غول زخمی برگشت
بازار در یک هیجان شیرین و منطقی به سر میبرد؛ همانطور که شنبه و یکشنبه زیر فشار خبرهای سیاسی منفی بود، امروز هم با خبرهای سیاسی مثبت است!
به گزارش آوای آگاه؛ اولین روز معاملاتی هفته با رشد 112,000 واحدی شاخص کل و قرار گرفتن این نماگر در ارتفاع 5 میلیون و 520 هزار واحد به پایان رسید. شاخص هم وزن هم با رشد 39000 واحدی به کارش خاتمه داد.
فملی، شپنا و وپاسار بیشترین تاثیر مثبت را بر شاخص گذاشتند و در سمت مقابل فولاد، لوتوس و رتاپ بیشترین تلاش را در جهت افت شاخص کردند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر مثبت نمادهای مارون و کگهر، با رشد 1161 واحدی همراه شد و در ارتفاع 45 هزار و 32 واحد ایستاد. پاریز و تاپکیش نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی ها مثبت و 9000 میلیاردتومان وارد بازار شد.
ترین های معاملات بورس
صنایع فلزات اساسی و بانک و شیمیایی سه صنعت با بیشترین ارزش و حجم معاملات بودند. طی روز جاری نمادهای وتجارت، فولاد و وبملت بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز صنایع فلزات اساسی و استخراج کانه های فلزی بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقی ها جذب کردند و در مقابل گروه خودرو و بانک بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای همسنگ و شتاب بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای خودرو و خساپا بیش از همه در حمایت حقوقیها بودند.
امروز بازار فراتر از انتظار همه ظاهر شد و نشان داد قدرت گذر از سقف، شرایط خوبی را برای کلیت بازار رقم زده است. آنقدر فضا خوب و گلوبلبل بود که بازگشایی و آزادی «فولاد» هم بعد از مدتها رقم خورد و این «غول زخمی» و موشکخورده هم به بازار برگشت تا یکی از ریسکهای عمده از سر بازار برداشته شود و انصافاً بازگشایی عاقلانه و معقولی بود…
بازار در یک هیجان شیرین و منطقی به سر میبرد؛ همانطور که شنبه و یکشنبه زیر فشار خبرهای سیاسی منفی بود، امروز هم با خبرهای سیاسی مثبت است! با چشماندازی از توافق احتمالی… امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که بسیاری فکر میکردند کمکم انرژی خبرهای مثبت و آن جوی که بازار را از ریسک جنگ دور کرد فروکش کرده و شاهد کم شدن تقاضای خرید و افزایش نسبی عرضه در بازار خواهیم بود که البته اگر هم رخ میداد به نظر کاملاً طبیعی و قابلپیشبینی بود؛ ولی بازار درجا نزد و خبرهای خوب و فضای مثبت، همه چیز را تغییر داد و جو قوی و مثبت و قفلِ صف خرید را شاهد بودیم…
ببینید در مورد بازار باید گفت بازار وقتی اخبار مثبت را دریافت میکند، در چند مرحله آن را در قیمتها لحاظ میکند که مرحله اول آن به نظر طی این چند روز سپری شده و احتمالاً یکشنبه و دوشنبه ما فاز اول این آثار مثبت را نصفونیمه میبینیم که البته به معنی تمام شدن روند نیست؛ بلکه بازار اخبار جدیدی را برای حرکت جدید میطلبد و انتظار دارد اتفاقات بهتری برای روزهای پیش رو رخ دهد. البته این هفتهای که در پیش داریم دوباره هفتهای چهارروزه است که تعطیلات طولانی در پیش دارد و احتمالاً از دوشنبه به بعد بازار کمی فاز احتیاط را خواهد گرفت؛ البته همه اینها که مینویسیم کمی حدس و گمانی است و شاید کسی با این قفلی به عرضه فکر نمیکند، ولی ترسیم کلی شرایط را داریم. ولی یک چیز برای همه مهم است و باید به آن برسیم، وگرنه جو فعلی فقط یک جو هیجانی خواهد شد…
آنچه مهم است این بوده که این اخبار در نهایت باید منجر به تقویت بال سیاسی بازار شود که دو موضوع در آن مهم است: موضوع اول دور شدن ریسک جنگ از بازار و ریسک زدهشدن زیرساختهای آن است و دومی باز شدن محاصره اقتصادی؛ یعنی صرفِ رفع شدن موضوع جنگ کافی نیست و باید به سمت رفع محاصره اقتصادی و بازگشایی و رفع برخی تحریمها منجر شود. این میتواند عامل مهم روند و رالی بعدی بازار شود. جالب است که چارتیستها نیز نظراتی شبیه این را مطرح میکنند و آنها نیز معتقدند گذر از سقف قبلی شاخص، یک انرژی جدید برای بازار است که اثر این انرژی را میبینیم؛ منتها بازار باید کمی دوباره بعد از گذر از این رشد روی همین نیمکت و دیوار نشسته و کمی استراحت کند و دوباره نفس بگیرد و حرکت جدید را آغاز نماید. اگر به خاطر داشته باشیم در آغاز مرداد نوشتیم به بازار مرداد امیدواریم؛ دلیل آن دو چیز بود: گزارشهای خوب و استراحت خوب؛ و به نظر این موضوع میتواند تکرار شود.
ما برای حرکت جدید به اخبار جدید احتیاج داریم و این اخبار میتواند از حوزه سیاسی آغاز شده و در حوزه اقتصادی و در نهایت وضعیت شرکتها ادامه یابد. البته این روزها نزدیک شدن نرخ دلار آزاد و حواله نیما و سرعت رشد آن هم یکی دیگر از مواردی است که میتواند افق و چشمانداز جالبی را برای بازار ترسیم نماید. ما برای رشد ادامهدار به خبرهای قویتری هم احتیاج داریم و البته وقتی «کدال» خاموش است و صدایی از آن درنمیآید، گزارشی در آن منتشر نمیشود، وزن خبرهای سیاسی و اقتصادی بیشتر میشود.
ولی یک نکته را گوشه ذهن خود، به عنوان کسی که مدام در بازار فعالیت میکنید، داشته باشید: بازاری که در چنین وضعیتی قرار دارد، چند روزی رشد کرده و هر روز در فضای ابهام به سر میبرد، ساختار شکنندهای در دل خود دارد که هر لحظه ممکن است با یک خبر فضا تغییر کرده و شرایط جابهجا شود. این اتفاقی است که در حال حاضر ترس عمده بازار است و پیش روی او قرار دارد.
بازار ما بازار «توییتی» شده! به چه معنا؟ به این معنا که یک توییت و یک خبر میتواند مسیر او را تغییر داده و به سمت منفی و مثبت بچرخاند. مگر غیر از این بود که در چند روز گذشته با توییت تهدید ترامپ، بازار عقبنشینی کرد و اصلاح داشت و با توییت او مبنی بر مذاکره، بازار اوج گرفت؟ و حالا همین توییتها میتواند سرنوشت روزهای آتی بازار را رقم بزند؟! تا وقتی سایه جنگ از سر بازار دور است، بازار یک فاز خوشبینی و یک انجام وظیفه برای جبران عقبنشینی گذشته را خواهد داشت؛ اما این نقطه نیز جایی متوقف میشود و به دنبال مستمسک جدید برای رشد خواهد بود. این چیزی است که باید طی این روزها به بازار برسد.
و حالا با این مقدمه به سؤال و پرسش اصلی میرویم که بسیاری میپرسند: «سهم بخریم یا صبر کنیم؟!» این از آن دسته سؤالاتی است که هر فرد باید با توجه به نگاه خود به شرایط پاسخ بدهد. اگر ریسک دوباره جنگ و دوباره زدن و دوباره چالش را بالا میبینید، اصلاً خود را درگیر بازار نکنید؛ شما بیتعارف در نقطه حداقلی سهم نمیخرید. پس اگر ریسکهای بازار برای شما آزاردهنده است، همان بهتر آن گوشه بنشینید و از نوسانات طلا و نرخ بهره لذت ببرید. دسته دیگر اگر به واقع فضای مذاکره و توافق را جدی میبینید و به مانند بسیاری معتقدید آن «کلهزرد» بزن نیست، فقط بلوف میزند و بهزودی محاصره اقتصادی برداشته میشود و به سمت تفاهم قبلی میرویم، بیشک نهتنها خرید سهم، بلکه گرفتن اعتبار و خرید اهرمیها نیز توجیهپذیر است.
بهخصوص اهرمیها با این حباب منفی، اگر بتوانند اخبار مثبت را تثبیتشده ببینند، بازدهی خوبی در پیش خواهند داشت. و در نهایت اگر هم دیدگاه اول را دارید و هم دوم، و هم از ریسک میترسید و هم میخواهید در بازار باشید، حکایت «شترسواری و دولادولا» کردن، کار سختی است ولی شدنیست و به نظر مدام دستبهماشه بودن و خرید و فروش کردن در این دسته طبقهبندی میشود. بههرحال جایی ممکن است این وسط به اصطلاح بچهها «لاکار» بروید و در صفوف فروش گرفتار شوید، اما حداقل تلاش خود را در این بازی کردهاید و پاداش این تلاش نیز بازدهیهایی است که ممکن است نصیب شما شود.
یک نکته این میان وجود دارد که آن را باید در کنار بحثهای بالا بررسی کرد: وقتی قیمتها از سطوح حداقلی رشد میکنند، موازنه این جریان تا حدودی تحتتأثیر قرار میگیرد. در قیمتهای مثلاً روز شنبه هفته قبل، ماجرا با شنبه امروز متفاوت است. اخبار روز شنبه اخبار بدی بود اما بههرحال بارها نوشتیم این پاداش کسانی است که شجاعت به خرج میدهند؛ پس دقت کنید که ریسک کردن در فضای فعلی با فضای ارزندگی هم باید سنجیده شود. قطعاً وقتی قیمتها در نقاطی قرار گیرند که توجیهکننده شرایط بنیادی نباشند، حتی اگر چشمانداز سیاسی مثبت باشد، روند موقتی خواهد بود. ما هنوز البته در نقطهای نیستیم که از بعد بنیادی نگران باشیم. البته کار در بازار سخت است و باید به دنبال گزینههای قوی و بهتر و پرپتانسیلتر بگردیم. در مورد این موضوع فردا کمی مفصلتر صحبت میکنیم که آیا به وضعیت بنیادی و سود وزن بدهیم یا به رشدی که نکردند یا کردند، یا به اصطلاح مثلاً بین گروه دارو و خودرو، «دارو» را انتخاب کنیم که وضعیت چشمانداز قوی در سودآوری دارد یا «خودرو» که عقبمانده است؟!
برای فردا سعی میکنیم به این سؤال مفصلتر پاسخ بدهیم، ولی بهشکل کلی در مقدمه بگوییم که همیشه اولویت با جریان سودآوری است؛ چرا که جریان پول آن را بهخوبی فالو خواهد کرد، اما یک صنعت ممکن است بدون انگیزههای بنیادی تا مدتها درجا بزند. باز هم عرض میکنیم که فردا در مورد این موارد مفصلتر صحبت خواهیم کرد.
و اما سراغ بخش دوم برویم که قرار بود امروز در مورد یکی از مهمترین تغییرات آییننامهای سرمایهگذاری مرتبط با شرکتها در بازار صحبت کنیم؛ اما دو اتفاق رخداده از سمت سازمان بورس باعث شد تا به آن بپردازیم و انصافاً باید گفت اگر وقتی جایی انتقاد میشود، آن طرف ماجرا اگر کار خوبی هم صورت میگیرد باید دفاع و تقدیر کرد. طی روزهای گذشته دو مطلب انتقادی در مورد اول مالیات و سپس مسئولیت اجتماعی نوشتیم که مخاطب آن سازمان بورس بود و طی این چند روز اقداماتی از سوی سازمان صورت گرفته است که نشان میدهد این انتقادها شنیده شده و در مسیر رفع آن گامهای مهمی برداشته شده است.
در حوزه مالیات که کمی عزیزان نسبت به لحن تند مطالب انتقاد داشتند، موضوع توسط سازمان تا حدودی پیگیری شده و کار به نقاط خوبی رسیده و شاهد حذف بسیاری از این اعداد بودیم؛ و صد البته هنوز مشکلاتی وجود دارد که به اختلافنظر بین مدیران در این حوزه برمیگردد و مشکلات برخی از بازاریابهای کارگزاریها هنوز برقرار است که البته میتوان تا حدودی پذیرفت که این اعداد هم میتواند مشمول معافیت مالیات باشد، اما از دید برخی بهعنوان درآمدی مجزا شناسایی میشود. نکته دیگر کار خوب سازمان در حوزه مسئولیت اجتماعی بود؛ نامهای که توسط مجموعه نظارت بر ناشران منتشر شد، یک کار شجاعانه در این حوزه است که اگر ادامه یابد و با جدیت و با قاطعیت پیش گرفته شود، کار بزرگی در راستای شفافسازی است. به نظر اتفاق بسیار مهم و خوبی برای بازار و شرکتها خواهد بود و میتواند مسیر درست کارکرد مسئولیتهای اجتماعی را توجیه کند. برای همین هم هست که وقتی مینویسیم از کار خوب باید تقدیر کرد، این دو موضوع در صدر این موارد قرار میگیرد و به نظر اگر این اقدامات شجاعانه ادامه داشته باشد، شرکتها و دولت متوجه خواهند بود که طرفحساب آنها جریانِ مطالبهگرِ بهحقی قرار دارد که دیگر نمیتواند بهمانند گذشته منافع آن را زیر سؤال ببرد.
اگر برخی نگویند بزرگنمایی، ولی معتقدیم این نامه گام بزرگی در راستای پاسخگو کردن شرکتهای بزرگ شبهدولتی است که روی گرده سهامداران سوار میشدند و با این پولها هزینهتراشی میکردند؛ و صد البته هیچکس از مسئولیت اجتماعی شرکتها فرار نمیکند، اما معتقدیم پولها نباید خرج رولکس فوتبالیستها و ماشینهای گرانقیمت آنها شود. قطعاً اولویت با کارمندان و کارکنان و سهامداران شرکت است و در نهایت دولت هزار جور مالیات و عوارض اخذ میکند که جبرانکننده این موارد باشد؛ قرار نیست هزینه بدمستیهای سیاسی و کسریهای بودجه را سهامداران و شرکتها تقبل کنند و به نظر یک بار دیگر این کار خوب سازمان بورس باید تشویق و مورد توجه قرار گیرد.
و حرف آخر… عزیزان امیدواریم از ما نسبت به مطالب قبل ناراحت نبوده باشند. مطمئن باشید طی این سالها هر مطلبی تأکید میشود، هر مطلبی نوشته شده، فقط و فقط در این راستا بوده که بازار سرمایه به عنوان سفره اصلی درآمد ما بورسیها و تقویت بازار سرمایه در اولویت باشد که این مهمترین وظیفه هر سهامداری برای محل کسبوکار خود است. امیدواریم کمی لحن انتقادانه را عزیزان پذیرا باشند و بدانند که همه در مسیر بهبود و بهتر شدن بازار بوده است.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید