رکورد پول بازی!
بازار امروز یک مثبت به منفی سریع، پرحجم و قوی را زد و بهنظر میرسد شرایط کمی پیچیدهتر شد، ولی معتقدیم این منفی، منفی تلخی برای بازار نیست و تا وقتی شرایط بنیادی و گزارشها امیدوارکننده نشان میدهند، این منفیها میتواند فرصتسازی باشد تا فرصتسوزی.
به گزارش آوای آگاه، بازار سهام امروز شاهد ثبت رکوردی تاریخی در ارزش معاملات خرد بود؛ بهطوریکه با عبور از سقفهای قبلی، به ۷۳ همت رسید. با این حال، فشار فروش در بخش قابلتوجهی از نمادها ادامه یافت و در پایان معاملات، ۶۷درصد نمادهای بازار در دامنه منفی و ۳۳درصد در دامنه مثبت به کار خود پایان دادند. ارزش صفوف خرید و فروش نیز بهترتیب حدود ۶ و ۴ همت بود.
در جریان معاملات امروز، شاخص کل با افت ۲۲ هزار واحدی در ارتفاع ۸,۲۴۲,۸۸۱ قرار گرفت. نمادهای فملی و فولاد بیشترین اثر مثبت را بر این شاخص داشتند؛ در مقابل، فارس، نوری، پارسان، وپاسار و وبملت بیشترین تأثیر منفی را بر شاخص کل بورس ثبت کردند.
شاخص هموزن نیز همسو با فضای منفی حاکم بر بخش عمده بازار، با افت ۷ هزار واحدی به سطح ۲ میلیون و ۱۶۵ هزار و ۲۲۷ واحد رسید.
در این میان؛ شاخص کل فرابورس تحت تأثیر منفی نمادهای مارون و آریا، ۲۶۳ واحد کاهش یافت و در سطح ۶۴ هزار و ۸۹۴ واحد قرار گرفت. در سوی مقابل، کگهر و فزر بیشترین اثر مثبت را بر این شاخص داشتند.
ضمن آنکه در جریان معاملات امروز، حدود ۵ همت پول حقیقی از بازار سهام خارج شد.
ترینهای معاملات بورس
فلزات اساسی، محصولات شیمیایی و بانکها بیشترین ارزش معاملات را به خود اختصاص دادند. از نظر حجم معاملات نیز گروههای بانکی، خودرو و فلزات اساسی در صدر قرار گرفتند.
ورود و خروج پول حقیقی
در معاملات امروز، گروه عرضه برق، بخار و گاز بیشترین میزان نقدینگی حقیقی را جذب کرد؛ در مقابل، محصولات شیمیایی و بانکی بیشترین خروج پول خرد را تجربه کردند. در میان نمادها نیز فملی، فزر و مبین بیشترین ورود پول حقیقی را به ثبت رساندند و در سوی مقابل، وبملت، تابان و خودرو بیشترین حمایت را از سوی حقوقیها تجربه کردند.
امروز یک رکورد دیگر را ثبت کردیم و حجم معاملات یک روز خاص دیگر را ثبت کرد. بازی پول امروز یک عدد جذاب را ثبت کرد تا نشان دهد چه فضایی حکمرانی میکند و بازار در روزهای منفی چه گاردی میگیرد. رکورد تاریخی ارزش معاملات خرد با جهش به ۷۳ همت شکسته شد و این یک عدد تاریخی برای بازار است. البته برخی بدبینها معتقدند همیشه افت و ریزشها از چنین روزهایی به بعد آغاز میشود، ولی کمی هم بیایید خوشبین باشیم؛ شاید نشان از ادامه ارزندگی است. ولی در هر صورت، روز پر زد و خوردی بود!
بازار امروز یک مثبت به منفی سریع، پرحجم و قوی را زد و بهنظر میرسد شرایط کمی پیچیدهتر شد، ولی معتقدیم این منفی، منفی تلخی برای بازار نیست و تا وقتی شرایط بنیادی و گزارشها امیدوارکننده نشان میدهند، این منفیها میتواند فرصتسازی باشد تا فرصتسوزی.
بهتر است در بازار هم به دنبال خبرهای سیاسی عجیبوغریب نباشیم. این مثبت به منفیها را بارها و بارها دیدهایم و به نظر، این بار هم شبیه دفعات قبل است. بازار کمی به استراحت نیاز داشت و دوباره با اخبار، حجم و انرژی جدید حرکت خواهد کرد. باز هم تأکید میکنیم ممکن است همین حالا برخی دلایلی برای منفی شدن بیان کنند، ولی معتقدیم بازار کمی رشد میکند، با برخی بهانهها اصلاح میکند، ولی مسیر آن تا وقتی بنیاد مثبت است، پیش میرود؛ ولو با سرعت کمتر. البته امروز قطعاً دو دلیل برای عرضه بیشتر بازار وجود داشت. عرضه برخی حقوقیها و خبرهای سیاسی، عامل اصلی عرضه، ریزش و فشار فروشها در بازار است.
البته امروز بازار زیر فشار برخی اتفاقات دیگر هم بود که مفصلتر صحبت میکنیم.
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که به نظر میرسد روند خبرهای سیاسی در چهره اتفاقات و رویدادها، روندی متفاوت و خاص بوده و همین موضوع کمی نگرانی بازار را افزایش داد و ما شاهد افزایش شتاب عرضهها و فشار فروش در بازار بودیم؛ جایی که البته در سود بودن و رشد قیمت اخیر نیز در این فروش و شناسایی سود مؤثر بوده است. اما آن چیزی که بازار را به این سمت سوق داد، یک حس ترس ناشی از تحولات و اتفاقاتی است که در حال رخ دادن است و البته ما معتقدیم تلاقی دو رویداد عمده، دلیل این عرضههاست.
اما بهطور کلی، بازار پس ذهن خود احتمال گسترش بحران به سایر موارد را دارد. تجربه اتفاقات سیاسی خاورمیانه بهطور جدی و مکرر این موضوع را اثبات کرده که یک بحران نمیتواند در یک نقطه باقی بماند و خیلی زود به سایر نقاط و رویدادها سرایت خواهد کرد. حالا نیز بسیاری از فروشندگان یا تماشاچیان بازار امروز بر این عقیدهاند که بحران عربستان و یمن در آن نقطه باقی نمیماند و احتمال سرایت بحران وجود دارد. اما در کنار این موارد، کماکان آن چالش بزرگ فضای انتخابات و سیاست صبر و تنش تنگه هم وجود دارد که باعث شده ما خود را در میانه یک سلسله اتفاقات سیاسی ببینیم که با هر گامی که برمیداریم، این آتش شعلهورتر شده و فضا قابل پیشبینیتر میشود.
این حس ترس طبیعی است و بهنظر، هرچه جلوتر میرویم، مطابق همان پیشبینیهایی که میشد، سیاست صبر و تماشاچی بودن بازار بیشتر به چشم خواهد آمد. اما بحث امروز ما این است که در کنار این بحران سیاسی که سایهاش مدتها روی سر بازار است، یک بحران عرضه دستوری هم داریم که این روزها به آن اضافه شده است.
ببینید، حرف ما دیروز هم در بخش پایانی گزارش همین بود و آن هم اینکه جایی این همافزایی بحرانها آثار متفاوتی در بازار خواهد داشت که از دست شما خارج میشود و آن وقت است که باید برای خاموش کردن آتش این بحرانها انرژی بیشتری صرف کنید.
بهنظر، در حال حاضر علاوه بر بحران سیاسی، بحران عرضهها نیز در بازار شدت گرفته است. این عرضهها به معنی عرضه خرد و آهسته و آرام نیست. در بسیاری از اوقات، ما شاهد فروشهای بیپروا از سوی بسیاری از حقوقیها هستیم که مجبور به عرضه سهم در بازار شدهاند تا این فضا را کنترل کنند.
این چیزی است که خیلی جذاب نیست. البته استراتژی و حرف دولت هم روشن است؛ آنها میگویند چه اشکالی دارد؟ بازار عرضه و تقاضاست. بله، ولی فقط یک سؤال از این عزیزان باید بکنیم: چرا در حوزه املاک این عرضه و تقاضا به چشم شما نمیآید؟! بازدهی ملک از روزهای جنگ تا به امروز از تمام بازارها بیشتر بوده؛ چرا زیرمجموعههای دولت نسبت به عرضه و فروش املاک خود اقدام نمیکنند؟! چرا فقط این بازی برای سهام رخ میدهد؟
این یک هشدار است که در تصمیمات عاقلانه و منطقی تصمیم بگیرید و شرایط را بسنجید. معتقدیم این موضوع، اگر هم قرار است انجام شود، باید بسیار مدیریتشده پیش برود و امیدواریم سازمان بورس که این روزها منفعلترین سازمان شده و تماشاچی این رویدادهاست، به این موضوع به شکل جدی ورود کرده و کمی فضا را تلطیف و اوضاع را منطقیتر کند.
امروز که بازار اینچنین منفی شد، مغزتان آرام گرفت و راحت شدید؟! به خاطر داریم وقتی در همین گزارشها نوشتیم حقوقیهای قدیمی بازار و صندوقهای تثبیت و توسعه بهترین عرضهکنندگان بازار هستند، برخی رگ گردنشان باد کرد و نوشتند چرا چنین حرفهایی را میزنید و از آنها دفاع میکنید؟! بفرما، تحویل بگیرید! در خلأ عرضه آنها، بازیگران و عرضهکنندگانی وارد بازار شدهاند که نهتنها عرضه بیمحابا را در دستور کار دارند، بلکه پول را هم از بازار خارج میکنند. باز هم میگوییم حرف ما عرضه آنها نیست؛ حرف ما با نوع و زمان عرضه است. زمان خوبی برای این ماجرا نیست و معتقدیم در حال حاضر، افزایش عرضه و شناوری بازار، آن هم با این شدت، کمکی نخواهد کرد و با کوچکترین بحران و اتفاق، فضای بازار را به شکلی غیرمنطقی، غیرعقلانی و هیجانی به سمت ریزش پیش میبرد. امیدواریم این طرز فکرهای دخالت اینچنینی متوقف گردد. اگر واقعاً قصد واگذاری را دارید و دلتان برای خصوصیسازی شرکتها سوخته، بلوکها را نقد و اقساط واگذار کنید، نه اینچنین دستوری روی تابلو!
بگذریم، ولی در نقطه مقابل آنچه روبهروی این بحرانها ایستاده و تا به امروز مقاومت کرده و همهچیز را با خود میکشد، چیزی جز شرایط بنیادی نیست؛ از حرکتهای دلار تا رفتار گزارشها.
این را هم بگوییم که همچنان در تقویم تاریخ، روزهای کمی برای انتشار گزارش باقی مانده، اما خبری از آنها نیست که این خود ایراد بزرگی است. در مورد گزارشها بر این عقیدهایم که علاوه بر نقش قوی بنیادی در آشتی جریان پول و حفظ ثبات و تعادل، به یک نقش ویژه دیگر آنها نیز معتقدیم؛ آن هم تغییر چهره بسیاری از صنایع و ذائقه پول در بازار است.
و اگر بخواهیم آن را با موارد بالا ترکیب کنیم، بهنظر احتمالاً شرکتها و صنایعی که زیر تیغ آن عرضه هستند، اگر گزارشهای جذابی هم ندهند، فشار این عرضه روی دوش آنها بیشتر خواهد شد و فضا را پرعرضهتر پیش میبرد. بهنظر، جریان پول یک تغییر ملموس را بعد از گزارشها از سمت این نمادها به سمت سایر گزینهها خواهد داشت و حتی ممکن است آنها را با پیبهای بالاتری هم بخرد.
ما قبل از شروع آتشبازی اتفاقات سیاسی و انتخاباتها، ۲ یا ۳ هفته خاص و خوب را داریم که این اتفاقات و تحولات کدالی میتواند نقش مهمی در آن داشته باشد و بهاصطلاح حتی نقشآفرینی کند. بهنظر، آنچه در حال حاضر مهم است، این بوده که این اتفاقات شکل جالب و جذابی برای بازار پیدا میکنند و میتوانند نقش مؤثری در رفتار سهامداران داشته باشند. تازه آن وقت است که برخی نتیجه میگیرند مثلاً بازار به سمت سهمهای کوچک گرایش پیدا کرده یا چرا فلان صنعت را بهتر میخرند.
فکر میکنیم یک تغییر ملموس اینچنینی را بهزودی در چهره برخی سهمهای بازار خواهیم داشت و رفتار بازار احتمالاً از چند روز بعد، تحت تأثیر این اتفاقات و تا قبل از آغاز انتخابات، کمی تغییر خواهد کرد. این تغییر آنقدر ملموس خواهد بود که ممکن است رفتارهای متفاوتی را در بازار رقم بزند. این آن چیزی است که معتقدیم در روزها و هفتههای آتی برای بازار مهم شده و نبض جریان بازار را در اختیار خواهد گرفت. البته معتقدیم در اصلاح احتمالی بازار، وقتی قیمتها جذاب باشد، اثر برگشت و رشد قیمتها بهواسطه گزارشها جذابتر میشود.
اما در بخش پایانی به موضوعی میپردازیم که مدتها بود میخواستیم در مورد آن صحبت کنیم و آن هم استاندارد جدید گزارشدهی برخی شرکتهاست که زمزمهها پیرامون تغییر آن ایجاد شده است. آن هم اصلاح بخشی از آییننامههای حسابداری است که در سرفصل سرمایهگذاری کوتاهمدت، شرکتها را ملزم به شناسایی اختلاف ارزش ایجادشده بهعنوان سود برای شرکت میکند؛ ولو اگر این عدد محقق نشده باشد و به فروش نرسیده باشد. یعنی فرض کنیم شرکتی، چه سرمایهگذاری، چه بانکی، چه بیمهای و چه هر نوع دیگری، دارایی اعم از ارزی و سهام و هر شکل دیگری را در اختیار داشته باشد و در سرفصل سرمایهگذاری کوتاهمدت باشد؛ ولو آن را نفروخته باشد و ارزش بالاتری نسبت به بهای تمامشده داشته باشد، این سود در گزارش بهعنوان سود محققشده شناسایی و گزارش میشود.
ببینید، قطعاً این موضوع به شفافیت بسیاری از شرکتها و نزدیک شدن قیمت تابلو به ارزش ذاتی کمک خواهد کرد، اما ابهاماتی دارد که معتقدیم این ابهامات سایه بزرگی بر آن خواهد بود. اولین و مهمترین آن از دید ما، بحثهای مالیاتی است. همین حالا دولت بیپول روی تکتک تراکنشها و خرید و فروشهای اهالی بازار دست گذاشته؛ با اینکه مالیات آن چندباره گرفته شده و قابلیت اخذ مجدد مالیات ندارد، اما به هر حال این نگرانی وجود دارد که بحثهای مالیاتی بعد از این جریان سراغ شرکتها بیاید و از جریان وجوهی که جریان نقدینگی واقعی ندارد و هنوز ایجاد نشده، بخواهد مالیات بگیرد.
نکته بعد، موضوع سهامداران عمده ناآگاه و پوللازم است که روی این جریان حساب کرده و تقسیم سود میکنند. روی سودی که هنوز محقق نشده، نمیتوان افزایش سرمایه داد و نه تقسیم سود کرد و بهنظر، این بخشی از ابهام بزرگ این جریان است که اصلاً چرا قرار است نشان داده شود، وقتی قابلیت تقسیم و تعیین تکلیف ندارد؟ احتمالاً این موضوع فقط پالس مثبتی به تابلوی بازار خواهد داد، اما آثار مالیاتی و تقسیم سود و افزایش سرمایه آن هنوز مبهم است.
برای چه این موضوع را نوشتیم؟ برای اینکه این روزها زمزمه اجبار به شناسایی چنین سودی در بین برخی شرکتها شنیده میشود و این ممکن است گزارشهای پیش رو را با تغییرات شگرفی مواجه سازد. هدف از گفتن این بود که یک رویه ثابت و درست را برای آن به کار بگیریم. به نظر، پیشنهاد منطقی این است که اجازه بدهیم شرکتها امسال هم با همین شرایط پیش بروند و بازار هم به یک ثبات نسبی برسد و از سال بعد، با مشخص شدن دقیقتر آییننامهها و اصول، این موضوع آغاز شود.
البته ما از شفاف شدن شرکتها استقبال میکنیم؛ کار سهامداران و تحلیلگران را راحت میکنند، اما از تبعات و مشکلات بعدی آن، خصوصاً برای دولتی که بیپول است و سهامدارانی که ناآگاهاند، میترسیم و واهمه داریم. امیدواریم این موضوع در حال حاضر، که بازار با هزار داستان میجنگد و چالش دارد، بهعنوان چالشی دوباره روی سر بازار خراب نشود.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید