خبرهای خاص خوراکی!
انتشار گزارشها و احتمالاً اخبار قطعیتر از گروه پالایش و ادامه روند اصلاح سیاستهای ارزی، بازار را دوباره در مسیر برگشت و رشد قرار میدهد.
به گزارش آوای آگاه، بازار سهام امروز معاملات مثبتی را پشت سر گذاشت و شاخص کل بورس با رشد ۹۱ هزار واحدی، در ارتفاع ۸ میلیون و ۳۳۳ هزار و ۹۵۹ واحد قرار گرفت. در پایان معاملات، ۷۱درصد نمادهای بازار در محدوده مثبت معامله شدند و ۲۹درصد نیز در دامنه منفی به کار خود پایان دادند.
ارزش معاملات خرد امروز به ۴۸/۶ همت رسید و در جریان معاملات، ۳/۵ همت پول حقیقی به بازار تزریق شد. همچنین ارزش صفوف خرید در پایان بازار به ۱۷ همت رسید، در حالی که ارزش صفوف فروش تنها ۵۰۰ میلیارد تومان بود.
نمادهای فملی، فولاد و فارس بیشترین اثر مثبت را بر این شاخص داشتند؛ در مقابل، نوری و تاپیکو بیشترین تأثیر منفی را بر شاخص کل بورس ثبت کردند.
شاخص هموزن نیز با رشد ۱۶ هزار واحدی به سطح ۲ میلیون و ۱۸۱ هزار و ۴۱۳ واحد رسید.
در این میان؛ شاخص کل فرابورس تحت تأثیر مثبت نمادهای فزر و کگهر، ۴۱۷ واحد افزایش یافت و در سطح ۶۵ هزار و ۳۱۱ واحد قرار گرفت. در سوی مقابل، سامان، شگویا و آریا بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند.
ترینهای معاملات بورس
محصولات شیمیایی، فلزات اساسی و بانکها بیشترین ارزش معاملات را به خود اختصاص دادند. از نظر حجم معاملات نیز گروههای بانکی، خودرو و فلزات اساسی در صدر قرار گرفتند.
ورود و خروج پول حقیقی
در معاملات امروز؛ صندوقهای اهرمی، کانههای فلزی و عرضه برق بیشترین میزان نقدینگی حقیقی را جذب کردند؛ در مقابل، محصولات شیمیایی و بانکی بیشترین خروج پول خرد را تجربه کردند. در میان نمادها نیز فزر، مبین و موج بیشترین ورود پول حقیقی را تجربه کردند و نمادهای تابان، وبملت و تاپیکو بیشترین حمایت را از سوی حقوقیها تجربه کردند.
بازار امروز حول خبرهای خوراکی و بلوکی میچرخید. نمیدانیم ته این بازی اخبار خوراک تلخ است یا شیرین، ولی امروز با شایعات شیرین از خوراک و بلوکبازی، روی برخی نمادهای بزرگ، شکل بازار مثبت بود.
امروز بازار یک تبوتاب منفی به مثبت جالب را تجربه کرد تا نشان دهد همچنان دلش زنده است به عشق و امید به آینده. البته امروز نقش یک شایعه و خبر، یعنی تمدید فرمول پالایشیها نیز مهم بود، ولی حقیقت امر شاید اسماً این موضوع به اسم تمدید درست باشد، ولی بعید میدانیم دولت تن بدهد. حالا منتظریم اخبار کامل شود ولی باید خود را برای همهچیز آماده کرد.
بسیاری هم هاجوواج رفتار بازار را در این ۳ روز مرور میکنند و جمعبندی درستی از ماجرا ندارند و همه همینطور مبهم و سردرگم رفتار میکنند. امروز در گزارش بازار، فارغ از اینکه امروز چه شدیم که مثبت شدیم و چه شد که منفی بودیم و آینده چه میشود، به موضوع خواهیم پرداخت، ولی معتقدیم صرف مثبت شدن با خبر پالایشیها احتمالاً اتفاق ادامهداری نیست؛ بگذریم.
نکته بسیار مهم برای بازار امروز و دیروز این است که بسیاری این سؤال را مطرح میکنند؛ چطور و چرا دیروز ناگهان این فضای فروش و این شدت منفی را رقم میزند و بعد امروز دوباره بازار به شکلی متعادل پیش میرفت و حتی صف خرید داشتیم؟ واقعاً چرا؟!
فکر میکنیم چند باری این موضوع را توضیح دادهایم. به نظر، دو دلیل برای این موضوع ذکر میشود. دلیل اول واضح و روشن است: ترس از دست دادن سود بهدستآمده یکی از مهمترین دلایلی است که همه را به این سمت سوق میدهد؛ یعنی ترس ناشی از اتفاقات و رویدادهایی که ناگهان بازی را بر هم بزند و البته سهامداری که از ریسمان سیاه و سفید میترسد، ناگهان تصمیم به فروش میگیرد. اما چرا این شدت فروش ایجاد میشود؟ به نظر، بخشی از آن را باید در محدودیتهای دامنه نوسان دید که دامنه مثبت تا منفی ۶درصدی باعث میشود تا سهامدار بهراحتی سهم خود را در صف فروش گذاشته و این دامنه ۶ را به جان بخرد و ذهن خود را آزاد کند. برای همین است که شما میبینید رنجهای خرید یا فروش ناگهان روی سر بازار آوار میشود و حس ترس عجیبی به سهامداران داده میشود، اما در اصل ماهیت اتفاقات عجیب و منفی را ندارد؛ درست شبیه دیروز. این شاید یکی از دلایل فعلیست که چهره عرضهها در بازار را اینچنین میکند، اما بسیاری از دیروز دوباره دلایل متعددی را برای این شرایط بازار ذکر میکنند و امروز دوباره برعکس و مثبت نگاه میکنند. در مثبتها بحث خبر پالایشیها مطرح است و در منفیها هر کسی نظری دارد.
یکی از تحولات سیاسی میگوید، یکی دیگر انتخابات را که در اسرائیل و آمریکا برگزار میشود بهانه میکند، آن یکی شرایط فعلی را شرایط شبیه قبل از جنگ قبل میداند، یکی دیگر معتقد است دولت اجازه افزایش نرخ ارز را نمیدهد و این چالش میشود، یکی از دخالتهای دستوری برای کنترل بازار میگوید، یکی نرخ بهره ۴۳درصد را بهانه کار میکند، آن یکی از اثر محاصره اقتصادی میگوید و خلاصه هر کسی، چه تکنیکالی چه بنیادی، دلایل را برای عرضههای بازار دارد.
در روزهای مثبت نیز همه عوامل و اتفاقات سیاسی منفی را فراموش کرده و به وضعیت بنیادی وزن قویتری میدهند و فضایی شبیه بازار امروز را رقم میزنند. اما اگر بخواهیم کمی جدیتر به سیستم فعلی بپردازیم و دلایل منفی و مثبت شدن بازار را بگوییم و از سوی دیگر پیشبینی از روزهای آتی داشته باشیم، باید به این موارد اشاره کرد که همه آنچه در بالا گفته شد میتواند عامل مؤثر در عرضه و تقاضا باشد، اما چند عامل آثار قویتری را در بازار خواهند داشت که البته از دید ما این موضوع ذکر میشود؛ ممکن است برخی دلایل دیگری را بیاورند.
برخی بهجد معتقدند نرخ بهره ۴۳ و یا تغییرات نرخ در بانکها یکی از عوامل مؤثر در این ماجراست. ببینید، نرخ بهره مؤثر است، اثر قوی هم دارد، اما با نرخ بهره حقیقی منفی ۴۰درصد، کسی میتواند در مورد اثرات نرخ بهره اسمی صحبت کند؟!
به نظر، این موضوع کمی بزرگنمایی شده، ولی بیتأثیر هم نیست. حتی برخی دیروز دیدیم که فروش ایرانخودرو، فروش خودروهای وارداتی هم دستاویزی برای اصلاح بازار صحبت میکند. ممکن است بخشی از جریان پول بهواسطه این موارد خارج شده باشد، اما دلیل منفی بازاری که ۷۳ همت حجم میخورد، دیروز این موارد نبوده و نیست و امروز هم همین را گواهی میدهد و برای فردا و فرداها هم همین است.
ما معتقدیم سه دلیل بابت شرایط منفی معمولاً و در این روزها وجود دارد.
اولین دلیل که معتقدیم بستر تمام این اتفاقات است، اینکه بازار رشد میکند، پیبهای فوروارد و تیتیام افزایش پیدا میکند، برخی ریسکها را کنار این رشد و پیبهای میگذارند و نسبت به فروش اقدام میکنند؛ بسیار ساده و روشن. در واقع، عملیات و عملکرد خود بازار است که این عرضه و تقاضا را به شکل طبیعی به وجود میآورد و در رشد شبیه امروز، در آن سوی ماجرا نیز برخی همچنان به بازار امیدوارند و در سمت خرید قرار میگیرند؛ از دلار نیمای سر صبح بگیر تا اخبار کدال و صنایع و جریان پول! اما در مورد روزهای منفی، یکی از دلایل عرضهها در بازار این است که شرایط پس از رشدهای قیمت با چنین عرضههایی مواجه میشود و این موضوع طبیعی است که بعد از چند روز افزایش اتفاق میافتد و دنبال دلیل خاص و عجیبی نمیتوان گشت؛ بیشتر بهانههای عرضه است.
اما دو دلیل عمده دیگر را نیز معتقدیم میتوان ذکر کرد که از دلایل افزایش عرضهها در بازار است. اولی شاید مهمترین دلیل این ماجرا بوده؛ یعنی افزایش ریسکهای سیاسی. هیچکس نمیتواند این موضوع را کتمان کند که طی روزهای گذشته ریسکهای سیاسی ما بهشدت افزایش پیدا کرده و قبلتر هم گفتیم ما یک چالش تاریخی داریم، نه به معنای تاریخی که شما در ذهن دارید، به معنی اینکه یک تاریخ پیش روی ماست که دو انتخابات را دارد و هرچه به این دو تاریخ نزدیکتر میشویم، چالشهای ذهنی بازار بیشتر میشود. از همین رو بیان میکنیم که چالشهای تاریخی در این بین، تنشها نیز افزایش پیدا میکند. به عربستان و یمن نگاه کنید، لبنان از سوی دیگر، تحولات تنگه، همیشه تنگ هرمز را هم نگاه کنید که شدت زدن نفتکشها در آن افزایش پیدا کرده و قاعدتاً طرف مقابل خیلی نمیتواند این موارد را تحمل کند.
بسیاری هم معتقدند آمریکا ایستاده و صبر کرده که تا انتخابات تمام شود و بعد سراغ ایران بیاید و این خود یک ترس غالب در بین نظریههاست و طبیعی است که بازار هم بهواسطه این حس ترس اقدامی صورت ندهد. یکی از دلایل مهم این فضای بازار، ریسک سیاسی است که بازار را به نظر تا نیمه آبان رها نخواهد کرد، مگر اتفاق خاص و عجیبی رخ دهد. البته روزهای خوشبینی و مثبت هم کم نداریم و باید هر دو طرف را دید.
اما داستان سوم که ما معتقدیم وزن آن کم نیست، دخالتهای دستوری در بازار است. اینکه برخی به هر قیمتی، با هر شکلی در بازار سهم بفروشند تا بازار کنترل شود، اتفاقی است که چندان معقول و منطقی بهنظر نمیرسد. اینکه این موضوع از کجا آب میخورد، با چه تفکراتی گره خورده و با چه شکلی پیش میرود، بماند، اما شکل کار به نوعی است که نشان میدهد بازار شرایط باثباتی را برای پذیرش این نوع دستورها و فروشها ندارد و جایی عقبنشینی میکند. امروز وقتش نیست که مفصل دوباره درمورد این دیدگاه صحبت کنیم، اما به هر حال این موضوع و رد پای فروشهای بیمحابا در برخی سهمها کاملاً پیدا است و عاملی برای فشار فروش و جو منفی بازار شده است.
اینکه شما فکر کنید بازار همیشه در هر قیمتی فروشنده دارد، خود عاملی برای فشار فروش میشود و صدالبته بازار ارزنده از روی این موارد رد خواهد شد، اما بحث ما امروز این است که از بُعد زمانی و تکنیکالی، این موضوع عاملی برای فشار فروش در بازار است.
این موارد دست در دست هم، عرضههای اینچنینی و منفی شدنها را برای بازار رقم میزند، اما به سؤال بعد اگر بخواهیم پاسخ بدهیم، شاید جذابتر باشد و آن هم اینکه بازار کی از این فاز خارج میشود و مثل امروز ادامهدار رشد میکند؟!
معتقدیم درست در نقطه مقابل اتفاقات بالا، جریانهایی میتواند رخ دهد که به رشد بازار کمک کند. مثلاً وقتی صحبت از قیمتها میکنیم، قاعدتاً اصلاح قیمت هم عاملی برای جذابتر شدن بازار میشود؛ یعنی طی چند روز قیمتها اصلاح کرده، افت کند و به نقاط منطقی برسد. این موضوع بهتنهایی نه، ولی عامل مهم و بستر زمینهسازی برای برگشت بازار میشود.
در مورد مسائل سیاسی خیلی نمیتوانیم چیزی بگوییم، اما فقط یک فاز آرامش و توافق است که میتواند شرایط را تغییر دهد و چون این موضوع را خیلی نزدیک نمیبینیم، در مورد اثرگذاری مسائل سیاسی صحبت نمیکنیم. اما این را هم بدانید که بازار بوده در شرایطی که بیتفاوت به این مسائل کار خود را پیش ببرد، ولی حالوهوای امروز و این روزها احتیاط است.
آن روزها چه روزهایی بوده؟ روزهایی که عامل سوم، یعنی عوامل بنیادی، نقش قوی و برجستهای را پیدا کردند. معتقدیم اگر قرار است بازار برگشت بزند، در یک فضای آرام سیاسی که اتفاقات غیرمنتظره در آن رخ نمیدهد، اصلاح قیمتها صورت گرفته، انتشار اخبار بنیادی اعم از اخبار نرخ ارز، بورس کالا، تحولات گروه پالایش و از همه مهمتر انتشار گزارشهای میاندورهای، زمینه برای برگشت بازار را رقم میزند.
پس اگر به دنبال زمان قطعی برگشت بازار هستید، آن را در همین خط آخر جستوجو کنید.
بازاری که اصلاح میکند، میتواند فرصت خوبی برای برگشت بهواسطه و بهانه این ماجراها داشته باشد و ما هم معتقدیم آغاز انتشار گزارشها و احتمالاً اخبار قطعیتر از گروه پالایش و ادامه روند اصلاح سیاستهای ارزی، بازار را دوباره در مسیر برگشت و رشد قرار میدهد. اما طبیعی است که به پیشبینی اول مهر برگردیم و بگوییم مهر و فصل پاییز به مانند تابستان پرقدرت، پرسرعت و قوی حرکت نمیکند.
پاییز به مانند تابستان پیش نمیرود. تابستان فصل پرجنبوجوش بازار بود و پاییز احتمالاً با درجا زدنهای طولانی قیمتها و عرضه و تقاضا با هم پیش میرود که باید صبر و تحمل آن را هم ایجاد کنیم.
البته میتوانیم اینطور بگوییم که شرایطی اگر رخ بدهد و فراهم شود، پاییز طلایی را خواهیم داشت، اما کمی زود است خوشخیالی و آرزوبافی را قاطی این ماجراها کنیم. فعلاً باید تحولات تنگه را تحمل کنیم و چشم به انتخاباتهای دو دشمن همیشه در جنگ، یعنی آمریکا و اسرائیل، داشته باشیم. از خبرهای پالایشی بپرسیم و منتظر گزارشها باشیم.
اما اگر دقت کنید، در بخش بالا و بهطور کلی در روزهای گذشته روی یک عامل تأکید میکردیم که نقش مهم و برجستهای در روند بازار دارد و آن هم گزارشهای میاندورهای است. بهطور کلی، کدال در این مدت نقش محوری خود را در بازار پیدا کرده و یک سیلی محکم به صورت کسانی زده که تا پیش از این این عامل را مسخره میکردند و آن را جزو عوامل غیرقابلتوجه میدانستند و صدالبته بنیاد شرکتها که از کدال منشأ میگیرد، قاعدتاً مسیر خود را میرود و حالا فرمان اصلی بازار در اختیار کدال است.
رد پای بسیاری از منفیمثبتهای بازار را میتوانید در کدال جستوجو کنید. کدال همهچیز نیست، اما نقش مهمی در این بازی دارد. اما هنوز برخی از شرکتها انگار این موضوع را جدی نگرفتند و سازمان بورس هم به هر دری میزند، باز ماجرا همان است و در روی همان پاشنه میچرخد.
امروز ۱۰ روز به پایان مهلت گزارشها باقی مانده. شک نداریم و شک نکنید که اکثر گزارشها در شکل اولیه آماده شده و روی میز اعضای هیئتمدیره و بر و بچههای مالی و فنی شرکتها قرار دارد. این چرخش و گردش صورتهای مالی بین افراد مختلف، خود درز اطلاعات نهانی و معامله بر اساس اطلاعات اینچنینی را رقم میزند.
به واقع این درک را نداریم و نمیکنیم که چرا شرکتها باید تا دقیقه ۹۰ صبر کرده و گزارشها را در روزهای آخر و آخرین روزها راهی کدال کنند. علاوه بر شائبه درز اطلاعات نهانی و استفاده برخی از آنها، این موضوع را دامن میزند که بازار به این عامل مهم گره خورده، اما از آن بهعنوان یک ریسک بزرگ یاد میشود.
چرا؟ چون در آن مقطع ممکن است یک اتفاق و یک رویداد، همه اثر گزارشها را از بین ببرد. این تأخیر را درک نمیکنیم و نمیدانیم چرا سازمان بورس با ابزارهایی که در اختیار دارد، آن را کنترل نمیکند. جالب است که همهگیر هم شده و هرچه جلوتر میرویم، بدتر میشود.
بهعنوان مثال، شرکتهای سرمایهگذاری که محاسبه سود و زیان آنها به شکل روزانه قابل انجام است، آنها هم همرنگ جماعت شده و محاسبات را به روز آخر موکول میکنند. کسی با صورتهای مالی آنها خیلی کاری ندارد، اما این را صرفاً مثال گفتیم که انگار یک توافق نانوشته بین همه شکل گرفته که همهچیز روز آخر باشد. به نظر، این قفلی است که سازمان باید هر طور شده، با هر ابزاری بشکند و مانع از این جریان شود.
چراکه به هر حال نظم بازار را انتشار یکباره بیش از ۷۰۰ شرکت بر هم میزند و کار را برای تحلیل و تحلیلگران سخت میکند. نمیدانیم چطور و با چه زبانی بیان کنیم، اما وقتی میبینید که بازار به این موضوع اینقدر وزن میدهد، به نظر باید راهی برای شکستن این بدعت و عادت منفی ناشران و شرکتها ایجاد کرد. عرض میکنیم که معتقدیم این گزارشها در حال حاضر وجود دارد و بستر اولیه اکثر آنها ایجاد شده، اما تمایلی برای انتشار دیده نمیشود و این حس عدم تمایل، این شرایط را برای بازار رقم زده است.
نمیدانیم به واقع اگر سازمان نتواند شرکتها را سر خط بیاورد، هرچه جلوتر میرویم، این رویه بدتر خواهد شد و کار به جایی خواهد رسید که بازار در مقاطعی گروگان این اطلاعیهها و این شرایط شرکتها خواهد شد و البته بماند که چه معاملات و چه خرید و فروشهایی که بر مبنای این اطلاعات نهانی صورت میگیرد.
اما هرچه که هست، وقتی صحبت از یک بازار کارا میشود، یعنی بازاری که در آن بهدرستی جریان پول و تحلیلگران به گزارش شرکتها وزن میدهند، قاعدتاً باید اطلاعات هم با تقارن و نظم درستی منتشر شود تا این کارایی حفظ گردد. همین حالا نیز میتوان رد پای بسیاری از معاملات را که بر مبنای این گزارشها صورت میگیرد، مشاهده کرد و امیدواریم این بار سازمان بورس با قدرت و دست تحکم قویتری با شرکتها برخورد کرده و مانع از تکرار این رویهها در بازار شود.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید