وزن کشی کدال و سیاست
آنچه مهم بود این بود که گزارشهای نسبتاً خوبی در ماهانه منتشر شد و فضا فضای منطقی در گزارشدهی بود و بازار به چشمانداز آتی امیدوار شد.
به گزارش آوای آگاه؛ اولین روز معاملاتی هفته با افت ۲۰٫۴۳۷ واحدی شاخص کل و قرار گرفتن این نماگر در ارتفاع ۵ میلیون و ۵۴ هزار واحد به پایان رسید. شاخص هموزن هم با رشد ۶٫۶۹۴ واحدی به کارش خاتمه داد. شپنا، شبندر و پارسان بیشترین تأثیر منفی را بر شاخص گذاشتند و در سمت مقابل، فملی، کگل و تاصیکو بیشترین تلاش را در جهت رشد شاخص کردند. در پایان بازار امروز، شاخص فرابورس تحت تأثیر منفی نمادهای آریا و ومپنا، با افت ۳۰ واحدی همراه شد و در ارتفاع ۴۰ هزار و ۹۳۷ واحد ایستاد. فزر و سامان نمادهایی بودند که بیشترین اثر مثبت را بر این شاخص داشتند و مانع از افت بیشتر آن شدند. امروز تراز نقدینگی حقیقیها منفی بود و ۱۲۰۰ میلیارد تومان از بازار خارج شد.
ترینهای معاملات بورس
صنایع فرآوردههای نفتی، فلزات اساسی و شیمیایی، سه صنعت با بیشترین ارزش و حجم معاملات بودند. طی روز جاری، نمادهای وتجارت، خودرو و وبملت بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز صنایع فلزات اساسی و خودرو بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقیها جذب کردند و در مقابل، گروه فرآوردههای نفتی و محصولات شیمیایی بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای فملی و وتجارت بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای شپنا و سیسکو بیش از همه تحت حمایت حقوقیها بودند.
باز شنبه و باز آغاز هفته با خبرهای سبز و سرخ که بازار را سردرگم کرده است! بازار امروز در حالت عجیبی کار خود را آغاز کرد؛ سردرگم بود و مبهم. از یک سو دیشب اتفاقی رخ نداده بود و خبری از حمله نظامی نبود و از سوی دیگر، لابهلای خبرها سنگینترین تهدید به زدن زیرساختها را میشنید. انصافاً معامله کردن در چنین فضایی یکی از سختترین کارهای دنیاست. قبل از اینکه گزارش بازار را آغاز کنیم، ابتدا به سراغ این میرویم که چهارشنبه که بازار به پایان رسید در چه وضعیتی بودیم و امروز با چه وضعیتی بازار را آغاز کردیم…
این مهمترین تفاوتی است که به نظر فضای بازار امروز را تحت تأثیر خود قرار داده و مسیر را تغییر داده بود. روز چهارشنبه که بازار را پیش میبردیم، فضا فضای مثبتی نبود؛ البته شدت منفی هم بالا نبود. نمادهای ارزنده کماکان صف خرید و با ریزش پالایشیها کلیت بازار در فضای پرعرضه دنبال میشد. خبرهای سیاسی هم خبرهای جذابی نبود و اکثر خبرها از یک چالش و اتفاق دوباره صحبت میکرد. چهارشنبه که بازار تمام شد، نطق ترامپ باز شد و تهدیدها دوباره آغاز شد و تا همین قبل از آغاز بازار ما شاهد سنگینترین تهدیدهای دوباره ترامپ بودیم؛ بهخصوص درباره زیرساخت.
از سوی دیگر در وزنکشی بین اتفاقات، آنچه مهم بود این بود که گزارشهای نسبتاً خوبی در ماهانه منتشر شد و فضا فضای منطقی در گزارشدهی بود و بازار به چشمانداز آتی امیدوار شد. تیرماه ماهی بود که رفع محاصره دریایی و رفع تحریمها را داشتیم و از همین رو کمی در گزارش شرکتهای صادرکننده هم فضای بهتری را شاهد بودیم. در مجموع میتوان گفت گزارشهای تیر شاید از خرداد و اردیبهشت اندکی کمتر بود، اما از میانگین فصل بهار جلوتر بود و این نکته مهمی است که نشان میدهد اگر همین اعداد تکرار شود، قابلیت اینکه حتی با وجود حاشیه سود کمتر سودهای بهار تکرار شود، وجود دارد و تکرار سودهای بهار یعنی یک هدیه آسمانی برای اکثر سهمها و نمادها و بهخصوص یک اتفاق خواهد بود که تا به امروز بسیاری به وقوع آن معتقد نیستند و گزارشهای فصل بهار را مقطعی میدانند.
در مورد گزارشها مفصلتر بحث خواهیم کرد؛ بازار گرفتار بین دیدگاههای مختلف شده و افزایش وزن ریسکها و تهدیدات سیاسی، قدرت تصمیمگیریهای قاطع را از او گرفته است. کمی بخواهیم امروز شفاف و روشن صحبت کنیم، باید اینطور بگوییم که بازار گرفتار بین این دیدگاه است که بازدهی خوبی تا الان به دست آوردهایم، ریسکهای سیاسی در حال افزایش است، امکان زدن زیرساخت وجود دارد، بیخود ریسک نکنیم و در بازار نمانیم و فعلاً گوشهای بنشینیم و تماشاچی شویم. این یک دیدگاه است.
دیدگاه دوم به ما میگوید که در هیچ مقطعی گزارشها انقدر قوی و جذاب نبوده و شرایط بازار هم در قیمتها در نقاط خوبی قرار گرفته و قابلیت یک رشد سود بیش از سایر بازارها را دارد؛ این کلهزرد زنبوری هم بزن نیست و کتفش را ندارد! در حالت اول اگر دور از بازار بنشینی و تماشاچی باشی، طمع کسب سودهای بیشتر و رشد بازار جلوی چشم، هر روز جنگ اعصاب عجیبی برای شما به وجود میآورد؛ درست شبیه کسانی که حتی بعد از جنگ هم دست از طلا و اوراق برنمیداشتند و موقعیت آن را کم و ریسک بازار را بالا میدیدند و جلوی چشم آنها برخی سهمها چند برابر شد. البته آن طرف ماجرا هم وجود دارد که وقتی سهام داشته باشی، خبرها و خطرها برای شما چند برابر است و مدام خود را در معرض اتفاقات عجیب و غریب میبینی. این آن چیزی است که امروز بازار و سهامداران گرفتار آن شده و نمیتوانند بین این دو انتخاب کنند و البته مدام از این شاخه به آن شاخه و بین این دو سناریو در رفتوبرگشت هستند.
اینکه کدام را انتخاب میکنید، کاملاً به ریسک پروفایل شما برمیگردد. میتوانید هر روز در بازار کار کنید و هر شب از ترس زدن زیرساختها شب خوابتان نبرد که در این صورت شاید بازدهی را داشته باشید اما با ریسک بالا حرکت خواهید کرد و میتوانید گوشه نشسته و روند رو به رشد بازار را تماشا کنید و منتظر یک اتفاق عجیب باشید تا خود را از آن مصون بدانید که این موضوع هم بارها نشان داده وقوعش به این آسانیها نیست و فقط ممکن است شما را از بازار عقب بیندازد. جدال جذابی بین ترس و طمع، بین ریسک و بازده و اتفاقات سیاسی در جریان است که کار در بازار را بسیار دشوار کرده است. اما این میان یک سری استثنا و گزینه خاص نیز وجود دارد که شاید راه فرار بسیاری از سهامداران از مسیر فعلی باشد و آن هم رو آوردن به نمادهایی که طی این مدت با این خبرها کاری نداشته و به واسطه گزارشدهی جذاب، صف خرید پیش میرود. شاید نسخه بین دو دیدگاه بالا همین دسته از سهام باشد که شاید بتواند -تأکید میکنیم شاید بتواند- از نظر ذهنی بسیاری را برای ماندن در بازار اقناع کند و آن هم نمادهایی است که به هر دلیلی، به واسطه کدال و شرایط بنیادی و زیر بدترین خبرها و اخبار بمب و موشک و زیرساخت باز هم صف خرید ماندند و ارزندگی خود را به رخ بازار کشیدند. قطعاً آنها صف خرید هستند، اما شاید صف زدن یا در روزهایی که عرضه بیشتر است در آنها حاضر شدن، بتواند بخشی از پرتفوی شما را شامل شده و هم خیال شما را از تحولات کمی راحتتر کند و هم به نوعی ریسک خود را با توجه به تحولات پایین بیاورید. اما در هر صورت شترسواری دولادولا نمیشود و باید در مورد فضای بازار تصمیم گرفت. این را هم بگوییم تا به این لحظه که با هم صحبت میکنیم، کسانی که نترسیدند، شجاع بودند و ریسک کردند، پاداش خوبی گرفتند؛ ولی این به معنی این نیست که در ادامه نیز همینطور است، اما روند گذشته این موضوع را تأیید میکند که شجاعت پاداش خوبی دارد.
اما سراغ گزارشها برویم که با انتشار و پایان گزارشهای ماهانه تیر، ما یک دوره کمتر از یک ماهه را در خلأ اطلاعاتی کدال به سر خواهیم برد و همه چیز به روزهای ابتدای شهریور موکول میشود؛ جایی که احتمالاً شاهد انتشار گزارشهای ماهانه مرداد خواهیم بود و دوباره بازار چشمش به تابلوها و کدال خواهد بود و به نظر در این خلأ ۳ الی ۴ هفتهای، فرمان بازار در دستان دنیای سیاست است و اخبار سیاسی و تحولات کلان است که مسیر بازار را روشن میکند. اطلاعات کدال آمده و رسیده و پیشروی همه است و چیز جدیدی ندارد و آنچه میتواند تحولآفرین و مسیر فعلی را تغییر دهد، اخباری است که نظیر آن را طی این چند روز شاهد بودیم.
در انتهای این رالی کدالی نیز به جمعبندی بررسی گزارشها بپردازیم و گزارش بازار را به پایان ببریم. همانطور که عرض شد، گزارشهای ماهانه تیر به بازار رسید و انصافاً از آنچه فکر میکردیم بهتر بود. اکثر شرکتها روند تولید و فروش خود را بازیابی کرده بودند، در نرخهای خوب و مشخصی فروش انجام میشد و همانطور که در بالا گفته شد، فروشها عمدتاً از میانگین بهار بهتر بود و از خرداد و اردیبهشت اندکی کمتر. بسیاری برای بررسی گزارشها آن را کنار گزارشهای میاندورهای قرار میدادند و به بررسی نماد میپرداختند که نشان میدهد فضای بنیادی بازار فضای نسبتاً منطقی و قابل دفاعی بود. اما اگر بخواهیم یک نتیجهگیری از کل فرایند گزارشهای این چند دوره، بهخصوص دو دوره اخیر داشته باشیم، دوباره به یک جمله میرسیم و یک جمعبندی… و آن هم این است که با این گزارشها و با این شرایط، بازار خود را در مقابل بسیاری از ریسکها بیمه میکند و به این جمله باید دوباره برسیم که بازار از نظر بنیادی اصلاً جای خطرناکی نیست و حتی اندکی اصلاح قیمت در بسیاری از نمادها دوباره آنها را به نقاطی بسیار جذاب برای خرید تبدیل خواهد کرد که این اصلاح قطعاً کمتر از ۱۰ تا ۱۲ درصد است و نقطهای است که میتواند اتفاقاً در صورت وقوع به نقطه جذاب برای خرید تبدیل شود. در چنین فضایی بازار نقطه خطرناکی قرار ندارد؛ وقتی چند درصد پایینتر جذاب میشود، باید بتواند با ریسکها و چالشهای پیشرو مقابله کند و اصلاً سؤال فعلی همین است که چرا بازار را نمیخرند و چرا جریان پول با قدرت در بازار حرکت نمیکند؟! دلیلش این است که از ریسکهای پیشرو میترسد. کلهزرد بیمنطقی آن طرف دنیا و جنایتکاری به نام نتانیاهو این طرف دنیا، هر روز کشور را به تهدید زدن زیرساخت پیش میبرند و این طبیعی است که بازار از ترس این جریان بخواهد کمی محافظهکار باشد و دیدگاه منفی داشته باشد. در صورتی که این ریسک از سر بازار برداشته شود، با این پیبهئی و پیبهاس جذاب و با این شرایطی که در پیش داریم، بازار میتواند دوباره یک رالی خوب و تمامعیار را آغاز کند؛ اما به شرطی که فضا فضای روشن و ریسکها ریسکهای قابلقبولی باشد. در غیر این صورت ما فقط شاهد این خواهیم بود که با تهدید بیرونی، بازار اصلاح کرده به نقاط جذابی میرسد، میخرند و اندکی هم رشد میکند، اما سرعت و قدرت رشد بالایی را نخواهد داشت و صد البته امیدواریم که پیشبینی ما غلط باشد و بازار بتواند مسیر تند و سریع را پیش بگیرد، اما شمای کلی رفتار و حرکت بازار بهخوبی این تردید را در چهره جریان پول نشان میدهد.
یک نکته دیگر هم این میان وجود دارد که برخی از عزیزان و تحلیلگران به آن اشاره میکنند و آن هم این است که حتی اگر زیرساختی زده نشود، در ماههای پیشرو درگیر چالشهایی میشویم که بازار را از بعد بنیادی آرامآرام تهی میکند؛ یکی محاصره اقتصادی و دیگری کسریهای انرژی نظیر گاز که میتواند چالشی برای شرکتها شود که البته معتقدیم همانطور که بر چالش برق تا حدودی فائق آمدیم، بر گاز هم میشود غلبه کرد، اما محاصره اقتصادی هیچ مدل و هیچ رقمه قابلیت تغییر ندارد. این هم در کنار مواردی که گفته شد باید بررسی شود و به نظر یکی از مهمترین دلایلی است که بازار با قدرتی قوی پیش نمیرود و به گزارشها نگاه مقطعی دارد. تمام امیدمان باید این باشد که در این مقطع که فرمان دست خبرهای سیاسی است، با بروز تحولات و اتفاقات مثبت، شاهد باز شدن یکییکی این قفلهای سیاسی و ریسکها از پای بازار باشیم و کدال دوباره پر پرواز بازار شده و بازدهی بالایی را رقم بزند. این اتفاق دور نیست و هر لحظه امکان وقوع آن وجود دارد؛ اما خبرهای فعلی به ما میگوید که ریسکها فعلاً بیش از فرصتها دیده میشوند.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید