بورسی شدن سرخآبیها؛ آری یا خیر؟
44
|مهدی حاجیوند، مشاور عالی سازمان اقتصادی فوتبال ایران در گفتگو با خبرنگار همفکران در خصوص عرضه سرخابیها در بورس گفت: در ابتدا باید بررسی کرد که هدف از عرضه سهام این دو باشگاه در بورس چیست ...
مهدی حاجیوند، مشاور عالی سازمان اقتصادی فوتبال ایران در گفتگو با خبرنگار همفکران در خصوص عرضه سرخابیها در بورس گفت: در ابتدا باید بررسی کرد که هدف از عرضه سهام این دو باشگاه در بورس چیست، اگر به دنبال خصوصی سازی و رفع مشکلات کنونی هستیم نسخه بورس جوابگو نیست، مشکل اساسی این دو باشگاه بودن مدیریت و مالکیت آن ها در دست دولت است، همچنین عملکرد دولت در چند دهه گذشته مشکلات فعلی را برای این دو باشگاه و فوتبال کشور به وجود آورده است، به نتیجه رسیدن برای واگذاری این دو باشگاه در کلیت اتفاق خوبی است اما انجام این کار از طریق بازار سرمایه به نظر مناسب نمیرسد.
وی ادامه داد: حتی باعرضه 5 الی 20 درصد از سهام این باشگاهها کماکان مدیریت آنها در دست دولت خواهد بود و پیش بینی میشود برخی در ذهن نسخه خصوصیسازی شستا را برای این دو باشگاه درنظردارند، باعرضه شستا عملاً اتفاق مثبتی رخ نداد و صرفاً شستا نیز بورسی شد، در اصل میتوان گفت برخی باعرضه سهام سرخابیها در بورس به دنبال یک نوع شستاییزه کردن این دو باشگاه هستند، اما باید توجه داشت که با این نوع واگذاری مالکیت و مدیریت منتقل نمیشود.
مشاور عالی سازمان اقتصادی فوتبال افزود: بستر بازار سرمایه و خصوصاً بستر بازار پایه شرایط و بستر مناسبی برای پذیرش این دو باشگاه نیست و یکی از دغدغههای موجود این است که عدهای باهدف یا بیهدف سهم را خریداری کرده و نفروشند یا حتی اقدام به جمعآوری این سهمها کنند، برخی از افراد بهاشتباه فکر میکنند که بهطور مثال در لیگ انگلیس که 20 باشگاه در بورس پذیرششده به دلیل خصوصیسازی است اما اینطور نیست در سال 1983 تاتنهام اولین باشگاهی بود که در بورس انگلیس پذیرش شد آنهم به این دلیل که فوتبال در آن کشور حرفهای شد و بازیکنان و کادر فنی نیز خواستار دستمزد بودند بنابراین برای تأمین مالی در سال 1983 این باشگاه بخشی از سهام خود را در بورس انگلیس عرضه کرد و 3 میلیون و 300 هزار پوند تأمین مالی برای مجموعه شکل گرفت، با توجه به تجربه خوب عرضه باشگاه تاتنهام طی چند سال 20 باشگاه دیگر نیز عرضه شدند، بنابراین ادعای خصوصیسازی باشگاهها از طریق بورس در دنیا صحت ندارد.
حاجی وند بیان کرد: عمدتاً ارزشگذاری که برای قیمتگذاری سهام این دو باشگاه شکل میگیرد ارزشگذاری مناسبی نیست، هزار و 800 میلیارد برای پرسپولیس و هزار و 600 میلیارد برای استقلال (که برخی نیز معتقدند این قیمتها مربوط به اردیبهشت 1400 است و تجدید ارزیابی داراییها باید در خصوص این دو باشگاه شکل بگیرد). برای ارزشگذاری سهام یک باشگاه مؤلفههای بسیاری وجود دارد ازجمله؛ تعداد بازیکنانی که در تیم ملی حضور دارند، سن و مبلغ قرارداد، سوابق، عناوینی که در لیگهای جهانی کسب کردهاند و... بنابراین معتقدم ارزشگذاری درستی از برند باشگاهها صورت نگرفته است، در دنیا 50 مدل برای ارزشگذاری باشگاهها وجود دارد که گویا در کشور ما صرفاً از دو مدل آن استفادهشده است، بنابراین در پی این ارزشگذاری این ابهام برای بازار سرمایه نیز پیش خواهد آمد که ارزش سهام این شرکتها بر چه پایهای ارزشگذاری میشود؟
وی ادامه داد: اینکه بازار سرمایه نورافکنی است که به باشگاه و بنگاه دولتی انداخته میشود صحیح است اما باید توجه داشت که نورافکن بازار سرمایه تا چه میزان قدرت دارد؟ و آیا بنگاههای دیگر نیز این اقدام را انجام دادهاند؟
مهدی حاجی وند در خصوص شفافیت صورتهای مالی این دو باشگاه ورزشی نیز گفت: ایرادات بسیاری بهصورت های مالی که در مجمع برای استقلال و پرسپولیس تصویب شد وارد است، با توجه به حواشی موجود برای این دو باشگاه نیز حساسیتهای بازار برای صورتهای مالی این شرکتها بیشتر میشود، درمجموع اصل واگذاری دو باشگاه پرسپولیس و استقلال گام خوبی است اما به نظر میرسد نسخه بازار سرمایه آن شفابخش نیست، معتقدم پیمان مدیریت بهترین استراتژی است که میتوان در پیش گرفت، در دوره 5 سال باشگاهها را به مزایده میگذاریم تا متقاضیان نیز برنامه و درخواست خود را اعلام کنند و برنامههای درآمدزایی مدیریتی ارائه کنند و مدیریت باشگاه در یک رقابت سالم به آنان منتقل میشود، این بهترین مدلی است که بر روی اهلیت نیز تأکید دارد زیرا در این روش مدیریت واگذار میشود اما مالکیت همچنان با دولت است، در این پروسه 5 ساله نیز زیرساختهای واگذاری باشگاه صورت میگیرد و بعدازاین دوره میتوان به سراغ واگذاری یا خصوصیسازی صد درصد رفت.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید