وزن کشی دلار و سیاست!
سهگانه کدال، جریان پول و دلار در مقابل خبرهای سیاسی مسیر زورآزمایی بازار است و فضای فعلی را روشن میکند.
اولین روز معاملاتی هفته با رشد 97,000 واحدی شاخص کل و قرار گرفتن این نماگر در ارتفاع 6 میلیون و 601 هزار واحد به پایان رسید. شاخص هم وزن هم با رشد 23,000 واحدی به کارش خاتمه داد.
فملی، شپنا و تابان بیشترین تاثیر مثبت را بر شاخص گذاشتند و در سمت مقابل وپاسار، وبملت و فولاد بیشترین تلاش را در جهت افت شاخص کردند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر مثبت نمادهای فزر و ومپنا با رشد 575 واحدی همراه شد و در ارتفاع 51 هزار و 410 واحد ایستاد. سامان و ددانا نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی ها مثبت و 2100 میلیاردتومان وارد بازار شد.
ترین های معاملات بورس
صنایع بانک، فراوردههای نفتی و فلزات اساسی سه صنعت با بیشترین ارزش و حجم معاملات بودند. طی روز جاری نمادهای وتجارت، وبملت و وبصادر بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز صنایع فراوردههای نفتی، استخراج کانه های فلزی بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقی ها جذب کردند و در مقابل گروه بانک و مخابرات بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای فخوز و بیدار بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای وبملت و وبصادر بیش از همه در حمایت حقوقیها بودند.
امروز بازار دوباره صحنه جذاب و دیدنی نبرد گلادیاتوروار عوامل مثبت و منفی بود. از یک سو دلار و در سوی دیگر خبرهای سیاسی به جدال در بازار پرداختند و البته سرآخر بازهم این تحولات بنیادی بود که بر تحولات سیاسی پیروز شد... حداقل امروز پیروز شد. البته باید انصاف داشت امروز با این جو خاص، بازاری که رشد کرده و شرایطی که آخر هفته قبل داشت، بازهم خوب معامله شد. دقت کنید کار وقتی جالب میشود که بدانیم وسط بازار، آن هم بازاری که با این همه تردید و تنش روبروست، خبر زدن نفتکش میرسد و فقط چند دقیقهای اسیر عرضه میشود و دوباره تقاضای خرید جان میگیرد و حرکت میکند...
و اما امروز یک نکته دیگر را نیز باید گفت که یک حس ترس همراه بازار است که با توجه به در سود بودن، مدام با کوچکترین خبر سیاسی مثبت به منفی میکند ولی به نظر این مسیر برای این روزها طبیعی است و دست به دست شدن بدون ریزش جدی اتفاق مثبت و خوبی برای بازار است. سعی میکنیم فردا در این مورد بیشتر صحبت کنیم و بیشتر حرف بزنیم...
و اما بازار امروز...
امروز را در حالی آغاز کردیم که بازار روز چهارشنبه تحولات شیرینی را پشت سر گذاشت و در بین تمامی ریسکها و چالشها زهر فروشندهها را کشید و دوباره دست کسانی را که به واسطه ریسکها روی ماشه فروش میرود سوزاند. امروز هم این موضوع به چشم میآمد... تا قبل از آغاز بازار امروز چشم همه به تحولات آخر هفته بود که نکند با بروز و ظهور دوباره اخبار سیاسی و شرایط منفی افت دوباره و چالشهای جدی را شاهد باشیم ولی تقریباً به خیر گذشت. میگوییم تقریباً چون ریز و آهسته برخی خبرهای منفی منتشر میشد اما وزنی نداشت که بازار امروز را به چالش بکشد... حتی در طول بازار نفتکش هدف قرار گرفته هم خیلی مؤثر نبود...
اگر به خاطر داشته باشید همواره نوشتیم که سهگانه کدال، جریان پول و دلار در مقابل خبرهای سیاسی مسیر زورآزمایی بازار است و فضای فعلی را روشن میکند و درست در همین شرایط بود که در حالی که اتفاقاً دلار در محدوده ۲۲۰ و ۲۲۵ برای خود بازی میکرد، دلار نیما با رشد خاص خود در این دو روز اختلاف را کمتر کرده و یک چراغ سبز ویژه برای بسیاری از صنایع بازار صادر کرد. اگر بخواهیم بدون هیچ تعارفی مهمترین رویداد آخر هفته که در بازار امروز اثرگذار است را بیان کنیم، به نظر و از دید ما این افزایش نرخ ارز مهمترین خبر بود که معتقدیم انرژی خوب بازار امروز شد...
اما چه در پیش است و چه میتواند رخ دهد، ما این هفته را در حالی آغاز میکنیم که بخش کدال بازار خیلی خبر خاصی نیستا آنچه بتوانیم به عنوان نکات مثبت برای حرکت بازار پیدا کنیم یا در سمت کاهش ریسکهای سیاسی است و یا در سمت ورود جریان پول و در نهایت دلار...
بازار امروز با تأثیر از اتفاقات و رویدادهایی که رخ داده بود در مسیر مثبت بودن قرار گرفت و البته این مثبت را با دستانی لرزان و تردیدی جدی لحاظ میکرد. یک نکته را به عنوان نکته مهم بازار این هفته و امروز بیان کنیم که زیر این جو مثبت و حجم خوب، گفتن این حرفها شاید کمی برای برخی ناخوشایند باشد اما به هر حال موضوع مهمی است. ما در حالی فضای بازار را در این ساختار ریسکها پیش میبریم که آن حالت شکننده بودن و اتفاقات ناگهانی و تردیدها نسبت به تحولات سیاسی افزایش یافته است یا به عبارت دیگر اتفاقات و رویدادهای سهشنبه و چهارشنبه هفته قبل تلنگری به خریداران و فعالان بازار بود که فضا ممکن است دوباره دچار تغییر شود. هنوز اتفاقی رخ نداده، هنوز معتقدیم ریسکها کاهش نیافته که ما بخواهیم دوباره شاهد یک رالی باشیم و همین موضوع حرکت بازار را منقطع و بریدهبریده میکند.
هنوز هم ممکن است با کوچکترین خبر دوباره بازار در وزنکشی بین این عوامل قرار گیرد. پس این هفته را با همین شرایط پیش میبریم و البته معتقدیم بازار با رشد پیدرپی، زورش نسبت به روزهای قبل کمتر میشود اما اینطور نیست که اسیر منفیها شود.
یا اگر بخواهیم خلاصه بگوییم، تردید و احتیاط در دستور کار بسیاری قرار میگیرد اما خروج از بازار خیر. ما هنوز نشانهای برای پایان یک روند و رالی نداریم اما بازار با رشدی که داشته کمی با احتیاطتر گام برمیدارد و هنوز همه سناریوها اعم از سناریوهای سیاسی و اقتصادی پیش روی بازار قرار دارد. هنوز ترس از اقدامات دیوانهوار ترامپ و تحولات لبنان پیش روی ماست. هنوز چالشهای تنگه هرمز و اینکه تنگه برای همه باز شده و نفت میفروشند و برای ما بسته است پیش روی ماست و باز هم این موضوع را تکرار میکنیم که شرایط نمیتواند به این شکل باقی بماند و خیلی زود دوباره تغییر خواهد کرد، چرا که معتقدیم ماندن شرایط با این وضعیت تمام و کمال به زیان ایران تمام خواهد شد و باید از این فرصت استفاده کند...
ممکن است در طی این روزها کمی ورود جریان پول به شکلی که قبلتر وجود داشت کمتر شود و کمی آهستهتر مسیر را پیش برود اما جریان پول کماکان بازار سرمایه را به عنوان بازاری ارزان و منطقی دنبال میکند و یک نکته بسیار مهم نیز این میان وجود دارد و آن هم این است که این جریان پول چه رفتاری در بازار خواهد داشت؟! معتقدیم این جریان با ترکیبی از رفتار دلار نیما مسیر خود را در بازار روشن کرده و به نظر از این پس و از این نقطه به بعد ما شرایط متفاوتتری را نسبت به دفعات قبل خواهیم داشت. به عبارت دیگر ممکن است از این پس سرعت ما کمی کم شود، نمادها رفتار متفاوتتری داشته باشند، صفوف خرید با قدرت و فضای بیشتری عرضه شود و در نهایت تعداد نمادها و روزهای مثبت ما کمتر از رالی قبلی باشد اما فضا همچنان فضای نگرانکنندهای نیست.
در مورد اینکه چرا به چنین نتیجهای میرسیم و چرا آن را بیان میکنیم، ذکر دو نکته مهم است. نکته اول وقتی حجم زیادی از نمادها در یک اصلاح کوتاه ۱۰ تا ۱۵ درصدی دوباره نقطه جذابی برای خرید واقع میشوند یعنی بازار نمیتواند خیلی نقطه خطرناک و عجیبی باشد و نباید این موضوع را دست کم گرفت که در یک فضای تورمی قرار داریم و طبیعی است که فروشها متفاوتی داشته باشند و نکته دوم رویدادی است که امروز کمی مفصلتر به آن میپردازیم و آن هم نرخ نیما یا حواله یا نرخ جدیدی است که بانک مرکزی آن را بیان میکند و در محدوده ۱۶۰ هزار تومان قرار گرفته...
اتفاقاً معتقدیم این نرخ یکی از نکات ویژه و خاص بازار طی روزهای پیش رو خواهد بود. ما در سنوات و سالهای گذشته همواره با این موضوع مواجه بودیم که تورم افزایش پیدا میکرد، نرخ دلار رشد میکرد و به تبع آن قاعدتاً بازار سرمایه نیز باید اثر مثبت را میپذیرفت اما دو عامل همواره همچون چکشی روی سر او فرود میآمد. اول ریسکهای سیاسی بود یعنی دلار با ریسکهای سیاسی افزایش پیدا میکرد، اثر ریسکهای سیاسی را در بازار لحاظ میکردیم اما اثر دلار روی بازار نمینشست و شرکتها مجبور به فروش دلار به نرخهای دستوری و ثابت بودند. این دستور افت حاشیه سود شرکتها را رقم میزد، به طوری که طی سالهای گذشته این حاشیه سود مدام در حال کاهش بود و عامل دوم نیز قیمتگذاری دستوری بود؛ جایی که بهای تمامشده شرکتها افسارگسیخته و با رشد نرخ تورم رشد میکردند اما در سمت فروش با دستکاری دولت و دستور او قیمتها ثابت باقی میماند و سرکوب میشد و این نتیجه سیاستهایی بود که موجب کاهش حاشیه سود شرکتها و افزایش ریسک بازار شده بود و در نتیجه مستقیم همین سیاست بود که بازار سرمایه از سایر بازارها عقب افتاد...
اما یکی از مزیتهای این دولت این بود که دست از این سیاست برداشته و شاهد منطقیتر شدن قیمتها چه در نرخ ارز و چه در سیاستهای قیمتگذاری بودیم و همین موضوع به بازار هم منتقل شده است. به جد به این موضوع اعتقاد داریم که این اتفاق از نیمه دوم سال ۱۴۰۴ رخ داد و ما از مهر و آبان شاهد این ماجرا بودیم و اوج آن را در روزهای دی و بهمن شاهد بودیم که سیاستهای ارزی تغییر کرد اما دقیقاً آن نقطهای که بازار باید آن را لحاظ میکرد به چالشهای سیاسی خورد و بعد هم که جنگ شد و شاهد باقی ماجراها بودیم. این تغییر بزرگ سیاستگذاری اقتصادی در قیمتها دیده نشده بود و برای همین بود که وقتی بازار بعد از جنگ باز شد آن واکنش را نشان داد و همچنان هم به نظر این سیاست ادامه داشته و در کدال و گزارش شرکتها آن را میبینیم... و برای همین است که وقتی دلار رشد میکند میتوانیم با قطعیت بیشتری از فضای ارزندگی بازار دفاع کنیم چرا که شاهد تغییرات آن در گزارش فروش و احتمالاً سود شرکتها هستیم. و باز برای همین است که معتقدیم مسیر از این به بعد بازار مسیر متفاوتتری است.
ما قبلتر هم گفته بودیم از بعد سیاسی یا فضای کاهش تنش و تفاهم و رفع حصر دریایی را خواهیم داشت که به هر حال باعث رشد همه بازار میشود و یا در بدترین شرایط تشدید تحولات سیاسی و نظامی و جنگی را خواهیم داشت که باز همه فضای بازار را با خود میتواند پایین بکشد که نمونه آن را در روز سهشنبه و چهارشنبه دیدیم. اما اگر قرار باشد بر مدار میان این دو حرکت کنیم یعنی با وجود رفع سایه سنگین جنگ همچنان محاصره روی سر بازار باشد، اوضاع متفاوتتر خواهد بود. آنجاست که دیگر بررسی بازار و گزینهها رفتار دیگری از آنچه تا به امروز داشتیم پیش پای بازار قرار میدهد و دقیقاً به نظر معتقدیم از این نقطه به بعد بازدهیها مثل هم نخواهد بود. رویدادها به شکلی متفاوتتر از آنچه گذشته تکرار میشود. تحلیلگران باید بتوانند گزینههای منطقی را در بازار پیدا کنند چرا که با این احتمال مواجه میشوند که در حالی که زیر ریسکها در بازار ماندهاند در حال درجا زدن هستند.
برنده بازی فضای فعلی کسانی هستند که با دقت تمام این سناریوها و این موارد را در نظر گرفته و به انتخاب سهم و صنعت میپردازد. و باز در مورد هر سهم و هر صنعتی هم فضا متفاوت است. شاید یک صنعت مثلاً پتروشیمی یا فولاد گزینهای با بازدهی بالا مواجه شود و گزینه دیگر به دلیل ریسکها و شرایط محاصره با افت قیمت مواجه باشد. پس از امروز که وارد نیمه دوم شهریور میشویم این موضوع را در ذهن خود داشته باشید که هر آنچه که تا به امروز گذشته را کمی کنار بگذارید و با مفروضات و دستفرمان جدیدی پیش بروید.
امروز در بخش دوم قصد داشتیم در مورد یکی از چالشهای مهم بازار یعنی فروش حقوقیها و شناسایی سود در پایان شهریور صحبت کنیم که با توجه به طولانی شدن کار را به روزهای آتی موکول خواهیم کرد اما این نکته را نیز به عنوان یکی از چالشهای فعلی بازار برای دو هفته پیش رو گوشه ذهن خود داشته باشید که در مورد آن صحبت خواهیم کرد... اما در وزنکشی بین همه این عوامل فعلاً معتقدیم آنچه برای بازار بیش از همه میتواند مهم باشد همین حرکت دلار نیما و تحولات ویژه و خاص جریان پول خواهد بود که شدت و ضعف بازار را طی دو هفته پیش رو روشن خواهد کرد...
دیدگاه کاربران
به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید