خودکشی از ترس جنگ
بازار امروز هم با بیرمقی تمامعیار، در حالی که از ترس جنگ خودکشی کرده و در صفوف فروش بود، به کار خود پایان داد.
به گزارش آوای آگاه؛ معاملات امروز را در حالی به پایان رساندیم که شاخص کل در سطح 3 میلیون و 881هزار واحد متوقف و با نوسان منفی 104هزار واحدی همراه شد.
فملی، فارس و فولاد بیشترین تلاش را در جهت کاهش شاخص کل داشتند و در سمت مقابل، معاملات سدشت و وساپا مانع از افت بیشتر شاخص کل شدند.
در پایان بازار امروز، شاخص فرابورس با کاهش 529 واحدی همراه شد. نمادهای آریا و مارون بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و معاملات نمادهای فزر و ومپنا منجر به رشد این نماگر شدند.
ترینهای معاملات بورس
بانکها، خودرو و فلزات اساسی، سه گروه با بیشترین ارزش بودند و بانکها، خودروییها و فلزات اساسی بالاترین حجم معاملات را تجربه کردند.
ورود و خروج پول حقیقی
نمادهای وپاسار، انار و ورنا بیشترین استقبال را از سوی حقیقیها داشتند و فملی، خساپا و وبملت بیشترین حمایت حقوقیها را تجربه کردند.
و اما بازار امروز
بازار امروز هم با بیرمقی تمامعیار، در حالی که از ترس جنگ خودکشی کرده و در صفوف فروش بود، به کار خود پایان داد. حالا یک نکته برای ما سؤال است؛ عزیزان و مسئولان سازمان چرا دچار تردید شدهاند؟ این حجم از بیعملی در مواجه با بازار از کجا میآید؟ به قول یکی، سهامدار بدبخت دست روی دست گذاشته و نگاه میکند، شما چرا کاری نمیکنید؟ نقش صندوقهای حمایتی چیست؟ اگر پولشان تمام شده، که باید زودتر برای این بحران فکری میکردید. از سوی دیگر، امروز و این روزها، بودجه نیز همان دردهای همیشگی را یادآوری میکند. بازاری که بدبین شود، با هر عاملی منفیبافی میکند و امروز از مالیاتها غول جدیدی برای کاهش ساخته و از سوی دیگر، هنوز ابهامات مختلف حتی در آستانه مذاکرات فعلی، ذهن بازار را تسخیر کرده است.
بازاری سیاستزده، این شرایط را به وجود میآورد و باعث میشود تا ناامیدی در بین فعالان بازار افزایش یابد. درد اینجاست که این ناامیدی در نقطهای بروز میکند که از نظر فضای بنیادی در یکی از بهترین و تاریخیترین نقاط بنیادی بازار قرار داریم. بهواقع اگر جریان سودسازی و فروش شرکتها با همین شیب ادامه داشته باشد و این داستانهای مالیات و... آزاردهنده پیش نرود، P/E فوروارد بسیاری از شرکتها به زیر 3 رسیده که این اعداد در تاریخ بازار بیسابقه بوده است. ارزش دلاری بازار هم مدام در حال رسیدن به کف تاریخی خود است و همه آمار و ارقام حاکی از این است که بازار در نقاطی قرار گرفته که اگر عقل سلیم را کمی مبنا قرار دهیم، فروش منطقی نیست. اما این را هم فراموش نکنیم که وزنه سنگین سیاست به پای بازار بسته شده و هر روز صبح، آن را در بخش عمیق استخر میاندازد و آخر وقت، بازار خسته فقط تلاش میکند روی آب بماند تا نفس بکشد و دنیای سیاست آن را پایین نکشد. این حال و روز بازار است و امروز هم بهواسطه این اتفاقات و رویدادها، اعم از سیاسی، اقتصادی، مالیاتی و بودجهای، شرایط نسبتا پرعرضهای داشتیم و به نظر مشکل بازار در حال حاضر این مازاد عرضه نیست، مشکل این است که اصلاً تقاضا ترغیب به خرید و حضور در بازار نمیشود.
بسیاری بر این عقیدهاند که شرایط فعلی مشابه شرایط روزهای شهریور و مهر است و خیلی زود بازار درست همان رفتار را تکرار خواهد کرد، اما بیان چند نکته لازم است. نکته اول اینکه جنس ریسکهای مقطع فعلی با آن مقطع متفاوت است. بازار در آن مقطع از ترس وقوع همین روزها، ریسکها را در قیمتها لحاظ میکرد و میفروخت که این روزها را نبیند و امروز شاهد آن هستیم. پس به بازار حق بدهید که مقایسه این دو را با کمی چاشنی بدبینی پیش ببرد. ریسکهایی که در حال حاضر بازار را احاطه کرده، اتفاقات کوچکی نیست. جنگ، تحریم، فشار اقتصادی و انواع و اقسام رویدادها در یک قدمی بازار است و سایه آنها هر روز روی سر سهامداران سنگینی میکند. از همین رو بر این عقیدهایم کار به این راحتی و آسانیها نیست، اما شباهتهای بسیار زیادی هم وجود دارد. حرف امروز ما روی این مدلسازی و شبیه کردن نیست. به هر حال بازار باید این بحران را مدیریت کند. در حال حاضر، آن چیزی که ما در چهره و رفتار عزیزان در نهادهای ناظر و سازمان و حقوقیها میبینیم، این است که وقتی بحران را میبینند، معتقدند چه کاری انجام دهیم. یعنی درست مانند قبل قیمتها به جایی میرسد که دیگر فروش ندارد، فروشنده از فروش خسته شده، اصلاح زمانی رخ میدهد و بازار هم کمکم با روشنتر شدن ابعاد اتفاقات سیاسی گارد خرید میگیرد و درست میشود. این فضا ممکن است یک ماه طول بکشد، ممکن است یک هفته، آنها همه چیز را به امید اتفاقات رها کرده و معتقدند آنچه براساس تحولات سیاسی آسیب دیده، فقط و فقط با خبرهای سیاسی درست میشود. در واقع آنها هم مثل بقیه تماشاچیان خوبی میشوند و با خود میگویند این موضوع هم که دست ما نیست. پس چارهای نداریم جز اینکه تماشاچی باشیم و دقیقاً این رفتار تماشاچی بودن به خریداران دیگر بازار نیز سرایت میکند.
برخی هم معتقدند زمان همه چیز را درست میکند. استدلال جالبی است و جواب هم میدهد، اما انرژی و پولی که از سهامداران میرود را نمیبینند. گذر زمان میتواند همه چیز را درست کند و به هر حال موضوع جایی خاتمه پیدا میکند و تکلیف روشن میشود و یا بازار میبیند که این بازی موش و گربه مذاکره و تهدید ادامه داشته و خیلی هم اتفاق خاصی رخ نمیدهد و درست در همین شرایط است که کمکم جریان پول وزنکشی بین ارزندگی قیمتها و خبرها را لحاظ و اقدام به خرید میکند؛ درست شبیه روزهای شهریور و مهر گذشته، اما بخش سومی هم وجود دارد. بخش سوم به ما میگوید که حداقل کمی دست بجنبانید و تحرکی داشته باشید تا امیدوار شویم در حال کار روی بازار بوده و به فکر هستید. معتقدیم مهمترین عمل طی این شرایط، این است که حقوقیهایی که منابع لازم برای خرید دارند را پای کار بیاورید. بازار اصلاً جای خطرناکی نیست و قیمتها جایی است که میتواند جذاب باشد و حجم صفوف فروش هم اعداد قوی نیست و اگر خبر منفی عجیب و غریبی نرسد، کل این بازی با کمتر از 20 همت جمع میشود. اما در این موضوع نیز، به نظر انگیزههای لازم برای کمک به بازار دیده نمیشود و اصلاً درک درستی از بحران ایجادشده توسط حاکمیت وجود ندارد. به هر حال باید سریعتر مسیر روشن شود، اما بهعنوان کسی که هر روز بازار را نگاه میکند و با قیمتها و سودها سر کار دارد، معتقدیم اگر چالش اقتصادی داخلی و بیرونی عجیبی رخ ندهد، به نقاطی رسیدهایم که کمکم باید شاهد واکنشهای برگشتی باشیم. نمیگوییم بازار از اینجا یک رالی را آغاز میکند، اما معتقدیم اگر چالشهای عجیبی نداشته باشیم، میتوان به برگشت قریبالوقوع امیدوار بود. این چالشهای عجیب شامل مواردی مانند تغییرات خاص در بودجه بوده که به ضرر بازار تمام میشود، گزارشهای ماهانه ضعیف که در اسفند منتشر خواهد شد و یا تصمیمات عجیب تحریمی و محاصره اقتصادی و فشار بر ایران که کار را پر چالش خواهد کرد. به هر حال باید پذیرفت که این بار شرایط متفاوت بوده و رفتار بازار هم ممکن است متفاوت باشد.
معتقدیم نهاد ناظر و سیاستگذار، یعنی دولت، آنقدر غرق در مشکلات عجیب و غریب است که اصلاً بازار سرمایه را نمیبیند. حقیقت امر از رئیس سازمان و دستاندرکاران این انتظار را داریم که با مراجعه به وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی که خود زیر و بم بازار را میدانند، موضوع را در میان گذاشته و شرایط را حداقل برای آنها توضیح دهند. به نظر عمق بحران میتواند با یک خرد جمعی حداقل کمتر شود. در بخش دوم به سراغ همان نظریه قدیمی میرویم که گران اداره شدن مملکت برای ما بورسیها تبعات زیادی دارد و امروز، خبرهای مجلس آن را تأیید کرد. این موضوع را میتوان در جملات دیروز تاج گردون دید که گفت ناچاریم برای جبران هزینهها، مالیاتها و عوارضها را تغییر دهیم و این سرآغاز زدن جیب شرکتها در بازار سرمایه است؛ رفتاری که در سالهای گذشته نیز تکرار شده است. چون دولت حاضر به خرج کردن منایع دیگر و صرفهجویی نیست. همینجا نسبت به این موضوع هشدار دادیم و موضوع مالیات، بحثهای انرژی، نهادههای تولید و عوارض و انواع و اقسام دریافتیهای دولت موارد دیگر خواهند بود. دولتی که حاضر نیست ساختار غلط هزینهکرد را اصلاح کند، دست در جیب تولید و اقتصاد کرده و یک چرخه غلط را دوباره تکرار میکند. این همان ترسی است که از آن صحبت کرده بودیم که دود گران اداره شدن مملکت بعد از اعتراضات به چشم ما بورسیها میرود. همین حالا نیز برخی اعتراضات اخیر را بهواسطه یکسانسازی سیاستهای ارزی میدانند، در حالی که این بزرگترین کار دولت طی این مدت بوده، اما همین طرز فکر ما را به سمتی میبرد که دولت اصلاحاتی که بتواند در نهایت به سود اقتصاد باشد را انجام ندهد.
یک راه بیشتر وجود ندارد و آن هم این است که به حرف کارشناسان گوش بدهید، بودجههای اضافی و مازاد را دور بریزید و اصلاحات اقتصادی را آغاز کنید. بعید است که دولت دست به چنین کاری بزند، اما به نظر چالشهای این موضوع دیر یا زود گریبان همه را خواهد گرفت و اولین گروه، بازار سرمایه است. ایجاد کسری بودجه متناوب و پر نکردن آن با اصلاحات اقتصادی، یعنی فشار بر هزینه شرکتها و از سوی دیگر بالا ماندن نرخ بهره و تورم و... این در حالی است که هنوز تصمیمات پوپولیستی باقی مانده است و احتمالاً شاهد این خواهیم بود که برخی درآمدها و حقوقها به شکل متفاوتی اجرا شود. البته حق همه مردم است، اما نه از جیب تولیدکننده و بخش واقعی اقتصاد. این درآمد و افزایش سطح درآمد باید از محل صرفهجویی و کاهش هزینههای خرج اضافی دولت صرف شود و حاکمیت بپذیرد که این مسیر اشتباه است. تا وقتی چنین راهی را میرویم، سرنوشت اقتصاد همین خواهد بود. البته به نظر در موقعیتی قرار داریم که همه این موارد را میدانند، اما کسی شجاعت تصمیمگیری ندارد، اما به هر حال بهعنوان کسانی که در بازار فعالیت میکنند، باید نسبت به این موضوع دقت و محافظهکاری بیشتری به خرج داد.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید