم کمتر و شدت رشد کمتر را دوباره با همان الگوی اسفند و پس از آن تجربه خواهیم کرد؛ منتها این پیش‌شرط‌ها باید رخ دهد؛ یعنی فضا از بلاتکلیفی خارج شود، جنگ زیرساختی نباشد و افق رفع محاصره و تحریم پیش روی بازار باشد. و شک نکنید در این حالت، دوباره بازار سرمایه بازار برنده بازارها خواهد بود و اتفاقاً جزو معدود حالت‌هایی است که ما با اختلاف زیاد احتمالاً سایر بازارها را پشت سر خواهیم گذاشت.

و حرف آخر این بخش اینکه بسیاری از ما سؤال می‌کنند چرا همچنان به بازار امیدوارید و ترس این را ندارید که بازار دوباره وارد فاز اصلاح و منفی شود. یک نکته را باید در پاسخ به این عزیزان بیان کرد و آن هم این است که این شجاعت و این صراحت نسبی در امیدواری به آینده بازار فقط و فقط از جایی می‌آید به نام کدال و ما معتقدیم این کدال است که در شرایط فعلی و با فضای فعلی، این امیدواری را زنده نگه داشته و می‌تواند ما را نسبت به روزهای پیش رو امیدوار سازد.

چراکه اگر قرار است اتفاقی رخ دهد، درست به مانند همان الگوی اسفند ۴۰۴ و نیمه اول ۴۰۵، پشتوانه حرکت بازار فضای بنیادی و کدال خواهد بود. اگر می‌خواهید این موضوع را بررسی کنید، کافی است برگردید به قیمت‌های اردیبهشت ۱۴۰۵ نگاه کنید. در آن مقطع قیمت‌ها را یادداشت کنید و با سودهای محقق ‌شده و احتمالی امسال کنار هم قرار دهید. بازار در آن مقطع بسیار هوشمندانه و دقیق پی‌به‌ای‌های ۲ و ۳ را می‌خرید و معتقدیم در شرایط فعلی، نه اینکه پی‌به‌ای‌ها دو و سه باشد، اما در نقاط جذابی است که قابل دفاع خواهد بود. اما این قابل دفاع بودن یک شرط دارد و آن هم شرط تداوم است؛ یعنی باید بتواند باتوجه به مختصات جنگی و سیاسی، این جریان را ادامه دهد. به بازار امیدواریم و اگر زیرساختی زده شود، بازار سرمایه به یک کمای عمیق فرو خواهد رفت. تبعات آن را هیچ‌کس نمی‌تواند پیش‌بینی کند.

می‌خواهیم صحبت را کوتاه کنیم و سراغ بخش دوم برویم. دوست داشتیم در مورد نرخ بهره صحبت کنیم و اینکه آیا این نرخ می‌تواند برای بازار چالش‌آفرین باشد یا نباشد. به‌نظر، بازار کم‌کم متوجه می‌شود که این داستان نرخ بهره در حال حاضر اثری شگرف در فضای بازار ندارد و اصلاً نرخ برای بازار همان است و شاید بقیه بازارها بیشتر آسیب ببینند ... امروز و در این بخش تصمیم گرفتیم در مورد یک موضوع دیگر صحبت کنیم و امیدواریم کسانی که مخاطب این بحث هستند، خوب گوش کرده و با دیده منطقی به ماجرا نگاه کنند. اتفاقاً امروز که بازار مثبت‌تر شده، می‌نویسیم که نگویید از سر عصبانیت بازار منفی است.

طرز فکری از دل بازار سرمایه به بیرون تزریق شد که «آی چه نشسته‌اید که بازار هیجانی است، بازار غیرمنطقی رشد کرده، اتفاقات سال ۹۹ ممکن است تکرار شود» و این برداشت‌های غلط ذهنی که ساخته و پرداخته برخی افراد ناآگاه حوزه مالی بازار بود. کمتر در مورد این افراد صحبت کردیم، ولی اگر از رفتار آن‌ها مطلع و مطمئن نبودیم، این‌چنین ذکر نمی‌کردیم. اینکه چه شد که آن‌ها چنین شرایطی را برگزیدند، خودشان می‌دانند که البته امیدواریم ناشی از نارضایتی عدم بازدهی این مدت بازار طلا و عقب افتادن از بازار سهام نباشد. آنچه که برای ما مهم است، این افراد نیستند؛ آن‌ها حزب‌بادهایی هستند که به‌محض خرید سهام، نظرشان تغییر می‌کند. بحث ما روی تصمیم‌گیران و مدیرانی است که به حرف آن‌ها گوش داده‌اند و بحث امروز ما این است که امروز و این هفته که بازار به این شرایط افتاده، کجا هستند؟ چرا دیگر کسی نگران بازار نیست؟ چرا فقط نگران رشد بازار سرمایه هستید؟ در نزول‌ها کجا خفته‌اید؟ اصلاً چرا نگران رشد بازار شده‌اید؟ این‌همه بازارهای غیرمولد موازی به شکلی غیرمنطقی و غیر‌اصولی رشد می‌کنند، صدای کسی درنمی‌آید! کل بیلبوردهای شهر، خالی‌فروشی طلا را فریاد می‌زدند، صدای کسی درنمی‌آمد. در روز روشن، دلالان ماشین و مسکن جولان می‌دهند و به ریش فعالان اقتصادی و تولیدی می‌خندند، صدای کسی درنمی‌آید؛ اما به‌محض اندک رشد بازار سرمایه، همه نگران می‌شوند؛ تازه رشدی که پشتوانه بنیادی دارد.

ما هرچی می‌نویسیم و می‌گوییم، برای این افراد درس نمی‌شود؛ اما نگذارید این فرصت‌های طلایی که ایجاد شده از بین برود. با تصمیمات غیرکارشناسی این فضا را از بین نبرید. در مورد پالایشی‌ها ببینید که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. بی‌پولی و کسری بودجه دولت را باید سهامداران پالایشی جبران کنند؟! در حالی که عمده سهام این شرکت‌ها نیز باز در اختیار نهادهای دولتی و شبه‌دولتی است. به‌نظر، اشتباهات تاریخی دولت‌ها دوباره در حال تکرار شدن است و هیچ‌کس به افق میان‌مدت هم توجه نمی‌کند و همه نگاه کوتاه‌مدت دارند. فقط مانده‌ایم که چرا این الگو هر بار با زدن جیب شرکت‌ها تکرار می‌شود.

به هر حال، آنچه که برای همه این مدت روشن شده، این است که سیستم وزارت اقتصاد و سازمان برنامه با تصمیمات غیرکارشناسی و نامه‌نگاری‌هایی در راستای عرضه‌ها در بازار، این مشکلات را دامن زدند. ببینید، نمی‌گوییم مشکل بازار اقدامات این دوستان است؛ خیر، قطعاً در حال حاضر مشکل اصلی بازار ریسک سیاسی است، اما آن‌ها به‌جای اینکه در فکر کمک به بازار باشند، به این بحران‌ها دامن می‌زنند. اینکه در اوج شرایطی که باید همه کمی مراقب باشند، دستور عرضه به بازار می‌دهید، نوبر است! امیدواریم حداقل اگر در روزهایی که بازار رشد می‌کرد، نگران رشد آن بودید، در این روزها نیز که بازار زیر فشار ریسک‌های سیاسی است، نگران ریزش و افت آن باشید و فقط و فقط امیدواریم عاقل باشید و یک بار دیگر این فرصت طلایی که به شما رجوع کرده را نسوزانید و از دست ندهید.

 

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید