اشک‌ها و لبخندها!

تصویر اشک‌ها و لبخندها!

امروز بازار را در حالی پیش بردیم که هرچه جلوتر می‌رویم، سردرگمی و ابهام بازار نسبت به شرایط بیشتر می‌شود. البته امروز از جو بازار ناراضی نبودیم، ولی با این جو بنیادی و خبرها می‌توانستیم بهتر باشیم! با این خبر ستاره، با این شرایط پالایشی‌ها، با این اخبار دلار و ... این وضعیت بازار از دید برخی رضایت‌بخش نبود، ولی در هر صورت، نوعی جنگ درونی و ذهنی هم بین سهامداران شکل گرفته که آن‌ها را برای ماندن یا رفتن از بازار ترغیب می‌کند.

به گزارش آوای آگاه، معاملات روز جاری با افزایش ۵۴ هزار واحدی شاخص کل به اتمام رسید و در نهایت این نماگر در ارتفاع ۸ میلیون و ۶۹ هزار واحد به کار خود پایان داد. شاخص هم‌وزن اما نزولی بود و با افت 3 هزار واحدی به سطح 2 میلیون و 229 هزار واحد رسید. نمادهای فملی و فارس نیز بیشترین اثر مثبت را بر شاخص کل داشتند.

در پایان بازار امروز، 59درصد نمادها سرخ‌پوش و 41درصد سبزپوش بودند و ارزش صفوف خرید ۸/۶ همت و ارزش صف‌های فروش ۶ همت ثبت شد. همچنین در این روز ارزش معاملات به ۴۰/۳ همت رسید و از سوی حقیقی‌ها ۱,۰۶۹ میلیارد تومان نقدینگی به بازار تزریق شد.

در این میان؛ شاخص کل فرابورس تحت تأثیر منفی نمادهای آریا، مارون و فزر 175 واحد کاهش یافت و در سطح 66,940 واحد قرار گرفت.

ترین‌های معاملات بورس

فرآورده‌های نفتی، فلزات اساسی و شیمیایی بیشترین ارزش معاملات را به خود اختصاص دادند. از نظر حجم معاملات نیز گروه‌های بانک، خودرو و فلزات اساسی در صدر قرار گرفتند.

ورود و خروج پول حقیقی

در معاملات امروز؛ بیشترین خروج پول از گروه بانک، دارو و سیمان رخ داد و در سمت مقابل بیشترین ورود پول در گروه فرآورده‌های نفتی، فلزات اساسی و شیمیایی رخ داده است. در میان نمادها نیز نمادهای شتران، شپنا و فباهنر بیشترین استقبال را از سوی حقیقی‌ها داشتند و وبصادر، وخارزم و وبملت بیشترین حمایت حقوقی‌ها را تجربه کردند.

بازار 4.PNG

صنعت 4.PNG

سهام 4.PNG

 

امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که بین اشک و لبخند، مدام چهره او عوض می‌شد و نمی‌دانستیم که در چه حال و چه شرایطی قرار دارد؛ ولی هرچه که بود، بازار امروز هم تا حدودی از ضعف خریداران و ترس آن‌ها رنج می‌برد و اشک‌های جنگ‌زده روی صورت چهره فروشندگان بود. درست در آن سو، افراد تحولات بنیادی را با هم مرور می‌کردند و لبخند رضایت از اتفاقات و تحولات روی لب آن‌ها شکل گرفته بود و البته آن‌ها نیز پیش خود می‌گویند: چه می‌شود طوفانی در کار نباشد و هرچه پیش می‌رویم، ساحل بازار آرام‌تر شود. با این شرایط، بازار را آغاز کردیم که حال خوبی را نسبت به روزهای ابتدای هفته داشت.

امروز بازار را در حالی پیش بردیم که هرچه جلوتر می‌رویم، سردرگمی و ابهام بازار نسبت به شرایط بیشتر می‌شود. البته امروز از جو بازار ناراضی نبودیم، ولی با این جو بنیادی و خبرها می‌توانستیم بهتر باشیم! با این خبر ستاره، با این شرایط پالایشی‌ها، با این اخبار دلار و ... این وضعیت بازار از دید برخی رضایت‌بخش نبود، ولی در هر صورت، نوعی جنگ درونی و ذهنی هم بین سهامداران شکل گرفته که آن‌ها را برای ماندن یا رفتن از بازار ترغیب می‌کند.

در یک سو، آن‌ها با شرایطی مواجه‌اند که سایه جنگ زیرساختی و تهدید هر روز بیشتر می‌شود و به اصطلاح نظامیون، به ساعت صفر این ماجرا هم نزدیک می‌شویم. از سوی دیگر، نگاهی به صفحه بازار و تابلو و قیمت‌ها می‌اندازد و دوباره او را ترغیب به ماندن و داشتن سهم می‌کند. آنچه باعث شده این جدال عجیب‌تر و تصمیم‌گیری در آن سخت‌تر شود، این است که تا به امروز، هر بار او به شرایط بنیادی رجوع کرده و توجه کرده است، پیروز ماجرا بوده و توانسته بازدهی خوبی را ایجاد کند؛ یعنی هر بار که بحث جنگ، تهدید به زدن و این موارد مطرح بوده، کسانی سود برده‌اند که نترسیده‌اند اما از سوی دیگر، با خود می‌بیند که تهدیدات عجیب است، مذاکره راه به جایی نبرده، کار به نقاط حساسی رسیده است و همه روزها و هفته‌های بعد را روزهای مهمی می‌دانند. حتی همین سفر ۳ کشور هم نشان می‌دهد موضوع چقدر جدی است.

در سوی دیگر هم از کسب بازدهی به‌دست‌آمده طی این مدت راضی است و نمی‌خواهد یک‌شبه آن را از دست بدهد. این جنگ درون و نرسیدن به صلح منطقی باعث شده تا ابهامات بازار و سردرگمی‌ها بیشتر شود و هرچه جلوتر می‌رویم، این جدال بین عوامل و شرایط بنیادی بازار جدی‌تر می‌شود. روزهای گذشته در مورد آبان صحبت کردیم و گفتیم که آبانی پرخبر، پرپیچ‌وخم و پرا‌تفاق را داریم که از شروعش پیداست و تازه هرچه جلوتر می‌رویم، این ابهامات ممکن است بدتر و سایه ترس و تردید بیشتر شود.

اتفاقات عجیبی این روزها در بازار رخ می‌دهد و تقریباً می‌توانیم بگوییم که اثر بنیادی و اثر جو روانی و سیاسی به جان هم افتاده‌اند و از دل این جنگ ایجاد شده، بازارهایی شبیه امروز متولد می‌شوند که فرق بین خرید و فروش آن ممکن است چند دقیقه باشد. یک نکته را نیز در کنار تمام موارد بالا اضافه کنیم: طی چند روز گذشته، به‌خصوص شنبه و یکشنبه، نوع فروش‌ها در بازار کمی عجیب بود. مثلاً فروش روز شنبه، بعد از آن حجم گزارش‌های خوب، کمی غیرمنتظره به نظر می‌رسید. با برخی از کدهای بزرگ فروشنده بازار که طی این چند روز در سمت فروش فعال بودند، وقتی صحبت می‌کنیم، تقریباً همه آن‌ها یک جور فکر می‌کنند و قاعدتاً یک تصمیم را گرفتند. آن‌ها ریسک جنگ را بالا می‌بینند و ترجیح می‌دهند با این رویداد در بازار حاضر نباشند؛ حتی اگر سهمی که دارند طلا و پی‌به‌ای ۲ باشد. آن‌ها حاضر به پذیرش ریسک جنگ نیستند و این نوع طرز فکر باعث می‌شود خیلی راحت و آسان، حتی برایشان 3درصد و ۵درصد هم مهم نباشد و فقط و فقط به فکر فروش و نقد کردن باشند. این تفکر و این طرز فکر هنوز در دل بازار وجود دارد. هنوز بسیاری به این موضوع فکر می‌کنند و برای همین است که روندهای بازار بسیار کوتاه و رشدها بسیار محدود است و فروشنده‌های بالقوه در بازار کماکان دست بالا را دارند. این موضوع خود را در بسیاری از صف‌های فروش بازار نشان می‌دهد و فروشنده‌ها کماکان این دیدگاه را نسبت به بازار دنبال می‌کنند.

البته روزهای قبل هم گفتیم و باز هم تکرار می‌کنیم که دسته بازار از شرایط بنیادی خالی نیست. بازار اتفاقات و رویدادهای متعدد بنیادی را در دل خود دارد که می‌تواند از این ابزار به‌عنوان حفظ‌کننده آنچه تاکنون به دست آورده و پیش‌برنده مسیر پیش رو استفاده کند. کافی است نگاهی به گزارش‌ها، اعم از میان‌دوره‌ای و ماهانه، داشته باشید. می‌توان در دل این گزارش‌ها گزینه‌های متعددی را یافت و به آن چنگ زد و در مسیر رشد و بازدهی بازار حرکت کرد. این چیزی است که ما جدال بین تحولات سیاسی و بنیادی می‌بینیم و البته نقش جریان پول هم در این وادی بسیار مهم است. بسیاری در حال کم کردن ریسک خود هستند و با طیف وسیعی از فعالان بازار مواجه‌ایم که خریدهای خود را به روزها و هفته‌های بعد و مشخص‌تر شدن شرایط موکول کرده‌اند.

اما آنچه که واضح است، این است که شرایط بنیادی بازار آن‌قدر قوی و محکم است که زیر چنین ریسک‌های عجیبی تا به امروز دوام آورده است.

چارتیست‌ها همین نقاشی‌های خود را کشیده‌اند و معتقدند با این فضا و با این شرایط، با این دلار، بازار نهایتاً جایی بین ۷.۶ تا ۷.۸ می‌تواند اصلاح کند و دوباره برگشت می‌زند. به گزارش‌ها نیز نگاه کنیم، رد پای این سناریو را می‌توانیم ببینیم که با این گزارش‌ها، با این فضای دلار و بورس کالا، ۱۰ تا ۱۵درصد قیمت‌های کمتر در تابلو دوباره خریداران جدی و بنیادی را خواهد داشت.

بسیاری هم این روزها را به روزهای دی و بهمن تشبیه می‌کنند. در سمت خرید محافظه‌کار بود و با احتیاط عمل می‌کرد و آن‌قدر صبر کرد تا رویدادی که از آن می‌ترسید رخ دهد و پس از آن هم ماجرا روشن و مشخص بود. حتی بسیاری فضای بنیادی فعلی را نیز بسیار شبیه آن روزها می‌دانند؛ پی‌به‌ای‌های فوروارد پایین، چشم‌انداز سودآوری بالا، اما همراه با یک حس ترس، و این چیزی است که امروز هم به آن دچار هستیم. البته نمی‌دانیم؛ امیدواریم سرنوشت آنچه در ماه‌های گذشته برای بازار، نه کشور، رخ داد، دوباره تکرار شود و ما دوباره بر اساس فضای بنیادی، نه با سرعتی شبیه آنچه داشتیم و با قدرتی نظیر آنچه تجربه کردیم، بلکه با سرعتی نرمال‌تر پیش برویم.

و البته برخی هم معتقدند کم‌کم به نقاط نهایی نزدیک می‌شویم؛ نقاطی که باید تکلیف روشن شود. این جریان محاصره، تحریم و سایه جنگ نمی‌تواند خیلی روی سر بازار باقی بماند. به هر حال، باید به شکلی تعیین تکلیف شود؛ چه با جنگ، چه با صلح ... به هر حال، باید این موضوع حل شود و بسیاری بر این عقیده‌اند که حل این موضوع در گرو حل‌وفصل کلان ماجرای تنش پیش روست که احتمالاً در هفته‌ها و ماه‌های پیش رو باید تعیین تکلیف شود. از همین روست که دوباره، اگر به اول برگردیم، باید گفت آبان عجیبی داریم.

آبان پرحادثه و پرپیچ‌وخم

اما در میانه تشبیه بازار به روزهای دی و بهمن و همچنین فضاسازی بنیادی بازار، یک نکته این روزها به چشم می‌خورد که به نظر لابه‌لای خبرهای جنگی گم شده و بازار خیلی به آن توجه نمی‌کند و آن هم چیزی نیست جز تحولات و اتفاقاتی که در فضای فعلی و در جریان نرخ ارز در حال رخ دادن است. روی این موضوع خیلی حرف است.

طبق آنچه شنیده می‌شود، تقریباً وزارت صمت و بانک مرکزی به واردکنندگان اعلام کردند که روی ارز نیما خیلی حساب نکنند، چون اصلاً تقریباً ارزی وجود ندارد و بروید و خودتان با کسانی که ارز دارند، در بازار معامله کنید. این موضوع می‌تواند دو نکته را یادآوری کند. اول اینکه محاصره اقتصادی، به نظر، کم‌کم فشار خود را روی سیستم ارزی کشور وارد می‌کند. نکته دوم، نرخ این ماجراست. کسانی که بتوانند در این فضا صادر کنند، قطعاً نرخی نزدیک به نرخ آزاد را می‌فروشند و اگر این شامل همه شرکت‌ها شود، اتفاق بزرگی در حال رخ دادن است که می‌تواند آثار بسزایی در جریان سودسازی شرکت‌ها داشته باشد.

در واقع، آن چیزی که مسلم است، این خواهد بود که از نرخ حواله فقط یک نرخ باقی می‌ماند؛ نرخ محاسباتی یا نرخ کالای اساسی و آن طرف، نرخ واقعی، نرخ‌های نزدیک به نرخ دلار آزاد است.

از این موضوع غافل نشوید. این رویداد و اتفاق بزرگی است که در حال حاضر زیر سایه جنگ دفن شده و کسی به آن توجه نمی‌کند. اگر این اتفاق به وقوع بپیوندد، به‌زودی باید شاهد تغییرات بزرگ در سمت فروش و صادرات شرکت‌ها و نرخ تسعیر ارز آن‌ها باشیم؛ جایی که احتمالاً دلار ناشی از صادرات این شرکت‌ها به نرخ‌های نزدیک به نرخ آزاد به فروش می‌رسد و آثار این اتفاق خود را در صورت‌های مالی نشان خواهد داد.

در واقع، اتفاقی که سال‌های گذشته مدام از آن صحبت می‌کردیم، این بار به شکل دیگر در حال رخ دادن است. در زمان آن دولت اسب زین‌شده می‌گفتیم شرکت‌های صادرکننده و بازار هم چوب و کتک ریسک سیاسی را می‌خورند، هم دلارشان را ارزان می‌فروشند؛ اما حالا به نظر شرکت‌های محاصره‌شده زیر ریسک سیاسی قرار گرفتند و در آن سو، دلار خود را می‌توانند با نرخ‌های بالاتر تسعیر کنند. این ریسک با این اتفاق پوشش داده شده است.

این آن چیزی است که از آن به‌عنوان یکی از برگ‌های مهم برنده بازار یاد می‌کنیم و فکر می‌کنیم اگر اتفاقی رخ دهد و این موضوع تأیید و تثبیت شود، رویداد مهمی برای بازار خواهد شد. به‌طور کلی، حرکت به سمت جریان نرخ ارز، حرکتی بود که شاهدش بودیم و به نظر، خیلی زودتر از آنچه فکرش را می‌کنیم، آثار آن را در گزارش‌های ماهانه فروش پیش رو خواهیم دید و اینجاست که باز هم می‌گوییم شرایط فعلی کار کردن در بازار بسیار سخت و پیچیده شده است. از یک سو، با این تحولات خاص و ویژه بنیادی مواجه هستیم و در سوی دیگر، فشار جنگ و شرایط سیاسی تمام ذهن و روح بازار را تسخیر کرده است. جدال این دو را باز هم شجاعان خواهند برد و البته نه شجاعی که بی‌کله به دل میدان بزند؛ افراد شجاعی که در بازار با احتیاط حرکت کرده و با استراتژی پیش می‌روند.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید