فروش تابستانه!
در این شرایط، بازار به اخبار مثبت با کشش کمتری واکنش نشان میدهد و درست در نقطه مقابل، به اخبار منفی بیشواکنشی خواهد داشت.
به گزارش آوای آگاه؛ اولین روز معاملاتی هفته با رشد 15,000 واحدی شاخص کل و قرار گرفتن این نماگر در ارتفاع 5 میلیون و 176 هزار واحد به پایان رسید. شاخص هم وزن هم با رشد 54 واحدی به کارش خاتمه داد.
فارس، شپنا و شبندر بیشترین تاثیر مثبت را بر شاخص گذاشتند و در سمت مقابل فملی، وبملت و نوری بیشترین تلاش را در جهت رشد شاخص کردند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر مثبت نمادهای بپاس و سامان، با رشد 77 واحدی همراه شد و در ارتفاع 38 هزار و 925 واحد ایستاد. مارون و آریا نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی ها منفی و 1600 میلیاردتومان از بازار خارج شد.
ترین های معاملات بورس
صنایع بانک، شیمیایی، فرآورده نفتی سه صنعت با بیشترین ارزش و حجم معاملات بودند. طی روز جاری نمادهای وبملت، وتجارت و خودرو بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز صنایع محصولات شیمیایی و فرآورده های نفتی بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقی ها جذب کردند و در مقابل گروه بانک و فلزات اساسی بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای مسگون و تاپیکو بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای وبملت و فملی بیش از همه در حمایت حقوقیها بودند.
و اما بازار امروز...
امروز در اولین روز هفته، بازار با حالتی متعادل آغاز کرد؛ سهمهای خوب همچنان راه خود را میرفتند و سهمهای ضعیفتر نیز اسیر صفوف فروش و عرضهها بودند. بازار امروز نسبت به روزها و هفتههای قبل فضای پرعرضهتری داشت که بخشی از آن را ناشی از روند فعلی و طبیعی بازار و بخشی دیگر را به دلیل شرایط سیاسی میدانستند. به هر حال اولین موج فروش تابستانه آغاز شد و دامن سهامداران را گرفت. به نظر میرسد بازار باید به روزهای متعادلتری عادت کند.امروز در حالی تابستان را آغاز میکنیم که فضا و شرایط، تفاوتهای جدی خود را با فصل بهار نشان میدهد. در تابستانی پرخبر، پرحادثه و پراتفاق قرار داریم که رویدادهای دیشب تا صبح امروز به خوبی نشان میدهد اوضاع میتواند هر لحظه تغییر کند. یک نکته را از امروز باید گوشه ذهن نگه داشت و آن هم این است که بازاری که رشد میکند، بهویژه وقتی سرعت رشد آن از تصور و انتظار بیشتر است، فارغ از اینکه در چه سطحی از ارزندگی قرار دارد، در معرض اخبار مختلف خواهد بود.
در این شرایط، بازار به اخبار مثبت با کشش کمتری واکنش نشان میدهد و درست در نقطه مقابل، به اخبار منفی بیشواکنشی خواهد داشت. البته اتفاقات و رویدادهای امروز را بسیاری صرفاً یک زد و خورد نهچندان قوی میدانستند که فعلاً نمیتواند آتشبس را نقض کند، اما ادامه این وضعیت قطعاً کار را برای بازار سخت خواهد کرد. حتی امروز هم رگههایی از ترس در چهره برخی سهامداران و معاملهگران دیده میشد که با تردید دکمه خرید را میزدند، اما همچنان میزدند. به این نکته باید توجه داشت که همچنان دو عامل، فرمان بازار را در دست گرفته و آن را پیش میبرند و تا زمانی که این دو عامل همراه بازار باشند، میتوان به فضای پیش رو امیدوار بود. عامل اول، طبق معمول، تحولات و رویدادهای سیاسی است و عامل دوم، تحولات و رویدادهای بنیادی که امروز در مورد هر دو صحبت خواهیم کرد.
ما یک خوشبینی خاص را در حوزه سیاسی پشت سر گذاشتیم که نتیجه آن نیز منجر به توافق و تفاهم اولیه ۶۰ روزه و رفع موقت تحریمها شد. بدون تردید این موضوع اثرات مثبتی در اقتصاد خواهد داشت و در فضای فعلی نیز بر گروهها و شرکتهای مختلف مؤثر است، اما این همه ماجرا نیست. ما هنوز به یک توافق بلندمدت نرسیدهایم، اما در مسیر آن حرکت میکنیم و بازار نیز به این موضوع وزن میدهد و شرایط فعلی را لحاظ میکند. به محض اینکه اتفاقی رخ دهد که ما را از این ریل حرکت به سمت یک توافق جامع دور کند، قطعاً واکنش بازار نیز جدی و قوی خواهد بود. این موضوع را بارها مشاهده کردهایم و حالا نیز در مذاکرات فعلی آن را میبینیم. دنیای اتفاقات سیاسی، دنیای عجیب و غریبی است، اما به هر حال ماه تیر احتمالاً با ادامه مذاکرات و بدهبستانها سپری خواهد شد و کمکم از نیمه مرداد به بعد، اگر توافقی صورت نگرفته باشد، شاخکهای بازار نسبت به این موارد تیزتر میشود. با این حال فعلاً مبنا بر ادامه توافق است و دیدیم که حتی زد و خورد نصف و نیمه امروز هم خیلی بر موضوع آتشبس اثر نگذاشت. اما عامل اول را فعلاً گوشه ذهن داشته باشیم و موقتاً از آن فاصله بگیریم. آنچه از بعد تاکتیکی برای اهالی بازار سرمایه مهمتر است، عامل دوم یعنی شرایط بنیادی است. ما یک ماه پرخبر و پررویداد را در پیش داریم؛ ماهی که باید در آن اتفاقات مختلف بنیادی را شاهد باشیم تا بتوانیم با قطعیت بیشتری بگوییم سرعت رشد بازار میتواند با همین شکل ادامه پیدا کند.
یکی از اولین و مهمترین نیازهای بازار، توجیه شدن قیمتها با اطلاعات بنیادی است. این موضوع از گزارشهای مالی ۱۲ماهه آغاز شده، به گزارشهای ماهانه تسری پیدا میکند، خود را در فصل مجامع و سپس گزارشهای میاندورهای نشان میدهد و بعد از آن نیز گزارش ماهانه تیر به بازار میرسد و این پکیج را کامل میکند. مجموعه این رویدادها در بستری آرام از نظر سیاسی و اقتصادی، جایی که نرخ بهره دچار تحولات عجیب و غریب نشود و نرخ ارز نیز کاهشهای معناداری نداشته باشد، میتواند حرکت بازار را تنظیم کند. جالب اینجاست که تقویم اطلاعات و اتفاقات بازار نیز تقریباً میانه مرداد را بهعنوان یک نقطه مهم نشان میدهد و پس از آن باید تحولات و رویدادهای دیگری پیش روی بازار قرار گیرد. باز هم تأکید میکنیم که در بستر آرام سیاسی و در شرایطی که تحولات پیچیده و سخت نشود، بازار در یک ماه پیش رو با رویدادهایی مواجه است که میتواند سرعت رشد یا افت آن را تغییر دهد. در حال حاضر نیز طی این هفته، این گزارشهای ماهانه هستند که نبض بازار را در اختیار گرفتهاند. آنقدر نسبت به کدال زاویه نداشته باشید. کافی است به همین چند روز اخیر نگاه کنید. گزارش برخی شرکتها مانند دزاگرس، غمهرا، زفکا و چند نماد دیگر که در همین چند روز منتشر شده، به خوبی نشان میدهد این دسته از اطلاعات چه نقشی در بازار دارند. اگر قرار باشد بازار با انرژی جدیدی مسیر رشد تابستانه خود را طی کند، شک نکنید که این انرژی از دل همین شرایط بیرون میآید. جریان پول شاید آن قدرتی را که برخی تصور میکنند نداشته باشد، اما شجاعت همین جریان پول میتواند از دل همین گزارشها شکل بگیرد. از همین روست که از ابتدای تابستان و روزهای نخست هفته بر این موضوع تأکید جدی داریم که آنچه از دل این گزارشها بیرون میآید، خوراک روزها و هفتههای آتی بازار است و معتقدیم میتوان بر پایه آن دوباره بازدهی ساخت. ببینید بازار طی این ۶ هفته عملکرد بینظیری داشته است. مهمترین استراتژی سهامداران باید این باشد که بازدهی خوب این مدت را حفظ کنند و بازدهی جدیدی را از دل تغییرات، شرایط و تحولات بیرون بکشند. البته این بازدهی در مرحله جدید، سرعت قبل را نخواهد داشت و سختتر به دست میآید، اما همین سختی هم با کمک گزارشها میتواند شرایط بهتری پیدا کند.
در نهایت جمعبندی بحث بالا و شرایط امروز بازار این است که نمادها به نقاطی رسیدهاند که به مرز تعادل نزدیک شدهاند. بسیاری از نمادها با قیمتهای فعلی و شرایط سودآوری موجود توجیهپذیر نیستند و بسیاری دیگر نیز با دیتای فعلی در مرز تعادل قرار دارند. از این پس آنچه سره را از ناسره جدا میکند و مسیر روند بازار را تغییر میدهد، چیزی جز رسیدن اطلاعات جدید و سوار شدن جریان پول بر آنها نیست. با این شرایط و در این مسیر، بازار میتواند فضای خوبی را تجربه کند و دوباره در مسیر مثبت قرار گیرد، اما باید یک نکته را به آن اضافه کرد و آن اینکه در مسیر جدید، سرعت رشد قطعاً مانند قبل نخواهد بود. نحوه انتخاب نماد نیز دشوارتر، سختتر و نامنظمتر خواهد شد. بار دیگر بر این موضوع تأکید میکنیم که صنعتمحوری را در بررسی نمادها کنار بگذارید و سراغ هر سهم با داستان و ماجرای خودش بروید. ممکن است سهمی در گروه قطعهسازی، سهمی دیگر در گروه غذایی و سهمی دیگر در گروه حملونقل یا برق، بازدهی بهتری از حتی گروه پالایش بدهد. از همین رو، به نظر میرسد مهمترین کار این است که تصوراتی را که تا امروز بر بازار حاکم بوده کنار بگذاریم و مسیر تازه آینده را در پیش بگیریم؛ مسیری که قطعاً میتواند در فضای فعلی شرایط خوبی را نشان دهد، اما پرپیچوخم و پردستانداز است. باز هم در پایان این بخش، مهمترین توصیه آن است که بازدهی ایجادشده را خراب نکنید و با سرعتی نرمال، بازدهی فعلی را افزایش دهید. این مهمترین هدف ما در این مقطع است.
اما در بخش دوم به موضوعی میپردازیم که این روزها مورد توجه بسیاری قرار گرفته و آن هم وضعیت بازارهای رقیب در فضای فعلی است. به قول شاعر، در دوره قبل از جنگ و زمان جنگ اگرچه در نظر یار خاکسار شدیم، اما رقبا هم خیلی محترم نبودند و حال و روز صندوقهای طلا حتی از اوراق هم عقبتر بود. با این حال، دو بازار در روزهای پس از جنگ رونق عجیبی گرفتند و ناگهان یک حرکت مسلسلوار صعودی را ثبت کردند و بعد رها شدند؛ یعنی بازارهای خودرو و مسکن. هرچند این دو بازار را فعلاً رقبای قدرتمند بازار سرمایه نمیدانیم و معتقدیم صندوقهای طلا و اوراق رقبای دمدستتری هستند، اما به هر حال چشم بازار به آنهاست. عملکرد این دو بازار نیز اتفاقات عجیبی را نشان میدهد. آنها همیشه سوار بر اسب تورم و نرخ ارز بودند، اما این بار نه نرخ ارز نوسان خاصی داشت و نه تورم تغییر ویژهای کرده بود. آنچه مسیر این دو را ناگهان در یک حرکت عجیب صعودی و سپس نزولی قرار داد، انتظارات سفتهبازانه بود. تحولات صنعت خودرو با شایعاتی از کاهش تولید و قفل شدن واردات، این بازار را به چنین شرایطی دچار کرد و از سوی دیگر بازار مسکن نیز با رشد قیمت تمامشده مواجه شد، اما هر دو خیلی زود متوقف شدند. حالا به نظر میرسد این دو بازار از نخستین بازارهایی باشند که طعم افت و رکود سنگین را تجربه خواهند کرد.
هدف از بیان این مطالب چیست؟ هدف این است که به این نتیجه برسیم اگر قرار باشد سر بازارها با نرخ بهره و کنترل ارز بریده شود، چیزی که بازار سرمایه از آن میترسد، زخم رکود و افت در بازارهایی مثل خودرو و مسکن بسیار عمیقتر خواهد بود؛ چرا که رشد نوسانی و هیجانی آنها عجیبتر و تندتر بوده است. اگر قرار باشد سیاست ثبات ارزی یا کاهش نرخ ارز دنبال شود، قطعاً بازار طلا نیز در این دام گرفتار خواهد شد. در نهایت، بین همه بازارها دو بازار سرمایه و اوراق باقی میمانند که در جدال با یکدیگر پیش خواهند رفت. ما تا این لحظه و تا امروز همیشه توصیه کردهایم که سراغ اوراق یا درآمد ثابت نروید، مگر برای یک دوره موقت. اما اگر روند به شکلی پیش برود که فضای نرخها در اوراق آزاد بالاتر از تصورات فعلی قرار گیرد و از آن طرف نیز سرکوب ارزی ادامه پیدا کند، تجربه سالهای گذشته نشان میدهد ممکن است حرکت پولها به سمت اوراق در یک بازه زمانی میانمدت جدیتر شود. البته فعلاً چنین چیزی را در چهره اتفاقات و اخبار نمیبینیم و به همین دلیل در حال حاضر نیز چنین رفتاری را نه داریم و نه توصیه میکنیم، اما به هر حال این را بهعنوان یک الگوی تکرارشونده باید گوشه ذهن داشت. نکته جالب این است که اگر چنین فضایی شکل بگیرد، در نهایت دو بازیگر یعنی بازار سهام و اوراق به فینال بازارها میرسند و رقابت اصلی بین این دو خواهد بود. بنابراین بهتر است با رصد مداوم اخبار و اتفاقات، نسبت به تحولات واکنش نشان دهید و هیجانزده از این شاخه به آن شاخه نپرید.
نکته آخر اینکه اگر قرار بر یک توافق همهجانبه، کاهش تورم فراگیر، سیاست انقباضی گسترده و به طور کلی کنترل همهجانبه تورم باشد، اتفاقی که میتواند رخ بدهد این است که اگر نرخ بهره رفتار کنترلشدهتری داشته باشد، افزایش پیبهای بازار در دسترس خواهد بود که البته در یک چشمانداز بلندمدتتر خود را نشان میدهد. اما اگر دولت در همین فضا بر نرخ بهره بالا اصرار کند، شرایط مسیر دیگری خواهد رفت و در نهایت حلقه مفقوده این سیاست، اتفاقات ارزی است. اگر دولت به هر دلیلی سیاستهای سرکوبگرانه ارزی را در پیش بگیرد، به نظر میرسد خیلی زود این سیگنال به بازارها مخابره شود و کار برای بازارهایی مانند بازار سرمایه سختتر گردد. البته باز هم تأکید میکنیم شدت این سختی برای سایر بازارها بیشتر خواهد بود. بازار سرمایه میتواند به دلیل عقبماندگی چند ساله، خود را از دل این بحران بیرون بکشد، اما سایر بازارها با تردید بیشتری برای نجات از این منجلاب رکود روبهرو خواهند شد. در هر صورت باید با چشمانی بازتر فضای فعلی را تجزیه و تحلیل کرد و پیش رفت. شک نکنید که همچنان معتقدیم بازار سرمایه میتواند سنگر اول جریان پول و رتبه اول بازدهی بازارها در فصل پیش رو باشد، اما احتیاط نباید از دستور کار خارج شود و این موضوع مهمتری است که از این نقطه به بعد باید به آن توجه کرد. درست است که فصل تابستان است و آبتنی میچسبد، اما بیگدار نباید به آب زد و خود را در تلاطم موجهای خوشبینی غرق کرد.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید