سنس سیاستزدگی!
یک نکته که در بازار امروز به چشم میآمد و کمی نگرانکننده است و بخشی از گزارش بازار ما را نیز شامل میشود، این است که نوعی از جریان پول، بنا به هر دلیلی و با هر شکلی که امروز کمی بیشتر توضیح میدهیم، تصمیم گرفته که فروشنده بازار باشد و این جریان، خروج را استارت زده است. دلیل واضح و روشنی هم دارد و آن را جنگ میداند و چشم روی تحولات بنیادی شرکتها بسته است.
به گزارش آوای آگاه، بازار امروز نیز همچون روزهای گذشته، تحت تأثیر فضای روانی ناشی از ریسکهای سیاسی، با فشار فروش همراه بود. شاخص کل بورس در پایان معاملات امروز با افت ۱۴۲ هزار واحدی، کانال ۸ میلیون واحدی را از دست داد و در ارتفاع ۷ میلیون و ۹۲۶ هزار واحد قرار گرفت.
ارزش معاملات خرد امروز به ۴۷.۸ همت رسید و در مقابل، حقیقیها ۷.۲ همت نقدینگی از بازار خارج کردند. همچنین، در جریان معاملات امروز، ۲۹۲ نماد با صف فروش به ارزش ۷.۹ همت و ۱۵۲ نماد با صف خرید به ارزش ۴.۳ همت مواجه شدند؛ آماری که از تداوم فشار فروش در بازار حکایت دارد.
نمادهای فملی و فارس نیز بیشترین اثر منفی را بر شاخص کل داشتند.
شاخص هموزن هم با افت ۲۶ هزار واحدی به سطح ۲ میلیون و ۲۰۲ هزار واحد رسید. در این میان؛ شاخص کل فرابورس هم تحت تأثیر منفی نمادهای کگهر، مارون و آریا ۹۴۷ واحد کاهش یافت و در سطح ۶۵,۹۹۲ واحد قرار گرفت.
ترینهای معاملات بورس
فرآوردههای نفتی، فلزات اساسی و شیمیایی بیشترین ارزش معاملات را به خود اختصاص دادند. از نظر حجم معاملات نیز گروههای بانک، خودرو و فلزات اساسی در صدر قرار گرفتند.
ورود و خروج پول حقیقی
در معاملات امروز؛ بیشترین خروج پول از گروه فرآوردههای نفتی، کانه فلزی و بانکی رخ داد و در سمت مقابل بیشترین ورود پول به گروههای خدمات فنی و مهندسی و ماشینآلات بوده است. در میان نمادها نیز تاپیکو، فباهنر و تلیسه بیشترین استقبال را از سوی حقیقیها داشتند و شپنا، فزر و وبملت بیشترین حمایت حقوقیها را تجربه کردند.
سهشنبهای سیاستزده و سرد را داشتیم و بازار در یک اقدام خودجوش، که البته گفتمانها و تهدیدها در آن مؤثر بود، جو فروش گرفت و این جو از پالایشیها و تهدید آنها آغاز شد و به بقیه کشیده شد. یک نکته که در بازار امروز به چشم میآمد و کمی نگرانکننده است و بخشی از گزارش بازار ما را نیز شامل میشود، این است که نوعی از جریان پول، بنا به هر دلیلی و با هر شکلی که امروز کمی بیشتر توضیح میدهیم، تصمیم گرفته که فروشنده بازار باشد و این جریان، خروج را استارت زده است. دلیل واضح و روشنی هم دارد و آن را جنگ میداند و چشم روی تحولات بنیادی شرکتها بسته است.
این اتفاق بهخوبی در چهره بازار امروز روشن بود که در عین مثبت بودن و فضای نسبتاً خوب، باز هم فروشندهها ولکن عرضه در بازار نبودند و با این حجم خبرهای خوب، باز هم بازار فروشنده داشت. آن هم نه فروشنده در مثبتها، که به هر قیمتی حاضر به فروش بودند و این چیزی جز سنس سیاستزدگی بازار نبود. حالا میخواهیم با خود مرور کنیم که این حس و این رفتار درست است یا غلط.
امروز بازار را در حالی آغاز کردیم که یک «بگذار ببینیم چه میشود» و یک «صبر، حالا این چند روز صبر کنیم» و یک «نکند زیرساخت بزند» هم در چهره آن دیده میشد. زنگ جرس رویدادهای سیاسی، آن هم از جنس بیرونی، دوباره فضای بازار را در بر گرفته و البته بازار این بار چشم به تحولات و رویدادهای بیرون کشور دارد! از مدتها قبل گفته بودیم که ما در یک چله پرچالش قرار میگیریم که تقریباً بخش انتهای آن با دو انتخابات آمریکا و اسرائیل به پایان میرسد.
البته در این میان، گزارشهای میاندورهای و ماهانه هم منتشر شد که انصافاً آثار آن را در بازار شاهد بودیم و دیدیم که بخشی از بدنه بازار با این گزارشها در بازار خرید و فروش کرده و حرکت میکردند. حتی همین امروز، زیر فشار جو منفی، باز هم آنها که سبز بودند، کت شیک کدال و گزارشها به تنشان بود.
اما آنچه در حال حاضر بهنظر در چهره بازار روشن است، یک سیاست «کمی صبر» دیده میشود که احتمالاً این موضوع یک هفته بازار را درگیر خواهد کرد. فردا که بازار را آغاز کنیم، نتیجه انتخابات اسرائیل مهم است و هفته بعد، که از همه مهمتر است، انتخابات آمریکا. البته امروز در مورد دو موضوع کمی مفصلتر صحبت میکنیم که اولی به تقسیمبندی اهالی بازار و تصمیمات آنها بر دنیای سیاست میچرخد و دومی به سناریوی احتمالی بازار و رفتار آن در این شرایط.
اما چرا این موارد را ذکر میکنیم؟ برای اینکه معتقدیم میشود از دل این فضا و این شرایط فعلی، رویدادهای غیرقطعی و حدودی از شرایط بازار را ترسیم کرد و در بازار حرکت نمود. چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه دلمان بخواهد یا نخواهد، سیاست متأسفانه در حال حاضر رکن اصلی مسیر بازار شده است.
یک نکته را ابتدا بگوییم که بهعنوان نکته مهم معاملاتی پیش روی همه ماست: بازار در حال حاضر تمامعیار ریسک جنگ را در خود لحاظ کرده و با گارد جنگی حرکت میکند. البته در این بین، کیفیت این گارد و این حرکت هم متفاوت است، اما در هر صورت، همه خود را برای یک جنگ آماده کردهاند. بحث ما این است که وقتی بازار خود را برای این فضا آماده میکند، اتفاقاتی خارج از این موضوع و آنچه خلاف انتظار اوست، میتواند فضای متفاوتی را رقم بزند. یکی از این اتفاقات، عدم وقوع جنگ و باز شدن باب مذاکره است؛ نظیر آنچه در توافق پاکستان رخ داد. شاید دوباره برخی بگویند که کتاب «لاکپشتها پرواز میکنند» را میخوانید و خوشخیال هستید، اما به هر حال، بورسیها نشان دادند حداقل در دنیای سیاست، اشتباهترین پیشبینیها را دارند. کارنامه طلابازهای بهمن و اسفند تا امروز بهخوبی روشن است!
این موضوع را برای این عرض میکنیم که در احتمالات خود، این جریان را قرار دهید که اگر چنین اتفاقی رخ دهد، با توجه به شرایط بازار و جمع شدن فنر ارزندگی و شرایط پیبهای و سودسازی بازار، با برطرف شدن ریسکهای سیاسی، قابلیت یک رشد سریع و افزایش قوی را خواهد داشت. نمیگوییم این موضوع محقق نمیشود یا میشود؛ پیشبینی سخت است، اما به هر حال، در احتمالات خود، ولو اندکی، موضوع را در نظر بگیرید که در صورت وقوع یکی از آن غافلگیریهای شیرین، بازار را خواهیم دید.
اما چهره فعلی فعالان بازار و آنچه در حال حاضر با آن مواجهایم، اندکی متفاوتتر است. امروز اگر بخواهیم بهطور خلاصه تقسیمبندی اهالی بازار و مواجهه آنها را با جریان سیاست توضیح دهیم، به تقسیمبندی جالبی میرسیم. ابتدا یک تقسیمبندی کلی وجود دارد که ما اسمش را «جنگ زیرساختی» گذاشتیم؛ یعنی کسانی که فکر میکنند جنگ زیرساختی در پیش است و جنگ بعدی، جنگی از جنس زده شدن زیرساخت است. قاعدتاً تصمیم آنها نیز روشن است. آنها، بهخصوص بعد از رشد اخیر بازار و اتفاقات و تحولاتی که رخ داده، حاضر به پذیرش این ریسک نیستند و عطای بازار را به لقای آن بخشیده و نظارهگر سودها هستند و اتفاقاً بدشان هم نمیآید که برای چندرغاز طلا و دلار داشتن، مملکتی از بین برود، اما به هر حال، طیف وسیعی از فعالان بازار با این استدلال، با این شرایط نقد کرده و در حال تماشای بازار هستند.
برخلاف آنچه برخی فکر میکنند، تعداد و مبلغ این افراد طی دو هفته گذشته مدام رو به افزایش بوده و امروز هم ادامه داشت. به نظر، اگر اتفاقی در جهت حل و فصل ماجرا پیش نرود، هرچه پیش برویم، این عدد و این تعداد بیشتر هم خواهند شد و بسیاری کاهش حجم معاملات را از رویدادهای آتی ۵ روز پیش رو میدانند. تکلیف این عده با خودشان روشن است؛ با بازار هم روشن است. حاضر به پذیرش این ریسک نیستند و شب آرام و راحت خوابیدن را بر داشتن یک خواب ناآرام و روزهای پرتلاطم ترجیح میدهند.
اما دسته بعد، اوضاع متفاوتی دارند. آنها حسرت نبرند به خواب یک مرداب، که آرام درون دشت شب خفته است؛ دریایند و نیست باکشان از طوفان. آنقدر تجربه دارند و دیدهاند و شنیدهاند که این دریای سیاست و بازار سرمایه همه عمر خوابش آشفته است و اصلاً سود از دل همین آشفتگی بیرون میآید. اگر قرار باشد همهچیز قابل پیشبینی و قابل لمس باشد که اتفاقی رخ نمیدهد. همین موارد است که بازار و تصمیمگیریها را جذاب و زیبا کرده است.
البته این یک تقسیمبندی کلی بود و در دل این افراد هم ردهها و تفکرات مختلفی وجود دارد که عمده آن به سه بخش تقسیم میشود. دسته اول معتقدند: «جنگ چی؟! کشک چی؟! دوغ چی؟!» اینها بزن نیستند، دفعه قبل که زدند، خوردند و نهایت کارشان همین محاصره و این موارد است. بسیاری با این دید در بازار حاضر هستند و خرید و فروش میکنند. اتفاقاً اکثر کسانی که این دیدگاه را داشتهاند، چه از ابتدا تا به امروز و چه جدید، بازدهی خوبی را نیز فارغ از پیشبینیهای سیاسی گرفتند. اینکه پیشبینی آنها درست است یا غلط را گذر زمان مشخص میکند، اما به نظر کمی خوشبینانه به ماجرا نگاه میکنند.
دسته دوم کمی متفاوتتر هستند. آنها معتقدند ته این بازی، یعنی موضوع جنگی کوتاه میشود و طرفین دوباره به میز مذاکره و توافق بازمیگردند؛ یا به عبارت دیگر، آنها وقوع جنگ را کمتر و بروز مذاکره و توافق را بیشتر میدانند. این دسته هم فعلاً در بازار حاضر هستند و خوشبینانه به ماجرا نگاه میکنند و مدام چشم به عاصم منیر و هیئت قطر و امارات و عربستان و ترکیه و پاکستان دارند که بهواقع حکایت ماست که همسایهها یاری کنند تا ما اینجا شوهرداری کنیم.
دسته سوم، دسته کمی بلاتکلیف است. آنها معتقدند جنگ اجتنابناپذیر است. همین یک جمله باعث میشود کمی بااحتیاط حرکت کنند، اما بر این عقیدهاند که جنگی که به زیرساخت کشیده شود را ندیده و آن را محدود به چند محل و مکان میدانند و در نهایت هم، به مانند جنگ قبلی، ته این ماجرا و بازی را یک توافق نصفونیمبند دانسته که اتفاقاً از دل آن، فرصت بزرگ و جذاب رفع تحریمها نیز بیرون میآید. در واقع، اگر با عینک دیدگاه سوم به ماجرا نگاه کنیم و این پیشبینی را مبنا قرار دهیم، منفیهای فعلی بازار میتواند نقطه خرید و احتمالاً یک بازدهی تمامعیار پیش روی بازار باشد، اما هیچچیز در دنیای سیاست قطعی نیست.
همانطور که میبینید، دیدگاهها و رویدادهای مختلفی وجود دارد و هیچکس نمیداند چه اتفاقی ممکن است رخ دهد. ما این موارد را برای این نوشتیم که سهامداران احتمالات و اتفاقات بازار را سبکسنگین و بالا و پایین کرده و با آن تصمیمگیری نمایند و حرکت کنند و در قالب هر یک از پیشبینیها، مسیر خود را در بازار مشخص نمایند. بهواقع، اگر کسی بعد از وقوع اتفاقات و رویدادهای سیاسی بگوید که ما نمیدانستیم و غافلگیر شدیم، امری غیرمنطقی است. حالا همهچیز پیش روی بازار است و وجود دارد؛ این کار سهامداران است که تصمیم بگیرند در کدام سناریو قرار گرفته و قرار است در کدام سناریو بازی کنند.
و توصیه مهم ما به شما عزیزان این است که خود را بین این سناریوها و اتفاقات و تفکرات قرار داده و تصمیمگیری کنید. یکی میپرسد: نظر خودتان چیست؟ ببینید، نظر ما واقعاً خیلی مهم نیست. هر کسی با ریسکپروفایل خود این ماجرا را دنبال میکند. شاید از دید ما، سناریوی آخر قابلوقوعترین و محتملترین ماجرا باشد، اما باز هم هیچکس نمیداند چه اتفاقی رخ میدهد. فراموش نکنید که ما اینجا با سرمایههای خود، با پوست و گوشت و خون خود، این اتفاقات و تحولات را لمس میکنیم. شاید تفاوت ما و مردم عادی کوچه و بازار همین باشد.
تفاوت ما این است که ما در فضای فعلی باید نگران این رخدادها و اتفاقات سیاسی باشیم و طبیعی است که اگر به سرمایه خود اهمیت میدهیم، باید در مسیر رویدادهای سیاسی نیز هوشیار و انعطافپذیر باشیم. یک بار دیگر میگوییم: ما نمیتوانیم راهکار بدهیم و بگوییم کدام سناریو رخ میدهد و شما چه کنید. ما همه موارد را نوشتیم. به نظر، با دید و بعد اخبار و تحولات سیاسی، هر چیزی را که محتمل میبینید، میتواند بهعنوان گزینه قابل وقوع مطرح باشد.
و اما در بخش دوم، به موضوع مهم این روزهای بازار، یعنی صندوقهای اهرمی، میپردازیم. یک نکته را ابتدا بگوییم: صندوقهای اهرمی طی این چند وقت حباب منفی گرفتند و این حباب منفی یکی از آزاردهندهترین رویدادهای بازار شد. اگر بخواهیم عوامل آن را طبقهبندی کنیم، معتقدیم سه دسته عامل باعث این حباب منفی شد.
عامل اول، فضای کسبوکار و شرایط بازار بود؛ یعنی اگر به خاطر داشته باشید، ریسک جنگ و بهتبع آن تحولات، اینکه کسی میل به اعتبار نداشت یا مسائلی شبیه این، تقاضا روی این صندوقها را کاهش داد و باعث بروز حباب منفی در قیمتها شد.
عامل دوم، از دید ما، تصمیمات سازمان بود. بیتعارف، احساس میکنیم سازمان بدش نمیآمد این صندوقها کمی گوشمالی داده شوند و حتی کوچک شوند. آنها از دید سازمان زیادی بزرگ شده بودند و چند باری در مقاطع مختلف هم ساز خود را میزدند. همین شد که تصمیماتی در این راستا برای صندوقها گرفته شد که کم کردن ضریب اعتبار و محدود کردن دامنه نوسان آنها نسبت به بازار، یکی از مهمترین این موارد بود. شاید هر دو در مقطع خود تصمیم درستی به نظر میرسید، اما در واقع، نتیجه آن ایجاد این حباب منفی و کاهش جذابیت صندوقهای اهرمی بود.
موضوع سوم که به نظر بهاندازه دو مورد اول در ایجاد این حباب منفی نقش داشت، بیخیالی متولیان این صندوقها بود که در نبود قوانین درست، که بخشی از حق مدیریت آنها را به این موضوع گره بزند، باعث شد تا آنها نیز نسبت به آنچه روی تابلو میگذرد، بیخیال باشند. البته بخشی از عملکرد آنها نیز به عملکرد سازمان بازمیگردد که نهتنها نظارت کافی نداشت، بلکه با گامهایی که در بخش بالا گفتیم، باعث شد متولیان صندوقها نیز بیخیال ماجرا شوند.
به نظر، این موضوع راهحل بینالطرفین دارد. چطور بورسیها مدام توافق و مذاکره را توصیه میکنند؛ در این حوزه نمیتوانیم بنشینیم و به یک مدل برسیم؟ بهتر است سازمان بورس کمی در مورد موضوع اعتباریها تغییر نظر دهد و این طرف هم صندوقها و متولیان آنها پای کار این صندوقها بایستند تا حباب کم شود. اتفاقاً معتقدیم بخشی از کارمزد مدیر و بازارگردان باید صرف این موضوع باشد.
البته به نظر، سازمان بورس گام اول را در راستای افزایش دامنه نوسان این گروه برداشته است و اتفاقاً معتقدیم این گام، گام سختتری بود و تصمیمگیری در مورد آن سختتر است. بهتر است در مورد تضمین اعتبارها نیز کمی بازنگری شود. انصافاً با این حباب، معتقدیم ریسک صندوقهای اهرمی ما هماندازه صندوقهای سهامی و یا حتی بسیاری از سهمهای بازار شده است. میتوان موضوع را برای یک یا دو ماه تعلیق کرد تا کمی تقاضا در این صندوقها افزایش پیدا کند و آن طرف هم به متولیان این صندوقها این توصیه و تذکر را میدهیم: اگر قرار است این موضوع همچنان بهعنوان یک دارایی حفظ شود و باقی بماند، به فکر رونق و بهبود محل کسبوکار باشید.
حکایت شما، حکایت کسی است که مغازهای با دکور شیک و عالی را زده، اما ساعت ۱۱ میآید و ساعت ۱ میبندد و دوباره ۵ غروب میآید و ۷ شب هم میبندد و میرود. با این دکور شیک، لازمه حضور تماموقت و گذاشتن انرژی، پول و زمان لازم است. در غیر این صورت، این موضوع نیز جذابیت خود را در بلندمدت از دست خواهد داد؛ کمااینکه تاکنون این موضوع رخ داده و اگر جلویش را نگیرند، به یک ابزار غیرقابلاعتماد تبدیل میشود.
اگر میخواهید هنوز چراغ سرمایهگذاری غیرمستقیم روشن بماند، بهنظر آغاز آن از مسیر صندوقهای اهرمی میگذرد. امیدواریم این موضوع مورد توجه طرفین قرار بگیرد و شاهد تغییراتی در این حوزه باشیم.
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید