تعادل در سایه تنش
بازار امروز منفی آغاز کرد و ناامید، ولی هر چه پیش رفت بهتر شد و در نهایت به نظر یک پله و گام بزرگ به سمت متعادل شدن برداشتیم.
به گزارش آوای آگاه؛ سومین روز معاملاتی هفته با افت 89,000 واحدی شاخص کل و قرار گرفتن این نماگر در ارتفاع 4 میلیون و 966 هزار واحد به پایان رسید. شاخص هم وزن هم با افت 11653 واحدی به کارش خاتمه داد.
فملی، فارس و شپنا بیشترین تاثیر منفی را بر شاخص گذاشتند و در سمت مقابل افق، تاصیکو و کگل بیشترین تلاش را در جهت رشد شاخص کردند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر منفی نمادهای مارون و آریا، با افت 551 واحدی همراه شد و در ارتفاع 38 هزار و 562 واحد ایستاد. کگهر و ارفع نمادهایی بودند که بیشترین اثر مثبت را بر این شاخص داشتند و مانع از افت بیشتر آن شدند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی ها منفی و 3800 میلیاردتومان از بازار خارج شد.
ترین های معاملات بورس
صنایع فرآورده نفتی، بانک و شیمیایی سه صنعت با بیشترین ارزش و حجم معاملات بودند. طی روز جاری نمادهای خودرو، وبملت و شستا بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز صنایع استخراج کانه های فلزی و فعالیتهای کمکی به نهادهای مالی واسط بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقی ها جذب کردند و در مقابل گروه بانک و شیمیایی بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای کالا و تاصیکو بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای وبملت و شستا بیش از همه در حمایت حقوقیها بودند.
و اما بازار امروز
بازار امروز منفی آغاز کرد و ناامید، ولی هر چه پیش رفت بهتر شد و در نهایت به نظر یک پله و گام بزرگ به سمت متعادل شدن برداشتیم. نمیخواهیم و نمیتوانیم این را قطعی بگوییم، چون از نیمساعت بعد، اخبار و اتفاقات هم خبر نداریم... شنیدن صبح به صبح اخبار جنگ و زدن طرفین، روتین پوستی سهامداران شده و تکرار و تعدد این خبرها، پوست بازار را هم نسبتاً به این اخبار کلفت کرده و موجب شده است با نگرانی نسبتاً زیاد اما اثرگذاری کمتر پیش برود. یعنی بازار تقریباً پذیرفته که هر روز صبح قرار است با این خبرها بیدار شود. این مرز البته جایی دارد که امروز کمی بیشتر در مورد آن صحبت میکنیم... ولی در مجموع بازار امروز بسیار بهتر از انتظار و تصور ظاهر شد.
روزهای شیرین بازار تبدیل به روزهای نسبتاً سخت و تلخی شده که هیچکس چنین منفی پرفشاری را تصور نمیکرد. البته باید پذیرفت که خبرها و تحولات سیاسی به تلخترین و بدترین شکل ممکن پیش میرود و هر روز که میگذرد، چشمانداز توافقی که بازار روی بالهای آن سوار شد و اوج گرفت، تاریکتر و مبهمتر میشود. سایه جنگ هم هر شب و هر روز صبح کابوس بازار شده و بازار را با اخبار منفی موشک و جنگنده بیدار میکند. در چنین فضایی، قاعدتاً نه صندوقهای تثبیت و توسعه میتوانند خیلی در سمت خرید مؤثر باشند و نه جریان پول قوی و یا حتی کدال. اینها فقط میتوانند بازار را در نقاط ارزندهتری قرار دهند و کمی از شدت ریزش جلوگیری کنند و قفل صفوف فروش را باز کنند. برای رشد قوی باید خبر قوی برسد؛ درست شبیه امروز که قفل صفوف فروش باز شد، ولی برای رشد، آرامش احتیاج داریم.
اما اصل ماجرا چیست و امروز سعی میکنیم کمی در مورد این موضوع صحبت کنیم که آیا روند به پایان رسیده و عروسی تمام شده است؟! این شاید مهمترین سؤالی باشد که این روزها همه از هم میپرسند و مطرح میکنند که بازار به پایان روند صعودی خود رسیده یا این روند یک اصلاح و استراحت کوتاه خواهد بود. قطعاً نمیتوان به طور دقیق در مورد این موضوع صحبت کرد، چرا که بخش عمدهای از آن به تحولات سیاسی گره خورده، اما میتوان مؤلفههایی از آن را بیان نمود و یک برآورد و پیشبینی برای آن ارائه داد.
این اصل را باید پذیرفت که زیر خبرهای سنگین بمب و موشک و ترس اینکه هر لحظه جایی در این کشور و زیرساختی آسیب ببیند، ذهن مشوش بازار را رها نخواهد کرد. این رها نشدن از این ترس، خود را در صفوف بازار نشان میدهد. ما دوست داریم در ذهن خود این را پرورش دهیم و بیان کنیم که قیمتها جایی این موارد را نادیده گرفته و به بنیاد شرکتها وزن میدهد، اما در دو مقطع مهر ۱۴۰۴ و اسفند همان سال که قیمتها در بدترین شرایط ممکن بود، این تجربه را به ما اثبات میکند که بازار وقتی بترسد، در هر شرایطی فروشنده میشود و این یکی از نقاط ترس فعلی بازار است که اینطور میفروشد. البته امروز باز هم شدت ترس کمتر بود، ولی هنوز بود...
پس اگر بخواهیم این شرایط را در نظر بگیریم، باید اذعان داشت که بله، ممکن است این تحولات منجر به روند ادامهداری در افول قیمتها شود. منتها این موضوع چند مرحله خواهد داشت. البته ما هم فقط و فقط با فرض اینکه ریسکهای سیاسی و جنگ پابرجا بماند این را مینویسیم و الا همین امروز یک خبر و یک توییت از صلح و مذاکره کافی است تا بازار دوباره به جو مثبت قبل برگردد. اما به نظر سه مرحله ریزشی ناشی از این تحولات به این شکل خواهد بود که مرحله اول، ضربه چکشوار و پراثر است که احتمالاً ما تا حدودی امروز و نهایت سهشنبه، جمعوجور شدن اولیه برخی از صفها یا کاهش آن و دخالت تثبیت و توسعه، این موج را پشت سر میگذاریم. موجهای دوم و سوم، موجهای کماثرتری است و روند کاهشی این مدتی که طی شد را ندارد. معتقدیم در موجهای دوم و سوم، دو عامل جریان پول و تزریق از سوی حقوقیها و خریدهای صندوقهای تثبیت و توسعه و چینش و انتشار گزارشهای کدال میتواند جلوی افت قیمت بیشتر را گرفته و سرعت ریزش را کم کند...
پس اگر بخواهیم آنچه را به عنوان پیشبینی ذهنی از روند بازار بیان کنیم، که البته قطعاً نظر شخصی است و ممکن است درست نباشد، این است که روز سهشنبه یا نهایت چهارشنبه، حتی اگر شیب خبرها به همین شکل باشد، ما اولین دور جمعوجور شدن و مثبت شدن اولیه بسیاری از سهمهای بازار را خواهیم داشت و آن موج تند و تیز اصلاح را پشت سر خواهیم گذاشت. چارتیستها هم معتقدند جایی بین ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار تا ۴ میلیون و ۹۰۰ هزار واحد، نقطه توقف اصلاح بازار است. آیا بازار در این نقطه متوقف میشود، برمیگردد یا دوباره میریزد؟ اینها سناریوهایی است که باید با توجه به اخبار به آن توجه کرد، ولی باز هم تکرار میکنیم هر لحظه با کوچکترین خبر و تحول سیاسی، این روند میتواند تحت تأثیر قرار گرفته و تغییر کند.
اگر این دید و این پیشبینی را داشته باشید، به نظر توصیه این است که از فردا پلهپله در نمادهایی که فکر میکنید گزینههای خوبی برای خرید هستند اقدام کنید، بهخصوص آن دسته از عزیزانی که شب و روز به درگاه خدا دعا میکردند بازار منفی شود و زبانشان مدام بر هیجانی بودن بازار میچرخید. فرصت خوبی است تا همراه بازار شوند، البته که حتی این جنگ و این موارد هم برای بازار طلای آنها خیری نشد!
اما میتوان آرامآرام در قیمتهای منفی روزهای آتی، به شکل پلکانی در سهمهای بنیادی به بازار ورود کرد. حتی توصیه میشود ۳ یا ۴ پله برای خود تعریف کرده و مثلاً یک پله فردا، یک پله حین گزارشها و پله بعد با گزارشهای ماهانه در بازار حاضر شوید. اما سه موضوع میتواند نظم و پیشبینی فعلی را به طور کلی تغییر دهد و فضا را وارد فاز متفاوتی کند و جالب است وقوع هر یک از این سه موضوع، این اتفاق را رقم میزند.
موضوع اول، عدم ورود حقوقیها و صندوقهای حمایتی به بازار است؛ اینکه آنها به هر دلیلی صرفاً تماشاگر بازار باشند تا خبرهای سیاسی به بازار کمک کند. قطعاً در این صورت، این اتفاق که بازار در این محدوده متعادل شود، وجود نخواهد داشت. این فرض را فرض بسیار محالی میبینیم، چرا که معتقدیم و مطلعیم آنها در فضای فعلی بازار مترصد و متعصب به خرید و حمایت از نمادهای ارزنده هستند و امروز هم حضور فعالی داشتند و دستشان هم پُر است...
باز یک نکته دیگر را گوشزد کنیم؛ آن روزها که این صندوقها میفروختند، توصیه ما این بود که بیشتر بفروشید، اما برخی از همین افرادی که امروز در بازار منتقد هستند، به فروش آنها انتقاد میکردند... کماکان معتقدیم بهترین فروشندههای بازار در روزهای مثبت، همین صندوقهای تثبیت و توسعه هستند. بزرگترین انتقاد ما این است که سازمان جوزده و تحت تأثیر حرف برخی سهامداران که روند بازار را نمیشناسند قرار گرفته و اجازه فروش بیشتر به این صندوقها نداد. این را هم بگذریم فعلاً...
رویداد دوم، رویداد سیاسی غیرمنتظره است. وقوع رویدادهای عجیب و غیرمنتظره، چه در سمت منفی و چه در سمت مثبت، میتواند به طور کلی این پیشبینیها را تغییر دهد. خبرها و چرخ سیاست تنها چرخی است که بهتنهایی میتواند عامل سقوط بیشتر یا صعود قویتر بازار شود، اما عوامل دیگر باید این موضوع را در کنار خود داشته باشند.
پس رویداد غیرمنتظره سیاسی این جریان را بر هم میریزد و در نهایت موضوع سوم که معتقدیم به ثبات و جلوگیری از سرعت ریزش بازار کمک میکند، بحث گزارشها و اطلاعات کدال در این روزهای پیش روست که فکر میکنیم قابلیت خوبی در این دو هفته برای بازار ایجاد میکند. قبلتر هم گفتیم سه رویداد مالی؛ گزارشهای میاندورهای، مجامع شرکتها و گزارشهای ماهانه تیر، اثرات بسزایی در جریانات بازار و سهامداران خواهد داشت.
پس با فرض این سه مؤلفه و اتفاقات آن، بازار روزهای پیش رو را دنبال میکنیم و انتظار داریم آخر این هفته هم موج خبرهای سیاسی کمی فروکش کند، تثبیت، توسعه و دیگر عزیزان وارد شوند و گوشه کار را بگیرند و هم با وقوع سه رویداد بالا، کمی فضای فروش کنترلشدهتر پیش برود و البته نقاطی بین ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار تا ۴ میلیون و ۹۰۰ هزار واحد، تکنیکالیستها را هم وارد معرکه کرده و آنها را نیز متمایل به خرید کند.
و در پایان بخش اول، از اصلاح و افت قیمتهای بازار نگران نباشید. این افت و صعودها همیشه در همه بازارها وجود داشته است. کافی است به روند سه سال گذشته بازار نگاه کنید که پرحادثهترین روزهای تاریخ بازار بوده؛ در تمام طول این دوران، روزهای اینچنینی کم ندیده است، اما در نهایت به یک اصل چنگ زده و طبق آن پیش رفته و آن هم اصل ارزندگی است. هر جایی، تأکید میکنیم هر جایی، این اصل پا پیش گذاشته و در کنار بازار بوده، ما جای نگرانی جدی نداشتهایم و بازار قیمتها را لحاظ کرده است که نمونه بارز آن فضای اسفند و تا به امروز بازار بوده که زیر شدیدترین شرایط جنگی کشور این اتفاقات رقم خورد و ارزندگی، او را از این فضا نجات داد.
در حال حاضر هم همین است. اگر گزارشهای کدال با تحولات غیرمنطقی و غیر اصولی بازی را بر هم نزنند، اگر اتفاق عجیبی در زد و خوردهای فعلی رخ ندهد و توافق هم نصفه و نیمبند پابرجا بماند و طرفین دوباره به میز مذاکره برگردند، بازار واکنش قویتری را در برگشت این بار ثبت خواهد کرد... بهخصوص با چاشنی کدال...
اما در بخش دوم به ادامه مطلب روزهای قبل میپردازیم که از چهار چرخی که بازار را هُل میداد و پیش میبرد صحبت کرده بودیم. دیروز از ارزندگی قیمتها گفتیم، امروز از فضای چرخی به نام اقتصاد و شرایط کلی اقتصاد صحبت میکنیم.
وقتی از این موضوع حرف میزنیم، سه عامل در ذهن ما شکل میگیرد؛ اول نرخ بهره است، دوم سیاستهای دولت و نرخگذاری دستوری و سوم نرخ ارز. وقتی این سه همراه و در مسیر بازار باشند و چوب لای چرخ بازار نکنند، میتوان به بهبود فضای نسبی نیز امیدوار بود.
در مورد نرخ بهره، به نظر نرخ فعلی ۴۰ تا ۴۵ که تقریباً در دسترس همه قرار گرفته، نرخ قابلپذیرشی در کنار بازار است و بازار هم انگار با این نرخ کنار آمده است. اگر هم زمزمهای برای رشد نرخ بهره میشنوید، قبلتر هم گفتیم رشد نرخ بهره نیست، بلکه همراه و همگامسازی نرخهاست.
مورد بعد، نرخ ارز است؛ تقریباً نرخ ارزی که بازار با آن سر و کار دارد، یعنی نرخ دلار حواله، از ابتدای سال تا الان ۱۰ درصد رشد کرده است. هرچند تورم بیشتر بوده، اما به نظر میرسد یک سیاست معقول در منطقیسازی و حفظ فاصله نرخ حواله و آزاد در پیش گرفته شده و دیگر آن سرکوب نرخ ارز استاد سبیلِ قبل وجود ندارد. این موضوع نیز یکی از مواردی است که به عنوان عامل مهمی در کنار بازار قرار میگیرد.
و در نهایت، سیاست دولت تاکنون نه اینکه سرکوب قیمت نباشد، اما همه ما شاهدیم که افزایش نرخها به شکل معقول و منطقیتری به صنایع داده میشود و دلیل آن همین است که دولت بین چندگانه بیکاری صنایع، تعطیلی، کمیابی کالاها و تورم، تورم را انتخاب کرده و حاضر شده صنایع را سرپا نگه دارد و این افزایش نرخ، حاشیه سود به آنها داده شود. این هم برای بازار خبر بدی نیست و در مجموع باید گفت به غیر از نرخ بهره که کمی موتورش ریپ میزند، باقی موارد سیاستی برخلاف حرکت منطقی بازار نبوده و این چرخ هم نسبتاً خوب پیش میرود.
یک نکته را در آخر، در ارتباط با همین موضوع بیان کنیم. بعضاً دیده شده برخی از اهالی بازار، بازدهی بازار را با بازارهایی نظیر ملک، خودرو، طلا و مواردی از این دست مقایسه میکنند. اگر بخواهیم به شکل واقعی نگاه کنیم، بله، بازارهایی هستند که در دسترس بوده و میتوانستیم آنجا حضور پیدا کنیم، اما به هر دلیلی بازار سرمایه را انتخاب کردیم.
عزیزان، این مقایسه را یک بار برای همیشه در ذهن خود بکشید. چرا این را عرض میکنیم؟ در سایر بازارهای رقیب، میرغضبی به نام دولت نیست که مدام حاشیه سود شرکتها را نیشتر بزند، برای آنها دردسر درست کند. قطعی برق و گاز، ماجرای بیمه و جریمه، محاصره، نرخ ارز و سرکوب قیمت ندارند.
اگر برخی موضوع ارزش بازار شرکتها را مقایسه میکنند، به این نکته توجه کنند که حاشیه سود شرکتها قربانی این سیاستها شده و این موضوع مهمی است که باید به آن فکر شود. فروش با تورم رشد کرد، ولی حاشیه سود رشد نکرد. ما در حال بهبود هستیم، اما طی سه سال گذشته این موضوع با شیب عجیبی سقوط کرده و شاهد بودیم که دولت همهجوره دست در جیب شرکتها و صنایع میکرد. چنین چیزی در بازارهای رقیب وجود دارد؟! خیر.
دولت از سازندهای که سودهای چندصددرصدی میبرد مالیات و عوارض میگیرد؟! خیر. از دلالان ماشین مالیات میگیرد؟! خیر... حتی پشت این دو دسته هم قرار میگیرد.
پس اگر میخواهید بازارها را با هم مقایسه کنید، شکل و نوع آن را نیز باید کنار هم قرار دهید. اینکه مارکت یک شرکت سه سال پیش چه بوده و چه مارکت دلاری داشته و امروز چه هست، باید در کنار این موضوع دیده شود که دولت هم همهجوره صنایع را دوشیده و برای کسری بودجه دست در جیب آنها کرده است.
حرف آخر، نکته مثبت این است که این موضوع در حال اصلاح است، اما با سرعت کم؛ ولی اتفاقی است که میتواند منجر به بهبود حاشیه سود شرکتها شده و کمی بازار را به ارزش واقعی خود نزدیک نماید.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید