دهن کجی به ریسک‌ها!

تصویر دهن کجی به ریسک‌ها!

ما کماکان آن صحنه وزن‌کشی اتفاقات و رویدادها را داریم و کماکان بسیاری این سؤال را از خود می‌پرسند که اصلاً سهم بفروشیم چه کنیم؟!

به گزارش آوای آگاه؛ سومین روز معاملاتی هفته با رشد 122,000 واحدی شاخص کل و قرار گرفتن این نماگر در ارتفاع 6 میلیون و 723 هزار واحد به پایان رسید. شاخص هم وزن هم با رشد 32,558 واحدی به کارش خاتمه داد.
فملی، فارس و شپنا بیشترین تاثیر مثبت را بر شاخص گذاشتند و در سمت مقابل وپاسار، وبملت و میدکو بیشترین تلاش را در جهت افت شاخص کردند.
در پایان بازار امروز شاخص فرابورس تحت تاثیر مثبت نمادهای فزر و آریا با رشد 894 واحدی همراه شد و در ارتفاع 52 هزار و 304 واحد ایستاد. شکام و پاریز نمادهایی بودند که بیشترین اثر منفی را بر این شاخص داشتند و مانع از رشد بیشتر آن شدند.
امروز تراز نقدینگی حقیقی ها مثبت و 3900 میلیاردتومان وارد بازار شد.
ترین های معاملات بورس
صنایع بانک و فراورده های نفتی و خودرو سه صنعت با بیشترین ارزش و حجم معاملات بودند. طی روز جاری نمادهای وبملت، وتجارت و خودرو بیشترین حجم معامله را داشتند.
ورود و خروج پول حقیقی
امروز صنایع استخراج کانه های فلزی و محصولات شیمیایی بیشترین نقدینگی را از سوی حقیقی ها جذب کردند و در مقابل گروه بانک و سرمایه‌گذاری‌ها بیشترین پول خرد را از دست دادند. نمادهای آکو و ومعادنح بیشترین ورود پول حقیقی را داشتند و نمادهای وتجارت و بیدار بیش از همه در حمایت حقوقی‌ها بودند.

1.JPG

2.JPG

3


بازار امروز یه طور واضح و مشخص، در عین این که ریسک‌های مختلف را می‌دید و می‌شنید، بازهم به ریسک‌ها دهن‌کجی کرد و روند دلار او را بالا کشید. البته امروز حس ترس بازار با توجه به اتفاقات دیشب کمی بیشتر بود ولی همچنان جریان پول بازی را در دست دارد و پیش می‌رود... حرکت دلار انرژی بازار شده و باعث شده است تا کمی تردیدها در مورد اثرگذاری ریسک‌ها بیشتر شود ولی هیچ‌کسی نمی‌تواند این موضوع را نبیند. امروز بازار را در حالی پیش بردیم که به نظر می‌رسد فضای ریسک‌ها اندکی متفاوت‌تر از روزهای قبل ظاهر شده و کمی جریان تقابل و تنش نسبت به روزها و هفته‌های گذشته در بازار بیشتر شده است ولی پوست بازار و گوش او بدهکار این مسائل نبود و می‌تازید... او شانه‌به‌شانه دلار حرکت می‌کند و ریسک‌ها را نمی‌بیند ولی اگر به خاطر داشته باشید برای بازار سناریوهای مختلفی را نوشتیم که مثلاً یک سناریوی خوش‌بینانه بود که به نظر با این اخبار خیلی بعید است که محقق شود. دیگری سناریوی بسیار بدبینانه بود که به یک جنگ تمام‌عیار ختم می‌شد که به نظر این موضوع نیز کمی در حاشیه است اما آنچه در حال حاضر بازار می‌بیند و با آن مواجه شده، جریانی است که تقابل را از توییت‌ها و سخنرانی‌ها روی دریا و صحنه جنگ آورده. ریسک‌های بازار را باید دید ولی نباید از ترس آنها خودکشی کرد...
روزهای گذشته روی این جمله تأکید می‌کردیم که شرایط نمی‌تواند این‌طور بماند. مگر می‌شود تنگه برای همه باز و برای ایران بسته باشد؟ همین حالا نیز این را معتقدیم که شرایط نمی‌تواند این‌طور ادامه پیدا کند و به‌زودی باید خبرها و تحولات دیگری رخ دهد. دو مسیر پیش روی دو طرف است؛ یکی تفاهم و دیگری تقابل که در حال حاضر طرفین مسیر تقابل را انتخاب کردند و با سرعت به سمت آن پیش می‌رود. بازار تا وقتی جنگ به شکلی غیرمنتظره و همه‌گیر نشده شاید از این زد و خوردها بترسد اما او را به سمت فروش‌های هیجانی سوق نمی‌دهد، اما به نظر باید این موضوع را در ذهن خود بقبولانیم که فضا نسبت به روزها و هفته‌های قبل بسیار تغییر کرده و ما با شکل جدیدی از ریسک‌ها در ساختار فعلی بازار مواجه‌ایم. در این شرایط، وقتی ریسک‌ها به این شکل افزایش پیدا می‌کند، قاعدتاً واکنش بازار هم مشخص است و در خرید محافظ‌کار و در فروش با توجه به سودی که کسب کرده مصمم‌تر می‌شود و این چهره بازار طی چند روز گذشته بوده. البته امروز کمی فضا متفاوت‌تر و شجاعانه‌تر بود که به نظر دلیل آن هم وزن‌کشی عوامل مختلف است.
ما کماکان آن صحنه وزن‌کشی اتفاقات و رویدادها را داریم و کماکان بسیاری این سؤال را از خود می‌پرسند که اصلاً سهم بفروشیم چه کنیم؟! با این دلار، با این شرایط ما هر روز عقب می‌رویم به جای جلو رفتن. اصلاً از بعد دلاری راهی نیامدیم که بخوایم حالا پیاده شویم و برگردیم!!
ولی در هر صورت و با تمام این تفاسیر، سؤال بسیاری از سهامداران و افراد فعال در بازار این است که باید بترسیم یا نه؟! این مفهوم ترسیدن به معنی محافظه‌کار شدن، فروش بیشتر، خرید کمتر و شرایطی شبیه این است و حس ترس هم غالباً از دو بعد ساری و جاری می‌شود؛ یکی بعد سیاسی و دیگری بعد بنیادی... به واقع هرگاه فضای کلی از این دو بعد دچار ضعف و تحولات کاهشی شده است، بازار هم به سرعت واکنش نشان داده و در مسیر اصلاح و نزول قرار گرفته، اما در شرایطی که در فضای مساعد قرار داشته باشند، در وزن‌کشی بین این دو عوامل است که بازار مسیر خود را پیدا می‌کند. از همین رو ما در حال حاضر در حال همین فضای وزن‌کشی هستیم که قاعدتاً آن حس ترسی که باید به سراغ بازار بیاید را از بعد بنیادی فعلاً نداریم. ما گزارش‌های خوبی در کدال داریم، احتمالاً گزارش‌های شش‌ماهه خوبی خواهیم داشت، هنوز سیگنال محاصره به فروش و اعداد سود و زیان شرکت‌ها نرسیده، رشد دلار آزاد و نیما در بازار لحاظ نشده و بسیاری آن را پرایس نکردند و به طور کلی فضای بنیادی هنوز فضای منطقی است. جریان پول هم برای جا نماندن خود از تورم به این بازار وزن منطقی و مناسبی داده است. پس ما در دوگانه ترس از تحولات بنیادی و سیاسی، در بعد بنیادی آن خیلی ترسی به دل خود راه نمی‌دهیم. و این حس عدم ترس را نیز از دلار و گزارش‌ها و کدال می‌گیریم و این را هم به عنوان تبصره اضافه کنیم که هرگاه قیمت‌ها نتواند شرایط بنیادی فعلی را توجیه کند یا کدال نقاط ضعف فروش و چشم‌انداز شرکت‌ها را نشان دهد و یا اخبار و تحولات به زیان بازار حرکت کند، قطعاً واکنش جور دیگری خواهد بود، اما در حال حاضر چنین چیزی را شاهد نیستیم.
اما بعد سیاسی ماجرا، بعد پیچیده‌ای است. نگاه مثبت این روزها و امروز نکنید؛ با یک خبر همه‌چیز می‌تواند به هم بریزد! در مورد مسائل سیاسی ما که تحلیلگر سیاسی نیستیم اما هرچه جلوتر می‌رویم به نظر کار سخت‌تر می‌شود. چه در لبنان، چه در تنگه هرمز، به نظر فضا آن‌طوری که باید پیش می‌رفت پیش نرفته و این موضوع باعث خواهد شد به‌زودی واکنش‌ها دوباره افزایش یابد. آن دست برتری که ایران در ماه‌های پس از جنگ داشت، حالا با شرایط فعلی کمی دچار تردید و چالش شده است و اینجاست که آن بال تحولات و اتفاقات سیاسی خود را نشان می‌دهد؛ حس ترسی که می‌تواند شرایط بازار را نیز تغییر دهد و هرچه قیمت‌ها رشد می‌کند، فضا شکننده‌تر می‌شود، قدرت اثرگذاری این اخبار و اتفاقات در بازار بیشتر خواهد شد. و حالا به سؤال بالا باز می‌کردیم؛ باید از بازار بترسیم؟! حقیقتاً پاسخ این سؤال این است که از بازار نمی‌ترسیم اما از تحولات و خبرها و اتفاقات می‌ترسیم؛ از اینکه این تحولات و و اتفاقات دوباره به کشیده شدن پای کشور به جنگ و آسیب به زیرساخت‌ها باز شود و آنگاه دیگر هیچ‌کس به تحولات پی‌به‌ای و بنیاد و اخبار نگاه نمی‌کند.
اما بلافاصله بعد از این جمله این سؤال مطرح می‌شود که بفروشیم و تماشاچی بازار باشیم؟! پاسخ به این سؤال در ریسک پروفایل هر شخصی قرار داده می‌شود که او به شرایط نگاه می‌کند اما معتقدیم از ترس مرگ نباید خودکشی کرد. تا به امروز کسانی که کمی شجاعانه‌تر در بازار رفتار کرده‌اند پاداش خوب و قوی گرفتند و به نظر از این پس هم همین موضوع خواهد بود. اما قاعدتاً باید حس محافظه‌کاری را تا جای ممکن پیش ببریم و ادامه دهیم و معتقدیم باید از تحولات سیاسی هم خط‌کشی برای خود ترسیم کرده و تحولات سیاسی را اندازه‌گیری کرده و ریسک‌ها را به فضای منطقی‌تری تبدیل می‌کند. در واقع شرایط حال حاضر به ما می‌گوید که در عین نترسیدن و داشتن شجاعت و ماندن در بازار، تحولات سیاسی را به جد و با شدت باید زیر نظر گرفت و عماره‌ها و نشانه‌هایی برای تنظیم پورتفو ورود و خروج خود تنظیم کنید.
قطعاً ممکن است ماندن در بازار جایی فرصت خروج را برای شما سخت کند اما به نظر می‌رسد تحولات نشانه‌گذاری و اندازه‌گیری ریسک این فرصت را در اختیار شما قرار می‌دهد که با دید قوی‌تری فضای فعلی بازار را پیش ببرید. یک حس ترس همراه بازار است که با توجه به در سود بودن مدام با کوچک‌ترین خبر مثبت به منفی می‌کند ولی به نظر این مسیر برای این روزها طبیعی است و دست‌به‌دست شدن بدون ریزش جدی اتفاقاً برای بازار خوب است. به هر حال به نظر اوضاع بازار به آرامش قبل باز نمی‌گردد و ما شاهد تغییرات جدی در صحنه سیاسی هستیم. ما باید در روزها و هفته‌های پیش رو این تغییر را به شکلی متفاوت‌تر ببینیم. اگر این تغییر شکل تفاهم و برگشت به آن توافقنامه را نشان دهد، بعد قشنگ ماجراست، اما بعد پرریسک ماجرا آنجایی است که طرفین از این موضوع دور شوند. آن وقت است که بازار می‌تواند هر لحظه و هر روز سورپرایز جدیدی داشته باشد و قطعاً اگر کسی ما را نمی‌زند باید بگوییم زیر این خبرها بازار نمی‌تواند رالی تشکیل دهد. ببینید شاید دلار به کمک او بیاید و او را حفظ کند یا حتی به جلو هل بدهد ولی آنچه طی این مدت گذشت را بعید است بتواند دوباره به دست آورد...
خیلی دلمان می‌خواهد توصیه‌های قاطع‌تری را از سهم و نقد شدن و صندوق طلا بودن یا نبودن بیان کنیم اما فضا آن‌قدر غیرقابل‌پیش‌بینی است که نمی‌توان چیزی گفت اما فقط می‌توانیم این جمله را بیان کنیم که باید کمی محتاط‌تر حرکت کنیم و البته از ترس مرگ خودکشی نکنیم. بازار بحران‌های قوی‌تر و عمیق‌تر از این را پشت سر گذاشته و در ثانی بازار در نقطه‌ای نیست که ریزش خاصی را بخواهد به شکل دیوانه‌وار تجربه کند چرا که از فضای بنیادی دور نشده. البته که بازدهی خوبی را ثبت کرده اما هنوز در شکل و شمایل تحولات بنیادی می‌گنجد و قرار می‌گیرد. اتفاقاً معتقدیم می‌شود طی این مدت پیش رو با علم به تحولات و رویدادها و با توجه به ریسک پروفایل هر شخص چینش خوبی در مقطع فعلی در سبد سهام به وجود آورد. مقطع فعلی پیش رو فرصت خوب و قشنگی برای اصلاح پرتفوی خواهد بود.
و یک نکته دیگر را بیان کنیم و به سراغ بخش دوم برویم. فارغ از اینکه در دنیای سیاست چه رخ می‌دهد، به موضوع می‌شود به شکل دیگری هم نگاه کرد و آن هم این شکل که بازار دنیای سیاست و خبرهای سیاسی را بهانه‌ای برای اصلاح و دست‌به‌دست شدن موقت طی این محدوده قرار داد و با حجم خوردن و و دست‌به‌دست جدیدی که صورت می‌گیرد کف‌سازی جدیدی می‌کند و انرژی برای حرکت بعدی را پایه‌ریزی خواهد کرد. در واقع معتقدیم تحولات و اتفاقات سیاسی و خبرهای فعلی می‌تواند بهانه‌ای برای یک استراحت اجباری برای بازار شده تا مسیر پیش رو به شکل قوی‌تری برای او ترسیم شود. البته این موضوع دو قید مهم دارد که در بالا هم بیان کردیم؛ یک اینکه تحولات سیاسی به شکلی عجیب و غریب پیش نرود و دو اتفاقات بنیادی و محاصره و آثار آن آن‌چنان کدال شرکت‌ها را تحت تأثیر قرار ندهد و گزارش‌هایی شبیه مرداد را به روی ما بیاورد.
این را هم در پایان اضافه کنیم که همه بازار، همه صنایع و همه شرکت‌ها یکدست و با هم رشد نمی‌کنند. به نظر از این پس فضای بازار تحت تأثیر این عوامل با شدت بیشتری قرار داشته و مسیر او مسیر متفاوت‌تری طی روزهای اخیر خواهد بود.
و اما در بخش دوم بدون اینکه بخواهیم کسی را بترسانیم یا نکته‌ای را بیان کنیم بحثی را مطرح خواهیم کرد و آن هم موضوع مهم عرضه حقوقی‌ها در بازار است که خبرهای آن را می‌شنویم که البته دو بعد مهم دارد. بعد اول رفتار همیشگی ۱۵ شهریور تا انتهای شهریور است که بسیاری از حقوقی‌ها اقدام به شناسایی سود و جابه‌جایی پورتفو می‌کنند. این روال همیشگی و طبیعی در بازار بوده و هست و امیدواریم سازمان هم بستر لازم برای این موضوع را فراهم کند و کمی دست از اقدامات سخت‌گیرانه در این موضوع بردارد و اجازه انجام معامله را بدهد، اما بعد دوم موضوع، بعد مهم‌تری است...
برخی به نامه‌ها و دستورها و توصیه‌هایی اشاره می‌کنند که نسبت به فروش سهام در این شرایط توصیه و ترغیب شده است. ببینید این سیگنال و ارائه آن از سوی دولت برای بازار سیگنال جذابی نیست. بماند که بازار از روی تمام این عرضه‌ها رد می‌شود و خیلی موضوع پیچیده‌ای نخواهد بود اما نباید حکایت برو کلاه بیاور و سر بیاورد شود. اینکه برخی از سر کین و حرص و با علم به اینکه بازار در شرایط حساسی قرار دارد به هر قیمتی عرضه‌کننده سهم در بازار باشد دیگر اسمش عرضه نیست، اسمش دشمنی با بازار است. به نظر بهتر است این موضوع نیز اگر قرار است اتفاق بیفتد در فضای مدیریت‌شده پیش برود، شکل بلوکی با تمهیدات لازم و نه به شکل خرد و آبشاری در بازار. امیدواریم این یکی را هم سازمان بورس در دستور کار قرار داده و مدیریت آن را زیر نظر خود داشته باشد تا آسیب خاصی به بازار از این محل وارد نشود. به اندازه کافی زیر بار ریسک‌ها و اتفاقات منفی قرار داریم. اینکه بخواهد در دل خود این موارد را نیز هضم کند و با آن به مقابله بپردازد نوبر است...

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است

به منظور ثبت دیدگاه خود، ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید