• اخبار

کین عمر طی نمودیم، اندر امیدواری!

تصویر کین عمر طی نمودیم، اندر امیدواری!

امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که کمی شدت فشار فروش، بدبینی و اتفاقات منفی نسبت به روز گذشته کمتر بود.

به گزارش آوای آگاه؛ بازار امروز در حالی به پایان رسید که همانند روز گذشته با فشار فروش همراه بود اما نشانه‌هایی از افزایش تقاضا در برخی گروه‌ها و نمادها در انتهای بازار مشاهده شد. در پایان معاملات امروز شاخص کل بورس با افت ۱۸۴ هزار واحدی در ارتفاع ۷ میلیون و ۶۵۴ هزار واحد به کار خود پایان داد. نمادهای فملی و فارس نیز بیشترین اثر منفی را بر شاخص کل داشتند.

لازم به ذکر است؛ ۷۵درصد نمادها در محدوده منفی و ۲۵درصد در محدوده مثبت معامله شدند. در پایان بازار امروز، برای ۲۹۹ نماد صف فروش ۱۲/۷ همتی و برای ۱۴۱ نماد صف خرید ۶/۴ همتی ثبت شد. همچنین در این روز ارزش معاملات به ۳۲ همت رسید و از سوی حقیقی‌ها ۷/۶ همت نقدینگی از بازار خارج شد.

ضمن آنکه شاخص هم‌وزن هم با 30 هزار واحدی در ارتفاع 2 میلیون و 165 هزار واحد قرار گرفت. در این میان شاخص کل فرابورس نیز تحت تأثیر منفی نمادهای کگهر و فزر، با افت 916 واحدی مواجه شد و به سطح 65,210 رسید.

ترین‌های معاملات بورس

فلزات اساسی، فرآورده‌های نفتی و شیمیایی بیشترین ارزش معاملات را به خود اختصاص دادند. از نظر حجم معاملات نیز گروه‌های بانک، فلزات اساسی و خودرو در صدر قرار گرفتند.

ورود و خروج پول حقیقی

در معاملات امروز؛ بیشترین ورود پول در گروه‌های حمل و نقل، لاستیک و ماشین آلات رخ داده است. همچنین بیشترین خروج پول نیز در گروه‌های فلزات اساسی، فرآورده‌های نفتی و محصولات شیمیایی رخ داده است. همچنین در روز جاری؛ نمادهای ولیوبانک، اطلس و فکور بیشترین استقبال را از سوی حقیقی‌ها داشتند و فملی، فولاد و شپنا بیشترین حمایت حقوقی‌ها را تجربه کردند.

بازار 10.JPG

 

صنعت 10.JPG

 

سهام 10.JPG

 

و باز ما بودیم و بازار و شرایطی که امیدوار به آینده است و عمر ما بورسی‌ها که این مدت و این روزها در همین امیدواری طی شد. امروز جدال ارزندگی بازار و ریسک‌های سیاسی بیشتر به چشم می‌آمد و ریزریز خریداران شجاع‌تر شدند و افت قیمت‌ها کمی کنترل‌شده‌تر رفتار می‌کرد. این نشان می‌دهد بازار می‌تواند اگر در شرایط نرمالی قرار گیرد، اتفاقات بهتری را تجربه کند. امروز در جدال بین ریسک‌ها و شرایط بنیادی بازار، کمی قدرت بنیاد بازار قوی‌تر بود و همین عاملی شد تا شرایط کمی بهتر باشد و فضا اندکی نسبت به روزهای قبل بهتر رفتار کند و فکر می‌کنیم هرچه جلوتر برویم و فنر قیمت‌ها جمع‌تر و فشرده‌تر شود، شاهد تکرار بیشتر این جریان خواهیم بود.

و اما بازار ... امروز بسیاری بر این عقیده بودند که ۳ عامل در جو منفی بازار نقش داشت: اول، جو و شرایط سیاسی و سایه جنگ؛ دوم، بازی ضعیف پالایشی‌ها با بازار؛ و سوم، نرخ بهره. در جنگ که نمی‌توانیم چیزی بگوییم، ولی در نرخ بهره معتقدیم آن‌طور که بازار برداشت می‌کند، نیست. بالاخره تصمیم گرفته‌اند نرخ سود اسمی را به‌صورت رسمی به بازار نزدیک کنند و سقف نرخ سود سپرده از ۲۳درصد به ۳۴درصد افزایش پیدا کند. در نگاه اول، این تغییر سیاست به‌عنوان افزایش نرخ بهره تلقی می‌شود، ولی به نظر این‌طور نیست. البته قطعاً یک سیاست نظم‌گونه انقباضی را داریم، ولی نمی‌تواند خیلی رقیب عجیبی برای بازار شود. بازار همین حالا با نرخ بهره ۴۵ سرشاخ است و نرخ ۲۳ را کسی باور نمی‌کرد! به هر حال، به‌نظر این چالشی نیست که بازار را آزار دهد. در سوی دیگر، چالش پالایشی‌ها به نظر از قبل پیش‌بینی می‌شد برای بازار آزاردهنده باشد، ولی شبندر بنزین این آتش شد که به‌نظر کمی بازار در مورد او هم قضاوت بدی دارد. بخشی از گزارش ماهانه در سمت تولید، عدد بهای تمام‌شده نیست و در ماه بعد جبران می‌کند، ولی در هر صورت اصلاح این گروه نیز به‌نظر در انتهای مسیر است. ولی این ۲ عامل به همراه ریسک سیاسی، عوامل منفی بازار بودند.

در آن سو، شرایط بنیادی و نرخ ارز و خرید تثبیت و توسعه نیز کمک‌حال بازار ... در مورد تثبیت و توسعه روزهای بعد مفصل صحبت می‌کنیم، ولی به‌نظر نقش خود را خوب بازی می‌کند. فقط و فقط یک بار دیگر به عزیزانی که امروز انتقاد می‌کردند که چرا در بازار نقش‌آفرین نیست، این را یادآوری کنیم که در روزهایی که می‌فروشد هم بهتر است به این ماجرا نگاه کنید که او باید در دو طرف این زمین بازی باشد و باز تأکید می‌کنیم این درد بازار است که در نبود حقوقی‌های شجاع، عملکرد تثبیت توسعه محوریت بازار شده و همچنان روی نظر خود هستیم که او مفیدترین فروشنده بازار است.

و اما کلیت بازار ...

امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که کمی شدت فشار فروش، بدبینی و اتفاقات منفی نسبت به روز گذشته کمتر بود. رفت‌وآمدهای دیپلماتیک و چشم‌انداز برخی رفت‌وآمدها و اظهارنظرها نشان می‌داد که جنگ ممکن است کمی دور یا کمی نزدیک باشد. البته بازار کماکان تحرکات نظامی و اتفاقات دیگر را مبنای کار خود قرار می‌دهد و اگر جو مثبت نداشته باشد، حداقل خریدار بازار در این فضا نیست. اما چهره بازار امروز ناشی از چند جریان بود که کمی شدت منفی کمتری داشت. اول از همه باید اذعان کرد که قیمت‌ها هم انصافاً اصلاح خوبی را داشتند. بسیاری از سهم‌ها طی این مدت با یک اصلاح ۲۰ تا ۲۵درصدی مواجه بوده و شرایط سختی را در این فضا که هنوز جنگ نشده و هیچ خبری نیست، تجربه می‌کنند. یکی از دلایل کاهش فشار فروش طی این مدت و در این روزها این بود که بازار هم‌زمان با انتشار گزارش‌های خوب، هم سمت بنیادی خود را قوی کرد و هم قیمت‌ها اصلاح کرد و به نقاط جالب و جذابی رسید که این خود عاملی برای این می‌شود که ما در قیمت‌های کمتر، ولو با جریان ریسک‌های سیاسی و وجود آن‌ها، سرعت ریزش بازار را کمتر از قبل می‌بینیم. و البته یک نکته هم پیش روی همه قرار دارد و آن هم این است که کوچک‌ترین خبر و رویداد مثبت که ریسک‌های سیاسی را کاهش دهد، می‌تواند به‌سرعت این فنر جمع‌شده را به سمت بالا پرتاب کند.

البته این موضوع را هیچ‌کس نفی و فراموش نمی‌کند که ریسک بزرگی پیش روی ماست و این دو سه روز باقی‌مانده را نیز بسیاری ترجیح می‌دهند در فضای صبر و تحمل باقی بمانند تا فضا شفاف‌تر و روشن‌تر شود. برخی از عزیزان طی روزهای گذشته مدام این درخواست را داشتند که با سناریوسازی، احتمال وقوع هر رویداد و نتیجه آن را بیان کنیم و توصیه به خرید یا فروش داشته باشیم.

در روزهای گذشته تا حدودی در مورد ابعاد این اتفاقات و تحولات صحبت کردیم. بدون تعارف، تصمیم‌گیری در مورد اینکه بخرید یا بفروشید یا نگه دارید و ریسک‌ها را تحمل کنید، بسیار به ریسک پروفایل شما برمی‌گردد که طاقت و تحمل چه میزان ریسکی را خواهید داشت. اگر ریسک جنگ را می‌پذیرید، می‌توانید در بسیاری از سهم‌های بازار که انصافاً اصلاح خوبی کرده و شرایط بنیادی خوبی هم دارند، حضور داشته باشید و اگر نمی‌پذیرید، قاعدتاً تماشاچی بودن، فضای منطقی‌تری برای همه است و باز اگر از اتفاقات تلخ واهمه دارید، شاید ترس از این رویدادها و فروش سهم برای برخی منطقی‌تر باشد.

در هر صورت، شرایط خاص و عجیبی است و قدرت ریسک کردن و ریسک‌پذیری را از بسیاری گرفته است. اما اگر بخواهیم کمی با آمار و احتمال و سناریوسازی‌ها در مورد این موارد تصمیم‌گیری کنیم، جمع‌بندی آنچه در روزهای گذشته بیان شد، این می‌شود که ما احتمالاً چهار مسیر را در پیش داریم:

مسیر اول، مسیر نه جنگ نه صلح و ادامه فشار اقتصادی است که در این حالت، بازار بعد از کمی زد و خورد در فضای تابلو، می‌بیند که هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد و قیمت‌ها نیز مدام در حال تغییر هستند. در این حالت دوباره به همان تنظیمات قبل برمی‌گردد و شروع به خرید و فروش می‌کند. بله، در این حالت ممکن است هر لحظه هر اتفاقی هم رخ دهد.

سناریوی دوم و بعد این است که مسیر دوم پیش بیاید؛ یعنی مسیر خوش‌بینی، مذاکرات، تفاهم و توافق. یعنی طی روزهای آینده طرفین به یک تفاهم اولیه برسند، ریسک جنگ و سایه جنگ از سر کشور دور شود و به نقاط جذاب توافق، رفع محاصره و رفع برخی تحریم‌ها برسیم که در این حالت تقریباً می‌توانیم بگوییم در کوچه‌بازار عروسی می‌شود که بیا و ببین و سوروسات آن دل طلا‌بازها را خواهد برد! البته از اخبار فعلی به‌ظاهر چنین چیزی محتمل است، ولی همه به این موضوع اعتقاد دارند که اختلاف دیدگاه طرفین زیاد است.

سناریو و مسیر سوم، مسیری است که احتمالاً درگیری صورت می‌گیرد، ولی درگیری محدودی خواهد بود و یا حتی اگر محدود هم نباشد، به جنگ زیرساختی کشیده نمی‌شود؛ یعنی درگیری خواهد بود که به مانند جنگ قبلی بیشتر مراکز نظامی را هدف می‌گیرد. به‌جد به این موضوع اعتقاد داریم که اگر جنگ زیرساختی صورت نگیرد و پس از این جنگ نیز طرفین به یک تفاهم نسبی دست پیدا کنند، بازار دوباره مسیر رشد را در پیش می‌گیرد. روی این سناریو کمی بیشتر فکر می‌کنیم و معتقدیم چیزی شبیه جنگ قبل تکرار می‌شود.

سناریوی چهارم و مسیر چهارم هم مسیر عجیبی است که جنگی تمام‌عیار و فلج‌کننده علیه کشورمان آغاز می‌شود و زیرساخت هم در آن آسیب می‌بیند که در این حالت، به نظر دیگر بازار خیلی قابل دفاع نخواهد بود.

به سناریوهای بالا نگاه کنید. از چهار سناریویی که مطرح شده، در سه سناریو نتیجه بازار، نتیجه بهتر از آن چیزی است که امروز قرار دادیم و در یک سناریو تقریباً به سمت صفر ممکن است میل کنیم. این است که می‌گوییم ابعاد اتفاقات و رویدادها را بشناسیم، به آن وزن بدهیم و تصمیم‌گیری کنیم. اگر کسی وزن سناریوی چهارم را بیشتر می‌بیند، طبیعی است که این روزها فروشنده بازار باشد. هیچ‌کس هم نمی‌تواند بر او خرده بگیرد و البته این را هم در نظر بگیرید کسانی که به این سناریوسازی‌ها و پیش‌بینی‌های درست برسند، می‌توانند برنده بازی باشند. در واقع، پاداش دوباره نصیب کسانی می‌شود که ریسک خوبی را بپذیرند.

بسیاری همین روزها را به روزهای قبل از اسفند تشبیه می‌کنند که بازار به‌شدت سردرگم و منتظر یک تحول بود. جنگ رخ داد و آنچه در ذهنش تصور می‌کرد به وقوع پیوست، ولی نتیجه برای هیچ‌کس قابل پیش‌بینی نبود. شباهت‌های بسیار زیادی بین دوران فعلی و آن مقطع وجود دارد که ما را به این سمت سوق می‌دهد که نتایج آن مقطع را با فضای فعلی مقایسه و تصمیم‌گیری کنیم و درست تمام این تحلیل‌ها و تصمیم‌گیری‌ها به یک نقطه ختم می‌شود که اگر زیرساخت آسیب نبیند، ما از این بحران عبور خواهیم کرد. و البته این را هم در نظر بگیرید ارزندگی بازار هرچه جلوتر می‌رویم، با این مبنای فروش و ادامه روند سودسازی شرکت‌ها، بهتر و فنر ارزندگی بازار جمع‌تر می‌شود.

دیروز هم نوشتیم خط‌کش‌های مختلف ارزندگی ما اعم از پی‌به‌ای و ارزش دلاری و ریالی و ارزش به فروش، همه و همه نشان می‌دهد ما جای افت آن‌چنانی را نخواهیم داشت و اگر این افت رخ بدهد، بازار در منطقه‌ای قرار می‌گیرد که فروشنده‌ها کم و خریداران بیشتر فعال می‌شوند. این جمع شدن فنر جایی به هر حال آزاد شده و آنجاست که می‌تواند نقطه اتکای بازدهی سهامداران باشد.

فعلاً فضا طوری است که تماشاچیان بازار بیشتر هستند و همه با خود بسته‌اند که این هفته بیشتر تماشاچی بازار باشند تا تصمیم‌گیر تا این اتفاقات و رویدادها سپری شود و بعد تصمیم بگیرند.

این روزها، حال بازار شبیه زندانی است که روی دیوار خط می‌کشد و منتظر رأی فرجام امیر است تا ببیند اوضاع او در این مدت چه خواهد شد. این رویداد و اتفاق مهم سیاسی را باید پشت سر بگذاریم تا بازار خود تعیین تکلیف کرده و ادامه مسیر را پیش ببرد. به‌واقع، همگان بر این عقیده‌اند که از این نقطه به بعد، با عدم اطمینان و نااطمینانی‌ها و ابهام، بازار جایی نمی‌رود و جریان پول قاطع و سریع دل به دریای بازار نمی‌زند. او برای تصمیم‌گیری‌های بزرگ به شفافیت‌ها و روشن‌تر شدن ابعاد اقتصاد و سیاست احتیاج دارد.

کاهش چشمگیر حجم معاملات طی این روزها نیز به‌وضوح این استراتژی و سناریو را نشان می‌دهد و نشان می‌دهد که سیاست صبر و تماشاچی، احتمالاً هرچه جلوتر می‌رویم، سیاست غالب فعالان بازار شده و افت حجم معاملات احتمالاً ناشی از همین موضوع خواهد بود.

و اما در لابه‌لای خبرها و رویدادها، یک سلسله اخبار منتشر شده که زیر خبرهای سیاسی و انتخاباتی و کوه کلنگ و اورانیوم دفن شده و کسی به آن توجه نکرده و آن هم تغییر واضح سیاست‌های بانک مرکزی در واردات و صادرات و تخصیص ارز است.

دیروز دو خبر در مورد ارز منتشر شد و به نظر تأییدکننده خبری است که چند روز پیش در مورد ارز گفتیم و نشانه‌های آن در حال بروز است. با تصمیم وزارت صمت و بانک مرکزی، تخصیص ارز مرکز مبادله از این پس به ۶۶ ردیف کالای اساسی و صنعتی محدود می‌شود و شامل سایر کالاها نخواهد بود. از سوی دیگر، بانک مرکزی قصد دارد واردکنندگان خودرو و موبایل را از بازار رسمی ارز خارج کند تا نوسانات نرخ ارز در مرکز مبادله را کنترل کند.

برای اجرای این مصوبه، بانک مرکزی از سران قوا مصوبه‌ای گرفته که براساس آن، سهمیه ثبت سفارش واردات خودرو و سایر کالاها از طریق بورس کالا به فروش می‌رسد. واردکنندگان به‌جای پرداخت کارمزد حدود ۲۰ میلیون تومانی ثبت سفارش، باید متناسب با ارزش دلاری خودروی وارداتی، سهمیه واردات را از بورس کالا بخرند. منابع حاصل از فروش این سهمیه‌ها قرار است صرف تأمین اعتبار کالابرگ شود. با این تصمیم، تقاضای ارز واردکنندگان از بین نمی‌رود، بلکه به بازار غیررسمی منتقل می‌شود. به‌نظر، اتفاق مهم این است که صادرکنندگان از این پس بخشی از ارز خود را با نرخ واقعی در اختیار واردکنندگان قرار می‌دهند و این خبر خوب و مهمی برای بازار است. به‌نظر، باید به‌زودی نشانه‌های این جریان را در سودسازی شرکت‌ها ببینیم.

اگر به خاطر داشته باشید، طی روزهای گذشته در مورد این موضوع چند باری صحبت کردیم و حالا نشانه‌های آن در حال بروز کردن است؛ آن هم اینکه سیاست‌های ارزی به نفع شرکت‌ها در حال تغییر است و آن‌ها می‌توانند ارز ناشی از صادرات خود را با قیمتی در دامنه بازار آزاد به فروش برسانند و این اتفاق مهم و تحول شگرفی برای شرکت‌ها و سهامداران خواهد بود که دنبال‌کننده آن‌ها هستند.

منتها در یک فضای پرتنش و در فضایی که همه درگیر تصمیم‌گیری‌ها و اتفاقات سیاسی هستند، این مدل اخبار دیده نمی‌شود. کافی است کمی به آرامش برگردیم و این سیاست روشن‌تر و شفاف‌تر بیان شود. به‌واقع، اگر این موضوع برای دوران جنگی نباشد و ادامه پیدا کند، می‌تواند یک رویداد خاص را برای بسیاری از سهامداران رقم بزند و آن هم این است که درصورت روزهای پساجنگ که محاصره و تحریم‌ها برداشته شده باشد، مدل رفتاری ارزی، یعنی اجازه فروش ارز با نرخ‌های دامنه بازار به شرکت‌های صادرکننده، یک تحول بزرگ برای سودسازی این شرکت‌هاست و رشد فروش و درآمد آن‌ها را افزایش خواهد داد. در واقع، باید بگوییم اگر این ریسک‌ها از سر بازار برداشته شود و این اتفاقات پابرجا باشد، ما پس از این جریان یک جهش در سودآوری را خواهیم داشت که ممکن است همه را غافلگیر کند.

درمورد این موضوع فعلاً نمی‌شود با قطعیت نظر داد و آن را موضوعی قطعی و مؤثر در قیمت‌ها و تابلو دانست. پر واضح است که این سیاست تغییر کرده و به‌محض آرام‌تر شدن فضا، شاهد بروز نشانه‌های آن در عملکرد شرکت‌ها خواهیم بود. البته این را هم باید در نظر گرفت که شرکت‌ها هم با مشکلات صادرات مواجه‌اند و در این فضا که ارزی ندارند، خیلی این عرض ما راه به درزی نمی‌برد.

روی این موضوع در روزهای بعد و با روشن‌تر شدن ماجرا مفصل‌تر صحبت خواهیم کرد، اما همین را بدانید که تحولی بزرگ در زیرلایه تصمیم‌گیری ارزی به وقوع پیوسته که آثار آن، حتی اگر در حال حاضر در عملکرد شرکت‌ها دیده شود، به چشم بازاری که جنگ را روی سر خود می‌بیند نخواهد آمد، اما به‌محض کنار رفتن سایه جنگ، عاملی خواهد بود که سرعت برگشت این فنر به بالا را بیشتر خواهد کرد.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید